entertainment-top-1
seemorgh-All-Top-Content

میخواهیم 7 واقعیت جالب درباره نژاد انسان را به شما معرفی کنیم که کمتر درباره آنها شنیده اید

واقعیت هایی درباره نژاد انسان

انسان های امروزی که با نام «هومو ساپینس» (Homo sapiens) یا میمون نجیب شناخته می شوند موجودات عجیبی هستند. ما انسان ها به دلیل ظاهر خاص و البته مغز هوشمندمان از دیگر حیوانات متمایز هستیم. اما ما چطور به اینجا رسیدیم که روی دو پا راه رفته، درون خانه هایی بتونی زندگی کرده و سریال های نتفلیکس را تماشا می کنیم؟!

علیرغم وسعت نژادی در میان انسان ها، همه ما اکثراً از یک تبار آفریقایی مشترک هستیم و هر چند امروز شاهد انفجار جمعیت هستیم اما روزگاری در خطر انقراض قرار داشته ایم. اگر چه مدت زمان زیادی از وجود انسان در روی این کره خاکی نمی گذرد اما همین حضور کوتاه تاثیر خود را بر جهان گذاشته و در ستارگان و سیاره هایی که چندین سال نوری با ما فاصله دارند احساس شده است.

همانطور که گفته شد انسان ها یک دار و دسته قدیمی و عجیب از ساکنان زمین هستند که برخلاف دیگر جانوران تنها به خوردن و خوابیدن و آمیزش جنسی راضی نبوده و چنان خاص هستند که برای خود تمدنی روی کره زمین خلق کرده اند. اما ۷ واقعیت جالب و باورنکردنی در مورد نژاد انسان وجود دارد که باعث شده به این موجودات شگفت انگیز تبدیل شویم.

۷- تنها چند خانواده معدود موفق به خارج شدن از آفریقا شدند

زمانی که مردم شناسان اعلام کردند که تمامی نسل بشر از آفریقای باستان نشأت گرفته اند کسی معنای این موضوع را نمی دانست. تنها در آفریقا بیش از ۱۴ نسل انسانی متفاوت وجود داشت که ظاهراً تنها یک دودمان از آن ها موفق شد زنده مانده و خود را به خارج از آفریقا برساند، آن هم تنها با کمک شانس. عبور از قاره آفریقا و وارد شدن به دیگر نقاط جهان، سفری بسیار سخت و پرمخاطره بوده است. بر اساس مدارک بدست آمده تنها یک گروه از انسان های اولیه موفق به انجام این کار شدند که بعدها در اثر تغییرات آب و هوایی همگی جانشان را از دست دادند.

بعدها، در حدود ۷۰٫۰۰۰ هزار سال پیش، گروهی کوچک از انسان ها که شاید تعداد آن ها کمتر از ۲۰۰ نفر بود با عبور از دریای سرخ و از طریق گذرگاهی که به «دروازه غم» مشهور است خود را به عربستان، آسیا و اروپا رساندند. مطالعات ژنتیک نشان می دهد که تمامی انسان های غیرآفریقایی امروزی از نسل انسان هایی هستند که توانستند از طریق این دروازه خود را به مناطق خارج از قاره آفریقا برسانند.

۶- روزگاری انسان ها موجوداتی در خطر انقراض بودند

شاید به لطف اولین ماجراجویان بود که انسان توانست از قاره آفریقا خارج شود اما وقتی که انسان های اولیه توانستند از آفریقا خارج شوند تازه مشکلات آن ها آغاز شد. محققان دریافته اند که در روزگاری که نسل انسان در حال پخش شدن در آفریقا، اروپا و آسیا بود تنها حدود ۱۸٫۵۰۰ نفر با توانایی تولید نسل در تمام کره زمین وجود داشت. این عدد در روزگار کنونی هر موجود زنده ای را در فهرست گونه های در خطر انقراض قرار می دهد.

