در این مقاله موضوع موعود گرایی و مهدویت که در تمام ادیان و جوامع بشری به گونه ای مطرح شده است به طور فشرده  مورد بررسی قرار می گیرد 

پیشگفتار:

در این مقاله موضوع موعود گرایی و مهدویت که در تمام ادیان و جوامع بشری به گونه ای مطرح شده است به طور فشرده  مورد بررسی قرار می گیرد از آنجائیکه این موضوع بیشتر با مبنای اعتقادی و دینی در ادیان مختلف مطرح شده است و از طرف دیگر صاحبان قدرت سیاسی در طول تاریخ  برای حفظ وضع موجود و یا دست یافتن به قدرت و یا افزایش مشروعیت و تحکیم پایه های قدرت، از این اعتقاد استفاده می کنند.لذا در این نوشته تحلیل و بررسی موضوع موعود گرایی به دو قسمت تفکیک شده است 

الف: تحلیل موعود گرایی ومهدویت از منظر سیاسی و جامعه شناختی 

ب: موعود گرایی و مهدویت بر اساس معرفت دینی 

دلیل تفکیک این موضوع از بعد سیاسی و از منظر دینی به جهت وجوه اشتراک و افتراق این دو منظر می باشد.

وجوه اشتراک این دو دیدگاه این است که در هر دو دیدگاه مسئله موعود گرایی، با مبنای اعتقادی و دینی انجام می گیرد و وجود این مخرج مشترک و یا وجه اشتراک است که اکثر مردم را دچار خطای شناختی می کند ولی وجوه افتراق این دو دیدگاه در ویژگی¬های خاصی است که موعود گرایی سیاسی به دنبال خود دارد .

 

ویژگی موعودگرایی سیاسی: 

1-در این نگاه موضوع موعودگرایی و مهدویت بیشتر با اهداف و اغراض سیاسی ولی در ظاهر با مبنای اعتقادات دینی انجام می گیرد. یعنی اگر طرح مسائل موعود گرایی و مهدویت با مبنای معرفت دینی انجام می گیرد  برای نیل به اهداف سیاسی و کسب قدرت و یا حفظ قدرت و تحکیم پایه های قدرت بر مبنای مشروعیت دینی انجام می گیرد به عبارت دیگر آموزه های دینی در خدمت اهداف سیاسی قرار می گیرد.

2--موعود گرایی سیاسی دارای فاز سیاسی پررنگ و حداکثری و وارد شدن در تئوری پردازی های نو و ضمنا انتخاب شده به عنوان فلسفه سیاسی حکومتی ظاهر می گرد.

3-در نگاه سیاسی به مهدویت سیاسی، دین و نمادهای دینی نقش مهمی در بسیج افکار عمومی در ارتباط با یک موضوع خاص و یا جهت دهی به یک سمت و سوی خاص در جریانات سیاسی با استفاده از مهدویت می باشد و این شیوه برخورد موجب شکل گیری گفتمان سیاسی خاص می گردد. مثل گفتمان عدالت در دوره حضرت مهدی (عج) .

 4- افرادی که در قدرت هستند به طور انحصاری  خود را نمایندگان و وابستگان ویا رابطین مسیح(ع) و یا مهدی(ع) مطرح می کنند سعی می کنند که دیگران که مدعی این موضوع هستند را از میدان خارج نمایند.. 

5 این افراد چون در قدرت هستند اعمال خود را در راستای موعود گرایی و مهدویت توجیه می کنند و نوعی دست به خود تعبیر کنندگی می¬زنند. یعنی وقوع یک حادثه و یا رخداد را در هر نقطه ای از جهان با کمی جرح و تعدیل، آن را در راستای اهداف سیاسی و مذهبی خود تفسیر می کنند. برای مثال واعظان تلویزیونی انجیلی، اشغال جنوب لبنان توسط اسرائیل در اوایل دهه 80 را به عنوان آخرین فاز تحقق بشارت های کتاب مقدس به مردم القاء کرده و از آن استقبال می کردند. این خود تعبیر کننده گی دو پیامد منفی بدنبال دارد اول اینکه اگر قدرت و امکانات داشته باشند ممکن است بر اساس این عقیده تاریخ و سرنوشت یک ملت را به نفع خود تغییر دهند دوم اینکه اگر درست از آب در نیامد، عقیده و ایمان معتقدین به موعود و یا مهدویت را به اصل موضوع خدشه دار کرده و مردم را سردرگم نمایند.

ولی در تحلیل مهدویت بر اساس معرفت دینی، این موضوع با مراجعه به متون دینی و با پشتوانه منطقی جدا از مسائل سیاسی و مشروعیت دادن به قدرت و یا کسب قدرت انجام می گیرد.

الف: تحلیل موعود گرایی ومهدویت از منظر سیاسی و جامعه شناختی :

مقدمه (چیستی موعود گرایی ومهدویت):

طرح مسئله انتظار یا موعود باوری مربوط به فرجام شناسی و پایان تاریخ است. بدین جهت پیروان ادیان سه گانه ابراهیمی و بخش چشم گیری از سایر ملل بدان ایمان داشته و دارند. یهودیان مانند مسیحیان به ظهور حضرت عیسی معتقدند. زرتشتیان در انتظار رجعت بهرام شده اند. نصرانیان حبشی چشم به راه ظهور پادشاه خود تئودور موعود دوخته اند. هندوها به خروج وشنیو دل بسته اند. مجوسی ها به زنده بودن هوشیدر اعتقاد راسخ دارند. بودایی ها منتظر باز آمدن بودا، اسپانیایی ها در انتظار رودیک اند. در کنار این تعداد زیادی از نوابغ مغرب زمین و اندیشمندان نیز  به این امر اعتقاددارند که جهان در انتظار مصلح بزرگی است که سررشته امور را بدست خواهد گرفت و جامعه بشری را زیر یک پرچم و به دنبال یک هدف گرد خواهد آورد. بدین ترتیب حتی مسئله انتظار و امید به یک آینده روشن، از دایره دینی فراتر رفته و در نزد صاحب نظران مختلف چون افلاطون، ارسطو و ... و سنت اگوستین، هابز،ساموئل هانتینگتون،آلوین تافلر و مکاتب دیگر مثل مارکسیسم که در طرح فرماسیون های اجتماعی (کمون اولیه ،برده داری ، فئودالیسم، سرمایه داری واخرین فرماسیون اجتماعی سوسیالیسم است )که در آن طبقه پرولتاریا یعنی طبقه  کارگر برجهان حاکم خواهد شد یعنی امید به نابودی سرمایه داری و حاکمیت پرولتاریا چشم دوخته بودند و نیز دیدگاه نویسندگان لیبرال مثل فوکویاما در کتاب پایان تاریخ که در این کتاب  فوکویاما کل جهان را با جهانی شدن و تغییر شکل حکومت ها به دموکراسی لیبرال غربی به مثابه شکل نهایی دولت بشری نوید می دهد. پس به جهت اهمیت موضوع مسئله انتظار از بارزترین مسائلی است که تمام ملل به صورت های مختلف با آن مانوس بوده اند و این موضوع در اسلام و مخصوصا در عقاید شیعه جلوه خاصی پیدا کرده است. حال سوال پیش می آید که چرا مفهوم انتظار در تمام ادیان ، جوامع وحتی مکاتب مطرح شده است؟یکی از عوامل طرح این این موضوع به کارکرد انتظار برمی گردد.

کارکرد انتظار: ماهیت زندگی انسان با انتظار و امید عجین است بگونه ای که بدون امید، زندگی مفهوم خود را از دست داده و نبود شور و نشاط لازم برای تداوم آن یاس و ناامیدی رابه دنبال دارد. و به همین جهت ایجاد انتظار و امید در مردم خود بزرگترین خدمت به بشر تعبیر شده است و یکی از خدمت گزاران عالم بشریت، همان اشخاصی هستند که توانستند بشریت را امیدوار نگه دارند. با توجه به این نکته که حرکت و انتظار در کنار هم بوده و از یکدیگر جدا نمی شوند و خود انتظار، تحرک بخش است.به جهت اهمیت موضوع، نظام سلطه جهانی در راستای هژمونی فرهنگی خود برای خلع سلاح آرمانی مسلمانان واقناع این موضوع که در پروسه جهانی شدن همه کشورها باید از الگوهای فرهنگی وسبک زندگی واحدی  از نظام جهانی پیروی نمایند و آنان را وادار به اطاعت و همسو کردن با خود بنمایند در نتیجه سناریوهای متعددی در جهت اتمام تفکر موعود گرایی و مهدی باوری طراحی و متناوبا به اجرا گذاشته شده است. مثل دخالت مستقیم وحمایت از پروسه مهدی تراشی و حمایت از مدعیان مهدویت مانند مهدی سودانی در آفریقا ،سید علی محمد باب و حسینعلی بهائی در ایران ، میرزا احمد قادیانی در هند ، سید محمد جونیزی در هند و محمد ابن عبدالله قحطانی در حجاز وساختن سریال هایی چون نوستراداموس نشان از این دارد که موضوع مهدویت از یک موضوع صرفا مذهبی فراتر رفته و به یک موضوع جهانی با فاز سیاسی تبدیل شده است.از طرفی هم طرح ایده های نظریه پردازانی چون فرانسیس فوکویاما در کتاب پایان تاریخ و آخرین انسان که به خاطر نظریه پردازی وی به پایان تاریخ مشهور است مبنی براینکه کل جهان در نهایت به طرف الگوی واحدی از لیبرال دمکراسی پیش خواهد رفت که همه جوامع وکشورها وجوامع باید در برابر آن تسلیم شوند و علی الخصوص پس از فروپاشی اتحاد جماهیر  شوروی جا انداختن این نکته که در هیچ کجای دنیا نظام سیاسی بهتر و مناسبتری به عنوان بدیل وجایگزین این  نظام لیبرال دموکراسی  وجود ندارد.(فوکویاما،1393). با توجه به این توضیحات مختصر یکی از دلایل مهم مسئله انتظار در ادیان مختلف روشن می شود  بدین ترتیب که آینده برای انسانها همیشه یک دوره ناشناخته وغیر قطعی به حساب می آید و همین ابهام درآینده موجب می گردد که قدرت های مسلط در هر دوره از تاریخ، از فرصت های خاص بدست آمده استفاده نموده وسلطه وقدرت خود را حتمی الوقوع وقطعی وهمیشگی قلمداد نمایند و با صرف میلیاردها دلار پول و امکانات دیگر آینده را به نفع خود سرو سامان بدهند. در چنین حالتی، مناقشه تاریخی اردوگاه سلطه وقدرت و اردوگاه مقابل، شکل پیچیده تری به خود می گیرد در چنین شرایطی است که ترسیم چشم اندازی دقیق از اینده ای آرمانی موجب امید آفرینی در اردوگاه حق ، و نویدِ افکارِ امید آفرین در راه تحقق ِجامعهِ مطلوبِ الهی،  ارزش و اهمیت خود را نشان می دهد و برای تحقق چنین وضعیتی همواره تمام ادیان ، پیروان خودرا به رعایت تقوا وعدالت ، خیرخواهی ، نوعدوستی توصیه نموده است.توجیه این نکته توسط ادیان الهی مبنی براینکه امید به آینده ای سعادت آفرین از دیدگاه ادیان الهی ،غایتی است فطری وضروری که بر اساس وعده خداوند محقق خواهد شد.

