كارآفرینی از طریق تجربه و انتقال آن، قابل آموزش و قابل یادگیری است. اما ترویج آن آسان نیست.
 

كارآفرینی از طریق تجربه و انتقال آن، قابل آموزش و قابل یادگیری است. اما ترویج آن آسان نیست. اغلب خصوصیات تعیین كننده كارآفرینی از قبیل استفاه از فرصتهای جدید، جلب اعتماد، ایجاد شبكه‌های كار و انجام كار پروژه ای، خصوصیات نا محسوسی هستند و به راحتی نمی‌توان آنها را درك و تبدیل به توصیه و دستور العمل كرد. 
 
مقدمه
آنچه در شرایط سخت كنونی ضرورت آن در جامعة ما بیش از پیش احساس می‌شود پرداختن به مقولة كار آفرینی است. زیرا مسلماً كار آفرینان با توجه به خصوصیات ممتاز و برجستة خود قادرند در چنین شرایطی منابع را برای ایجاد رشد و توسعه در زمینه‌های تولید و منابع انسانی فراهم كرده، اشتغال و كسب و كار جدید ایجاد نمایند.
سالها است از شیوع تب كار آفرینی در كشور می‌گذرد اما متاسفانه هنوز پژواك طنین پر طمطراق آن از عرصه‌های سخنوری، ژورنالیسم و سیاست بر حوزه‌های علم، برنامه ریزی و عمل نرسیده است. هنوز پس از گذشت سالها، واژه كار آفرینی مفهوم واقعی خود را به اذهان متبادر نمی‌كند و هنوز دولتمردان و مسئولان مملكتی در سخنرانیها و مقالات خود از این واژه به عنوان راه حلی برای رفع معضل بیكاری استفاده می‌كنند.
 
اگر قرار است اقتصاد موفقی داشته باشیم به نظر می‌رسد باید كار آفرینی را در كشور بیشتر مورد توجه گیرد. ولی متاسفانه چه در سطح سیاستگذاری و چه در قلمرور پژوهشی – آموزشی، كار منظم و حساب شده ای در زمینه كار آفرینی انجام نداده ایم. لذا توقع بیجایی است كه از فارغ التحصیلان دانشگاهی یا مراكز فنی و حرفه ای انتظار داشته باشیم، كار و كسب و فعالیت سازنده ای را تدارك ببینند. همان طور كه توقع بیجایی است اگر بدون خلاقیت و كار آفرینی انتظار داشته باشیم سرمایه گذاران ریسكی ( VENTURE CAPITALISTS ) كه عامل رشد و توسعه اقتصادی هستند در این كشور سرمایه گذاری كنند.
 
پیشینه كار آفرینی
مطالعات نشان می‌دهد از ابتدای تاریخ بشر انسانها همواره به دنبال پیدا كردن عامل موجه ارزش و عامل تغییر بوده اند و اولین بار دانشمندان علم اقتصاد، به كار آفرینی توجه كردند، عده ای فكر می‌كردند عامل موجد ارزش طلا و نقره است. عده ای دیگر هم عامل موجد ارزش را در زمین و فعالیت‌های كشاورزی جستجو كردند كه به فیزیوكرات‌ها معروفند. واژه كارآفرین در سال 1848 توسط « جان استوارت میل » به ( Entrepreneur ) به زبان انگلیسی ترجمه شده، او كاركرد و عمل كار آفرین را شامل هدایت، نظارت، كنترل و مخاطره پذیری می‌دانست و عامل متمایز كننده مدیر و كار آفرین را مخاطره پذیری معرفی كرد. بعد از مكتب كلاسیكها، فرد جدیدی به نام « شومپیتر » كه از اعضای مكتب اقتصادی آلمان است مقوله ای به نام كار آفرینی مطرح كرد و آنرا به عنوان موتور توسعه اقتصادی معرفی كرد.
 
واژه كار آفرینی
واژه كار آفرینی بیش از دو قرن نیست كه در ادبیات مدیریت و اقتصاد وارد شده و مانند سایر واژه‌ها تغییرات زیادی را به خود گرفته و از رشد تكامی برخوردار بوده است. ولی هنوز وفاق عمومی دربارة كار آفرینی در سطوح بین الملل وجود ندارد. البته استنباط رایج و اشتباه از واژه كار آفرینی این است كه كار آفرین كسی است كه ایجاد شغل می‌كند اما چنین نیست.
 