انسان ها نسبت به بسیاری از پرعموهای نخستینی خود تنوع ژنتیکی کمتری دارد و این موضوع به همان دورن نزدیک به انقراض نسل انسان باز می گردد. برخی بر این باورند که تغییرات آب و هوایی باعث مرگ و میر شدید انسان ها در آن دوران شده است و برخی دیگر نیز انفجارهای مرگبار آتشفشانی که باعث وقوع یک زمستان بسیار سرد و طولانی شده و در اثر یک انفجار هسته ای بزرگ نیز می تواند بار دیگر رخ دهد را مقصر دانسته اند.

۵- شاید چینی ها گونه متفاوتی از دیگر انسان ها باشند

همانطور که گفتیم تمامی انسان های غیرآفریقایی از دودمان انسان های اولیه ساکن قاره آفریقا هستند اما همه با این فرضیه موافق نیستند. یک جریان در حال گسترش در میان انسان شناسان چینی وجود دارد که بر این باور است که چینی ها از بخش مجزایی از انسان های اولیه با نام «homo erectus» ها بوجود آمده اند، انسان هایی که بسیار زودتر از انسان های «homo sapiens» توانسته اند خود را به خارج از قاره آفریقا برسانند. این موضوع می تواند دلیلی بر تفاوت فاحش ویژگی های ظاهری و ژنتیکی چینی ها از انسان های سیاهپوست آفریقایی باشد.

یکی دیگر از استدلالات این افراد این است که بسیاری از ابزارها و آلاتی که توسط باستان شناسان در چین یافت شده بسیار قدیمی تر و بدوی تر از یافته های مربوط به انسان های «homo sapiens» است که نشان می دهد این نیاکان چینی به اندازه انسان های بعدی باهوش نبوده و مهارت کمتری در ساخت ابزار و وسایل داشته اند. البته تمامی آزمایشات ژنتیکی نشان داده که چینی ها نیز از یک منشاء مشترک با بقیه انسان های روی زمین بدنیا آمده اند. برخی نیز عدم وجود ابزارهای سنگی در میان چینی ها را به این موضوع نسبت می دهند که در آن دوران چینی ها بیشتر ابزار آلات خود را با استفاده از چوب بامبو می ساخته اند.

۴- اروپایی ها به خاطر ویتامین D سفید هستند

وقتی که در مورد منشأ مشترک انسانی علیرغم تفاوت های فاحش ظاهری بین انسان ها صحبت می کنیم اولین سوالی که به ذهن می رسد این است که اگر همه ما از نسل انسان های سیاهپوست هستیم چرا امروزه بسیاری از انسان های غیرآفریقایی سفید هستند؟ همانطور که بسیاری بر این باورند که نسل انسان های آسیایی در پاسخ به آب و هوای سردتر نسبت به آفریقا، جثه هایی کوچکتر و صورت هایی صاف تر پیدا کرده اند، بر اساس باور برخی محققان، صورت های رنگ پریده تر و سفید تر اروپایی ها نیز در واکنش به ضعیف بودن نور خورشید در مناطق شمال اروپا شکل گرفته است. همه چیز به ویتامین D  مربوط می شود.

این ویتامین بسیار حیاتی هنگامی که در معرض آفتاب قرار می گیریم در درون پوست ساخته می شود. در حالی که داشتن پوست تیره برای مقابله با اشعه ماوراء بنفش و مضر خورشید مناسب است، اما از تولید ویتامین D  در آب و هوای بارانی و کم آفتاب اروپا جلوگیری می کند. کمبود ویتامین مذکور در بدن می تواند به ناهنجاری هایی در استخوان و حتی مرگ منجر شود. بدین ترتیب می توان گفت که داشتن پوستی با رنگ روشن یک شیوه تکاملی بوده زیرا افراد دارای پوست های تیره شانس کمتری برای زنده ماندن در آب و هوای سرد و بدون آفتاب اروپا داشتند.

۳- انسان ها از لحاظ فیزیکی ضعیف نیستند

شاید فکر کنید که مغز نسبتاً بزرگ انسان های اولیه تنها وسییله دفاعی و برتری شان در قلمرو جانوری گذشته بوده است. ما چنگال نداریم، یا خز ضخیم و دندان های تیز اما چگونه توانسته ایم به صدر زنجیره غذایی برسیم. پس می توان گفت که نمی توان تنها به کمک مغز از پسِ تمامی اعضای قلمرو حیوانات برآمد. مطالعات نشان می دهد که توانایی های فیزیکی انسان از آنچه که فکر می کنید بیشتر است.