حال باتوضیح مختصر موعود گرایی،در بخش تحلیل مهدویت از منظر سیاسی، به صورت موردی دو مورد از این نگاه به مهدویت یعنی مورد ایران دولت نهم و دهم و نگاه به موعود گرایی در غرب مورد بررسی قرار می گیرد.

1- نگاه سیاسی به مهدویت در دولت نهم و دهم

تاریخ ایران نشان داده است تفکرات صوفی گرایانه و عرفانی، زمانی در این کشور مورد استقبال قرار گرفته است که نوعی استیصال و سردرگمی و ناامیدی نسبت به هر تحرک درون جامعه ایجاد شده است. دولت احمدی نژاد و شخص وی از این امر نهایت استفاده را نمودند چراکه در دوره صد سال اخیر هیچ دولت مستقری تا این میزان فریاد مهدی موعود سر بر نیاورده است به طوریکه دعای فرج، ترجیع بند همیشگی او در تمام سخنرانی های وی بود. 

اهداف گفتمان مهدویت در دولت نهم ودهم  را به صورت زیر می توان بیان کرد:

1-بازیابی و افزایش مشروعیت برای دولت با یادآوری مجدد و مکرر این مسئله که این دولت و این قوه اجرایی، دولت امام زمان هستند و در صدد ایجاد مقدمات و مقومات ظهور هستند. به طوریکه لیست های انتخاباتی نیز توسط امام زمان تایید می¬شود.

2-ایجاد زمینه برای مقابله با دشمن خارجی: با استفاده از عنصر مهدویت و انتظار، با این مدعی که دولت اسلامی ایران همان دولتی است که بنا به روایات در مقدمه ظهور خواهد آمد. و برای ایجاد زمینه ظهور با مستکبران خواهد جنگید. به بیانی دیگر نظریه انتظار مذهب اعتراض شریعتی که کاربردی داخلی و درونی داشت اینک، کاربردی جهانی و علیه مستکبران و ظالمان بین المللی پیدا می کند.

3-جلوگیری از گرایش به عرفان های مختلف و نحله های مدعی ارتباط با امام زمان و قطع ارتباط جامعه با این نحله ها و گروه ها و پیوند زدن مردمان ناامید و مستاصل به نظام سیاسی و قوه اجرایی.

4-سمت و سو بخشیدن به سوی نگرش اتوپیایی در بین سیاستگذاران  که در پی آن تنها نظر به آینده داشته باشند. آینده ای که چشم انداز واقع گرایانه از آن در دست نیست و نوعی فقدان برنامه ریزی برای آینده در آن دیده می¬شود. در اندیشه سیاسیِ نوِ مهدویت گرایی که نقطه تلاقی آن را در دولت نهم و دهم می توان یافت فعال بودن انسان ها برای ظهور امام زمان به اوج خود می رسد. رئیس دولت نهم در همایش دکترین مهدویت در شهریور 85 چنین بیان می کند برخی ها تصور می کنند امام مشغول زندگی خودش است و ما هم باید مشغول زندگی شخصی خودمان باشیم و تا روز ظهور صبر کنیم این اندیشه یک اندیشه انحرافی است زیرا لازمه شناخت امام پیروی توجه و ارتباط است و بشریت باید برود و به امام برسد ( روزنامه شرق شماره 853 16/6/85 ص2 )جمله آخر مهم است که انسان باید تلاش خاص کند و رو به جلو حرکت کند.

و باز در همایش بین المللی دکترین مهدویت بیان می کند که بشریت از این دوران گذشت و وارد دوره جدیدی شد ( خبر نامه همایش بین المللی دکترین مهدویت شماره پنجم بهمن 85 ص3 )در این گفتمان ،ارتباط مستقیم با امام مهدی ( ع ) و رویت امام زمان و گرفتن رهنمون از وی در جای فرهنگ مهدوی وجود دارد به طوری که این ارتباط در حد یک امر روزمره و همگانی تنزل داده شده است.حتی حضور امام زمان در جلسات هیئت دولت  و گذاشتن صندلی خالی برای امام زمان و گذاشتن ظرف غذا در صندلی خیالی  ایشان نیز انجام می گیرد. 

حتی در سفری که رئیس دولت نهم به دعوت پادشاه عربستان در ایام حج جهت برگزاری مراسم حج تمتع به مکه سفر کرده بود بیان می کند.: به دنیا نگاه کنید یعنی فکر می کنند حوادث اتفاقی است یا حاصل کار کس دیگر است به شما می خواهم بگویم که خدا شاهد است ما روزانه مدیریت امام زمان را در عرصه جهانی می بینیم. page/ahmadi.htm)03/1386(www.peiknt.com/

به طور کلی استراتژی های برگزیده شده توسط دولت نهم و دهم که خبر از پیروی از گفتمان مهدویت می دهد باعث به کار گیری ابزار خاص برای راهبردی کردن اهداف پیش بینی شده می گردد و به صراحت اعلام می کند که مشی حکومتی خود را بر پایه ی مهدویت بنا نهاده است .در این دیدگاه برای بروز کردن مهدویت گرایی با تلاش در عرصه های علوم نظری سعی می شود در ارائه تئوری هایی که با نظام فکری جهان امروز سازگاری داشته باشد، چهار چوبِ گفتمانِ مهدویت، توضیح وتبیین گردد. از قبیل موضوعاتی چون دکترین مهدویت و پلورائیسم آموزه های مهدویت و لیبرال دموکراسی، شهروند در مدینه فاضله، نئوپراگمائیسم و مدینه فاضله مهدوی، اگزیستانسیالیسم و مهدویت، شکوفایی آزادی در مهدویت و موضوعاتی از این قبیل توضیح و تبیین شود ( مجموعه مقالات، دکترین مهدویت، مقالات برگزیده 2-1 پژوهشکده مهدویت قم، 85 )

فعالیت ها و تلاش هایی از این قبیل در عرصه های مختلف نشان از تلاش برای هژمونیک کردن اندیشه مهدویت و ایجاد مهدویت دولتی می باشد. به طوری که رئیس دولت نهم و دهم با این دیدگاه به همه جانبه بودن دوران مهدوی می نگرد که قادر است بدلیل قدرت فائقه ی همه جانبه ای که دارد راه برون رفت از وضعیت کنونی را نشان دهد. در این دوره موسسات فعال در زمینه مهدویت برای جذب متخصصین در حوزه های مختلف و برخورد آکادمیک و علمی با موضوع، سعی و تلاش فراوانی می کنند تا جایگاهی در بین تئوری پردازان برای خود باز کنند و یکی از اقدامات بارز این موسسه برگزاری همایش ها ی مرتب و سالانه در دوران احمدی نژاد و با عنوان دکترین مهدویت بود  که تلاش می گردید تا  دکترین مهدویت به عنوان فلسفه سیاسی در ایران جا بیافتد. به گزارش رجا نیوز موسسات تحقیقات خاورمیانه ای در پایگاه اینترنتی آمریکا اعلام کرده است که دکترین مهدویت در ایران به فلسفه سیاسی تبدیل شده است. در صورتی که قبل از آمدن احمدی نژاد یک دکترین مذهبی بود ولی از سال 2005 دولت احمدی نژاد جایگاه کانونی را در سیاست به آن داده است. 

به طوری که وزیر فرهنگ و ارشاد دولت نهم بیان می کند: دولت نهم از اولین روز آغاز خدمت گذاری خود به مردم استراتژی خود را بر مبنای گفتمان مهدویت قرار داده است. .سخن صفار هرندی وزیر ارشاد ( روزنامه آفتاب یزد شماره11،2157/06/86 صفحه 12 )

 

استفاده  از نماد جمکران:

نظر به اینکه ادیان، مذاهب، مکاتب بشری همچنین برخی از حرکت ها و جنبش های سیاسی، در حرکت به سوی پایایی فکر و اندیشه بوجود آمدهِ شان، دارای نماد هایی می شوند که گاهی در آن نماد ها مصداق پیدا کرده و حتی برخی از افکار به اندازه ی موفقیتشان در پرداخت به این نماد ها پایدار مانده و به حیات خویش ادامه می دهند. این نماد ها می توانند محل خاص، زمان خاص یا حتی علامت یا شیئ خاصی باشند. مثلا فرهنگ و مکتب حسینی دارای مکان مقدس شهر کربلا، حرم مطهر و رنگ قرمز نشان از خون خواهی از خون شهدای کربلا که بالای گنبد حرم همیشه به احتزاز است و همچنین از لحاظ زمانی، ماه محرم و روز عاشورا هر ساله یاد و خاطره مظلومیت امام حسین را تداعی می کند. در مهدویت سیاسی نیز مسجد جمکران در کانون توجه قرار گرفته است مطابق آمار رسمی هر ساله متجاوز از 15 میلیون زائر از سراسر ایران و جهان در این مکان گردهم می آیند.(www.jamkaran .info)و در مورد امام زمان تاکنون متجاوز از 1200 عنوان کتاب نوشته شده که با تیتراژ های 0 500 نسخه به چاپ نهم و دهم رسیده است که بعضا از جانب برخی از دست اندرکاران مورد انتقاد قرار گرفته است مثلا مجید انصاری رئیس پژوهشکده وقت امام خمینی با انتقاد تلویحی از سیاست های جدید دولت نهم و دهم در این زمینه بیان می کند بهتر است به جای دامن زدن به این نوع از فعالیت ها، در دنیای جدید که همه دنبال معارف هستند و شیعه نیز دارای معارف الهی و قوی می باشد، باید به بیان حقایق از روی منطق و عقل بستری فراهم نمائیم و در این بستر از افکار خرافی دورتر و به بیان معارف حقّهِ دینی بر اساس عقل و منطق و استدلال تکیه نمائیم.

سخنرانی در پژوهشکده امام خمینی  (www.isna .ir/main/newsrlewaspxz

همچنین استناد مخالفین به قرار دادن جمکران به عنوان کانون توجه در مهدویت جدید به جهت  موافق نبودن بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی با جمکران بوده اند.

بدین ترتیب در مهدویت سیاسی با رویکرد نو مهدویت گرایی که در دوران دولت نهم و دهم در حال نو زایش شد؛ مهدویت را به طور پررنگ در فاز سیاسی وارد کرد و در جنبه های جدید وارد عمل شد و با پرداخت علمی تر به این موضوع برجستگی خاص به آن داده و مرکز جمکران نیز به عنوان مرکز مهدویتی به طور بی سابقه ای مورد توجه قرار گرفت. 

