وقتی ما ازدواج می کنیم، اکثر ما توجه نمی کنیم که با یک خانواده دیگر وصلت کرده ایم. ممکن است این خانواده رسم و رسوم، رفتارها، و عادتهایی برخلاف ما داشته باشند


یکی از سخت ترین رابطه هایی که ما برقرار می کنیم، با خانواده شوهر است.
وقتی ما ازدواج می کنیم، اکثر ما توجه نمی کنیم که با یک خانواده دیگر وصلت کرده ایم. ممکن است این خانواده رسم و رسوم، رفتارها، و عادتهایی برخلاف ما داشته باشند. زمانی که این اختلاف نظرها یا اختلاف در زمینه رسم و رسوم و غیره وارد خانواده شما شد، کشمکش و درگیری شروع می شود. بنابراین چقدر درگیری قابل تحمل و پذیرفتنی است؟ این موضوع بستگی به افرادی دارد که وارد بحث می شوند. بنابراین یک قاعده کلی درمورد خانواده شوهر این است که از احساساتتان به عنوان یک راهنما کمک بگیرید.

بعضی از مسائل وجود دارد که نباید اقوام شوهر در آنها دخالت کنند.

موضوع اول پول و یا نداشتن پول است

زمانی که خانواده همسر سعی می کنند زوج را از لحاظ مالی حمایت کنند یا اهداف مالی در سر دارند، عاقلانه آن است که موضوع را عوض کنیم. مطمئننا در بیشتر موارد خانواده همسر سعی می کنند که به فرزند و یا عروس و دامادشان کمک کنند اما اگر آنها این قصد را داشته باشند که روش زندگی خودشان را بر زندگی فرزندشان پیاده کنند، نشان می دهد که آنها قصد دخالت و فضولی در زندگی شما را دارند. دلیلی ندارد که خانواده ها از فرزندانشان به خاطر نحوه خرج کردن پولشان، یا پس انداز کردن آن یا حتی مقدار درآمد ماهیانه شان عیبجویی کنند. اگر نیاز مبرمی به پول پیدا کردید عاقلانه تر آن است که از افراد دیگری پول قرض بگیرید. بهترین راه این است که برخی مسائل زندگیتان را بین خودتان خصوصی و شخصی کنید و در خانواده های همسرتان نفوذ نکند.

 

دومین و شاید سخت ترین مورد بین همسر و خانواده همسر بچه ها هستند. نگهداری فرزندتان توسط خانواده همسر یک اشتباه بزرگ است

حتی اگر آنها صلاحیت و توانایی این کار را داشته باشند اما نگهداری فرزندتان توسط آنها می تواند به یک موضوع ناراحت کننده بین شما تبدیل شود. خانواده همسر پدربزرگ و مادربزرگ هستند نه یک مراقب. اگر پدربزرگ و مادربزرگ ها در نقش یک مراقب باشند آنها می توانند تمام رفتارهای شخصی خودشان را وارد تربیت بچه شما بکنند. در این صورت بچه ها دو سری پدر و مادر خواهند داشت و خانواده همسر هم حق دخالت بیشتری در تربیت و شکل گیری شخصیت فرزند شما دارند.

برای بیشتر افراد، ارتباط برقرار کردن با خواهرشوهر و مادرشوهر بسیار سخت است. حتی اگر مادرشوهرشان را به عنوان بهترین دوستشان بدانند. موارد بسیاری وجود دارد که زن ها توسط مادرشوهرانشان احساس تحقیر و سرزنش می کنند. تنها علت قابل قبول آن حس حسادتی است که در این رابطه وجود دارد.

بسیاری از مادرشوهرها نگران نحوه رفتار کردن عروسشان با پسرشان هستند. حتی اگر رابطه عروس و مادرشوهری بسیار دوستانه باشد، مادرشوهر هر شب با عروس تماس می گیرد تا ببیند عروسش برای دردانه اش بعد از پشت سر گذاشتن یک روز سخت کاری چه غذایی درست کرده است. زیرا او نمی تواند تحمل کند که پسرش بعد از یک روز سخت کاری یک غذای آماده و سطحی بخورد. او همچنین به اتو کردن لباسهای پسر و نوه اش اصرار می کند. با این کار او می خواهد این حقیقت را روشن کند که من لباسهای پسرش را اتو نمی کنم.

درچنین مواردی بهترین طرز برخورد با مادرشوهر، تشکر کردن از اوست. اجازه دهید هرآنچه که می خواهد انجام دهد، و به یاد داشته باشید که این شما هستید که هر شب همسرتان را در خانه می بینید. اگر او فکر می کند شما تنبلید پس چه کسی کارهای خانه پسرش را انجام می دهد؟ او همسر و فرزند شما را دوست دارد و می خواهد بهترین کارها را برای آنها انجام دهد.

