علی لاریجانی می گوید: از ابتدای انقلاب تاکنون تندروی‌ها کار دست کشور داده است؛ ابتدا مارکسیست‌ها بودند که قشقرقی در کشور ایجاد می‌کردند و تندروی داشتند. مقداری از زدگی مردم از احزاب به‌خاطر تندروی‌هایی است که مارکسیست‌ها در ابتدای انقلاب ایجاد کردند که قبل از انقلاب هم به نحو دیگری در مشروطه و... وجود داشت

رهبری راضی به ورود بخش‌های نظامی به حوزه اقتصادی نبودند

در حوزه اقتصادی یا سیاسی هم این مشکلات وجود دارد؟

وقتی راجع به اقتصاد صحبت می‌کنیم، مانند قانون انتخابات وجه سیاسی هم پیدا می‌کند، یعنی بهتر کردن حکومت است، اما من باید نکته‌ای را عرض کنم که مقداری هم در تلخ صحبت کردن در کشور زیاده‌روی می‌شود و همه می‌گویند سال ۹۸ بسیار سال سختی است، اما از کجا می‌دانید که این سال خیلی سخت خواهد شد؟!

بخشی از این سیاه‌نمایی از طرف مسئولین برمی‌آید.

بله، صحبت من هم همین است.

یعنی سیاسیون و حتی همان جناح تندرویی که منتقد دولت، مجلس و... است، گوی سبقت را از دیگران می‌ربایند.

بله، صحبت آنها وجه دیگری دارد، اما خود کسانی که حکومت دستشان است چرا چنین صحبت‌هایی می‌کنند؟ از کجا می‌دانند که سال ۹۸ بدتر است و خیلی سخت است؟ مبنای‌شان چیست؟ در سال ۹۷ که آمریکایی‌ها تحریم اول و در پروژه بعدی تحریم دوم را اعمال کردند، مگر نمی‌گفتند که زلزله می‌شود و مردم را به خیابان‌ها بریزید و اصلاً دیگر بهمن‌ماه وجود ندارد، مگر چنین صحبت‌هایی نمی‌کردند؟ چرا این اتفاقات نیفتاد؟ به هر حال کشور به خودش آمد و با اینکه از ابتدا آمادگی نداشت، خودش را پیدا کرد و درست ایستاد و اجازه ندادند کارهایی که انجام می‌شد ادامه یابد و ملت پیروز شدند و آمریکا را در نیت‌شان شکست دادند. چرا از این موضوعات صحبتی نمی‌شود؟

به نظر شما چرا نمی‌گویند؟

به نظرم یک عده هستند که منفی‌باف هستند و مشکل روانی پیدا کرده‌اند.

فکر نمی‌کنید که دنبال این هستند که دولت را بیندازند؟

عرض کردم که ممکن است عده‌ای دنبال این موضوعات باشند، اما پای بعضی از دولتمردان هم در میان است، چرا چنین حرف‌هایی است؟

برخی به طنز می‌گویند مردم نمی‌گذارند نظام خودش را ساقط کند!

اگر این افراد کمتر حرف بزنند، راحت‌تر است، اما شما می‌توانید تحقیق کنید که به چه دلیل اینطور است؟ من هرچه فکر می‌کنم، باید بگویند امسال که آمریکایی‌ها برای ایران اینها را می‌خواستند، ملت ایران و مسئولین دست به دست هم دادند و آنها را شکست دادند.

اتفاقاً ما وقتی تیتر مثبتی می‌زنیم، از طرف همین‌ها گفته می‌شود که سفیدنمایی می‌کنید، یعنی آن زمان می‌گفتند سیاه‌نمایی می‌کنید و الان برعکس شده است.

واقعی نیست، البته نمی‌گویم مشکل نداریم، اما باید پیروزی‌ها و موفقیت‌ها را هم نشان بدهیم. چه دلیلی وجود دارد که توفیقات ملت دیده نشود و دائماً منفی‌بافی شود؟

احمدی نژاد؟

ره گم کرده است

سال ۸۷ شما در مجلس جلسه‌ای به عنوان وحدت ملی برگزار کردید که تعداد گسترده‌ای را در جامعه تشکیل می‌داد، از مرحوم عزت‌الله سحابی تا آقای روح‌الله حسینیان در مجلس حضور داشتند، البته پس از آن اتفاقات ۸۸ رخ داد و بابت آن هم احتمالاً حضرتعالی هزینه پرداخت کردید یا مورد انتقاد واقع شدید. شما یک جایگاه ملی -که اجازه بدهید من به آن بگویم جایگاه جدید- پیدا کردید، به‌خصوص در ایام مجلس. فکر می‌کنید که ما غیر از مباحث اقتصادی و مشکلات تحریم‌ها، مسائل حل‌نشده ۸۸ را نداریم؟ به هر حال هنوز آقایی وجود دارد که تندترین حرف‌ها را می‌زند، هم در مورد شخص حضرتعالی، اخوان شما و هم در مورد کل مسائل کشور موضوعاتی تندروانه را مطرح می‌کند، یعنی رسیدن به پدیده‌ای عجیب که از تندترین لایه‌های حزب‌اللهی شروع می‌شود و بعد به اپوزیسیون نزدیک می‌شود. به نظرتان چرا ما در حل مشکلاتی که در سال ۸۸ وجود داشت، پیشرفتی نمی‌کنیم؟