البته لازم به توضیح است که مهدویت سیاسی همزمان با انقلاب اسلامی زایش و رشد داشت ولی این مهدویت سیاسی به دلیل دارای نگاه به دور، غیر ملموس و کلیت گرایانه به مهدی موعود با مهدویت گرایی سیاسی جدید تفاوت دارد. بدین ترتیب که مهدویت سیاسی جدید،دارای ویژگی های مهدویت غلیظ شده و برجسته شده همان مهدویت سیاسی گذشته است  و فعالیت حداکثری مهدی خواهان، نگاه ملموس تر به موضوع مهدویت در آیندهِ نزدیکتر، به عنوان یک فلسفه فعال سیاسی، طرح موضوع منجی گرایی به صورت وسیع تر و همه جانبه تر در جوامع بین المللی ، ورود مهدی پژوهان و مهدویت گرایان به عرصه های جدید علمی و طرح موضوع مهدویت در عرصه های کلاسیک از ویژگی های مهدویت جدید است.

2-غرب و موعود گرایی:

موضوع منجی گرایی و مقصد نهایی جهان در دو سه دهه اخیر به شدت مورد توجه غربی ها بویژه صهیونیست ها قرار گرفته و در این راستا به فعالیت های گوناگون فرهنگی سیاسی اقتصادی و دست زده اند.

مسیحیت به سه شاخه کاملا جدا و مخالف یکدیگر یعنی کلیسای کاتولیک روم، ارتدوکس و پروتستان تقسیم می شود. کشور های جنوب اروپا و آمریکای لاتین، کاتولیک ؛ کشور های شمال اروپا و ایالات متحده، پروتستان؛  و پیروان کلیسای ارتدوکس در اروپای شرقی هستند. این سه کلیسا در مراسم دینی و عبادی کاملا از یکدیگر جدا بوده و مانند سه دین مختلف عمل می کنند و حتی انجیل کلیسای پروتستان با انجیل کلیسای کاتولیک تفاوت زیادی دارد طوری که تاکنون بیش از هزار فرقه و کلیسای مختلف در درون پروتستان ظهور کرده است و آمریکا مرکز تولید فرقه های جدید در پروتستان می باشد ( شفیعی سروستانی و همکاران، پیشگوئی آخر الزمان 1383: 53 )

در یک قرن گذشته جریان جدیدی که در بین پروتستان ها فوق العاده قدرتمند شده مکتب نو ظهور مبلغان انجیل است. قبل از جنگ جهانی دوم این مکتب به عنوان بنیادگرا معروف بود که شعار آن بوجود آمدن حکومت در آمریکا بر مبنای بنیاد های انجیل بود و بعد از جنگ جهانی دوم آن ها خود را به عنوان ایوانجلیست معرفی کردند و با استفاده از وسایل ارتباط جمعی توانستند در جامعه آمریکا نفوذ فراوانی بدست آورند و این جریان قدرتمند ترین و فعال ترین تشکیلات دینی آمریکا محسوب می شود و آن ها در مراکز سیاسی این کشورنیز نفوذ زیادی دارند.این جریان نو ظهور در پروتستانیسم به عنوان صهیونیسم مسیحی شهرت دارد. .( همان 54 )

بدین ترتیب بر خلاف نظرات عامه، آمریکا در زیر لایه نازکی از سکولاریسم و پلورالیسم، همواره یک کشور مذهبی بوده است. بر خلاف نظر اسلام گرایان که معتقدند که مذهب در سیاست خارجی کم دخالت دارد، بلکه برعکس مذهب در سیاست خارجی آمریکا نفوذ بسیاری دارد. رفتار آمریکا در حال حاضر بیشتر تحت تاثیر مذهب گرایی افراطی است تا سکولاریسم نهفته در قانون اساسی.  آثار یک مسیحیت ناکجا آبادی قدیمی در میان گروه هایی چون آمیش ها، هوتریت ها، منونیت ها، مورمون ها، پاپتیست های جنوبی و شاهدان یهوه که در آمریکا به ظهور رسیده اند باقی مانده است. این فرقه ها معتقد به نقش محوری آمریکا در مشیت الهی در جهت فلاح و رستگاری این جهان اند. نطفه بنیادگرایی مسیحی در آمریکا حداقل یک قرن پیش منعقد شده است. بنیاد گرایی که در ذاتش اخرالزمانی اندیشیدن و آرمانگرایی نهفته بود به سرعت در آمریکا رشد کرد. امروز مسیحیت بنیادگرا در لباس بسیار سازمان یافته و بسیار متمول سازمان های طرفدار اسرائیل که مسیحیت صهیونیسم نامیده می شود ظهور کرده اند. و نفوذ انتخاباتی این ها و نیز نفوذ لابی های بنیادگرایان مسیحی در مسائل خاورمیانه و حتی در طرح حمله آمریکا به عراق و اظهار بوش پسر در مورد مشورت با پدر آسمانی و تائید او در مورد حمله آمریکا به عراق گویای این واقعیت است. یکی از وجوه مهم احیای بنیاد گرایی در جامعه آمریکا اعتقاد بنیادگرایان به رستگاری الهی به دست مسیح منتقم است در این دیدگاه مذهبی که مبتنی بر تفسیر جدید از کتاب مکاشفات یوحنای عهد جدید است در این تفسیر یک سلسله وقایعی منجر به درگیری و پایانی خونین و هولناک برای جهان می شود و مقدمات ظهور دوباره عیسی (ع) را فراهم می آورد. ( احمد صدری ،    191:1384)

براساس اعتقادات مسیحیت صهیونیسم حوادثی بایددر جهان  رخ دهد تا مسیح دوباره ظهور نماید و مسیحیان باید برای عملی شدن این حوادث به آ/ن سرعت ببخشند. اهم حوادثی که باید انجام دهند عبارتند از: 

1- یهودیان از سراسر جهان به فلسطین آورده شوند و کشور اسرائیل در گستره ای از رودخانه نیل تا فرات تشکیل شود.

2- یهودیان بایستی دو مسجد اقصی و صخره را در بیت المقدس منهدم و به جای آن دو معبد بزرگی بنا کنند.

3- به محض نابودی این مسجد با جنگ نهایی مقدس آرماگدون به رهبری آمریکا و انگلیس تمام جهان نابود خواهد شد 

4- این حادثه بعد از سال 2000 حتما اتفاق خواهد افتاد.

5- قبل از شروع این جنگ ترس و وحشت جامعه آمریکا و اروپا را فرا خواهد گرفت.

و باید هرچه سریع تر مقدمات نابودی جهان را فراهم نمود تا مسیح دوباره ظهور نماید زیرا قبل از ظهور دوباره مسیح، صلح در جهان هیچ مفهومی ندارد .(کریمی و یزد خواستی 11 سپتامبر آرماگدون 1383 : 126-124)

میدان داران و گردانندگان اصلی این ایده مسیحیت صهیونیسم است و آن ها درواقع برای پیشبرد اهداف خود سعی دارند تا دولت آمریکا را به عنوان مهره اصلی معرفی کنند تا به راحتی به مقاصد شوم خود دست پیدا کنند.

و دامنه نفوذ این تفکر مذهبی چنان بالاست که آثار دو نفر از حامیان این نگرش یعنی تیم لاهی و جری جنکینز که کتابشان با تیراژ 60 میلیون در آمریکا فروش رفته است. اهمیت توجه به این مسئله از موضوعی به نام خود تعبیر کننده گی ناشی می شود که می خواهند حوادث و وقایع جهان را با اعتقادات آرماگدونی خود پیوند بزنند. که در اعتقادات آرماگدون جنگ آخرالزمانی خیر و شر در کتاب مکاشفات یوحنا در دشت ایزد رالون منطقه ای در شمال اسرائیل کنونی بین بنی اسرائیل و دشمنانش رخ می دهد.

در نتیجه در افکار عمومی جامعه آمریکا میلیون ها مسیحی معتقد و راسخ بنیاد گرا که به لحاظ سیاسی نظام یافته اند انتظار دارند که جهان در طی جنگ جهانی ویران گردد. در این راستا از نفوذ و تاثیر سیاسی قابل ملاحظه شان بهره برده و خواهان آن هستند که این جنگ جهانی تحقق پیدا کند.واهمه ای که باید داشت این است که چون قدرت دارند پیش گوئی شان از نوع خود تعبیر کنندگی است؛ یعنی طرفداران این عقیده وقوع یک حادثه و رخ داد در نقطه ای از جهان را اکثر مواقع با کمی جرح و تعدیل، آن را در راستای اهداف سیاسی و مذهبی خود تعبیر می کنند برای مثال واعظان تلویزیون انجیلی اشغال جنوب لبنان توسط اسرائیل در اوایل دهه 80 را به عنوان آخرین فاز تحقق بشارت های کتاب مقدس استقبال کردند. دومین حادثه مربوط به اتحاد جماهیر شوروی واقمارش بود. از نظر مدافعان مسیحی پیش بینی های کتاب مقدس، شوروی و اقمارش دشمنان واقعی اسرائیل در جنگ آخرالزمان محسوب شدند. اما پس از سقوط شوروی این ایده رنگ و لعاب دیگری به خود گرفت در نگرش جدید مسیحیان بنیادگرا، این مسلمانان هستند که جای کمونیست هارا در جنگ خیر و شر آخرالزمان گرفته اند و در این نگرش مسلمانان نقش دجال را ایفا می کنند.

بنیاد گرایان مسیحی، آخرالزمانی ها و مسیحیان صهیونیست، آینده و فرجامی خونین و تاریک برای بشریت ترسیم می کنند و با فرض محتوم بودن این فاجعه جهانی، آنان برای رستگاری خود در چنین قیامتی می کوشند. این روز ها آن ها قلب ها و گوش های گروهی از نخبگان قدرتمند جهان را در کشوری که دارای قدرت بالاست در اختیار دارند و با کنش ها و رفتار های خود در سرنوشت و تاریخ  جوامع تاثیر گذار هستند.

بر ما و مسئولین است که خطر افراطیون مذهبی را که هر زمان به صورت های مختلف خود را نشان می دهند دریابیم و نسبت به اظهار نظرها و کنش های خود در محیط بین الملل در مصاف با آمریکا و اسرائیل بسیار سنجیده عمل کرده و به دام افراطیون مذهبی نیفتیم.

 

 

بخش دوم بررسی موعود گرایی ومهدویت براساس معرفت دینی :

پیشگفتار:

در قسمت اول مقاله، موعودگرایی و مهدویت از منظر جامعه شناختی و سیاسی مورد بررسی قرار گرفت همچنانکه توضیح داده شد وجه مشترک تحلیل سیاسی موعود گرایی با تحلیل موعود گرایی و مهدویت بر مبنای معرفت دینی این است که در هردو  نوع نگاه، از  باورها و اعتقادات دینی استفاده می شود. ولی در نگاه سیاسی بیشتر از اعتقادات و باورهای دینی در راستای اهداف ودر  جهت پیشبرد اهداف سیاسی بیشتر به عنوان ابزار استفاده می شود ولی در تحلیل بر مبنای معرفت دینی موضوع مهدویت صرفا با استفاده از منابع دینی و توجیه  عقلی و منطقی و بدون گرایش های سیاسی خاص مورد بررسی قرار می گیرد.

