یک مدرس ساز دهنی که به افراد دارای نقص عضو آموزش می‌دهد، گفت: وقتی آموزش را شروع کردم، متوجه شدم دنیای این بچه‌ها چه دنیای خوبی است و حس بسیار فوق‌العاده‌ای دارد

آموزش موسیقی به افراد دارای نقص عضو!

سید علی هدایت؛ مدرس هارمونیکا (سازدهنی) و موسیقی درمانی می‌باشد و بالغ بر ۲۵ سال است که در عرصۀ موسیقی فعالیت دارد و هم‌اکنون نیز مشغول آموختن این هنر به نابینایان و کم‌بینایان است. وی در ابتدا به سنتور و سپس به هارمونیکا روی آورد.

هدایت اظهار می‌دارد: «هارمونیکا را به صورتی سخت و حرفه‌ای و بدون استاد کار کرده‌ام و همان زمان به خودم قول دادم در آینده به به‌گونه‌ای بسیار آسان به افراد آموزش دهم. سبکی در ساز دهنی و یک روش تدریسی مخصوص به خود اختراع کردم که هم اکنون نیز به‌ همین روش تدریس می‌کنم».

او با اشاره به اینکه از پنج سال پیش آموزش به افراد دارای نقص عضو را آغاز کرده، اذعان می‌کند:

«خیلی اتفاقی پیشنهاد دادند و من نیز پذیرفتم. وقتی آموزش را شروع کردم، متوجه شدم دنیای این بچه‌ها چه دنیای خوبی است و حس بسیار فوق‌العاده‌ای دارد. آرزو دارم بتوانم به‌طور کامل با آن‌ها کار کنم و تمام تلاشم را می‌کنم تا حتماً این کار تداوم داشته باشد و در حال حاضر هم به صورت تخصصی روی این موضوع کار می‌کنم تا آن را به‌صورت صحیح انجام دهم».

این مدرس ساز دهنی و موسیقی درمانی می‌افزاید:

«تجربۀ آموزش من با این بچه‌ها در ابتدا با ساز هارمونیکا شروع شد که بسیار خوب جواب داد و خیلی از هنرجویان این ساز را به‌خوبی فرا گرفتند اما متأسفانه پس از مدتی، جا و مکانشان تعطیل شد. در حال حاضر مجدداً با انجمن نابینایان آموزش ساز دهنی را از سر گرفته و موسیقی درمانی را نیز با آنان کار می‌کنم».

این مدرس در پاسخ به این سوال مبنی بر اینکه موسیقی چه تأثیر و نقشی در زندگی فردی و اجتماعی افراد نابینا و کم‌بینا دارد، می‌گوید:

«چه بخواهیم چه نخواهیم، موسیقی و ریتم در همه حال و در زندگی تمام افراد نقش دارد و تأثیر آن نیز از دیرباز در زیست بشر وجود داشته و خواهد داشت؛ حتی صداهایی که شاید هنجار یا ناهنجار باشند -مثل صدای خش خش برگ درختان زیر پاهای ما یا ضربان قلب که تاپ تاپ می‌کند- نوعی موسیقی است که تنها بایستی به آن توجه و آن‌ها را لمس کرد».

وی چنین ادامه می‌دهد:
«شاید یک نابینا حس شنوایی قوی‌تری داشته باشد، اما بسیاری از افراد بینا نیز هستند که همان توجه خاص را دارند و دنیایشان با موسیقی دگرگون می‌شود».

این نوازندۀ هارمونیکا در خصوص مشکلاتی که حین تدریس با نابینایان وجود دارد تصریح می‌کند:

«تدریس گاهی بسیار سخت و دشوار بوده و سرعت عمل تا حدی پایین می‌آید اما با این حال شدنی است و من از نتیجۀ کار راضی و خوشحال هستم. آن‌ها می‌توانند نت‌ها را به ذهن سپرده و به‌راحتی بنوازند؛ دلیلش هم این است که نوع ساز هارمونیکا به‌ گونه‌ای است که خانه‌های این ساز هنگام نواختن قابل دیدن نیست و لازم است حس شنوایی نوازنده قوی باشد».

سید علی هدایت در خصوص چگونگی موسیقی درمانی توضیح می‌دهد:

«باید گفت دنیای موسیقی درمانی که علمی جدید نیز محسوب می‌شود، دنیای عجیبی است. موسیقی درمانی در وهلۀ اول موجب آرامش انسان شده و سپس قدرت یادگیری را در تمام زمینه‌ها افزایش می‌دهد؛ بررسی‌ها نیز نشان داده افرادی که موسیقی کار می‌کنند، مخصوصاً کسانی که از کودکی شروع به این کار کرده‌اند، بسیار باهوش‌تر از سایر افراد بوده و تحصیلات بهتری نیز در آینده دارند. موسیقی‌ها سطح بندی‌های مختلفی داشته و به ترتیب متشکل از امواجی به نام‌های دلتا، تتا، آلفا، بتا و گاما هستند که هر کدام فرکانس‌ها را تشدید کرده و بالاتر می‌برد. در اینجا خیلی وارد مباحث تخصصی نمی‌شوم اما باید بگویم یک جریان الکتریکی وجود دارد که پتانسیل عمل در مغز را تشدید کرده و نبض‌ها و ضربان‌هایی که از طریق موسیقی به مغز داده می‌شود، باعث هدایت انسان به آن سرانجام خوبی می‌گردد که قصد دستیابی به آن را دارد».

بنا به گفتۀ وی، شاید چنین به‌ نظر برسد کسی که از بدو تولد نابینا بوده، قادر نباشد آنگونه که باید حین موسیقی درمانی تصویرسازی‌های لازم را انجام دهد و تصاویری همچون خورشید را در ذهن ترسیم کند، اما باید توجه داشت که تصورات یک فرد نابینا فوق‌العاده است. سبکی به‌ نام کانسپچوال وجود دارد که سبکی تفهمی در همۀ هنرها می‌باشد و هر کسی از دید خودش می‌تواند به چیزی بنگرد. همانگونه که هر کسی از خدا یک شکل یا تصویری خاص در ذهن دارد، تفهیم بسیاری از چیزهایی که نابینایان نمی‌توانند ببینند نیز بنا به تعریفی که از آن در ذهن دارند، برایشان راحت است؛ مثلاً آن‌ها رنگ‌ها را ندیده‌اند اما می‌توانند آن را در ضمیر ناخودآگاهشان حس کرده و توصیف کنند.

وی در پایان بیان می‌کند: «هر چیزی را می‌شود فراموش کرد جز هنر. اگر موسیقی یا یک هنر داشته باشی، جایگاه خاصی در میان افراد خواهی داشت. بهتر است عزیزانی که در زمینۀ هنر می‌توانند به افراد دارای نقص عضو کمک کنند، سعی کنند بر اساس تجربیاتشان و به‌صورت رایگان این کار را انجام دهند تا عاقبت‌به‌خیری برای همۀ افراد باشد و من خوشحال می‌شوم اگر بتوانم به افراد دیگر نیز کمک کنم؛ این بزرگ‌ترین سرمایه‌ای است که همۀ افراد دارند و باید به بهترین نحو آن را به دیگران انتقال دهند».


بیشتر بدانید : «بتهوون» گوش دهید تا از بدبختی‌ها رها شوید

بیشتر بدانید : موسيقی درمانی

بیشتر بدانید : اثر موسیقی بر ذهن ‌كودكان

بیشتر بدانید : نقش موسیقی در سلامت جسم و روان

 

گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
seemorgh.com/culture
منبع:


 
 
 

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
X