در زبان فرانسوی كلمه ای وجود دارد به معنای « متعهد شدن » یا « آنتروپرونور » ( ENTREPRENDRE ) كه(UNDERTAKE) تعریف می‌شود. در ادبیات كار آفرینی تعاریف بسیار مختلفی برای آن ارائه شده است اما هنوز تعریف رسمی و استانداردی كه قابل قبول اكثریت صاحب نظران باشد وجود ندارد، بعضی تعاریف آن عبارتند از :
 
پیتردراكر می‌گوید، كار آفرینی یك رفتار است نه یك صفت ویژه در شخصیت فرد كار آفرین. وی می‌گوید، كار آفرینی كاربرد مفاهیم تكنیك‌های مدیریت است. استانداردسازی محصول،به كارگیری ابزارها و فرآیندهای طراحی و بنا نهادن كار بر پایه آموزش و تحلیل كار است.
 
« ژوزف شومپیتر » ( SCHUMPETER) یا پدر كار آفرینی، تعریف كاملی از كار آفرینی در سال 1934 ارائه می‌دهد. او می‌گوید، « هر فرآیندی در شركت كه منجر به كالایی جدید، ایجاد روشی جدید، بازار جدید و منابع جدید می‌شود، می‌گوییم كار آفرینی رخ داده است » او ویژگی اصلی كار آفرینی را همانا وجود نوآوری به عنوان هسته مركزی تلاش فرد كار آفرین می‌داند. شومپیتر معتقد است كه در اقتصاد، توسعه زمانی اتفاق می‌افتد كه توسط كار آفرین، نوآوری رخ دهد.
 
اقتصاد دانان، كارآفرینان را « موتور رشد اقتصادی » جامعه می‌دانند. جامعه شناسان این گروه را مروج فرهنگ رقابت، نواندیشی و پویایی اقتصادی تلقی می‌كنند و اندیشمندان مدیریت آنان را از مهمترین عوامل تحرك و نو آوری سازمانی در عصر حاضر به شمار می‌آورند.
 
كارآفرینی به خلق ارزشهای مادی و اقتصادی یا كسب و كاری ختم نمی‌شود. بلكه اگر كار آفرینی را به مفهوم وقعی آن یعنی « ارزش آفرینی » تعریف كنیم، كار آفرینان (ارزش آفرینان ) موتور توسعه اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نیز خواهند بود.
 
 
خصوصیات كار آفرین
به طور كلی تا به حال ویژگیهای زیادی در خصوص كار آفرینان در تحقیقات مختلف معرفی شده است. از نظر « بروس جی وایتنیگ » افراد كار آفرین دارای 19 ویژگی هستند كه آنها را از نظرات شخصیتی از افراد عادی یا سایر افراد جامعه مجزا می‌كند:
اعتماد به نفس
خلاقیت
خوش بینی
توانا در برخورد با مردم
انرژی زیاد
ابتكار
ادراكی بودن
دور اندیشی
پشتكار
انعطاف پذیری
دارای منافع كافی
رهبری پویا
اتخاذ ریسك حساب شده
نیاز به موفقیت
دارای مهارتهای متعدد
مسئول و پاسخگو
واكنش مثبت در مقابل چالشها
استقلال
سوداگر
 
كار آفرین تلاش دارد تا از طریق شناخت و پیگیری فرصتها بدون در نظر گرفتن منابع تحت اختیار خود به كار آفرینی بپردازد. كار آفرینان به « تغییر » به عنوان مقوله تعیین كننده می‌نگرند. آنها ارزشها را تغییر می‌دهند و ماهیت آنها را دچار تحول می‌نمایند. آنها برای تحقق این ایده‌ها و ریسك پذیری خود را به كار می‌گیرند. از این رو هر كس كه به درستی تصمیم بگیرد به نوعی كار آفرین تلقی می‌گردد
 