همانگونه که در قسمت اول مقاله ( موعود گرایی سیاسی ) بیان گردید منجی گرایی و مسئله انتظار ( فرجام شناسی ) از بارز ترین مسائلی است که تمام ملل ( یهود و مسیحیت و زرتشت ) به صورت های مختلف با آن مانوس بوده و به آن اعتقاد دارند. این موضوع در اسلام خصوصا در عقاید شیعه جلوه خاصی پیدا کرده است.که در این قسمت این موضوع با تاکید بر دیدگاه شیعه در این رابطه بررسی میشود. 

ترتیب مطالبی که در این قسمت از مقاله ارائه می گردد بدین شرح است:

1- چرا مسئله انتظار و موعود گرایی در تمام ادیان یهودیت، مسیحیت، زرتشت و اسلام، مطرح و به آن تاکید شده است.

2- ابهام ها و سوالاتی در این زمینه  مطرح میباشد که  در این قسمت  مطرح و در حد امکان بر اساس پارادایم دینی توضیح داده می شود. 

مقدمه بخش دوم:

هر موضوع مهم و هر حقیقتی اگر دچار مرور زمان طولانی شود در طی زمان حقیقت آن دگرگون شده و بازیچه دست عوام و سلیقه های افراد مختلف می شود و هم وسیله ای برای کسب نفوذ و قدرت و افتخار برای صاحبان هوس و قدرت می شود. تا از آن حقیقت به جهت عدم آگاهی مردم در جهت اغراض دنیوی و مادی خود استفاده نمایند. از طرفی همین شیوه برخورد با موضوع دستاویزی برای مخالفان و منکران آن حقیقت و واقعیت می شود. در نتیجه حب جاهلان و بغض و عناد دشمنان موجب می گردد که آن حقیقت مسخ گردد و و اهداف معنوی و روحانی و تربیتی که از آن موضوع مد نظر بود به بوته فراموشی سپرده شود. به عنوان مثال موضوعی قوی تر و روشن تر از توحید در عالم هستی وجود ندارد اما این خداوند سبحان و این حقیقت بی پایان در دست افراد هوسران، مادی به شکل مجسمه و بت در می آید و برای آن خال، ابرو، چشم، زلف و لباس و فرزندانی از جنس ملائکه برای آن تصور می کنند و طوری تبلیغ و برنامه ریزی می کنند که انسان ها در طول سالیان متمادی در برابر آن ها کرنش و تعظیم نموده و نذورات خود از قبیل قربانی، پول و طلا و... را به پای آن بریزند و از این قبل عده ای سود جو و مادی در پشت پرده از آن منتفع گردند.(نقل از مضمون ،صائنی ،1390) پس انتقال افکار و اندیشه های مرسوم و غلط از گذشتگان بدون پشتوانه عقلی و منطقی و فلسفی و دینی موجب تحریف حقایق می گردد. در رابطه با امام زمان ( عج ) نیز این امر صادق می باشد و در جامعه فعلی ما نیز این موضوع در ایام ماه شعبان مطرح می گردد و مراسم باشکوه زیادی در سراسر کشور برگزار می شود و گفتمان حاکم بر این امر بیشتر عاطفی می باشد و خواندن شعر و سرود و پخش شیرینی، شربت و شکلات جلسات پایان می یابد ولی طرح مسائل معرفتی و فلسفی، دینی در آن بسیار کم رنگ می باشد و این امر موجب گردیده است که به تدریج در اثر گذشت زمان این موضوع برای بسیاری علی الخصوص نسل جدید سوال برانگیز شده و در هاله ای از ابهام قرار گیرد. از طرف دیگر شرایط حاکم بر کشور و استفاده ابزاری از دین ومناسک دینی  برای نیل به اهداف سیاسی و نیز فرصت تولید محتوا برای همه در فضای مجازی،فرصت هجمه به دین را فراهم آورده و سوالات و ابهام ها را مضاعف نموده و نسل جدید را دچار سردرگمی ، فقر معنوی و در نهایت دچار بحران معنا می کند. 

مهدویت در دیدگاه شیعه:

همانگونه که در بخش اول مقاله بیان شد موضوع انتظار برای مصلح جهانی در تمام ادیان و مذاهب و حتی مکاتب و صاحبنظران مطرح بوده است.که به طور بسیار مختصر به آنها اشاره شد.

در این قسمت از مقاله موضوع مهدویت و انتظار را به طور اخص از دیدگاه شیعه بررسی می¬کنیم.

نگاه شیعه به مهدویت مثل سایر ادیان و نیز مذاهب تسنن می باشد. با این تفاوت که در دیدگاه شیعه امام زمان(عج)، امام دوازدهم شیعیان فرزند امام حسن عسگری(ع) و زنده است.طرح این دیدگاه در شیعه موجب میگردد کهبعد از انقطاع وحی وپایان نبوت ، دیگر تعلیمات دینی دیگر قیافه ابهام واجمال به خود نگیرد ودر صف یادگارهای تاریخی وآثار باستانی در موزه ها ذخیره نمیشود (محمد حسین طباطبایی ، 1389 :18 )

طرح این موضوع طبیعتا سوال هایی را نیز به دنبال دارد که باید آن سوال ها مطرح شوند:

سوال 1- چرا مسئله انتظار موعودگرایی در تمام ادیان(یهودیت،مسیحیت،زرتشت مطرح و به آن تاکید شده است؟

برای اینکه به این سوال پاسخ بدهیم باید قبل از پرداختن به اصل موضوع باید بیان کنیم که طرح مساله انتظار و موعودگرایی یک امر دینی است و باید در پارادایم دینی، طرح و به آن پاسخ داده شود.

به طور خلاصه منظور از پارادایم چیست؟

  پارادایم بیان گر جهان بینی است که برای فرد معتقد به آن، ماهیت جهان، جایگاه فرد در آن، دامنه روابط ممکن با آن و بخش های آن نظیر کیهان¬شناسی و الهیات تعریف می شود.(خای،1999؛ لینکن و گوبا،1985؛لوی،2004؛ به نقل از احمدپور،1389). 

پاتن معتقد است در هر پارادایمی تصویری از جهان عرضه می¬شود که فهم آن برای کسی که در این پارادایم نیست مشکل است.و هویت هر تفسیر یا سخن، مبتنی بر بنیان پارادایم نظری آن موضوع یا تحقیق است. اینکه شخصی از منظر کدام پارادایم به موضوع مورد بررسی نگاه می¬کند، در نتیجه و حاصل آن سخن یا پژوهش تاثیر دارد.

در یک تقسیم بندی اولیه ما حداقل 4نوع پارادایم داریم؛پارادایم علمی، فلسفی، مذهبی و عرفانی که در داخل هر پارادایمی نیز موضوع مورد بررسی، منطق به کاررفته روش بررسی و هدف از بررسی کاملا متفاوت است.

بدین ترتیب ما با انواع معرفت¬ها سر و کار داریم(معرفت علمی، فلسفی، مذهبی و عرفانی)و به قول ماکس شلر این 4 قلمرو با هم تفاوت اساسی و ذاتی دارند،تفاوتی واقعی و عینی، نه تفاوتی تعریفی و ذهنی! (شلر،1383).

معرفت علمی در موضوعات مشاهده¬پذیر و تجربه¬پذیر و تکرار¬پذیر وآزمایش¬پذیر کاربرد دارد.بعنوان مثال پدیده های فیزیکی، شیمیایی، زیستی در این حوزه مورد بررسی قرار می¬گیرد.

معرفت فلسفی: هستی شناسانه است واز موجود خاص قالب گرفته بحث می¬کند و موضوعات آن شامل:واجب، ممکن، جوهر، عَرَض، علت، معلول و... و تعقل و فلسفه برهان به عنوان داور موضوع به کار برده می¬شود. .(سروش ،1365)

معرفت مذهبی: قلمرو آن خودشناسی، خداشناسی، هستی شناسی، واقعیت های اجتماعی و مادی می¬باشد و منبع معرفت سخنان پیامبر با اتکا به وحی و سیره پیامبر  و سخنان خود پیامبر می¬باشد..هدف در آن، تغییر خود، تغییر انسان¬ها، تغییر جامعه برای رسیدن به تکامل اخلاقی و معنوی و قرب به خدا می¬باشد)

البته یک ارتباط تنگاتنگ بین انواع معرفت¬ها و انواع پارادایم¬ها وجود دارد. ولی موقع بررسی هر موضوع، باید آن موضوع را در داخل همان پارادیم مورد بررسی قرار دهیم.یعنی نمی¬توانیم مسائل فلسفی را در داخل پارادایم علم بررسی کنیم و یا مسائل علمی را در داخل پارادیم فلسفی نمی شود بررسی نمود؛ یعنی نمی توانیم با ابزاری مثل تلسکوپ دنبال بررسی میکروب باشیم و یا با میکروسکوپ به بررسی اجرام سماوی برویم. یعنی اگر خطایی روش شناختی داشته باشیم این خظای روش شناختی منجر به خطای معرفت شناختی می¬گردد.علاوه بر تقسیم بندی کلی از پارادایم(علمی- فلسفی- مذهبی- عرفانی)در داخل هر یک از این حوزه 4 گانه، تقسیم بندی های کوچک تری نیز وجود دارد. به قول توماس کوهن، در داخل پارادایم علم، فیزیک خود به چند پارادایم گالیله ای، نیوتونی، انیشتاینی و کوآنتومی تقسیم می¬شود.(چالمرز، 1385).

چون مساله انتظار و موعودگرایی مربوط به فرجام تاریخ می¬باشد ودر پارادایم دینی باید مورد بررسی قرار گیرد لذا  برای بررسی موعود گرایی با پیش فرض های زیر سراغ موضوع می¬رویم.

-خداوند آفریننده کل جهان هستی است و او بر هرکاری توانا است.

-او جهان هستی را از نیستی و عدم آفریده است(فاطر السماوات والارض)

-کلیدهای(خزائن)آسمان ها و زمین در دست اوست(له مقالید السماوات و الارض؛ زمر62)

-فرمان و دستور الهی با یک اراده  قابل اجرا است.(اانما امره اذا اراد الله شیاً اَن یقول له کن فیکون؛ یس83) 

-آفرینش جهان هستی و آنچه در میان آنها خلق شده است بیهوده و بازیچه نیست.(و ما خلقنا السماوات و الارض و ما بینهما لاعبین؛ انبیاء 16)

آفرینش و خلقت انسان نیز برای امتحان و آزمایش است.(اَ فحسب الناس اَن یقولو آمنا باالله و هم لا یفتنون ؛عنکبوت آیه1)

-انسان چانشین و خلیفه الهی بر روی زمین است.(انی جاعل فی الارض خلیفة؛ بقره 30)

-خداوند انسان های صالح و شایسته را در نهایت وارث زمین خواهد کرد.

