ستاره اسکندری که بیشتر با نقش آفرینی در سریالهای تلویزیونی به شهرت رسیده است، تئاتر را عشق اصلی خود میداند که این روزها رفتار خوبی با آن نمیشود.
ستاره اسکندری بازیگری است که از تئاتر شروع کرد، در سینما تجربههایی را پشت سر گذاشت و با مجموعههای تلویزیونی به شهرت رسید.
در سالهای ابتدایی دهه 70 خورشیدی با بازی در نمایشهای دانشجویی روی صحنه آمد که برایش سه بار نامزدی در جشنواره تئاتر دانشگاهی را به ارمغان آورد. فعالیت حرفهای تئاتر را با نمایش «دندون طلا» (1378) با کارگردانی داوود میرباقری آغاز کرد که با بازی در آثار فاخری چون «رمئو و ژولیت «از علی رفیعی، «شب هزار و یکم «کار بهرام بیضایی، «شکار روباه» با کارگردانی علی رفیعی و «عشقه» از محمد رحمانیان پی گرفته شد. تازهترین کار نمایشی ستاره اسکندری، «عشق و عالیجناب» با کارگردانی حسین پاکدل بود که ماه پیش در سی امین جشنواره تئاتر فجر روی صحنه رفت.
او سال 1379برای نمایش «سعادت لرزان مردمان تیره روز» با کارگردانی محسن علیخانی موفق به دریافت جایزه بهترین بازیگری زن از نوزدهمین دوره جشنواره بینالمللی تئاتر فجر شد.
نخستین تجربه سینمایی ستاره اسکندری، فیلم «حریف دل» از عبدالرضا گنجی بود که سال 1375 تولید شد. «مسافر ری» از داود میرباقری (1379)، «تارزن و تارزان» با کارگردانی علی عبدالعلیزاده (1380)، «مواجهه» کار سعید ابراهیمی فر (1383) و «شبانه» با کارگردانی امید بنکدار و کیوان علی محمدی (1383) تعداد دیگری از فیلمهای این بازیگر به شمار میآیند.
اسکندری سال 1375 نیز برای نخستین بار با سریال «خانه شماره 13» به تلویزیون آمد و تا امروز در مجموعههای مطرحی بازی کرده است که از آن میان میتوان به «مرگ تدریجی یک رویا» از فریدون جیرانی (1387)، «نرگس» با کارگردانی سیروس مقدم (1384) و «شوق پرواز» کار یدلله صمدی (1390) اشاره کرد.
از بین بازی در تئاتر، تلویزیون و سینما، کدام یک را ترجیح میدهید؟
از چه نظر؟
از نظر هنری، وقتی که میگذارید، جنس بازی، درآمد و...؟
فکر میکنم در حال حاضر تکلیف آدم در تلویزیون مشخصتر است. از نظر دستمزد، شهرت و البته درجهای از بار هنری، میتوان برای بازی در سریالها حساب و کتابی باز کرد که در آن سود و زیان قابل محاسبه است.
برای مثال همین سریال «شوق پرواز» که داستان زندگی شهید عباس بابایی را روایت می کرد و به تازگی به پایان رسید، از نظر موضوع، داستان، برد و تاثیرش در جامعه و کیفیت ساخت کار قابل قبولی بود که از بازی در آن راضی هستم؛ به ویژه که در نقش خبرنگار کمی با دنیای کار شما آشنا شدم.
یعنی بازی در تلویزیون به همه نیازهای عاطفی و هنری شما پاسخ میدهد؟
نه در این سطح که شما می گویید. منظورم این است که در میان سریالهای زیادی که در طول سال به من پیشنهاد میشود، میتوانم تعدادی را انتخاب کنم که حداقلهای مرا از نظر هنری و کاری برآورده سازند.
به عبارت دیگر در شرایط امروز فضای هنری کشور، تلویزیون برایم یک راه میانه و آرام است که دارم در آن پیش میروم و حرص کمتری میخورم.
