هر چه بیشتر به زمان برگزاری دور نهایی مذاکرات هسته ای نزدیک تر می شویم فضای تحلیل حول و حوش چگونگی ابعاد توافق احتمالی هم بیشتر می شود.

در آن سمت مخالفان و دلواپسان با تمام قوا و سازماندهی شده تیم مذاکره کننده را می کوبند و از این سو در میان تک حرکت هایی در حمایت از ظریف و یارانش صورت می گیرد. از آن جمله جمعی از خبرنگاران رسانه های مختلف حامی تیم در اقدامی هماهنگ سیروس ناصری و محمد سعیدی را به نشستی دعوت کردند و در آنجا حول روند مذاکرات هسته ای، فراز و نشیب ها و همچنین مشکلات و موانع حصول به توافق به بحث و گفتگو نشستند. به گزارش خبرآنلاین اهم محورهای صبحت های مذاکره کننده پیشین هسته ای و همچنین قائم مقام سازمان انرژی اتمی در زمان غلامرضا آقازاده به شرح ذیل است.

در ابتدا سیروس ناصری مباحث خود را در باره روند مذاکرات هسته ای بیان کرد و به سوالات خبرنگاران پاسخ داد.

  • در دوره مدیریت آقای روحانی ما توانستیم بحران را مهار کنیم و خطر رفتن پرونده هسته ای به شورای امنیت را از سر کشور رفع کردیم.
  • می توانستیم به یک تفاهم سیاسی برسیم. اما به دلیل اینکه از جانب طرف مقابل این امکانات میسر نشد از این فرصت استفاده کردیم و مجموعه زنجیره برنامه غنی سازی و سوخت را کامل و پایه های آن را ایجاد کردیم و به نقطه ای رسیدیم که قدم بعدی شروع انجام غنی سازی بود و شاید یک مقدار کارهای جزئی فنی و ساختمانی باقی مانده بود که بالاخره آن مسیر به غنی سازی منتهی می شد. به هر حال دولت تغییر کرد و دوستان دیگری کار را به عهده گرفتند و مسیر را در جهتی که مصلحت می دانستند ادامه دادند.
  • من اصلا معتقد نیستم بین دولت ها تفکیک قائل شویم و به نظرم این کار در شرایطی که موضوع هسته ای یک مقوله ملی است به نفع هیچ کس نیست.
  • در آن مقطع که ما مسئولیت داشتیم هیچ تعهد خاصی به طرف غربی داده نشد که دولت بعدی تاوان آن را بپردازد.
  • ما در مقاطع خاص با برنامه ریزی و بر اساس اهداف برنامه هسته ای مان که باز تعریف شده بود یک سلسله اقداماتی را تعلیق می کردیم و مواردی که تعلیق می کردیم نیز مواردی بود که آنچه که در زمینه فنی لازم بود به آن رسیده بودیم.
  • اما قطعنامه ای در شورای حکام زیر سایه نفوذ آمریکا تصویب شد و از ایران خواست کلیه فعالیت های مرتبط با غنی سازی را تعلیق کند و این خواسته تحت ماده ۱۸ شورای حکام بود که مانند ماده ۴۱ شورای امنیت جزو ماده های اجباری است. بر اساس این ماده با این عبارات خواسته شده بود که «این اساسی و فوری است که ایران اجازه دسترسی کامل و جامع از برنامه های هسته ای بدهد»
  • ما به این امر قطعا تن نمی دادیم اما به جای اینکه خیلی محکم به آن «نه» بگوییم، یعنی در رفتار تند برویم اما در عمل به تدریج ناگزیر شویم و کوتاه بیاییم، بازی کردیم. گفتیم ما نمی گوییم نه اما منظور از تعلیق از نظر شما این است که گاز تزریق نکنیم. به این دلیل هم این اقدام را انجام دادیم که در آن زمان اصلا آمادگی تزریق گاز نداشتیم و تست اولیه با ۱۳ سانتری فیوژ تست موفقی نبود و حدود ۱۰ سانتری فیوژ از بین رفت. به یک مدت زمانی که پیش بینی آن نیز مشخص نبود نیاز داشتیم و این در حالی بود که ما هنوز لوزام اولیه را نداشتیم.
  • با موضوع گازدهی آنها را مشغول کردیم تا کارهای دیگر را پیش ببریم و حداقل سانتریفیوژهای مورد نیاز را تولید کنیم. زمانی به تعداد تعریف شده سانتریفیوژ ها رسیدیم به وسیله آنها بازی سیاسی کردیم و گفتیم در حال حاضر می توانیم این بخش را تعلیق کنیم تا بتوانیمUF۶را تولید کنیم که فکر می کنم دشوارتری و تعیین کننده ترین عملیات فنی مربوط به غنی سازی و سوخت هسته ای همان مواد اولیهUF۶است.