(و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر اَنٌ الارض یرثها عبادی الصالحون؛ انبیاء105)

در همین مضمون در سایر کتاب های مقدس(یهودیان و، مسیحیت، زرتشت نیز در مورد پایان را مکرراً با تاکید سخن گفته شده است.

 

 

انتظار در ادیان پیش از اسلام:

یهودیت:

در عهد قدیم از کتاب مقدس آمده است:

از وجود اشرار و ظالمان دلتنگ نباش که زودی ریشه ظالمین بریده خواهد شد و منتظران عدل الهی زمین را به میراث برند و آنان که لعنت شده اند پراکنده شوند.(آصفی ،1383)

مسیحیت:

اندیشه ظهور موعود برای ساختن جهان خالی از اندوه و رنج، در میان مسیحیان نیز پررنگ و تا حدودی زیادی شبیه یهودیت است بنابر اعتقاد مسیحیبان اگرچه مسیح به صلیب کشیده شده است لیکن برای نجات مردمانش دوباره ظهور خواهد کرد.

زرتشت:درکتاب اوستای زرتشتیان نیز بر حکومت شخص در پایان تاریخ تکیه می¬شود با نام سوشینس یا سوشیانت به معنای رهاننده(گات ها:21)

باتوجه به جمع مطالبی که درباره سوشیانس در اوستا و گات هاست شامل حامیان، یاران و مبلغان و آرایندگان جهان پایانی است و آمدن او آنقدر طول خواهد کشید که می گویند او نمی آید، در حالیکه او خواهد آمد.(سوشیانس،  1374: 7)

هندوئیسم و بودیسم:

در کتاب اوپانیشاد از کتب معتبر هندوان در مورد ظهور منجی چنین آمده است.شخصی به نام کلکیل سوار بر اسب سفید از آسمان ها به زمین خواهد آمد و زمانی ظهور می¬کند که ظلم و ستم و جهالت جهان را فراگرفته است، می¬آید تا اشقیا را برکنار کند و عدالت و امنیت و رفاه را برقرا کند(محصل،1369 : 15).

در "ریگ ودا" از قدیمی ترین "وداها" نیز بشارت ظهور "ویشنو" را بیان کرده است که از همه قوی تر و نیرومند تر است.یک دست نجات دهنده شمشیری به مانند ستاره دنباله دار و در دست دیگر انگشتری درخشنده است در هنگام ظهور وی زمین خواهد لرزید(همان،1369 : 16).

توجه و دقت به مطالب مذکور  در مورد فرجام و پایان تاریخ در تمام ادیان و مذاهب و حتی مکتب ها و نحله های فکری که در قسمت اول این مقاله به آنها اشاره شد نشانگر این است که جهان ما علیرغم پیشرفت علم،تکنولوژی و رفاه مادی همیشه در معرض جنگ و نابودی توسط سلاح های مخرب بسیار پیشرفته می¬باشد که دولتمردان جهان در مقابل یکدیگر به این سلاح ها مجهزتر می شوند. بدین ترتیب بشریت از یک تاریخ بسیار دور از این وضعیت رنج برده و همیشه چشم به راه یک مصلح عالم گیر که بر مبنای بشارت های کتاب های آسمانی به آن اعتقاد پیدا کرده است. از آن قدرت، انتظار رهایی و نجات را دارد.بدین جهت هر ملتی و آیینی به زبان خود و با واژه خود او را می خواند و اگر این ظواهر واژه ها و شاخه های پراکنده کنار زده شود، ریشه واحد مشخص می شود.

     عِباراتُنا شتّی و حُسنّکَ واحد      و کل الی ذاک الجمال نشیرُ

یعنی موضوع، واحد و یکی است ولی عبارات ، الفاظ و واژه های ما متفاوت اند و همه این واژه های پراکنده ما به یک امر واحد و زیبا اشاره می کنند.اصل حقیقت واحد است ولی مصداق ها متفاوت است.

باتوجه به توضیحات و مطالب مذکور در گذشته که در پارادایم دینی مطرح شد که:

-آفرینش جهان هستی با اراده و قدرت الهی انجام گرفته است

-این آفرینش جهان و انسان هدفمند است و بازیچه و بیهوده نیست.

-انسان جانشین و خلیفه خداوند روی زمین است و از کرامت بالایی برخوردار است.

-خداوند پیامبران را برای هدایت هدایت و رستگاری انسانها فرستاده است.

-سراسر زندگی بشر در هر شرایطی پر از ابتلاء و آزمایش توأم با مضقت و زحمت می¬باشد

-انسان¬ها در مدت زندگی خود در اعصار و قرون باید در راه پیروی از انبیاء باشند و در جهت قسط و عدل تلاش نمایند.

-چون در طول تاریخ اهداف الهی توسط پیامبران جامعه عمل نپوشیده است لذا خداوند تاریخ را با مُهر توحید به اتمام رسانده و وعده های خود را محقق خواهد ساخت.این باوری است که عقل سلیم به آسانی می¬تواند این امر را هضم نماید و در پارادایم دینی پذیرفته است که بنای خلقت و آفرینش جهان و انسان بر یک پایه معقول و در یک نظام صحیح  و هدفمند بنا شده است.زندگی، حق، انسانیت و شخصیت انسانی حق وانسان  در دستگاه آفرینش دارای کرامت و احترام است و این جهان به عبث و بیهوده آفریده نشده است و آن قدرت لایزال که جهان هستی به این عظمت و وسعت را افریده است هرگز این خلقت را آواره رها نگذاشته و هرگز به باطل رهایش نخواهد کرد.چرا که مدعیان نجات جوامع و انسان  ها و تمام مکاتب و نحله های بشری در طول اعصار و قرون ضعف و ناتوانی خود را در اداره جوامع و نیل به سعادت و رستگاری انسان را در تئوری و سطح عمل نشان داده اند.به همین جهت آغازگر آفرینش هستی و انسان، خداوند می¬باشد و فرجام و پایان تاریخ انسانوکاروان بشریت با مُهر توحید خاتمه پیدا خواهد کرد.

و لَقَدکتبنا  فی الزبور مِن بعد الذکر اَنَّ الاَرضَ یرثُها عبادی الصالحون.

پس آینده نگری و داشتن نگرش مثبت به آینده لازمه مدیریت انسان در امور فردی و اجتماعی است و بدون این نگرش در زندگی کامیاب و موفق نخواهد شد و طرح این مسأله در ادیان به این منظور است که علیرغم انحراف مردم از مسیر ترسیم شده¬ی پیامبران، در پایان تاریخ و هستی انسان¬ها در نابسامانی های اخلاقی،روحی،فکری و رشد تصاعدی جنایات بشری جهان شاهد چیرگی حاکمیت الهی خواهد شد که به تبع آن ظلم از جهان رخت خواهد بربست. و این بینش به انسان¬ها امید و نشاط می¬بخشد و هرگز تسلیم وضع موجود نشده و برای رهایی خویش تلاش و کوشش می¬کند.

مهدویت در دیدگاه شیعه

همان¬گونه که در بخش اول مقاله بیان شد-موضوع انتظار برای مُصلح جهانی در تمام ادیان و مذاهب و حتی مکاتب و نزد صاحبنظران مطرح بوده است که به طور بسیار مختصر به آنها اشاره شد.در این قسمت از مقاله موضوع مهدویت و انتظار را به طور اَخَص  از دیدگاه شیعه بررسی می¬کنیم

نگله شیعه به مهدویت مثل سایر ادیان و نیز مذهب تسنن می¬باشد با این تفاوت که در دیدگاه شعه امام زمان(عج)امام دوازدهم شیعیان فرزند امام حسن عسگری(ع) و زنده است.

طرح این موضوع طبیعتا سوال هایی را نیز به دنبال دارد که باید آن سوال ها طرح و به آنها پاسخ داده شود.

سوال اول:استناد شیعه از این جهت که روش ائمه و اهل بیت(ع) در بین روش های  مختلف، بهترین است  وبعداز  پیامبر از روش ائمه پیروی نمایند.آیا در قرآن در زمینه اهل بیت(ع) آیه یا آیاتی وجود دارد؟

برای توضیح این قسمت به دو آیه از قرآن در سوره شوری و سوره فرقان استناد می¬شود.

قل لا اسئلکم اجرا الّا الموده فی القربی؛ سوره شوری آیه 23:

ای پیامبر به مردم ابلاغ کن و بگو من در برابر زحمت رسالتم و نبوتم و تلاش و کوششم از شما هیچ پاداش و مزدی نمی¬خواهم.پاداش من همان دوستی و مؤدت اهل بیت من می¬باشد.

یعنی از اهل بیت من قطع رابطه نکنید این دوست داشتن و محبت عاطفی صرف نیست؛ بلکه دوستی راه و رسم و آموزه های اهل بیت(امام علی(ع)، فاطمه(س)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع) و بقیه امامان هستند.این آیه خود دلیل محکمی بر پیوند راستین راه رسالت با اهل بیت و آموزه های آن ها می¬باشد. یعنی پیروی از امامان استمرار راه پیامبر  میباشد.

قل ما أسئلکم علیه من اجر الّا من شاء اَن یتخذ الی ربه سبیلا، سوره فرقان 57.

ای پیامبر بگو من در مقابل زحمت رسالتم از شما پاداش نمی¬خواهم مگر اینکه راه خدا را در زندگی خود پیش بگیرید. پاداش پیامبر در مقابل انجام رسالتی که زحمت، توهین، تحقیر، تهدید، تبعید و تحمل مرارت و سختی های جنگ، بی خوابی کشیدن، جراحت برداشتن و تا حد مرگ پیش رفتن و... که برای هدایت شما کشیدم، پاداش من فقط دوستی اهل بیت و اتخاذ راه خدا می¬باشدو نتیجه این دو آیه برهم این است که دوست داشتن اهل بیت و پیروی از آموزه های آنها همان اتخاذ راه الهی است. بدین ترتیب قرآن راه امامان را تایید می¬کند.(صائنی ،1390: 336).

سؤال:آیا در روایات و منابع معتبر دیگر در مورد امام زمان(عج) مطالبی وجود دارد؟

عقیده به مهدی از آغاز اسلام در بین مسلمین شایع بود و پیامبر اکرم(ص) بارها از وجود شریف خبر داده و از دولت او علائم  آثار و نام و کنیه اشخبر داده است و این احادیث به طور متواتر هم از طریق شیعه و هم از طریق اهل سنت نقل شده است.

عبدالله ابن مسعود از پیغمبر (ص) روایت کرده که فرمود دنیا تمام نخواهد شد تا اینکه مردی از اهل بیت من که مهدی نامیده می¬شود بر مردم حکومت کند(اثباۀ الهداه : 9، نقل از امینی،1380).