بازی در یک نقش منفی در سریال «مرگ تدریجی یک رویا»
پس باید بپرسم که در کدام عرصه بیشتر حرص میخورید؟
در تئاتر. چرا که با آن برخورد خوبی صورت نمیگیرد و شرایط مناسبی ندارد.
از چه نظر؟
از بسیاری جهات وضعیت تئاتر ایران مطلوب نیست. ابتدا آنکه امکانات سخت افزاری آن مثل سالن کم است، بودجه اندکی دارد، خوب مدیریت نمیشود، بدجوری گرفتار ممیزی است و....
برای همین با اینکه کارتان را از تئاتر شروع کردید، امروز در این عرصه کم کار شدهاید؟
بله. من را همه بیشتر به عنوان یک تئاتری میشناسند، اما با این حال در 12 سال گذشته تنها در 10 نمایش بازی کردهام که ناشی از شرایط بد حاکم بر این عرصه است.
پس مشکلی با خود تئاتر ندارید؟
معلوم است که با خود هنر نمایش مشکلی ندارم. تئاتر برای من عشق مطلق است. در این عرصه بر خلاف سینما و تلویزیون به دنبال هیچ چیزی نیستم به جز هنر. روی صحنه آمدن برایم همیشه یک اتقاق فرهنگی و دلی بوده است و نه چیز دیگر.
یعنی در تئاتر به دنبال پول نیستید؟
خوب یا بد، اصلاً در تئاتر پولی نیست که کسی به خاطر آن بیاید. این عرصه کار دل است که من هیچگاه برایش کیسهای ندوختهام. مشکل من این است که متاسفانه برنامه ریزان، سیاست گذاران، مدیران به عنوان متولیان این هنر، حرمت آن را نگه نمیدارند.
من هرگاه به تئاتر میآیم، وا میخورم. من عاشق این هنر هستم و وقتی این رفتارهای ناجور را میبینم، حرص زیادی میخورم. حقش نیست با عشق ما این کارها را بکنند.
چگونه میتوان این مشکلات را رفع کرد؟
به نظرم اگر موانع را بردارند، مشکلات حل میشوند. امیدوارم برنامهریزی مرکز هنرهای نمایشی به سمت و سویی برود که آدمها احساس نکنند وقتشان از دست رفته است. این حق یک بازیگر تئاتر نیست که تا 2 روز قبل از اجرا نداند روی صحنه میرود یانه. این درست نیست که در طول تمرین به خاطر ممیزی، چند بار شخصیت و نقشی که میخواهی ایفاکنی دستخوش تغییر شود. اینکه 40 گروه تمرین کنند و تنها نیمی از آنها وارد جشنواره فجر شوند تنها توهین به هنرمندان این عرصه است. اینکه بین تمرینها و اجرا ماهها فاصله بیفتد، تنها تحلیل بردن توان بازیگران است و....
«عشقه» یکی از نمایش های موفق ستاره اسکندری به شمار میآید
به خاطر همین مشکلات است که ما کمتر بازیگری را داریم که در تئاتر بماند و در آن جدی و تمام وقت کار کند؟
بله. در تئاتر اگر چه خوب بودن یک بازیگر مهم به شمار میآید، اما ماندگاری در کار بسیار سختتر است. امیدوارم توجه بیشتر و ویژهای نسبت به این هنر مقدس صورت بگیرد تا همه با شوق و ذوق در آن کار کنند.
اما از آنجا که تماشاگران تئاتر اندک هستند، مسوولان هم کمتر به آن توجه میکنند.
این توجیه اشتباهی است. اینکه تئاتر وارد زندگی مردم نشده هم تقصیر مسوولان است. آنان باید به تربیت تئاتری مردم بپردازند که نیازمند افزایش سالنها، توجه رسانهها و ورود این هنر به مدارس و دیگر مراکز است. آن وقت میتوان در مورد اینکه تئاتر مورد استقبال مردم قرار میگیرد یا نه قضاوت کرد.
ستاره اسکندری بازیگری است که از تئاتر شروع کرد، در سینما تجربههایی را پشت سر گذاشت و با مجموعههای تلویزیونی به شهرت رسید.