به عنوان یک حیوان پستاندار و البته یک نخستی، انسان ها شناگران خارق العاده ای هستند که می توانند مسافت های طولانی را شنا کرده و در آب های عمیق ماهیگیری کنند. همچنین ما انسان ها، دوندگان استثنایی هستیم که اگر چه نمی توانیم با یک چیتا رقابت کنیم اما در مسافت های طولانی انسان می تواند هر حیوان دیگری را شکست دهد. ما می توانیم همچنان به تعقیب و گریز ادامه دهیم و ناگهان بر سر قربانی آوار شده و آن را شکار کنیم.

۲- حباب های سیگنال های رادیویی ما به دورترین ستاره ها رسیده است

در مدت زمان کوتاهی که از پیدایش نسل بشر می گذرد، ما نه تنها تاثیر خود را بر کل سیاره زمین تحمیل کرده ایم بلکه تمامی فضا را نیز تحت تاثیر قرار داده ایم. از حدود یک دهه پیش که شروع به ارسال سیگنال های رادیویی کردیم، این سیگنال ها با سرعت نور به سمت فضای بیرون رفته و هر لحظه بیشتر و بیشتر شده و حباب هایی را در اطراف زمین شکل داده اند.

در شرایطی که ۱۰۰ سال نوری در مقیاس کل جهان هستی به اندازه یک چشم به هم زدن است، این سیگنال های رادیویی در عرض ۷۴ سال نوری به دور دست ترین نقاط جهان هستی رسیده و اگر تمدن هایی در این نقاط وجود داشته باشد می توانند برنامه های تلویزیونی ما را تماشا کنند. جالب تر این که علاوه بر این سیگنال ها، سیگنال های دیگری تنها با هدف تماس برقرار کردن با دیگر گونه های حیات در جهان هستی مخابره شده است که در صورت وجود حیاتی غیر از حیات کره زمین، این سیگنال ها توسط آن ها دریافت خواهد شد.

۱- انفجار انسانی

انسان از چند قبیله در حال انقراض به گونه غالب کره زمین تبدیل شده است. البته این تکامل چندین میلیون سال وقت ما را گرفت. ما نیز چندین میلیون سال به شکلی وحشی و مانند دیگر حیوانات زندگی کردیم. اختراع آتش موفقیتی بزرگ برای ما بود و هزاران سال نیز به شکل دسته هایی شکارچی و کوچ نشین دور از هم زندگی کردیم. با شروع عصر زراعت همه چیز سرعت غیرقابل تصوری گرفت زیرا یاد گرفتن کشاورزی باعث شد انسان ها بتوانند مقادیر مازادی غذا تولید کنند. بدین ترتیب انسان ها وقت اضافی خود را در خدمت ساخت اجتماعات، شهرها و در نهایت ابرشهرها قرار دادند.

سپس وقت این را پیدا کردیم که بنشینیم و به علم، هنر، مهندس و دین فکر کنیم. امپراطوری ها را ساختیم و جمعیت بیشتر و بیشتر شد. تنها در ۵۰ سال گذشته تعداد انسان های روی کره زمین دو برابر شده است. در دو روز آینده، انسان داده های بسیار بیشتری نسبت به داده هایی که از طلوع تمدن تا سال ۲۰۰۳ تولید شده تولید خواهد کرد. بشر هنوز در شروع کار خود قرار دارد و با برداشتن گام هایی در آینده نزدیک می توانیم به گونه هایی بین سیاره ای تبدیل شویم و اگر به همین شکل کنونی پیش برویم معلوم نیست یک میلیون سال دیگر به کجا رسیده باشیم.



گردآوری:گروه سرگرمی سیمرغ
seemorgh.com/entertainment
منبع: rooziato.com


 



نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

entertainment-left-1
entertainment-left-2

 
X