همچنین پیامبر(ص)سه مرتبه فرمود :بشارت باد شما را به مهدی! در هنگام پراکندگی مردم و وقوع گرفتاری های¬ سخت، ظاهر می¬شود و زمین پر از ظلم و ستم را از عدل و داد پر می¬کند،دل های پیروانش را سرشار عبادت نموده و عدلش همه را فرا می¬گیرد.

سوال: آیا احادیث در مورد مهدی موعود فقط در روایات شیعه هست و یا در کتب اهل سنت نیز وجود دارد؟

بله، هم در کتب شیعه و هم در کتب اهل سنت وجود دارد.چند نمونه از کتاب های اهل سنت را در اینجا ذکر می¬کنیم.

1-صحیح ترمذی ج9 باب ما جاء فی المهدی ص 74

2-صحیح ابی داوود ج 2 کتاب المهدی ص 207

3-صحیح ابن ما جه باب خروج المهدی ج 2 ص 519

4-مسند احمد ج3 ص 28

5-البیان فی الاخبار صاحب الزمان، محمد بن یوسف شافعی، انتشارات نجف

6-ینابیع المؤده: شیخ سلمان ، 1308 ج2، ص180)

7-نورالابصار تالیف سبلنجی ص156

8-صواعق المحرقه تالیف محمد بن عبداللهبن خطیب، دهلی ص 370

9-فصول المهمه، ابن صباغ، چاپ نجف ص 257

10-اسعاف الراغببین تالیف محمد الصبان

در مجموع 23 کتاب و 106 حدیث از اهل سنت در مورد مهدی موعود در روایات شده است.(جواد فاضل، معصوم چهاردهم: 26 ، ابراهیم امینی، دادگستر جهان: 25) 

به جهت کثرت روایات از شیعه و اهل تسنن و تاکید پیامبر بر ظهور مهدی در آخرالزمان و نیز تکرار و تأکید انها در زمان ائمه به طور مداوم، موجب گردید که افراد کم اطلاع به طور مداوم در زمان خود ائمه، برخی از فرزندان آنان را امام غائب تصور کرده و بر این عقیده ماندند که در طول تاریخ زیاد هستند.و این مسأله امام غائب چنان حساس شده بود که اسماعیل فرزند امام صادق(ع)در زمان او وفات کرد و امام صادق(ع) به هنگام تشییع و گذاشتن در قبر ،پارچه را از صورت او برداشت و به مردم اعلام کرد که ما اسماعیل را دفن کردیم ولی دست های مرموز سیاست اعلام کرد که او نمرده است و غائب شده است و او همان مهدی موعود است و بعدها پسرش محمد ادعای جانشینی کرد و فرقه اسماعیلیه را تاسیس کرد.پس به جهت کثرت روایات از زمان پیامبر و زمان ائمه بسیاری از افراد فرصت طلب از این عقیده استفاده کرده و از آن در جهت پیشبرد اهداف سیاسی خود استفاده می¬کردند که در طول تاریخ تعداد این افراد بسیار زیاد هستند.

اولین کسی که در تاریخ از عقیده مهدویت استفاده کرد مختار ثقفی بود که با احیای آن فکر و استفاده از نام محمد بن حنفیه به جهت هم نام بودن با امام مهدی(عج) او را مهدی موعود و خود را وزیر او معرفی کرد و به خونخواهی امام حسین(ع) و یاران او برآمد.

دومین فرد ابومسلم خراسانی بود که با نهضت وسیع و دامنه دار با عنوان خونخواهی امام حسین(ع) و یارانش،زید بن علی، یحیی بن زید در مقابل دستگاه بنی امیه قیام کرد و گروهی از مردم ابومسلم را مهدی موعود پنداشتند.

پس داستان مهدی های غیرواقعی نشانگر این است که اصل مهدویت ریشه دار و در صدراسلام هم امر مسلمی بوده است و در اینجا به ذکر چند نمونه از این افراد پرداخته می¬شود.

گروهی از مسلمین محمد بن حنفیه را امام مهدی پنداشته اند و معتقدند نمرده است و در کوه رضوی غائب است و بعد مدتی ظاهر می شودو دنیا را پر از عدل و داد می¬کند(ملل و نحل شهرستانی: 256. به نقل از امینی: 49)

فرقه جارودیه محمد بن عبدالله بن حسن را مهدی غائب می¬پندارد ودر انتظار ظهورش به سر می¬برند.

فاووسیه حضرت صادق را مهدی و زنده و غائب می¬دانند.

واقفیه موسی بن جعفر را مام زنده و غائب می¬پندارند.

گروهی از اسماعیلیه عقیده دارند که اسماعیل فوت نشده بلکه از باب تقیه نسبت مرگ به او داده شده است.

فرقه محمدیه عقیده دارند که بعد از امام علی نقی فرزندش محمد بن علی امام است. او را زنده و مهدی موعود می¬دانند.

وفرقه های متعدد دیگر که جهت جلوگیری از اطاله کلام ازذکر انها خودداری میگردد.وجود معتقدین به امام مهدی نشانگر این است که از زمان پیامبر(ص)در سخنان ایشان وائمه، مسئله امام غایب به طور جدی مطرح بوده است وپیامبر کراراً می فرمودند که پایان تاریخ به دست قائم ما با برپایی قسط عدل وانجام می گیرد که نام اونام من وکنیه او کنیه من است .بدین جهت افراد جاهل ونادان علیرغم توضیح کامل موضوع ، باز در مصداق آن دچار خطا می شدند به طوریکه وقتی که فرزند امام صادق (ع)به نام اسماعیل فوت کردبه هنگام دفن ، امام صادق صورت اورا بازکرد وبه همه اعلان نمود که اسماعیل فوت شده است واورا در خاک دفن کردند.بااین وجود عده ای به نام فرقه اسماعیلیه به زنده بودن او معتقد هستند .

سوال:چرا این همه فرقه ها در اسلام وجود داردکه اعتقاد به امام غایب ویا زنده بودن او دارند ولی در عالم مسیحیت ویهود  ویا در جهان غرب چنین نیست؟

در جهان مسیحیت نیز چنین اعتقادات واختلافاتی در ارتباط با این موضوع وجود دارد.عده ای از مسیحیان بااعتراف به اینکه پیکر شریف مسیح(ع)  بردار یهودیان جان سپرده ودر آغوش خاک دفن شده باز هم از رجعت او به جهان صریحا تاکید می کنند.همچنین فرقه های متعددی چون آمیش ها ، مورمون ها ،باپتیست ها ی جنوبی وشاهدان یهوه وجود دارند که این فرقه ها معتقد به نقش محوری آمریکا در مشیت الهی در جهت فلاح ورستگاری این جهان هستند .از  آنجائیکه آمریکا پس از هند مذهبی ترین جامعه است وحدود 17 میلیون مسیحی افراطی و60 میلیون مسیحی نئو ارتدکس وجود داردکه بسیار سازمان یافته ومنسجم هستند واعتقاد به رستگاری الهی به دست مسیح منتقم دارند وبا تفسیر جدید از کتاب مکاشفات یوحنا ی عصر جدید ،معتقدند  که یک سلسله وقایعی منجر به در گیری وپایان یافتن خونین وهولناک یرای جهان می شود ومقدمات ظهور دوباره عیسی (ع) فراهم میشود. 

سوال: چرا اخبار مهدویت در کتاب های اهل تسنن کمتر است؟

موضوع مهدویت به واسطه ریشه عمیق دینی که داشت در زمان پیامبر واز زبان پیامبر وامامان دیگر مطرح وگوشزد میشد در نتیجه مسلمانان همواره در انتظار وقوع چنین حادثه ای بودند  بدین جهت در عصر خلفای بنی امیه وبنی عباس ، جنبه کاملا سیاسی پیدا کرده بود به طوریکه نقل وثبت احادیث مربوط به مهدی موعود آن هم با علائم ومشخصاتش مخصوصا موضوع غیبت وقیام کاملا آزاد نبوده است. خلفای عصر نسبت به جمع وتدوین احادیث در این زمینه ،کاملا حساسیت داشتند . بدین جهت علمای اهل تسنن به واسطه محدودیتی که داشتند نمی توانستندآنهارا در کتابهای خود ذکر کنند واگر هم مینوشتند دست های جنایتکاران وقدرتمندان آنهارا حذف می کردند .

سوال :آیا غیر از روایات،منبع دیگر ی نیز در این زمینه وجود دارد ؟  

بله در نهج البلاغه خطبه 146 وحکمت 147  ودر کتاب معتبر اهل سنت به نام تذکره الحفاظ در زمینه وجود امام در هر عصربه طور واضح توضیح داده شده  است که در این قسمت حکمت 147 را بیان میکنیم:

 ....اللَّهُمَّ بَلَى لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً وَ إِمَّا خَائِفاً مَغْمُوراً، لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَ بَيِّنَاتُهُ، وَ كَمْ ذَا وَ أَيْنَ أُولَئِكَ؟ أُولَئِكَ وَ اللَّهِ الْأَقَلُّونَ عَدَداً وَ الْأَعْظَمُونَ عِنْدَ اللَّهِ قَدْراً، يَحْفَظُ اللَّهُ بِهِمْ حُجَجَهُ وَ بَيِّنَاتِهِ، حَتَّى يُودِعُوهَا نُظَرَاءَهُمْ وَ يَزْرَعُوهَا فِي قُلُوبِ أَشْبَاهِهِمْ؛ هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَى حَقِيقَةِ الْبَصِيرَةِ وَ بَاشَرُوا رُوحَ الْيَقِينِ وَ اسْتَلَانُوا مَا اسْتَوْعَرَهُ الْمُتْرَفُونَ وَ أَنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجَاهِلُونَ، وَ صَحِبُوا الدُّنْيَا بِأَبْدَانٍ أَرْوَاحُهَا مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الْأَعْلَى؛ أُولَئِكَ خُلَفَاءُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ الدُّعَاةُ إِلَى دِينِهِ؛ آهِ آهِ، شَوْقاً إِلَى رُؤْيَتِهِمْ. انْصَرِفْ يَا كُمَيْلُ إِذَا شِئْتَ.