در سالهای ابتدایی دهه 70 خورشیدی با بازی در نمایشهای دانشجویی روی صحنه آمد که برایش سه بار نامزدی در جشنواره تئاتر دانشگاهی را به ارمغان آورد. فعالیت حرفهای تئاتر را با نمایش «دندون طلا» (1378) با کارگردانی داوود میرباقری آغاز کرد که با بازی در آثار فاخری چون «رمئو و ژولیت «از علی رفیعی، «شب هزار و یکم «کار بهرام بیضایی، «شکار روباه» با کارگردانی علی رفیعی و «عشقه» از محمد رحمانیان پی گرفته شد. تازهترین کار نمایشی ستاره اسکندری، «عشق و عالیجناب» با کارگردانی حسین پاکدل بود که ماه پیش در سی امین جشنواره تئاتر فجر روی صحنه رفت.
او سال 1379برای نمایش «سعادت لرزان مردمان تیره روز» با کارگردانی محسن علیخانی موفق به دریافت جایزه بهترین بازیگری زن از نوزدهمین دوره جشنواره بینالمللی تئاتر فجر شد.
نخستین تجربه سینمایی ستاره اسکندری، فیلم «حریف دل» از عبدالرضا گنجی بود که سال 1375 تولید شد. «مسافر ری» از داود میرباقری (1379)، «تارزن و تارزان» با کارگردانی علی عبدالعلیزاده (1380)، «مواجهه» کار سعید ابراهیمی فر (1383) و «شبانه» با کارگردانی امید بنکدار و کیوان علی محمدی (1383) تعداد دیگری از فیلمهای این بازیگر به شمار میآیند.
اسکندری سال 1375 نیز برای نخستین بار با سریال «خانه شماره 13» به تلویزیون آمد و تا امروز در مجموعههای مطرحی بازی کرده است که از آن میان میتوان به «مرگ تدریجی یک رویا» از فریدون جیرانی (1387)، «نرگس» با کارگردانی سیروس مقدم (1384) و «شوق پرواز» کار یدلله صمدی (1390) اشاره کرد.
از بین بازی در تئاتر، تلویزیون و سینما، کدام یک را ترجیح میدهید؟
از چه نظر؟
از نظر هنری، وقتی که میگذارید، جنس بازی، درآمد و...؟
فکر میکنم در حال حاضر تکلیف آدم در تلویزیون مشخصتر است. از نظر دستمزد، شهرت و البته درجهای از بار هنری، میتوان برای بازی در سریالها حساب و کتابی باز کرد که در آن سود و زیان قابل محاسبه است.
برای مثال همین سریال «شوق پرواز» که داستان زندگی شهید عباس بابایی را روایت می کرد و به تازگی به پایان رسید، از نظر موضوع، داستان، برد و تاثیرش در جامعه و کیفیت ساخت کار قابل قبولی بود که از بازی در آن راضی هستم؛ به ویژه که در نقش خبرنگار کمی با دنیای کار شما آشنا شدم.

«شوق پرواز» تازه ترین سریال تلویزیونی ستاره اسکندری که پخش آن دو هفته پیش به پایان رسید
یعنی بازی در تلویزیون به همه نیازهای عاطفی و هنری شما پاسخ میدهد؟
نه در این سطح که شما می گویید. منظورم این است که در میان سریالهای زیادی که در طول سال به من پیشنهاد میشود، میتوانم تعدادی را انتخاب کنم که حداقلهای مرا از نظر هنری و کاری برآورده سازند.
به عبارت دیگر در شرایط امروز فضای هنری کشور، تلویزیون برایم یک راه میانه و آرام است که دارم در آن پیش میروم و حرص کمتری میخورم.

پس باید بپرسم که در کدام عرصه بیشتر حرص میخورید؟
در تئاتر. چرا که با آن برخورد خوبی صورت نمیگیرد و شرایط مناسبی ندارد.
از چه نظر؟
از بسیاری جهات وضعیت تئاتر ایران مطلوب نیست. ابتدا آنکه امکانات سخت افزاری آن مثل سالن کم است، بودجه اندکی دارد، خوب مدیریت نمیشود، بدجوری گرفتار ممیزی است و....
