سریال «گلشیفته» چند هفته ای است که در شبکه نمایش خانگی توزیع می شود و چند روز پیش هم قسمت هفتم آن منتشر شد.

شوخی های مبتذل به جای آسیب شناسی در سریال گلشیفته

عنوان کمدی اجتماعی و اسم «بهروز شعیبی» که تاکنون توانسته کارنامه حرفه ای قابل قبولی برای خودش دست و پا کند، خیلی ها را به دیدن این سریال ترغیب کرد اما همان اول کار، بازی های ضعیف و نقص های شخصیت پردازی و ناتوانی در خنداندن مخاطب، بیننده را حسابی نا امید کرد. هدف این مطلب البته نقد حرفه ‌ای نیست و من هم تخصصی در این زمینه ندارم اما در قسمت سوم سریال با سکانسی مواجه شدم که حسابی شوکه‌ ام کرد. «سعیده» با بازی «بهاره کیان افشار» به مجلس چهلم پدرش می رود و مجلس با حضور او به هم می ریزد. خیلی زود معلوم می شود، «سعیده» دو سال پیش عمل تغییر جنسیت انجام داده و پذیرش این قضیه برای خانواده و فامیل سخت بوده و او در این مدت در خانه ای مستقل زندگی کرده است. قسمت شوکه کننده ماجرا آن جاست که متوجه می شویم در این سریال با نقد اجتماعی و تلاش برای آگاه سازی مخاطب از عمل تغییر جنسیت مواجه نیستیم بلکه این موضوع دستمایه ای است برای شوخی های سخیف. وقتی عمه خانم به «سعیده» می گوید که تو آبروی برادرم را بردی و او از دست تو مُرد، تعجب نمی کنم چون می دانم در جامعه ما، عمل تغییر جنسیت با وجود حمایت های شرعی و قانونی، نزد عموم جامعه هنوز چندان پذیرفته نیست اما تعجب می کنم وقتی نامزد وحید (برادر سعیده) به او می گوید: «ما اگه مثل شما گاوداری نداریم، از اون مسائل اخلاقی هم نداریم. ما سعیدمون یک شبه سعیده نشده!». وحید هم اگرچه دربرابر نامزدش از «سعیده» طرفداری می کند اما چند دقیقه بعد در جواب «سعیده» که می پرسد چرا قبلا درباره کارهایی که می کرده به او توضیح می داده است و الان نمی دهد، با خنده می گوید: «قبلا داداشم بودی. الان خواهر خوشگلمی». حالا با توجه به این که فقط هفت قسمت از سریال توزیع شده، شاید هنوز برای قضاوت زود باشد. شاید بتوانیم خوش بین باشیم که کارگردان، مسئله عمل تغییر جنسیت را فقط برای خنداندن و شوخی های مبتذل وارد سریالش نکرده و قرار است آسیب شناسانه به این موضوع بپردازد. اما تا همین جای کار هم اشتباهات تیم «گلشیفته» کم نبوده است و اگر از این شوخی های سطح پایین و تأثیرشان در تداوم ذهنیت منفی افراد جامعه بتوان گذشت، از بار روانی این شوخی ها روی افرادی که تغییر جنسیت داده اند و با خانواده و جامعه در جنگ اند، نمی توان گذشت.

نویسنده: الهه توانا


گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
seemorgh.com/culture
منبع: روزنامه خراسان

 
 
 

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

پربیننده های این بخش

 
X