از زندگی سگی تا دیکتاتور بزرگ: چارلی چاپلین
یکی از دوستان چاپلین به نام الکساندر کوردا به او گفته بوده که شباهت ظاهری زیادی با هیتلر دارد، بعدا چاپلین فهمید که هفته ی تولد و قد و وزنش هم با هیتلر یکی ست.

مروری بر فیلم « دیکتاتور بزرگ » و زندگی چارلز چاپلین به مناسب زادروز این هنرمند!

چارلز اسپنسر چاپلین  متولد ۱۶ آوریل ۱۸۸۹ در جنوب لندن است که تنها ۴ روز پیش از تولد هیتلر به دنیا آمده است. پدر و مادرش هر دو بازیگر بودند که پیش از ۳ سالگی چاپلین از یکدیگر جدا می شوند، پدرش یک الکلی بود و مادرش آوازه خوانی که هنرش را به تنها پسرش نیز یاد داد اما پس از مدتی بیمار و در بیمارستان روانی بستری شد و پدرش زمانی که چارلی ۱۲ ساله بود از دنیا رفت . مشکلات خانوادگی و فقر باعث شد که چارلی از کودکی کار کند و در واقع شروع فعالیت های هنری اش در خردسالی و روی صحنه های نمایش های سیار وودویل آمریکایی بود تا بالاخره در ۱۹۱۳ با دستمزد هفته ای ۱۵۰ دلار در کمپانی کی استون استخدام شد و با فیلم  یکی از مشهورترین کمدین های هالیوود «مک سنت» کاراکتر «ولگرد کوچولو» را در فیلم «مخمصه ی غریب میبل» خلق کرد و با همان به شهرت جهانی رسید. او که ابتدا برای کمدی هایی با ضرباهنگ دیوانه وار کی استون نقش آفرینی می کرد کم کم به سبک ظریف خود دست یافت و در سال ۱۹۱۵ با شرکت دیگری قرارداد بست و به فیلمسازی روی آورد و در سال ۱۹۱۷ با خرید تکه زمینی در هالیوود رویای ساخت استودیوی شخصی اش را محقق می سازد. چاپلین با اعتباری که از سوی شرکت فرست نشنال  نصیبش می شود فیلم هایی می سازد که سود کلانی به شرکت سرازیر می کند و او را تبدیل به یکی از بهترین کمدی سازان عصر صامت می کند.

چارلی چاپلین

چارلی چاپلین

شخصیت پردازی درخشان او همراه با حرکات پانتومیم از ولگرد کوچولو انسانی ساخت که با جهان پیرامون خود بکلی بیگانه بود. از برجسته ترین فیلم های صامت او می توان به ولگرد، شغل، بازرس فروشگاه، مهاجر،زندگی سگی، پسربچه ، زن پاریسی و جویندگان طلا اشاره کرد.

سر چاپلین که پس از اکران نخستین فیلم ناطق تاریخ سینما یعنی خواننده جاز به همراه آیزنشتاین، پودوفکین و چند تن دیگر از سینماگران صامت بیانیه مشهور ضد ناطق را منتشر می کند دو فیلم نخست ناطق خود روشنایی های شهر و عصر جدید را به گونه ای می سازد که به شکلی هجو امیز از صدا بهره برده است و موسیقی تمام فیلم هایش نیز کار خودش است. تا اینکه  نخستین فیلم کاملا ناطق خود«دیکتاتور بزرگ» را در ۱۹۳۷ می سازد در این فیلم ولگرد کوچولو با ما سخن می گوید و صدای او را برای اولین بار روی پرده ی سینما شنیده می شود.

چارلی چاپلین

چارلی چاپلین

ظاهرا اولین بار یکی از دوستان چاپلین به نام الکساندر کوردا به او گفته بوده که شباهت ظاهری زیادی با هیتلر دارد، بعدا چاپلین فهمیده بود که هفته ی تولد و قد و وزنش هم با هیتلر یکی ست و همین شباهت دستمایه ی ایده ای شد برای ساخت یک فیلم.

دیکتاتور بزرگ

تولید این فیلم از سال ۱۹۳۷ یعنی زمانی که بسیاری از مردم اساسا  نازیسم را  تهدیدی برای جهان نمی دانستند آغاز شد، و آن را به یکی از نخستین فیلم های ضد نازی هالیوود تبدیل کرد. این فیلم درباره ی دیکتاتوری اروپایی به نام ادنوید هینکل است که در سرزمین خیالی تامانیا حکومت می کند و  دست به قتل عام یهودیان می زند و اروپا را درگیر جنگ خونباری می کند.  چاپلین که در این فیلم در دو نقش بازی می کند، نخست سربازی کهنه کار و مصدوم جنگی ست در قامت همان ولگردهمیشگی  و بر اثر مصدومیت جنگ دچار فراموشی می شود و پس از سالها بستری در آسایشگاه روانی به محله ی سابق زندگی خود برمی گردد و شغل سابق ارایشگری خود را اغاز می کند غافل از آن که دیکتاتوری بزرگ (هینکل) زندگی یهودیان محله ی او را که خودش هم جزو ی از انهاست  طاقت فرسا کرده است.