  • از سوی دیگرUF۶به دلیل اینکه روی خاک بود می توانست به عنوان اولین تهدید نظامی نیز تلقی شود. لذا طراحی سیاسی و عملیاتی ما باید به گونه ای پیش می رفت که توجه رویUF۶ نباشد. این کارخانه تعیین کننده بود چراکه تمام موضوع هسته ای بدون داشتن مواد اولیه به مفهوم هیچ است. مابا برنامه ریزی که شده بود به میزان تولید لازم رسیدیم. خیلی زمان برد و سخت بود و هفته هایی که باید به نتیجه نهایی برسیم به دلیل مشکلات فنی پیش بینی نشده وضعیت بلاتکلیف مانده بود. با یک فداکاری و هماهنگی و انسجام کامل بین مجموعه سیاسی و فنی توانستیم به این نقطه برسیم.
  • در مورد اراک هیچ تعهدی داده نشد. مهم تر از آن طراحی رآکتور اراک با آب سنگین کاملا در داخل صورت گرفت.
  • کار به این شکل بود که بخش فنی یعنی آقایان روحانی، آقازاده و سعیدی یک تصمیم می گرفتند و بخش سیاسی بر آن اساس حرکت می کرد. این طور نبود که ما در بخش سیاسی یک حرف پر طمطراق بزنیم و به بخش فنی بگوییم حالا هر طور شده اقدام کنید.
  • ممکن است که آمریکا را در بحث غنی سازی وادار به تسلیم کنیم اما وضعیت آژانس را طوری طراحی کردند که انگار جز تسلیم راهی نیست. البته ایران تسلیم نخواهد شد و آژانس در نهایت کوتاه خواهد آمد کما اینکه اکنون کوتاه آمده اند.
  • برخلاف انتقاداتی که امروز برخی از دوستان مطرح می کنند در گذشته هم هیچ گاه دسترسی و بازرسی های نظامی با ساده انگاری رو به رو نشده و ما همیشه روی این مسائل حساسیت های لازم را داشته ایم.
  • با نگاه بی طرفانه وضعیت به این شکل است که ایران عضو معاهده عدم اشاعه است و پیرو این معاهده پادمان جامع را با آژانس پذیرفته است.
  • آژانس در سال ۲۰۰۳ در مقطعی که یک سلسله رگه هایی از غنی سازی بالای ۹۵ درصد در ایران پیدا کردند که ما به آن آلودگی می گفتیم و آنها ادعا می کردند برنامه نظامی است و در پایان هم مشخص شد که آلودگی بوده است؛ موضوع ایران را تحت ماده ۱۸ قرار دادند.
  • طبق ماده ۱۸ کشوری که طرف پادمان است موظف است (بیش از تعهد است) هر نوع بازرسی را که مورد نظر آژانس است قبول کند که به آن بازرسی ویژه می گویند. پیرو این به طور شفاهی هم منتقل شده بود که برنامه بازرسی ویژه دارند. در آن مقطع بود که برای مدیریت شرایط در وضعیت بازرسی ویژه هستیم که حداکثر آژانس می تواند با ما مذاکره کنده که نیازی هم ندارد و در صورتی که اجرا نمی شد به ماده ۱۹ و به شورای امنیت می رفتیم.
  • با مجموعه اقدامات ما در آن زمان از ماده ۱۸ خارج شدیم. یعنی واژه اقدامات فوری و اساسی را دیگر در قطعنامه های شورای حکام مشاهده نکردید.
  • در نوامبر ۲۰۱۱ یعنی سال ۱۳۹۰ که دوباره این عبارت بازگشت و ما متأسفانه در شرایطی هستیم که برمبنای پادمان و تصمیم شورای حکام متعهد به پذیرش بازرسی ویژه هستیم که بسیار خطرناک است و باید راهی پیدا کنیم که از این وضعیت خارج شویم.
  • متأسفانه آقای دکتر ظریف با وضعیتی وارد مذاکرات شده که یک کیفر خواست جامع تفضیلی ۱۲ ماده ای در آژانس و برمبنای همین پادمان فعلی علیه ایران به طور رسمی و مستند مطرح شده است.
