دیوار چهارم
واقعا شرمنده تماشاگرانی هستم كه باید 20 هزار تومان پول بلیت بدهند، نمی‌گویم هزینه خیلی بالایی است ولی وظیفه وزارت ارشاد است برای مردمی كه دوست دارند....

                                                         
كوهستانی این روزها نمایش جدیدش را با نام «دیوار چهارم» كه برداشتی از نمایشنامه‌ی «انگلستان» تیم كروچ است، در موسسه اكو اجرا می كند.
خبرنگار تئاتر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با این كارگردان جوان و خوش فكر تئاتر، دو بازیگر نمایشش نگار جواهریان، رامبد جوان و مدیر تولید این نمایش محمدرضا حسین‌زاده نشستی داشته است كه در پی می‌آید:

دغدغه اجرای نمایش «دیوار چهارم» از سال 88 با امیررضا كوهستانی است. سالی كه او در انگلیس اجرای تیم كروچ را از نمایشنامه «انگلستان» دیده بود. نمایشی كه كارگردان شیرازی تئاتر ایران، به لحاظ جنس بازی، نوع كار و ارتباط آدمها با یكدیگر، خیلی خوب با آن ارتباط گرفت و این گونه بود كه متن را به ایران آورد و تصمیم گرفت آن را ترجمه و اجرا كند.
ترجمه متن چند ماه طول كشید اما اجرایش سه سال بعد اتفاق افتاد. كوهستانی این تاخیر را این گونه توضیح می‌دهد: «با آنكه این نمایش را دوست داشتم اما این نمایشنامه در سال 88 خیلی با مقتضیات زمان و دغدغه مردم ما همخوان نبود بنابراین آن را كنار گذاشتم و به جایش «17 دی كجا بودی» را اجرا كردم.» بعد از اجرای «17 دی...»،كوهستانی نمایشنامه «انگلستان» را به یكی دو تن از بچه‌های گروهش داد و آن را خواندند اما متن ترجمه شده به نظرشان كمی گنگ رسید.
كوهستانی توضیح می‌دهد: «فكر می‌كردند معلوم نیست متن چه می‌گوید حس می‌كردند به مردم و شرایط ما ارتباطی ندارد و همین باعث شد كمی توی ذوق من بخورد و اجرا را كنار گذاشتم و این چنین بود كه سال 90 نمایش «ایوانف » را به صحنه بردم.»

اما اجرای «ایوانف» به معنای فراموش شدن «انگلستان» نبود و بعد از «ایوانف»، كوهستانی بار دیگر با این پرسش روبرو شد كه حالا چه كنم؟ این نمایشنامه در طول این دو سال با او بود و به آن فكر می‌كرد از طرفی به رامبد جوان قول داده بود سال 91 نمایشی اجرا كند كه او در آن بازی كند! با نگاه جواهریان هم از همان آغاز صحبت كرده بود و حالا دید چه گروه خوبی و چه فرصت مناسبی برای اجرای این نمایش. لذا برای رفع گنگی و عدم انطباق نمایشنامه «انگلستان» نیز تصمیم گرفت نمایشنامه را براساس مسائل و مقتضیات ایران بازنویسی کند. برای این کار برای اولین بار تصمیم گرفت از نویسنده اصلی متن، تیم کروچ، برای اجرا و بازنویسی مجوز رسمی بگیرد که با استقبال او نیز روبه رو شد.
تیم کروچ در ایمیلی برای کوهستانی می نویسد I am very flattered that Amir Reza Koohestani wishes to adapt my play, ENGLAND. «برای من افتخار بزرگی است که امیر رضا کوهستانی تصمیم گرفته که نمایشنامه من را اداپته(بازنویسی) کند.» این چنین بود که کوهستانی مشغول دوباره نویسی متن شد و نمایشنامه انگلستان تبدیل شد به نمایشی با عنوان «دیوار چهارم» با این شرایط است كه امیر رضا کوهستانی خودش را نویسنده خوشبختی می‌داند و می‌گوید :« نویسنده خیلی خوشبختی هستم چون هر كاری را كه دوست داشته‌ام اجرا كرده‌ام بر خلاف بسیاری از همكارانم هیچ طرحی در كشویم ندارم.»