آموزش كار آفرینی و نقش مراكز علمی دانشگاهی :
اواخر دهة 50 میلادی، اولین كشوری كه در این زمینه خیلی كلاسیك كاركرد و ترویج فرهنگ كار آفرینی را از سطح دبیرستان شروع كرد و آموزش‌هایی را دارد، كشور ژاپن بود. مسئله كار آفرینی در ژاپن به سطح دانشگاهها هم كشیده شد. بین سالهای 1970 تا 1992 میلادی بیش از 96% نوآوری صنعتی كه توانست موقعیت ژاپن را در اقتصاد جهانی به یك موقعیت برجسته و برتر تبدیل كند، توسط كار آفرینان صورت گرفت.
آموزش كار آفرینی سیاستی است كه به طور مستقیم در كمیت و كیفیت عرضة كار آفرین در یك جامعه اثر می‌گذارد. به همین دلیل است كه در بسیاری از كشورها بویژه كشورهای پیشرفته كه حتی الامكان موانع و مشكلات بر طرف شده اند، دولتها به شكوفا كردن توان بالقوه مردم پرداخته اند. آموزش به تولید كنندگان كوچك بسیار اهمیت دارد. با اجرای این سیاست همواره می‌توان به اهداف گوناگونی مانند شناخت فرصتها و چگونگی بهره برداری از آنها، آشنایی با تكنولوژی و دانش فنی جدید و چگونگی بكارگیری آنها، روش‌های جدید علمی مدیریتی و بازرگانی جامعه عمل پوشید. آموزش می‌تواند بلند مدت ( مانند آموزش از دورة دبیرستان به بعد ) و یا كوتاه مدت (مانند سخنرانیهای ادواری ) باشد.
 
تا به حال چهار دسته تحقیقات در زمینه كار آفرینی انجام شده است كه عبارتند از :
1)مطالعات در خصوص ویژگیهای كار آفرینان
2)مطالعات در خصوص ساز و كارهای تشكیل شركتهای نوپا
3)مطالعات در خصوص ارتباط كار آفرین با جامعه
4)مطالعات درخصوص آموزش، روش شناسی تحقیق و نقش دولت در كار آفرینی.
 
در گذشته افسانه ای شایع بود كه كار آفرینان دارای ویژگی ذاتی هستند و این ویژگیها همراه با آنان متولد می‌شود كه این ویژگیها شامل، ابتكار، ریسك پذیری... می‌باشد. بنابر این فرض اساسی افسانه این بود كه كار آفرینان از طریق آموزش، پرورش نمی‌یابند. اما امروزه كارآفرینی به عنوان رشته ای علمی مورد شناسایی قرار گرفته كه فروپاشی این افسانه قدیم را به دنبال داشته است. رشته علمی كار آفرینی همانند تمامی رشته‌های دیگر، دارای مدلها، فرآیندها و قضایایی (CASES) است كه باید دانش مربوط به آنها كسب شود.
 
كارآفرینان دقیقاً به همان گونه كه ما یاد می‌گیریم، یاد می‌گیرند. كار آفرینان نه تنها می‌توانند از اشتباهاتشان و مربیان غیررسمی خود بیاموزند، بلكه آنها از طریق مطالعه و تربیت رسمی، مستعد یادگیری هستند.كتابها و دوره‌هایی در مورد شكل دهی كسب و كار جدید با سرعت زیادی در حال افزایش هستند. علاوه بر كتابها و دوره‌ها، مجموعه جدیدی از برنامه‌های آموزشی برای پر كردن شكاف اطلاعاتی و دانشی برای كار آفرینان طراحی شده است كه هم اكنون در حال پیگیری كسب و كارشان هستند.
 
برنامه‌های مبتنی بر آموزش بر مبنای این فرض عمل می‌كنند كه اگر فقط ما وسایل مناسب و موثر برای مرتبط ساختن منابع بر گرفته از دانشگاهایمان، مدارس فنی و دانشكده‌ها را به جامعه كسب و كار جدید پیدا كنیم، آن وقت ما واقعاً قادر به تقویت ابتكارات صنعتی هستیم.
 
مطالعه ای كه در سال 1982 در دانشگاه بایلور (BAULOR) بر روی دانشجویان رشته كار آفرینی صورت گرفت. ارزیابی دانشجویان از دروس رشته كار آفرینی این بود كه باید بیشترین تاكید بر روی دروس مالی شود. دومین رشته ای كه به نظر آنها باید بیشتر مورد تاكید قرار گیرد، درس مدیریت بود. علاوه بر اینها دروس روابط انسانی و بازاریابی نیز از نظر دانشجویان دارای اهیمت ویژه ای است.
 