  • متأسفانه کیفرخواست ۱۲ ماده ای موجود تقریبا هر بخش جزئی و کلی که مربوط به یک برنامه نظامی هسته ای است را شامل می شود و اقای دکتر طریف باید یک چنین پرونده ای را حل کند که بسیار دشوار است.
  • وضعیت برنامه هسته ای ایران عادی نخواهد شد تا این موضوع حل شود.
  • عدم حل مسائل نظامی گذشته که عبارت را نباید اجازه می دادیم در آژانس مطرح شود که حتی عبارت آن خسارت آور است. دید انتقادی درست این است که با دانستن وضعیت به دنبال راه حل باشیم.
  • در همه دولت ها دسترسی هایی داده شده و در همان سال ۲۰۱۱ که آژانس اتهامات را به ایران وارد کرد فکر می کنم حدود ۲۶۰ تا ۲۷۰ دسترسی به آژانس دادیم. موضوع این نیست که با برنامه حساب شده دسترسی هایی به آژانس داده شود، مسئله این است که هر اقدامی با برنامه مدون و حساب شده انجام شود تا بتوانیم به هدف برسیم.
  • هدف امروز این است که به شکلی از اتهامات گذشته که به غلط وارد آن شدیم رها شویم و در آینده هم دیگر تحت بازرسی ویژه نباشیم.
  • همه دسترسی‌ها در چارچوب پادمان بوده است. وضعیت ما به این صورت است که بر اساس پادمان می توانیم تحت بازرسی های ویژه قرار بگیریم و این فراپادمان نیست ولی آژانس هیچگاه نه در آن دوران و نه دوران بعد از آن جرات نکرد که مساله بازرسی های ویژه را مطرح کند، چون فکر می کنم اگر بخواهند به آنجا برسند نقطه ای است که ما باید از پادمان خارج شویم.
  • یک راه این است که هیچ اقدامی انجام ندهیم و آمریکا و ۱+۵ در همین مسیر با ما توافق کند. برداشت بنده این است که حتی اگر هیچ کاری هم انجام ندهیم آنها ناچار به توافق با ما هستند.
  • گزینه دوم، مسیر حقوقی است. بهتر این بود که مسیر حقوقی زودتر شروع می شد؛ چراکه فرآیندهای حقوقی طولانی و چندساله است همان زمان که این اتهامات بدون سند درست مطرح شد، باید موضوع را به داوری خود پادمان ارجاع می دادیم.
  • بر اساس پادمان آژانس تنها حق دارد بر اساس مصوبه کنفرانس بازنگری و تمدید معاهده عدم اشاعه تنها در مواردی که مدرک و سند معتبر و محکمه پسند وجود دارد، ادعایی را مطرح و پیگیری کند، در صورتی که آنچه که آژانس بر علیه ایران در آن مقطع مطرح کرد، هیچ سند معتبری نداشت. اگر آن زمان به داوری ارجاع شده بود، حتما اکنون می توانستیم از موضع بهتری با آژانس و ۱+۵ بحث کنیم.
  • گزینه آخر نیز سیاسی است که ما با طرف های مقابل به این نتیجه برسیم که شما می توانید گذشته را پاک کنید و فکر می کنم راه حل نهایی ترکیبی از همه این موضوعات است.
  • در دوران آتش بس ما با آژانس مقابله می کنیم و شاید آتش بس منجر به یک تفاهم درازمدت شود. بعید می دانم صلحی باشد و اگر صلح شود نیز یک صلح سرد است. دشمنی دشمنان ما از جای دیگری است.
  • متاسفانه از امکان سیاسی که در آن زمان وجود داشت، استفاده نشد طرف مقابل کاملا مطمئن بود، روزنه اگر در قالب مدالیته حل نشود تبدیل به معضلی بزرگتر خواهد شد که اینچنین هم شد.