اما موضوع به این سادگی‌ها هم نبود. كوهستانی به شرایط اجرای نمایشش اشاره می‌كند و ادامه می‌دهد:«به هر حال این نمایش، شرایط اجرایی خاصی می‌طلبید. نیازمند فضای ویژهای بود كه همانجا هم تمرین كنیم. از سوی دیگر از تئاتر شهر و ایرانشهر دلزده شده بودم نه مدیران علاقه‌ای داشتند كه من آنجا كاری كنم و نه خودم و بر سر این موضوع تفاهم داشتیم. نیاز داشتم نمایشم را در گالری اجرا كنم حدود دو ماه با نگار نعمتی مشاور كار و امیرحسین قدسی، دنبال گالریهای مختلف گشتیم تا اینكه برای نمایشنامه‌خوانی در موسسه اكو به این جا دعوت شدم و دیدم چه جای مناسبی برای اجرایم است.»
كارگردان نمایش «در میان ابرها» برای نمایش جدیدش دنبال سالن مرسوم تئاتر نبود بلكه دوتا فضا مجزا می‌خواست هم گالری و هم فضایی که بتواند برای تماشاگر تداعی تئاتر کند. او كه از همراهی و همكاری مسئولان موسسه اكو خوشنود است، می‌گوید:« كلید اینجا را دادند به ما تا نمایشمان را تمرین كنیم بدون اینكه اضطراب آمدن گروه بعدی یا تداخل برنامه‌ها را داشته باشیم بنابراین خیلی مجاب شدم كه با این شرایط می‌شود كار كرد. »
صحبتهای اول
یه با محمد حیدری مدیر بخش تئاتر موسسه اكو انجام و حدود 10 تا 15 صفحه از متن نوشته شد. بقیه متن مانند دیگر كارهای امیررضا كوهستانی در طول پروسه تمرین كامل شد. اما مهمترین موضوع این بود كه بازیگران دیالوگها را از حفظ كنند. چیزی كه امیر رضا كوهستانی این گونه توضیحش می‌دهد:
«بازیگران باید هفتاد دقیقه نمایشنامه را كه دیالوگهای سیال ذهنی هم داشت، از بر میكردند، دیالوگهایی كه قصه‌ی سر راستی هم ندارد و آنها باید بی‌وقفه حرف بزنند. نمایش ما گسست روایی زیادی دارد و همین حفظ كردن دیالوگهای آن را دشوار می‌كرد. اما حالا كه چندین شب اجرا رفته‌ایم، نتیجه راضی كننده است.»

كوهستانی با وجود جوانی، نویسنده خاصی در تئاتر ایران است و سبك ویژه خودش را دارد اما برای اجرای دو نمایش اخیرش سراغ متن‌های خارجی رفته است. در این باره می‌گوید: «خیلی دوست دارم نمایشنامه‌های خودم را اجرا كنم ولی اصولا شرایطی كه در فضای فرهنگی كشور حاكم است به گونه‌ای است كه نمی‌توان بسیاری از قصه‌ها و ماجراها را به طور مستقیم با نمایش بگوییم و ناچار باید به واسطه نمایشنامه‌های دیگر، شرایط خود را روایت كنیم. بنابراین در دو نمایش اخیرم سعی كردم نمایشنامه‌هایی انتخاب كنم كه تم نمایش و نوع بیان مسائل در آن با شرایط حاكم بر جامعه ما سنخیت داشته باشد و با توجه به سخت‌گیریهای وزارت ارشاد بتوان با كمترین دردسر آن متن‌ها را اجرا كرد. همه اینها محاسباتی است كه برای اجرا باید انجام داد و این دو متن براساس این محاسبات انتخاب و بازنویسی شدند.»
این كارگردان با اشاره به حاشیه‌های نمایش «ایوانف» یادآور شد: «سال گذشته تصورما اشتباه بود. در مورد «دیوار چهارم» مقاومت اولیه‌ای بود اما با توضیحات محمد رضا حسین زاده به شورای نظارت متوجه شدند تماشاگر این نمایش تماشاگر عام و گذری «تئاترشهری» نیست بلكه مخاطب خاص و حرفه‌ای تئاتر است که بُعد مسافرت و مشکلاتی که برای تهیه بلیط با ظرفیت 50 نفر را به جان خریده است پس باید با نگاه ویژه‌ای به او نگریست و به ظرفیت بالای او اعتماد کرد. آنها هم با سعه‌ی صدر بیشتری به این نمایشنامه نگاه کردند و مساله حل شد.»
*************