 خدایا آرى، زمين هيچگاه از حجت قائم خداوندى خالى نمى ماند. خواه آشكار و مشهور باشد يا ترسان و پنهان از ديده ها. تا حجتها و نشانه هاى روشن دين خدا از ميان نرود اينان آيا چند تن هستند، يا در كجايند به خدا سوگند، كه شمارشان بس اندك است، ولى قدر و منزلتشان بسيار است. خداوند به اينان حجتها و نشانه هاى روشن خود را حفظ كند، تا آن را به همانندان خود به وديعت سپارند و اين بذررا در دلهاى ايشان بكارند. علم و حقيقت و بصيرت به آنان روى آور شده و روح يقين را يافته اند و آنچه ناز پروردگان، دشوار پنداشته اند، بر خود آسان ساخته اند. و بر آنچه نادانان از آن مى ترسند انس گرفته اند. به تن همدم دنيايند ولى جانشان به جهان بالا پيوسته است. جانشينان خداوند در روى زمين هستند و داعيان دين اويند. آه، آه. چه آرزومند ديدارشان هستم. اى كميل، اگر خواهى بازگرد(نهج البلاغه، مصطفی زمانی، حکمت 147)

در اینجا امام علی (ع)نکته ای را می فرماید که در روایات دیگر نیست .ایشان می فرمایند این حجت های الهی در پس پرده غایب است ودلیل آن را ترس  ذکر می کنند چون یازده تن ازائمه که در ظاهر ومشهور بودند ومردم آنهارا به خوبی می شناختندبا آنها به نحو بدی معامله کرده وآنهارا زندان ، مسموم ویا شهید کردند.بعد می فرماید یکی از وظایف این امامان این است که علم را در امثال خود به ودیعه بگذارند ودر قلب های مستعد بکارنداین افراد با بدن هایشان در این عالم زندگی می کنند ولی باطن وروح آنها به عالم بالا تعلق دارد نکته دیگر اینکه امام علی (ع) در این حکمت اشار فرموده اند وبا تاکید گفته اند البته که زمین خدا از حجت خالی نمی ماند اینان خلیفه های خدا روی زمینند ومردم را به سوی دین خدا می خوانندبعد می فرماید من چقدر مشتاق هستم آنهارا ببینم وبا آنها مانوس شوم ولی زمان بین من وآنها فاصله انداخته است(.نقل از مضمون ،صائنی ، 1390).

سوال: چرا امام دوازدهم غایب شده است ؟ چراظهور نمیکند ؟این همه جنگها وجنایات وظلم ها در این مدت ازقبیل حمله مغول وتیمور، جنگ های جهانی اول ودوم اتفاق افتاده ومیلیون ها نفر کشته وآواره شده اند والان نزدیک 1400 سال میگذرید اگر بودند باید تا الآن ظهور کرده بودند. 

پاسخ:غیبت امام زمان(عج) با اختیار خودش نیست بلکه با خواست و اراده خدا انجام گرفته است همچنین ظهورش نیز در دست واراده خود نیست وحتی زمان ظهور خودرا نیز نمی داند وسوال دیگر اینکه چرا با وجود این همه جنایت وظلمی که بر بشریت رفته است ظهور نکرده است ؟ برفرض محال ظهور در اختیار خودش بود در این صورت باید در هرحادثه ای ظهور میکرد در این صورت موضوع مهدویتی الان در کار نبود در صورتیکه ظهور امام زمان (عج) در پایان تاریخ واتمام عمر کاروان بشریت انجام خواهد گرفت.

سوال اینکه چرا این همه مدت طول کشیده است وگذشت زمان زیاد موجب شده است که مردم نسبت به موضوع شک کنند؟ همیشه فواصل زمانی بین بعثت انبیاء هم اینگونه بوده است .علرغم پیش گوئی ظهور مسیح (ع) در کتاب عهد قدیم ، فاصله بعثت حضرت عیسی با حضرت موسی (ع) 1900 سال میباشد .پس طولانی بودن مدت زمان در یک موضوع نباید ایمان و باور مارا نسبت به وعده الهی تضیف کند.در صورتیکه این فواصل زمانی در نظر ما انسانها بسیار به نظر میرسد ولی در پیشگاه الهی این فواصل بسیار اندک است..موضوع طولانی شدن فاصله زمانی چون در گذشته هم وجود داشته وافراد ضعیف الایمان را متزلزل می نموده است لذا قرآن در این زمینه هشدار می دهد ودر سوره .حدید آیه 16 میفرماید

أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ ﴿۱۶﴾

آیا برای اهل ایمان وقت آن نرسیده که دل هایشان برای یاد خدا و قرآنی که نازل شده نرم و فروتن شود؟ و مانند کسانی نباشند که پیش از این کتاب آسمانی به آنان داده شده بود، آن گاه روزگار [سرگرمی در امور دنیا و مشغول بودن به آرزوهای دور و دراز] بر آنان طولانی گشت، در نتیجه دل هایشان سخت و غیر قابل انعطاف شد، و بسیاری از آنان نافرمان بودند.

بنابراین وقتی مدت زمان طولانی از طرح یک موضوع بگذرد، این گذر زمان اعمال سلیقه ها، دیدگاه ها های مختلف ، روش های گوناگون،منافع مادی، نگرش های مختلف، مصلحت های شخص، رقابت ها نفع طلبی ها و استفاده فرصت طلبان و سودجویان و سیاسی کاران موجب می¬شود که قلب مردم در برابر ان حقیقت، رنگ قساوت به خود بگیرد و نتوانند درک صحیح از آن موضوع داشته باشند و دچار خطای شناختی شده و قضاوت نادرست از آن بکنند. پس طولانی شدن مدت غیبت نبیاد افراد با ایمان را نسبت به موضوع متزلزل کند.

سوال: غیبت امام زمان چه فایده یا حکمتی دارد؟

یکی از دلایل غیبت امتحان و آزمایش الهی برای بشر است و در دوران زندگی انسان ها شناخت حق و پیروی از حق بعنوان آزمایش الهی به طور مستمر و مداوم وجود دارد و  در مقاطع تاریخی خاص نیز این آزمایش ها شدیدتر و برجسته تر می¬شود. مثل جریان کربلا برای مخاطبین آن زمان در  جامعه خاص   یک آزمایش سخت بود و دوره غیبت نیز برای مومنان وسیله آزمایش است.

در دوره و زمانی که دین ابزار کسب قدرت گردیده و اعتقادات مردم بازیچه صاحبان قدرت قرار می¬گیرد و این اعتقادات متزلزل می¬شود؛ مومنان واقعی در شرایط سخت در بوته آزمایش توأم با تلخی و زجر، فشار و فقر و ..  سنجیده می¬شوند تا جوهره خود را نشان دهند چون خداوند در آیات متعددد قرآن با قاطعیت تمام انجام آزمایش را برای تک تک انسانها حتمی دانسته است و در چنین حالتی انسان های عادی در مواجهه شدن با چند مشکل فورا دچار یاس می¬شوند ولی منتظران امام(ع) مأیوس نمی¬شوند زیرا دید خوشبینانه نسبت به موضوع دارند.

2-همچنین غیبت ،امتحان برای افرادی که در مسند قدرت هستند نیز  می¬باشد که برخلاف مصالح اسلام و مسلمین قدم برداشته و در جهت منافع و خواسته هاو امیال نفسانی خود عده ای مردم ساده لوح را فریب داده اند.اگر به تاریخ نگاه کنیم افراد زیادی را مشاهده می¬کنیم که خود را نائب امام زمان(عج) و یا خود امام مهدی معرفی نموده و باعث ماجراجویی،جنگ،کشتار و فتنه شده و به جان و اموال مردم تعدی نموده اند.علی الخصوص از حدیثی که از پیامبر(ص) نقل شده است که : اِسمهُ اِسمی و کُنیتهُ کُنیَتی

یعنی اسم او، اسم من است و کنیه او، کنیه من است؛هرجا این وتشابه اسمی حاکم وفرمانروا با اسماو وپدر اوبود بلافاصله از این تشابه سوء استفاده نموده وعامه مردم را فریب داده از ساده لوحی مردم  استفاده کرده و فجایع زیادی در تاریخ  به بارآورده اند.

حکمت های دیگری نیزدر موضوع  غیبت دارد که برای ما انسان ها روشن وواضح نیست چون اسرار آفرینش جهان هستی و قواعد و قوانین وهدف آن به طور کامل  و مطلق برای انسان به جهت ذهن محدود انسان میسر نیست .حتی حوزه علم که حوزه ای است که محسوسات و مشاهدات را بررسی میکند موضوعات بسیار زیادی وجود دارد که برای دانشمندان آن رشته براساس قوانین علمی قابل حل نیست به عنوان مثال به یک مورد از این صدها مورد باعنوان ماده تاریک اشاره میشود.     اگر کامل ترین شناختی را که اکنون نسبت به نیروی گرانش داریم برای تبیین چگونگی چرخش کهکشانها به کار گیریم، با مسأله عجیبی مواجه خواهیم شد کهکشان ها با چنان سرعتی در حال چرخش هستند که باید تاکنون مضمحل می شدند. بعبارت دیگر در کهشکان ها آنقدر جرم وجود ندارد که بتوان آنها را با سرعتی که اکنون مشاهده می کنیم به چرخش درآورد «وراروبین» اختر شناس مؤسسه کارنگی واشنگتن اولین کسی بود که در دهه 1970 به این مسأله عجیب و ناشناخته پی برد. بهتربن عکس العمل فیزیکدان ها برای حل این مسأله آن بود که فرض کنند ماده بیشتری در فضای درون کهکشان ها وجود دارد، ماده ایی که برای ما غیر قابل مشاهده است. اما مشکل اساسی در اینجا است که تاکنون هیچ کسی نتوانسته در مورد چیستی این «ماده تاریک» توضیح قابل قبولی ارائه دهد در واقع باید گفت مسأله «ماده تاریک». شکافی اساسی را در دانش امروز ایجاد کرده است.این مثال نمونه ای از موضوعاتی است که انسان در حوزه علم اخترشناسی با آن مواجه است در صورتیکه در جهان هستی علاوه بر قانومندیهای طبیعی ،قانونمندی های دیگر بیشماری وجود دارد که از دایره فهم انسان خارج است وبرای انسان قابل هضم نیست.

 در این رابطه خداوند در سوره مائده آیه 101در ارتباط با این موضوع می فرماید یا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِن تَسْأَلُوا عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنْهَا ۗ وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ(101)ای کسانی که ایمان آوردید از مسائلی نپرسید که اگر حقیقت آن برای شما آشکار شود برایتان درد آور ورنج آور باشد .یعنی خداوند یک سلسله حقایق را به جهت مصلحت از ماپنهان کرده است نمونه ای از این مصلحت هارا خداوند در لباس به ظاهر نامناسب در ملاقات حضرت خضر وحضرت موسی (ع) به حضرت موسی  نشان داد. مثل کشتن جوان ،سوراخ کردن کشتی ، که برآن مجانی سوار شده بودند وتعمیر دیوار بدون دستمزد با شکم خالی وگرسنه آن آبادی را ترک کردند. همچنین در سوره بقره آیه  30خداوند به جریان انتخاب خلیفه وجانشین در روی زمین  اشاره می¬کند که خطاب به فرشتگان فرمود میخواهم بر روی زمین برای خود جانشین انتخاب کنم که بلا فاصله با مخالفت با فرشتگان روبرو شد به جهت اینکه این انسان، غیر از خونریزی کار دیگری نمی کند ولی خداوند با جواب سربسته و رمزدار  انی اعلم مالا تعلمون ، آنان را مجاب نمود یعنی این خونریزی ظاهر قضیه است که شما می بینید ولی باطن قضیه را من می دانم وشما نمی دانید پس حکمت بسیاری از کارهای خداوندی از جمله موضوع غیبت وپیامد های ان کاملا برای انسانها روشن نیست.