در طول فیلم سخنرانی های هینکل توسط چاپلین به زبانی  شبیه آلمانی اما بی مفهوم و با همان لحن خشن هیتلر نازی در فیلم ادا می شود و سپس شخصی با یک جمله ی هجو آمیز آنها را برای مخاطب ترجمه می کند.

 

دیکتاتور بزرگ

دیکتاتور بزرگ

این فیلم حدود ۱۸ ماه پیش از حمله ی آمریکا به پرل هاربر به نمایش در آمد و منتقدان آن را نپسندیدند. برخی بر آن بودند که جنبه ی سیاسی آن بسیار جدی است و برخی دیگر آن را به قدر کافی مهم نمی یافتند. با این حال فیلم از نظر تجاری محبوبیت بسیاری یافت و چاپلین همچنان ستاره باقی ماند.

این فیلم با رویکرد سیاسی قوی خود همچنان المان های کمدی فیلم های چاپلین را در خود جا داده است. تم فقر ، اوارگی، عشق، اخلاق، جنگ و سایست یک جا در فیلم جمع شده و  فضاهای تو ام با شادی و غم در فیلم موج می زند ، لحظاتی که در اوج سیاهی به امید می رسد و از پس تاریکی،  روشنایی می بیند.

هنگام انتشار فیلم دیکتاتور بزرگ، هیتلر تماشایش را  در آلمان و همه ی کشورهای تحت اشغال نازی ها ممنوع کرد. اما نهایتا کنجکاوی اش باعث شد که یک کپی از فیلم را از طریق کشور پرتغال تهیه کند و آن را نه یک بار که چند بار تماشا کند ، هر چند  واکنش او به این فیلم هیچگاه مشخص نشد. با وجود ممنوعیت اکران دیکتاتور بزرگ در آلمان و کشورهای اشغالی، فیلم یک بار  برای تماشاچیان آلمانی به نمایش در آمد، ظاهرا پس از آغاز ساخت آن، چاپلین هر روز اخبار دردناکی از کارهای هیتلر می شنید و همین باعث شد که پایان فیلم را تغییر دهد و سخنرانی معروفش را انجام دهد.

در واقع ده دقیقه ی پایانی فیلم چارلی با کمک یکی از نزدیکان هینکل (شوالتز) که خلبان ارتش و دوست قدیمی زمان جنگ چارلی ست و او هم دل خوشی از هینکل ندارد به محل سخنرانی راه یافته و با توجه به شباهت بسیار زیادش که احتمالا کشف شوالتز است به جای هینکل سخنرانی می کند. شوالتز پیش از سخنرانی به چارلی نقب می زند که این اخرین شانس آنهاست.

در ۵ دقیقه سخنرانی چارلی کمتر از ۱۰ بار پلک می زند، اهنگ سخنرانی به شدت ضد جنگ، صلح طلبانه و انسانی از نقطه ی زیر صفر حسی شروع می شودو  به لحظات اتشین و توام با فریادهای چارلی خطاب به سربازان ختم می شود.

از جمله تاثیرگذارترین لحظات فیلم صحنه ی شنیدن صدای چارلی توسط معشوقه ی فقیرش هاناست که پیش از سخنرانی زیر شکنجه و آزارهای سربازان هینکل به خاک افتاده است. شنیدن صدای چارلی همچون باران رحمت به سر مردم ستم دیده فیلم می بارد و فریاد شادی  و همدلانه یسربازان  را در پی دارد.

چاپلین نام کاراکتر هانا «پولت گدار» را از روی اسم مادرش انتخاب کرد. و بازیگر این نقش نیز همسر چاپلین بود. جک اوکی (ناپولینی)نیز از دیگر شخصیت های مهم فیلم است که به نوعی شخصیت تغییر یافته ی موسولینی است و در فیلم لهجه ی ایتالیایی او مشخص است، همین امر باعث شد اکران فیلم در ایتالیا با حذف صحنه های مربوط به این شخصیت باشد . هر چند از معروف ترین صحنه های کمدی فیلم سکانس مهمانی هینکل برای متقاعد کردن ناپولینی جهت خروج سربازانش از خاک شهری ست که او در نظر دارد ویران و به تصرف در آورد.

دیکتاتور بزرگ که موضوعی دور از ذهن برای یک فیلم کمدی است ، نامزد  ۵ جایزه ی اسکار بهترین فیلم،  بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهترین فیلمنامه ی اورژینال ، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد و موسیقی اورژینال بود. اما برای هیچکدام جایزه دریافت نکرد.

چاپلین از آن دست فیلمسازانی بود که بنا به شرایط زمانه رویکرد خودش را نشان می داد نه اینکه یک دغدغه ی ثابت داشته باشد و در هر شرایطی ان را به عنوان راه چاره معرفی کند همین موضوع بود که چاپلین پس از جنگ یک سلسله سخنرانی در حمایت از اتحاد جماهیر شوروی کرد و او را در صدر لیست سیاه امریکا قرار داد. و فشارهای بسیاری را از سوی دولت وقت آمریکا متحمل شد. اما تاریخ ثابت کرده آزادگی، انسانیت و روح فرازمانی و فرامکانی هنرمندانی همچون چاپلین است که آنها را برای همیشه در تاریخ ماندگار می کند.

نویسنده: مهناز عظیمی

 

گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
seemorgh.com/culture
منبع: cinemacinema.ir