 

محمد سعیدی قائم مقام سازمان انرژی اتمی در زمان غلامرضا آقازاده هم بخش دیگر این نشست مباحث فنی مربوط به مذاکرات را مورد بررسی قرار داد که مهمترین بخش های آن بدین شرح است.

  • برنامه هسته ای ایران یک برنامه تدوین شده از سال ۱۳۵۳ بوده که شامل ایجاد ۲۳ هزار مگاوات برق هسته ای و ایجاد چرخه سوخت هسته ای بر اساس مطالعاتی که موسسه استنفورد آمریکا انجام داده بود. این برنامه های قطعی ایران در سال ۱۳۵۳ شناخته می شد که بر اساس آن نیز مذاکراتی بین ایران و آمریکا برای انتقال تکنولوژی چرخه سوخت به ایران انجام شد.
  • در سال ۱۳۵۵ و ۵۶ که کسینجر به عنوان رئیس کمیسیون مشترک ایران و آمریکا به ایران سفر کرد یکی از مباحث مطرح در آن دوره مذاکرات این بود که آیا آمریکا حاضر هست غنی سازی را به ایران بدهد؟ که آمریکا غنی سازی را نمی پذیرد ولی تولید مواد اولیه کهuf۶است را در آن مذاکرات می پذیرد اما حاضر نمی شود که بحث غنی سازی را به ایران بدهد. در حقیقت این همان مدل برخورد با کره جنوبی بود که اکنون مرحله تولیدUO۲،UF۴،UF۶را دارد و زمانی کهUF۶آماده می شود به یکی از کشورهایی که دارای غنی سازی هستند ارسال می شود و پس از غنی شدن دوباره به کره جنوبی باز می گردد.
  • دو قرارداد با زیمنس برای دو نیروگاه بوشهر بسته می شود و دو واحد ۹۹۰ مگاواتی در منطقه دارخوین با شرکت فرانسوی بسته می شود. بعد از انقلاب این برنامه متوقف شد و زیمنس حاضر نشد پروژه را ادامه دهد و پروژه دارخوین نیز در مرحله ای بود که کارگاه تجهیز شده بود ولی تجهیزات اصلی از طرف شرکت فرانسوی به ایران منتقل نشده بود.
  • در دوران جنگ نیز این پروژه ها متوقف می ماند و مجددا در دهه ۷۰ زمانی که آقای هاشمی به چین سفر می کند توافقی صورت می گیرد که کارخانهUCFاصفهان توسط چینی ها ساخته شود و به بهره برداری برسد. از طرف دیگر در موافقت نامه ۲۵ اوت ۱۹۹۲ ایران و روسیه، این کشور می پذیر واحد یک نیروگاه بوشهر را تکمیل کند.
  • در سال ۱۳۷۵ چینی ها به دلیل فشار آمریکا به طور یک جانبه قراردادUCFاصفهان را لغو و حاضر به ادامه نشدند. از طرف دیگر نیز کار به روسیه به کندی پیش می رفت.
  • نیروگاه با یک اصلاحیه صد در صد در اختیار روسیه قرار گرفت و پروژه شتاب پیدا کرد و از طرف دیگر نیز به صورت موازی در سه مرحله پروژه های فناوری هسته ای آغاز شد. یکی در زمینه تولید آب سنگین و در کنار آن رآکتور آب سنگین، تولید مواد اولیه به مفهوم تولید کیک زرد تا مرحلهUF۶ و در مسیر سوم غنی کردنUF۶ از صفر تا ۵/۳ درصد.
  • زمانی که به سال ۱۳۷۷ بازمی گردم که این برنامه تنظیم شد و قرار شد سازمان انرژی اتمی مجری آن باشد، کاملا در یک اتاق تاریک و تیره ای قرار داشتیم و هیچ کشوری حاضر نبود تکنولوژی آی سنگین را به ما بدهد و حتی طراحی هایی که از شرکت چینی گرفته بودیم بسیار مبهم بود.