سوال دیگر در مورد تولد امام زمان (عج) است که تولد ایشان ویا داشتن فرزندی از امام حسن عسگری در تاریخ خیلی واضح نیست ودر هاله ابهام قرار دارد دلیل آن چیست ؟حتی در جریان وصیت امام حسن عسگری (ع)اسمی از فرزند خود نبرده است .

خاندان بنی امیه وبنی عباس به جهت حدیث متواتر از پیامبر وپس از آنها نقل روایات از ائمه در ارتباط با قائم آل محمد (ص)مبنی براینکه که از خاندان ما شخصی ظهور خواهد کرد که اسم او اسم من کنیه او کنیه من است  حساسیت داشتند .همیشه در وحشت واضطراب بودند و این موضوع را به طور مداوم رصد میکردند در نتیجه امامان نیز از ترس آسیب آنها، مخفی کاری های لازم را انجام می دادند .به عنوان مثال امام صادق (ع) در وصیت خویش 5نفر را وصی خویش قرار داد منصور عباسی خلیفه وقت ،محمدابن سلمان فرماندار مدینه ،دو فرزندش عبدالله وموسی ومادرشان را وبااین کار می خواست توجه منصور عباسی را به فرزندش امام موسی کاظم (ع)جلب نشود زیرا اگر امامت و وصایت او برای خلیفه محرز می¬شد در صدد قتل و نابودیش بر می آمد .در نهایت همانگونه هم شد وبه دستور خلیفه زندانی وسپس ایشان را به قتل رساندند. در زمان امام حسن عسگری هم خلیفه معتمد عباسی ،ماموران خودرا از زنان قابله سفارش کرده بود که در صورت وجود چنین فرزندی وی را مطلع نمایند .بدین جهت امام حسن عسگری (ع)در کمال راز داری تولد فرزند خود را از مردم مخفی نگه داشته تا از شر دشمنان محفوظ بدارد . نکته دیگر ی که در سوال امده این بود که در تاریخ این فرزند ذکرنشده ودر وجود آن ابهام وجوددارد .در ارتباط با این موضوع اگر بخواهیم ذهنمان را روشن کنیم به تشابه ولادت امام زمان (عج) باتولد حضرت موسی(ع) متوجه میشویم یعنی فرعون به جهت احساس خطر از تولد حضرت موسی ،همیشه مراقب تولد فرزندان ذکور بود بدین جهت مادر حضرت موسی تولد اورا پنهان کردوبا دستور خداوند اورا به رود نیل انداخت وادامه ماجرا را که قرآن به طور مفصل بیان کرده است. حال سوال این است که اگر خداوند در قرآن تولد حضرت موسی (ع) وجریانات بعدی را به طور کامل توضیح نمی¬داد آیا در تاریخ کسی از وجود چنین فرزندی (موسی ابن عمران ) باخبربود ؟ قطعا خیر .چون حضرت موسی از بدو تولد در کاخ فرعون بزرگ شده وتربیت یافته بود وفرزند خوانده آنها بود در صورتی¬که این حقیقت را خداوند در قرآن برای ماروشن نموده است.پس نبود مسئله ای در تاریخ به طور روشن دلیل برنبودن آن حقیقت نیست.. 

سوال: در این جهان پیشرفته و مجهز به انواع و اقسام وسایل و تکنولوژی پیشرفته از هر جهت از جمله سلاح های مخرب و... که در دست قدرتمندان است. در زمان ظهور امام زمان (عج) چه اتفاقی می افتد چگونه می خواهد یک تنه در این اوضاع آشفته جهانی به اصلاح امور بپردازد؟

ظهورامام زمان (عج) مانند ظهور یک انسان معمولی نیست بلکه وجود ایشان با عالم خلقت و عالم تکوین پیوند دارد. قیام ایشان تنها یک قیام اجتماعی نیست بلکه در یک شرایط ویژه و در یک پارادایم متفاوت انجام خواهد گرفت لذا تصورات و ذهنیتی که در ارتباط با یک نهضت، انقلاب و... داریم- اینگونه نیست بلکه روابط و مناسبات دیگری بوجود خواهد آمد.

چرا فرق می کند؟ اول اینکه امام زمان خلیفه راستین الهی روی زمین است ویژگی و توانایی خلیفه و جانشین الهی را خداوند در قرآن سوره بقره آیه30 توضیح داده است. در دنباله ایه: وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً ۖ توضیح داده است. یعنی وقتی که خداوند به ملائکه گفت: می خواهم در روی زمین جانشین تعیین کنم این جانشینی مورد اعتراض ملائکه قرار گرفت بدین علت که این خلیفه در روی زمین خونریزی می کند و خداوند جواب سربسته داد و گفت چیزی را که من می دانم شما نمی دانید سپس مقام این خلیفه الهی را به ملائکه نشان داد و تمام اسماء الهی را به آدم یاد داد یعنی قلب و مغز انسان را برای پذیرفتن اسماء الهی آماده نمود و حقایقی را به او یاد داد. یعنی مرکز درک و روح قلب آدم را تبدیل به اقیانوس بی پایان کرد و قلب او مملو از علوم ظاهر و علوم باطن، علم حصولی، عقلی، شهودی می گردید یعنی همان تحقق ولایت الهی می باشد پس حقایق عالم هستی را به او یاد داد و سپس این انسان مورد اعتراض ملائکه را به ملائکه عرضه کرد و در این حالت بود که ملائکه احساس حقارت کردند. (صائنی ،1390)

آیا ملائکه در مقابل انسان جنایتکار و خونریز احساس حقارت کردند؟ خیر در مقابل انسان هایی که به بالاترین مرتبه خلیفه الهی که عبارتند از انبیاء، ائمه واولیا احساس حقارت نمود و امام دوازدهم (عج) بالاترین حد خلیفه الهی در روی زمین است وقتی تمام کمال اسماء الهی را اخذ کرده است دارای قدرت خلیفه الهی می باشد و در زمان ظهور امام زمان (عج) این ولایت الهی اعمال خواهد شد.در این حالت با اذن و اراده الهی اتفاقاتی رخ می دهد که وراء قوانین طبیعی و مادی می باشد که نمونه های متعدد آن را خداوند در قرآن برای ما بیان نموده است.

مثل چوب خشک چوپانی موسی (ع) و تبدیل شدن آن به اژدها، شکافتن رود نیل و گذر از آب و نجات قوم موسی (ع)، تولد حضرت عیسی (ع) بدون پدر و سخن گفتن در گهواره و رخداد های بسیار دیگر که خارج از قوانین عادی طبیعت می باشد.

پس خداوندی که جهان هستی را از عدم و نیستی خلق کرده و میلیارد ها کهکشان و ستاره و... را که از عمر آن ها چندین میلیارد سال می گذرد و در این چندین میلیارد سال حرکت و مدار چرخش آن ها مشخص و منظم و معین می باشد و به جهت همین نظم و انظباط حاکم بر آن ها حرکتشان برای دانشمندان قابل پیش بینی است. نگه داشتن یک انسان در روی کره زمین و مدت زمان هزار و چهارصد سال یا بیشتر برای خداوند بسیار سهل است. ولی به قول فرانس بیکن بت های چهارگانه فکری موجود در ذهن ما ( بت های غار- قبیله- بازاری- نمایشی) مانع شناخت حقایق می گردد.(علیزاده وتوکل ،93:1388). پس آغاز کننده جهان آفرینش بر اساس قواعد و قانون مشخص و بر اساس یک هدف معین، خداوند متعال می باشد و ابتکار عمل پایان دهنده تاریخ انسان نیز به دست توانای او و با دست خلیفه و جانشین بر حق او پایان خواهد یافت  و با مُهر توحید کاروان بشریت به سر منزل مقصود خواهد رسید.   وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ

همانگونه بعد از تورات درزبور داود آورده ایم قطعا در پایان تاریخ، حاکمیت زمین را بندگان شایسته من به ارث خواهند برد.

سید هادی علویون    

فروردین 1400

 

 

منابع:

آصفی ،محمد مهدی ، انتظار در ادیان پیش از اسلام ، بنیاد فرهنگی مهدی موعود ، 1383.

ابراهیم علیرضا ، مهدویت در اسلام و زرتشت تهران ،1385.

احمدپور ،محمد،روش تحقیق ،تهران ،جامعه شناسان،1389.

امینی، ابراهیم ، دادگسترجهان، اتشارات شفق ، تهران ،1380.

پور داوود ،ابراهیم،سوشیانس،تهران ، انتشارات فروهر ،1374.

چالمرز، آلن اف، چیستی علم ،ترجمه سعید زیبا کلام ،انتشارات علمی فرهنگی ،1385.

راشد محصل ، محمدتقی ، نجات بخشی در ادیان،تهران ، موسسه مطالعات وتحقیقات فرهنگی ، 1369.

سروش ، عبدالکریم ، تفرج صنع ،اتنشارات سروش،1367.

سروش ، عبدالکریم ،علم چیست ؟فلسفه چیست؟تهران ،1367.

شفیعی سروستانی وهمکاران، پیشگوئی های آخرالزمان، تهران نشر موعود ،1383.

شلر ،ماکس ،جامعه شناسی شناخت ،منوچهر آشتیانی ،1383.

صائنی ،محمد اسماعیل ، ولی الله الاعظم ، نیکان کتاب ،1390.

صدر ،احمد، آخرالزمان درهمین نزدیکی ، ترجمه امیر حسین تیموری ،تهران آگاه ،1384.

علیزاده ، عبدالرضا ، محمد توکل ،جامعه شناسی معرفت ، پژوهشگاه حوزه ودانشگاه ،1388.

فاضل ، جواد، معصوم چهاردهم،تهران، علمی،1347. 

فوکویاما،فرانسیس،پایان تاریخ، ترجمه عباس عربی،زهره عربی، تهران- بخشنده 1393.

کریمی و یزد خواستی،نجمه وفروغ 11 سپتامبر، آرماگدون ،اصفهان،حدیث راه عشق،اول ،1383. 

گات ها تفسیر وتصحیح ابراهیم پورداوود ، بمبئی ، انجمن زرتشتیان ایران ،1938م.

نهج البلاغه،ترجمه مصطفی زمانی ،1372

مجموعه مقالات، دکترین مهدویت، مقالات برگزیده 2-1 پژوهشکده مهدویت قم، 85 )

خبر نامه همایش بین المللی دکترین مهدویت شماره پنجم بهمن 85 :3

( روزنامه آفتاب یزد شماره11،2157/06/86 : 12 )

روزنامه شرق شماره 853 16/6/85 :2. 

ahmadi.htm)03/1386(www.peiknt.com/

(www.jamkaran .info)

www.isna .ir/main/newsrlewaspxz

 


گروه دین و زندگی سیمرغ
seemorgh.com/life-meaning
اختصاصی سیمرغ