ناصر ملک مطیعی در گفت و گویی با بغضی که سخت گلویش را می فشرد از سال های مهجوریتش گفت.

افسوس می خورم از جامعه ام عقب افتادم

در ادامه می توانید, فیلم درد و دل تلخ ناصر ملک مطیعی را مشاهده نمایید:

 
   با صدای بی‌صدا

    مث یه کوه بلند

    مث یه خواب کوتاه

    یه مرد بود یه مرد

    با دست‌های فقیر

    با چشم‌های محروم

    با پاهای خسته

    یه مرد بود یه مرد

    شب، با تابوت سیاه

    نشست توی چشم‌هاش

    خاموش شد ستاره

    افتاد روی خاک

    سایه‌اش هم نمی موند

    هرگز پشت سرش

    غمگین بود و خسته

    تنهای تنها

    با لب‌های تشنه

    به عکس یه چشمه

    نرسید تا ببینه

    قطره، قطره

    قطرهٔ آب، قطرهٔ آب

    در شب بی‌تپش

    این طرف، اون طرف

    می‌افتاد تا بشنفه

    صدا، صدا …

    صدای پا، صدای پا …


ترانه سرا: شهیار قنبری


گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
seemorgh.com/culture
منبع: aparat.com/wikipedia.org


 
 

پربیننده های این بخش

 
X