  • با برنامه ای که از سال ۷۷ اجرا شد ما تا ۵۰ درصد مطمئن بودیم که این برنامه می تواند اجرایی و عملیاتی شود. ۵۰ درصددیگر به این دلیل که دانش کافی درکشور وجود نداشت و افراد متخصص حضور نداشتند مبهم بود و هیچ کشوری هم حاضر نبود که این تکنولوژی را به ایران منتقل کند.
  • برای اولین بار در سال ۱۳۸۴ موادUF۶به صورت صنعتی تولید شد. به دلایلی که هم در پاریس و هم در بروکسل توافق شده بود این فعالیت را به حالت تعلیق در آورده بودیم اما این تعلیق هیچ تأثیری در فرآیند تولید درUCF اصفهان نگذاشت و بلافاصله بعد از پایان دولت آقای خاتمی تصمیم گرفته شدUCFراه اندازی شود، بدون هیچ مشکلی تولید صنعتی را آغاز کردیم.

نگاه به موضوع هسته ای باید ملی باشد

  • برنامه هسته ای کشور یک برنامه کاملا ملی بوده، هست و خواهد بود و نگاه ها هم باید به این موضوع کاملا ملی و مبتی بر یک یک استراتژی درازمدت باشد.
  • در همه دوران تیم های مذاکره، تیم مذاکره کنندهبه دنبال یک استراتژی حفظ برنامه و دستاوردهای هسته ای کشور بوده است. اما در تاکتیک ها متفاوت بوده است.
  • اگر در طی این دوران محدودیت و یا تعهداتی را پذیرفته ایم، برای حفظ آن اصل بوده است. اگر داوطلبانه پروتکل الحاقی را پذیرفتیم به این دلیل بود که برنامه هسته ای خود را با آرامش دنبال کنیم. اگر در دوره ای پذیرفتیم که تعلیق داوطلبانه و موفقتی را بپذیریم برای پیشبرد اصل برنامه هسته ای بود. الان هم در یک نقطه حساسی قرار گرفته ایم که نقطه عطف برنامه هسته ای کشور است و اینکه موضوع را با کشورهای ۱+۵ به خوبی و با موفقیت پیش ببریم و به جمع بندی برسانیم.
  • سال 2006 برای اولین‌بار موضوع پی‌ام‌دی مطرح‌شد که ایران احتمالا فعالیت‌ نظامی داشته‌است. اسناد و مدارکی که آژانس ارائه می‌داد از همان روز اول مشخص بود که کذب و ساختگی است.
  • برای اینکه همان زمان این موضوع و مسایل باقي‌مانده را حل کنیم، در زمان آقای لاریجانی مدالیته‌ای با آقای البرادعی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تنظیم شد که 6 موضوع به‌عنوان موضوعات باقی‌مانده از سال 1985 بود و با ‌عنوان مسایل باقی‌مانده مطرح بود و بحث پی ام دی. آن 6 موضوع با اینکه سال‌های زیادی از آن می‌گذشت، به خوبی حل شد و در آن دوران اتفاقا علاوه بر ارائه اسناد و مدارک ساعت‌ها و روزها و هفته‌ها در وین و تهران بر سر آن بحث کردیم، یکی از آنها بحث منشا آلودگی‌ها بود که یک داستان 18 ساله بود و بعد موضوع پلونیوم و پلوتونیوم.
  • 6 موضوع مطرح شده با گفت‌وگو، ارائه اسناد دقیق و حساب شده و در بعضی موارد هم با مصاحبه رفع شد. این مصاحبه نه اینکه مصاحبه باشد، در حقیقت بازرسان آژانس در ارتباط با موضوعات هسته‌ای نوعی تعامل و تعاطی افکار با کارشناسان کشور می‌کنند تا پازل‌های خالی خود را که باید به شورای حکام ارائه کنند، پر ‌کنند. در حقیقت یک نوع تعاطی فکر بین متخصصان ما و آژانس است.
  • در آن زمان آژانس اعلام کرد که آن 6 موضوع حل شده ماحصل ارائه اسناد و گفت‌وگو با متخصصان ما بود. متخصصان چنان خوب کارشناسان آژانس را متقاعد کردند که مسایل باقی‌مانده 18 ساله، کاملا حذف شد. اما موضوع باقی‌مانده، موضوع پی ام دی بود که آژانس در این نقطه یک تخطی کرد. توافقی که در آن دوره با آژانس شده‌بود، این بود که آژانس سئوالات خود را مطرح کند و حتی اگر لازم باشد با یکی دو نفر صحبت و اعلام کند.

