این پیکره ها ٬ که به تمامی همان چیزی هستند که یک باره می نمایند ٬ به کسی اجازه نمی دهند که آنها را بررسی کند ...
 

« جاکومتی ترس از بی انتهائی دارد . نه از بی انتهائی به شــــــیوه ی پاسکالی ٬ یعنی بی انتهائی عظیم . بی انتهائی دیگری هم وجود دارد . مرموزانه تر و پنهان تر که از بخش پذیری به آرامی فرار می کند . جاکومتی می گوید :  این بی انتهائی ٬ در فضا ٬ بیش از اندازه وجود دارد ... چیزی که باید دریافته شود این است که این پیکره ها ٬ که به تمامی همان چیزی هستند که یک باره می نمایند ٬ به کسی اجازه نمی دهند که آنها را بررسی کند .  به محض اینکه آنها را می بینم ناگهان در میدان دید من ٬ مانند خیالی در برابر ذهنم پدیدار می شوند . فقط خیال دارای چنین شفافیت آنی است ... این موجودات ظریف و باریک سر به سوی بهشت دارند . آنها می رقصند ٬ آنها خود رقص اند . هنگامی که این رخنه ی مرموز را نظاره می کنیم ٬ این بدن های لاغر منبسط می شوند و چیزی که ما در مقابل مان می بینیم ٬ چیزی است که به زمین تعلق دارد ...»
در جست و جوی مطلق ( نقدی بر مجسمه های جاکومتی ـ نوشته ی ژان پل سارتر)
 
 
 
 
 
 
 
 
تهیه و تنظیم :گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
اختصاصی سیمرغ www.seemorgh.com/culture
 
 


loading...
loading...


نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تازه ترین اخبار فرهنگ و هنر
نامه عاشقانه: مگر چه عیب دارد که انسان حتی در هشتادسالگی هم ...
همچون کودکان سیر، غشغشه می زنم؛ بالا می پرم، ماشین های کوکی را کف اتاق می سُرانم، با بادکنک بادالویی که در گوشه ای افتاده بازی می کنم و به دنبال حرکت های ساده لوحانه و ولگردانه اش، ولگردانه و ساده لوحانه می روم تا باز آن را از خویش برانم.

 

X