 

قانون بعدی با فامیل شوهر این است که آنها هرگز نباید از رفتارهای همسرمان که برای ما ناخوشایند است آگاه شوند. هرگز

پدر و مادرها عیوب فرزندانشان را خوب می دانند، و نیازی به یادآوری آنها نیست. انجام دادن این کار مشکلات عدیده ای را سبب می شود. اگر همسرتان مشکلاتی دارد با دوستانتان در میان بگذارید نه با مادرشوهرتان. زیرا زمانی که مشکلتان با شوهرتان حل شد، هرآنچه که شما درمورد همسرتان با مادرشوهرتان مطرح کردید به خاطرش می ماند. بهترین راه این است که مشکلات زناشویی تان را با دوستانتان و یا غریبه ها مطرح کنید یا در دفتر خاطراتتان یادداشت کنید.

درمورد رابطه من و مادرشوهر هم باید بگوییم که ابتدا ممکن است ارتباط برقرار کردن با او کمی سخت باشد اما با مشخص کردن حد و حدودی بین شما و او مشکل حل می شود. هرگز نباید مسائل مالی تان را با خانواده همسر در میان بگذارید، یا مراقبت از بچه هایتان را به خانواده همسرتان بسپارید و یا بدگویی همسرتان را نزد خانواده اش بکنید. پس نتیجه می گیریم که خانواده شوهر هنوز هم ما را به چشم فرزندانشان می بینند. و این نشان دهنده عشق و دوست داشتن بین ماست.

 


تهیه و ترجمه:گروه سبک زندگی سیمرغ
seemorgh.com/lifestyle
اختصاصی سیمرغ

 

 

Press Esc to close
دیدگاه‌ها  
1395-08-13 12:14
مردانی که ضعیف و زبون هستند و قدر ارزشمندترین نعمت یعنی همسر را نمی دانند و حیوان دست آموز والدینشان هستند بهتر است مجرد بمانند و شوهر دوم مادرشان باشند.
نقل قول کردن
1395-08-13 12:03
مادرشوهرهایی هستند که از شادی زیاد بین عروس و پسر دلگیر می شوند و به نحوی که پسر متوجه نشود عروس را با زبان و سیاست زنانه می رنجانند و یک شوهر برایشان کم است.
متاسفم برای این زنان بیمار و گناهکار که به پسرشان می چسبند و در جمع خود را خوب نشان می دهند.
نقل قول کردن
1394-04-29 16:23
سلام .
من یک سالی میشه ازدوااج کردم من با خانواده ی همسرم یجازندگی میکنیم پدر شوهرم چندماه بعداز ازدواجم فوت کرد مادر شوهرم تنهازندگی میکنه طبق خواستشون من برای ناهار پیش مادرهمسرم میرم واین خیلی برام عذاب اوره چندین بار خواستم ک من هم مستقل باشم و مزاحمشون نشم اما قبول نکردن.
مادر همسرم خیلی دروغ میگه همش از زبونه این واون دروغ میگه حرفای خودشو هز جانب کسایه دیگه میگه من همیشه سکوت کردم اما الان واقعا کم اوردم و دیگه حاضر ب ادامه نیستم همسرم خیلی خوبه خیلی دوسم داره همیشه وقتی باهاش صحبت میکنم خوب گوش میده اما دوس ندارم همسرم رو قاطی این خاله زنک بازیای مادرش بکنم.
تورو خدا منو راهنمایی کنید ک چطوری ب مادرش بگم ک خونه ی خودم راحتترم چطوری بگم ک دیگه پایین نمیام ک هم حرفم روزده باشم هم بی احترامی نکرده باشم.
نقل قول کردن
1394-03-18 10:48
سلام ,خانواده شوهرم خیلی روی شوهرم نفوذ دارند,و هر چه بگویند شوهرم با جانو دل قبول میکند,مثلا در دوران عقد انقدردر مورد من پیش شوهرم بد گویی کرده بودند که من کلا از چشم همسرم یه شخص تبل بی ادب وبی شخصیت بودم که لیاقت دوست داشتنش را نداشتم , کاری نمینوانستم بکنم جز غصه خوردن وتحمل ,حتی به شوهرم گفتم طلاق بگیریم و اون از ترس ابرو در فامیلش راضی نشد,بعد ازدواج وضع بهتر شد ولی همچنان اونها نصبت به من ارحع ترند ,مثلا شوهرم ب سختی راضی میشه وقت بزاره بریم دوتایی بیرون,ولی ب محض اینک خانوادش تماس بگیرن اصلا نه نمیاره براشونو میره,خسته شدم ,اصلا بهم اهمیت نمیده خیلی هم خسیسه,همش احساس میکنم دوستم نداره,خیلی عذاب اوره,من با وجود خاستگارایی ک حاضر بودن برام هرکاری کنن این اقارو انتخاب کردمو اونوقت ....
نقل قول کردن
نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

 

X