برای اولین بار دانشگاه كالگری در سال 1973 مجوز تاسیس دوره كارشناسی ارشد را دریافت كرد و كار آفرینی به عنوان یكی از زمینه‌های اصلی مورد توجه قرا گرفت. در ژوئن سال 1985 میلادی این دانشگاه به ارزیابی نتایج برگزاری یكی از دوره‌های آموزش كار آفرینی خود كه در فاصلة ژوئن 1984 تا دسامبر 1984 برگزرا شده بود، پرداخت و از 50 نفر از 65 نفر شركت كننده دوره پیرامون نتایج دوره نظر خواهی كرد. این دوره آموزشی تقریباً (000/75) دلار برای دانشگاه هزینه داشت. تجربه دانشگاه كالگری نشان می‌دهد كه سرمایه گذاری كوچكی (تقریباً 75000 دلار ) در آموزش كار آفرینان كسب و كارهای كوچك منجر به ارزش افزوده فراوانی (معادل 000/750 /1 دلار ) گردیده و علاوه بر آن تاثیر زیادی درایجاد فرصت استخدام و تسهیل ایجاد سرمایه داشته است.
 
با توجه به مطالبی كه تا به حال از كار آفرینی ارائه شد بستر مناسب برای رشد و توسعه كار افرینان عبارت است از :
آموزش خلاقیت از دبستان تا دانشگاه حتی در مقطع دكتری برای كلیه رشته‌های تحصیلی اعم از فنی،پزشكی، اقتصادی و...
 
تجدید نظر در نظام آموزشی، روش تدریس و ارزیابی و سنجش دانش آموزان و دانشجویان برای تقویت و شكوفایی روحیه خلاقیت فراگیران.
 
بالا بردن نیاز پیشرفت افراد از طریق آموزشهای مستقیم و غیر مستقیم.
 
آموزش كار آفرینی و شناسایی افراد ارزش آفرین (كارآفرین ) جامعه توسط گروهی خبره به صورت سالیانه و معرفی و تشویق و حمایت آنها در سطح كشور و استان از طریق رسانه‌های جمعی و اعطای جوائز توسط مسئولان عالی رتبه كشوری.
 
تشكیل انجمن كارآفرینان جهت ارتباط، همفكری، همكاری و تعاون كار آفرینان با یكدیگر.
 
ترویج فرهنگ كارآفرینی از طریق موسسات فرهنگی و رسانه‌های جمعی.
 
تاسیس مراكز توسعه كار آفرینی جهت برنامه ریزی، آموزش، تحقیق و مشاوره در خصوص كار آفرینی
اگر بدنبال راه حل‌های جدید هستیم، فضای كشور باید به گونه ای طراحی شود كه كار آفرینان رشد كنند. در اغلب موارد مدیریت با تصمیم گیری متمركز ضد روحیه كارآفرینی است. كار آفرینی در جایی رشد می‌كند كه تمركز تمام عیار نباشد. امروزه در جهان برای جوانان آموزش كار آفرینی گذاشته اند. در سطح دبیرستانها همه را تشویق می‌كنند. به نظر می‌رسد، در جهان امروز بدون داشتن دانش ومهارت كار آفرینی، صرف اینكه ایده ای داشته باشید ولی دانش لازم را ندانسته باشید، با شكست مواجه می‌شوید.
 
چالشهای آموزش كار آفرینی
آموزش كارآفرینی و تحقیقات مربوط به آن، هم اكنون با چالشهای متعددی مواجه شده است كه برخی از این چالشها توسط بلاك (Block) و استامپ (Stumpe) ارائه شده است. این چالشها عبارتند از :
چالش در ایجاد مترولوژی‌های تحقیق برای اندازه گیری اثر بخشی كارآفرینی.
 
چالش در محتوا و شیوه‌های آموزش كار آفرینی.
 
چالش در كیفیت مدرسان كار آفرینی.
 
چالش در پذیرش آموزش كار آفرینی در دانشكده‌ها نسبت به كسب و كار.
 
چالش در ایجاد یك پیكرة عمومی ( مشترك ) در زمینه دانشی مختلف.
 
چالش در اثر بخشی روشهای آموزشی.
 
چالش در نیازهای یادگیری كار آفرینانی كه در حال كار هستند، متناسب با دوره زندگی كسب و كاری كه هم اكنون در آن به سر می‌برند.
 
در سال 1990 میلادی تحقیق در خصوص آموزش كار آفرینی همچون یك رشته جدید مورد توجه قرار گرفت. و موارد همچون توسعه روشهای تحقیق برای سنجش اثر بخشی آموزش كارآفرین، محتوا و روشهای آموزش كار آفرینی، مورد توجه قرارگرفت.
 
به طور كلی تا سال 1990 میلادی چهار دسته اصلی از دوره‌های آموزش كار آفرینی شكل گرفت كه این دوره‌ها عبارتند از :
 
 

X