رامبد جوان بازیگری است كه در تئاتر با نمایشهای محمد عاقبتی، همایون غنی‌زاده و ... به صحنه رفته است. سال 89 امیررضا كوهستانی را می‌بیند و اظهار علاقه‌مندی می‌كند تا در یكی از نمایشهایش بازی كند كه كوهستانی پاسخ می‌دهد دو سال دیگر.
در این مدت این دو با یكدیگر ارتباطی نداشتند قرارشان را گذاشتند برای دو سال بعد كه شد سال 91. امیررضا كوهستانی پیامكی به رامبد جوان می‌دهد و با یكدیگر قرار می‌گذارند. جوان این همكاری را این گونه بیان می‌كند: «امیر رضا می دانست قرار است من و نگار جواهریان در نمایش جدیدش بازی كنیم اما درباره جزئیات كار چیزی نگفت. كمی بعدتر گفت قرار است نمایش در گالری اجرا شود و كمی بعدتر هم گفت نمایش نامه «انگلستان» نوشته تیم کروچ را انتخاب كرده است، اما می خواهد آن را دوباره از اول بنویسد. تا اینكه به موسسه اكو آمدیم.»
رامبد جوان در پاسخ به دلایل علاقه‌اش برای بازی در نمایش امیررضا كوهستانی می‌گوید: «به هر حال قدری هوش دارم دوست داشتم در پروسه شكل‌گیری نمایشی از امیررضا كوهستانی حضورداشته باشم چون حرفه‌ام بازیگری است طبیعتا باید در نمایشش بازی می‌كردم، کار دیگری نمی توانستم انجام دهم. هر كسی دوست دارد در كار موفق حضور داشته باشد حضور امیر رضا ضمانت موفقیت كار است و عوامل نمایش هم لذت هنری می‌برند و هم اعتبار به دست می‌آورند و هم از رضایت تماشاگر خوشحال می‌شوند.»