آژانس عملکرد درستی از خود نشان نداد

  • آژانس عملکرد درستی از خود نشان نداد. می‌توانست با تعهدی که به ما داده بود موضوع ابعاد احتمالی نظامی را تمام شده اعلام کند و به این دلیل که مدیرکل آژانس عوض شد و آقای آمانو آمد و با تیم و رویکرد جدید عملا بازی تغیر پیدا کرد. در‌حالی‌که ایران به تعهداتش در مورد این موضوع به خوبی عمل کرده بود.
  • علی رغم اینکه در آن موقع آقای لاریجانی موضوع را خیلی خوب طراحی کرده بود که حل و فصل شود، اما به دلیل مخالفت بعضی از مسئولان اجرایی متاسفانه این مسیر ادامه پیدا نکرد وگرنه ظرف دو سه ماه و قبل از مطرح شدنPMDموضوع می توانست حل و فصل شود.
  • مساله پارچین در بین ۱۲ مورد ادعایی است و اگر ۱+۵ بخواهد نقشی در این مورد داشته باشد این است که بتواند دخالت کند به نحوی که این موضوع زودتر حل شود. اخباری که از مذاکرات خارج می شود این است هر نکته ای که در این زمینه بوده، فعلا نتیجه بخش نبوده است.

دست آورد بزرگ لوزان

  • بیانیه لوزان دستاورد بسیار مهمی برای کشور داشت که شاید سالها تلاش می شد تا ما به این نقطه برسیم.اکنون به مرحله ای رسیده ایم که علاوه بر حفظ غنی سازی و اصفهان توانسته ایم این امتیاز را ۱+۵ بگیریم که ماشین های پیشرفته را داشته باشیم.
  • دستاورد تحقیق و توسعه بیشتر از ماشین ها اهمیت دارد از نظر فنی بنده پیش از مذاکرات لوزان به آقای ظریف هم گفتم که اگر بتوانیم تحقیق و توسعه را بگیریم کافی است که خوشبختانه دوستان هم تحقیق و توسعه را بدست آوردند و هم تعداد ۵ هزار و ۶۰ ماشین را در اختیار خواهیم داشت.
  • در مورد فردو باید این موضوع را در نظر داشته باشیم که زمانی که فردو را طراحی کردیم به عنوان تاسیسات رزرو این کار را انجام دادیم تاسیسات هسته ای اصلی و آنجایی که غنی سازی صنعتی داریم نطنز بوده است.
  • فردو به این دلیل ایجاد شد که در آن زمان تهدیدهای داشتیم و نطنز در آستانه خطر بود و برای اینکه یک جایگزینی برای نطنز داشته باشیم فردو طراحی شد.
  • اکنون برای تولید رادیوداروها و ایزوتوپ های مختلف به اعتقاد من حفظ فردو با این شرایط یک دستاورد دیگر تیم مذاکره کننده بوده است و شاید یکی از دلایل تاخیر در مذاکرات همین بحث فردو بوده است و تیم مذاکره کننده ما اصرار داشت که حتما این تاسیسات پابرجا بماند.

منبع:خبرآنلاین

 

 

 


نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

ارسال
 
X