در مورد این فرد که به نظرم ره گم کرده است، کسی که از خدا نترسد از چیز دیگری نمی‌ترسد و هر حرفی که می‌زند احساس ندارد که ممکن است در پیشگاه خدا هم مورد محاسبه قرار ‌گیرد و خیلی نمی‌توان راجع به این فرد فکر کرد.

اما آقای دکتر به این فرد میدان داده می‌شود.

به نظرم راجع به این خیلی وقت صرف نکنید، ارزشی ندارد، اما موضوع این است که هر کاری که بتوان برای وفاق ملی سامان داد حتماً الان لازم است و باید در این زمینه تلاش کرد. زیرا عقل متعارف می‌گوید وقتی دشمنانی دارید که مستمراً دور ایران می‌چرخند و مشکل ایجاد می‌کنند ــ البته شرایط ایران واقعاً همین‌طور است، اینها قصد داشتند در غرب و شرق ایران کارهایی انجام دهند که به هر حال موفق نشدند ــ قطعاً باید این موضوعات را دید و چرا دیده نمی‌شود؟ یا آقایان اطلاع ندارند یا مانند این است که نمی‌خواهند حقیقت را ببینند.

اینکه اینها در شرق ایران می‌خواستند تعداد زیادی عملیات انجام بدهند که ناموفق بود، پس شما و ملت ایران قدرتمند بوده‌اید، حال دو ضربه زدند، اما ۱۰ ضربه هم خوردند. در غرب ایران هم آنها را زمین‌گیر کردیم، این نشان می‌دهد که شما عناصر قدرت دارید و باید به آنها اهمیت بدهید. هم‌چنین در مسائل آشفته‌سازی اجتماعی اینها بنا داشتند که وضعیت ایران را آشفته کنند، به زبان می‌گفتند و پمپئو مشاور امنیتی‌شان ۱۲موردی که مطرح کرده بود و بحث‌های بعدی و بعدی آن‌که گفته بود موسوی نوکر منافقین بوده و... اینها تصورشان این بود که خیلی راحت... حتی همین آقای ظریف که استعفا داد چه جشن و سروری در آمریکا و اسرائیل راه انداختند که چه به‌هم‌ریختگی‌ای در ایران وجود دارد.

اما ایران حل مسئله را با آرامش و سهولت جلو برد، من نمی‌گویم که مشکلات نبود، اتفاقاً مشکل داریم، اما نیت آنها محقق نشد. خب این یک توفیق و پیشرفت است، اما همه این موضوعات سبب می‌شود که وفاق ملی در داخل به وجود بیاید و حتماً ظرفیت‌های کشور برای پیشرفت طبق آن بیشتر خواهد شد و باید فهم این موضوع به وجود بیاید. من هم قبول دارم که نشست موجود شروع خوبی بود، اما بعد از آن شروع به نقادی کردند و فهمی بد اتفاق افتاد. ما واقعاً می‌خواستیم نشستی از مجالس مختلف باشد که مجلس به عنوان یک رکن دموکراسی در کشور پایگاه فراگیر داشته باشد، اما تفسیرهای مختلف و مسائل دیگری پدید آمد.

امیدوارید این مسائل تکرار شوند؟

باید تلاش کنیم.

منظورم این است که می‌توانید در این مجلس چنین جلسه‌هایی برگزار کنید، یعنی شرایط کشور به نحوی است که مشابه چنین جلساتی برگزار شود؟

در حال حاضر عده‌ای در مجلس روی بحث وفاق کار می‌کنند.

مهم این است که آقای دکتر لاریجانی این کار را کرده بوده، اگر اصلاح‌طلبان این کار را بکنند خیلی چیز عجیبی نیست.

فقط اصلاح‌طلبان نیستند، گروه‌های اصولگرا هم با هم کار می‌کنند و فقط یک گروه نیستند. با من هم جلسه گذاشتند و صحبت شد که حداقل از مشترکات شروع کنند و از ابتدا روی افتراقات نروند که دعوا شود، بهتر است از مشترکات شروع شود. بله جای تلاش دارد، اما به نظر من اصل فعل این است که شما شاخک‌های ذهنی نخبگان سیاسی را هوشیار کنید و همه تلاش کنیم زیرا کار لازمی است.