برای همین با اینکه کارتان را از تئاتر شروع کردید، امروز در این عرصه کم کار شدهاید؟
بله. من را همه بیشتر به عنوان یک تئاتری میشناسند، اما با این حال در 12 سال گذشته تنها در 10 نمایش بازی کردهام که ناشی از شرایط بد حاکم بر این عرصه است.
پس مشکلی با خود تئاتر ندارید؟
معلوم است که با خود هنر نمایش مشکلی ندارم. تئاتر برای من عشق مطلق است. در این عرصه بر خلاف سینما و تلویزیون به دنبال هیچ چیزی نیستم به جز هنر. روی صحنه آمدن برایم همیشه یک اتقاق فرهنگی و دلی بوده است و نه چیز دیگر.
یعنی در تئاتر به دنبال پول نیستید؟
خوب یا بد، اصلاً در تئاتر پولی نیست که کسی به خاطر آن بیاید. این عرصه کار دل است که من هیچگاه برایش کیسهای ندوختهام. مشکل من این است که متاسفانه برنامه ریزان، سیاست گذاران، مدیران به عنوان متولیان این هنر، حرمت آن را نگه نمیدارند.
من هرگاه به تئاتر میآیم، وا میخورم. من عاشق این هنر هستم و وقتی این رفتارهای ناجور را میبینم، حرص زیادی میخورم. حقش نیست با عشق ما این کارها را بکنند.
چگونه میتوان این مشکلات را رفع کرد؟
به نظرم اگر موانع را بردارند، مشکلات حل میشوند. امیدوارم برنامهریزی مرکز هنرهای نمایشی به سمت و سویی برود که آدمها احساس نکنند وقتشان از دست رفته است. این حق یک بازیگر تئاتر نیست که تا 2 روز قبل از اجرا نداند روی صحنه میرود یانه. این درست نیست که در طول تمرین به خاطر ممیزی، چند بار شخصیت و نقشی که میخواهی ایفاکنی دستخوش تغییر شود. اینکه 40 گروه تمرین کنند و تنها نیمی از آنها وارد جشنواره فجر شوند تنها توهین به هنرمندان این عرصه است. اینکه بین تمرینها و اجرا ماهها فاصله بیفتد، تنها تحلیل بردن توان بازیگران است و....

به خاطر همین مشکلات است که ما کمتر بازیگری را داریم که در تئاتر بماند و در آن جدی و تمام وقت کار کند؟
بله. در تئاتر اگر چه خوب بودن یک بازیگر مهم به شمار میآید، اما ماندگاری در کار بسیار سختتر است. امیدوارم توجه بیشتر و ویژهای نسبت به این هنر مقدس صورت بگیرد تا همه با شوق و ذوق در آن کار کنند.
اما از آنجا که تماشاگران تئاتر اندک هستند، مسوولان هم کمتر به آن توجه میکنند.
این توجیه اشتباهی است. اینکه تئاتر وارد زندگی مردم نشده هم تقصیر مسوولان است. آنان باید به تربیت تئاتری مردم بپردازند که نیازمند افزایش سالنها، توجه رسانهها و ورود این هنر به مدارس و دیگر مراکز است. آن وقت میتوان در مورد اینکه تئاتر مورد استقبال مردم قرار میگیرد یا نه قضاوت کرد.
www.seemorgh.com/culture
منبع: khabaronline.ir
مطالب پیشنهادی:
مطالب پیشنهادی:
7 درس از زندگی لاله اسكندری!
حرفهایی که تابحال از ستاره اسکندری نشنیده بودید!!
گفتگو با ستاره اسکندری بازیگر سریال «شوق پرواز»
مهدی پاكدل حق ندارد مریض شود!
بهاره رهنما: آدم سخت میتواند ادای خودش را در بیاورد
گفتگو با ستاره اسکندری بازیگر سریال «شوق پرواز»
مهدی پاكدل حق ندارد مریض شود!
بهاره رهنما: آدم سخت میتواند ادای خودش را در بیاورد
