داستان

یک عصر جمعه دلگیر بود...بین رفتن و ماندن مانده بود
بین رفتن و ماندن مانده بود. با خودش گفت از آدم­ها که آبی گرم نمی­شود، اگر ازشان بپرسی بروم یا بمانم؟
دلیل عجیب سارتر برای دریافت و عدم دریافت جایزه نوبلش!
ژان پل سارتر نویسنده و فیلسوف برجسته فرانسوی در سال 1964…
زشتی کار آدم آنجا بود که در تخیلاتش زنی با ظاهری متفاوت از هوا را...
داستان زیر یک داستان از کتاب" تصویب شد" اثر حسین علائی نژاد…
زیر چتر بید دو نفر در کنار هم هستند و در هم فرو رفته اند...
من از جیغ ترسیدم و از کوچه به خیابان گریختم؛ سر کوچه که…
فیلمی کمیاب از سهراب سپهری و دوستانش در باغ
فیلمی کمیاب از سهراب سپهری در گردشی با دوستانش در فضای…
دزدی که جنازه اش با یک ثروتمند اشتباه گرفته شد!
قنبرسیاه مردی بود زشت سیاه‌چرده با موهایی ژولیدۀ درهم…
روزی که حافظ حال محمدرضا شاه را گرفت + عکس
امیراصلان افشار، رئیس اداره کل تشریفات دربار در یکی از…
یکی از اون شعبده های قدیمی اینه که به طرف بگی دوستش داری
نمونه خون و معصومیت محض و ساعت مچی صفحه بزرگ و هزار چیز…
تو آن همه سگ داشتی اما خودت پارس ميکردی...
زیاد می خندیدم آن روزها. از ته دل. حالا نمی خندم. خوب می…


تازه ترین اخبار فرهنگ و هنر
عکس مهتاب کرامتی در افتتاحیه نمایش پرواز شماره 745
اجرای نمایش « پروازشماره 745» به نویسندگی و کارگردانی مرجان پورغلامحسین دوشنبه شب 24 مهر ماه با حضور تعدادی از بانوان سینما و تئاتر و مدیرکل هنرهای نمایشی در تالار سایه مجموعه تئاتر توسط مرضیه برومند افتتاح شد.

پربیننده ترین اخبار فرهنگ و هنر
 

X