فکر می‌کنید چرا طی یک سال گذشته تندروها این‌قدر قوت گرفته‌اند که از سخنرانی ساده حضرتعالی در کرج تا تصویب لوایح مرتبط با FATF میداندار هستند و کسی هم با آنها مقابله نمی‌کند؟

مسئله کرج خیلی مهم نیست، چون آقای جعفری می‌دانند و دو ماه بود که پیگیری می‌کردند بنده بپذیرم و یک جا سخنرانی کنم، من هم چون سفر داشتم به آنها گفته بودم که نمی‌توانم جایی سخنرانی کنم چون باید همان روز پرواز کنم، اما اصرار زیادی اتفاق افتاد و من گفتم پس جای نزدیکی باشد که من بعد از سخنرانی خودم را به فرودگاه برسانم. آنجا را مشخص کردند و برای من هم این کار سخت بود، زیرا باید سفر را به تأخیر می‌انداختم. بعد هم این موضوع دستاویزی برای درگیری و اختلاف شد، به هر حال سخنرانی برای ۲۲ بهمن باید محور دفاع باشد نه دعوا، به هر حال موضوع خیلی مهمی نیست.

بحث بنده میدان‌داری تندروها طی یک سال گذشته است.

طبق مبانی‌ای که در مجلس تصویب شده است، هر کسی می‌تواند در میدان‌داری نظر خود را بدهد.

فکر نمی‌کنید نسبت به آینده سیاسی و پتانسیلی که روزبه‌روز نسبت به شما بیشتر حس می‌شود بخشی از تندروها احساس خطر می‌کنند؟ یعنی از مجلس نهم و داستان قم مشخصاً عده‌ای نسبت به شما به صراحت موضع می‌گیرند و هرچه جلوتر می‌رویم انسجام این آدم‌ها نسبت به شما بیشتر می‌شود و سعی و تلاش می‌کنند که آن را از حوزه مجلس به حوزه عمومی بکشانند. در این حد شایعه‌پراکنی وجود دارد که شما سال ۷۶ به دنبال باطل کردن انتخابات بودید و به این حد رسیده که جعل‌کاری هم صورت بگیرد.

اتهام جعل نسبت به ما کم نیست، دروغ زیاد می‌گویند. همین آقایان آنقدر جلو رفتند که گفتند آقای لاریجانی پاسپورت کانادایی دارد، وقتی هرزه‌گویی سیاسی باب می‌شود این حرف‌ها دور از انتظار نیست.

ما امید داشتیم آقای لاریجانی که جزو ارکان حاکمیت است به این سمت بیاید اما حالا برعکس آن اتفاق می‌افتد، یعنی شما را هم غیرخودی می‌کنند. یعنی هم خوشحالی پدید می‌آورد و هم جای نگرانی دارد. سؤال این است که وضعیت پدیدآمده خوب است یا بد ... شما می‌خواهید این موضوع را کم‌اهمیت کنید، اما افکار عمومی این را کم‌اهمیت نمی‌داند. چشم‌اندازتان را راجع به این موضوع بگویید.

توصیه می‌کنم که اصل را بر این بگیرید که انسان باید برای خدا کار کند و این قدرت‌ها در ذیل قدرت خدا خیلی مهم نیست، هدف ما باید این باشد که اهداف انقلاب را برای رضای خدا دنبال کنیم، حال چه فلانی باشد چه نباشد، این‌گونه تحرکات نباید ذهن انسان را خیلی درگیر کند. نباید با این تحرکات یأس به وجود بیاید و نباید جهت‌گیری‌ها را تغییر بدهد. اگر انسان حقیقتی را می‌داند که برای منافع ملی کشور و ملت ایران ارزش دارد، باید چوب آن را بخورد، ولی انگیزه و صراط خود را تغییر ندهد. من این را از بزرگان کشور آموخته‌ام و آنچه در نصوص اسلام است این است. حال یک وقت عرفان است و یک وقت اِدوار، اما آدم نباید راهی که صراط را درست می‌کند تغییر بدهد، پس این موضوعات خیلی روی من تأثیر ندارد.

صرف‌نظر از لاریجانی بودن اینکه دایره غیرخودی‌ها افزایش پیدا می‌کند، خطرناک نیست؟

به نظر من همانطور که رهبری فرمودند باید به سمت جذب حداکثری رفت. خب آنها خلاف نظر ایشان رفتار می‌کنند هرچند که خلاف عقل و تدبیر هم است. اگر کسی انگیزه دارد به معنای این نیست که خدا هم این را می‌خواهد، قدرت خدا بالاتر از این موضوعات است.

گردآوری: گروه خبر سیمرغ
seemorgh.com/news
منبع: bartarinha.ir

 
 
 


نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

ارسال

پربیننده ترین خبر ها

 
X