در ادامه كوهستانی درباره شیوه انتخاب بازیگران نمایش‌هایش توضیح می‌دهد:«گاهی كارگردان حدس‌هایی درباره بازیگرش میزند مثلا در نمایش «در میان ابرها» باران كوثری با اینکه هیچ وقت بازی او را روی صحنه ندیده بودم براساس یك سكانس از بازی‌اش در فیلم «رقص در غبار» اصغر فرهادی او را انتخاب كردم. در مورد هیچ چیزی ادعا ندارم ولی این ادعا را دارم كه می‌دانم بازیگر خوب كیست. با توجه به اینکه در نمایشهای من بخش زیادی از بازی بچه‌ها روی صحنه بر عهده خودشان است و من کمتر در کارشان دخالت می‌کنم باید از بازیگرانی استفاده کنم که ظرفیت و توانایی بالایی در تحلیل و درک زیبایی شناسی اجرا داشته باشند. خوشبختانه در مورد انتخاب بازیگر تا امروز خیلی كم اشتباه كرده‌ام.»
وی با اشاره به بازی رامبد جوان ادامه می‌دهد: «مهمترین نكته در مورد رامبد این بود كه وقتی فیلم «ورود آقایان ممنوع» را می‌دیدم، متوجه شدم كه رامبد چقدر خوب ژانر را می‌شناسد. به بازیگرانی نیاز دارم كه بدانند در چه اشلی كار می‌كنند یعنی فراتر از بازی، زیبایی شناسی بیرونی اثر را بشناسند. زیباشناسی که در هر نمایش فرق می کند و من هم فقط تصویر محوی از آن در ذهن دارم و توضیح دادنش برای بازیگران برایم سخت است، نیاز به بازیگرانی دارم که بتوانند ذهن من را بخوانند. در این اجرا با این دو خیلی زود این ذهن خوانی اتفاق افتاد.»
كوهستانی می‌گوید: «هم می خواستم بچه‌ها عادی بازی كنند و هم مثل «شهرزاد»، قصه نگویند. با نگار قبلا كار كرده بودم و رامبد را فقط در اولین جلسه تمرین هدایت كردم و بعد خودش متوجه شد باید چه راهی برود و این موهبتی است برای كارگردان كه بازیگرانش شش دنگ حواسشان سر کار جمع است، آنقدر خوب زیبایی شناسی اثر را درک می‌کنند که از یک جا ایرادات كارش را به او گوشزد می‌كنند. اگر در كلیت این اثر یكپارچگی وجود دارد به دلیل شناختی است كه كل گروه نسبت به كار دارند.»
******

نگار جواهریان
بازیگری است كه در نمایشهای هنرمندانی چون محمود استاد محمد ،علی اصغر دشتی ،محمد یعقوبی و ... هم بازی كرده است. اما همیشه حضور او را در تئاتر به واسطه نمایشهای امیررضا كوهستانی به یاد می‌آوریم. خودش در این باره می‌گوید:« خوشحالم كه توانستم با او كار كنم. الان فكر می‌كنم اگر قرار باشد در تئاترهای دیگری بازی كنم كه فضاهای متفاوتی دارند برایم چالشی خواهد بود كه بخواهم از كار امیررضا كنده شوم چون كارهای او بخش مهمی از زندگی‌ام است واین طور نبوده كه فقط یك نمایش را تمرین و اجرا كنیم و بعد همه چیز تمام شود. تاثیر تئاتر های او را می‌توانم در همه كارهایم از جمله فیلم‌هایی که بازی کرده‌ام ، ببینم.»
وی درباره دشواریهای بازی در نمایش جدید امیررضا كوهستانی یادآور می‌شود:« از سال 88 كه اجرای دیگری از این كار دیدیم، هنوز آن را یكی از تاثیرگذارترین اتفاقاتی میدانم كه در 10 سال اخیر برایم رخ داده است. همیشه فكر می‌كردم اگر ما این نمایش را اجرا كنیم چه می‌شود. حتی باورم نمی‌شد تا شب اول اجرا که داریم این نمایش را اجرا می کنیم»
جواهریان این نمایش را سخت‌ترین كارش می‌داند و ادامه می‌دهد: «تماشاگران همان جایی ایستاده‌اند كه ما به عنوان بازیگر لحظه‌ای قبل آنجا ایستاده‌ایم.گاهی حتی از ما جلوتر هستند. تجربه بسیار متفاوتی است.»

رامبد جوان نیز در ادامه توضیح می‌دهد: «می توانم به خود ببالم در میان تمام بازیگرانی كه با امیررضا كار كرده‌اند، در خاص‌ترین و عجیب‌ترین كارش حضور دارم.»
امیررضا كوهستانی سپس توضیح می‌دهد: «زیبایی شناسی كار در ذهنم بسته شده بود با اینكه در مورد ا جرا تصویر روشنی در ذهنم بود، واكنش تماشاگران برایم بسیار مهم بود. «دیوار چهارم» شاید نزدیكترین كار به دنیای شخصی من است. نمی‌توانم بگویم بیشتر از همه كارهایم دوستش دارم. ولی فراموش كردنش برایم سخت است. بعد از اجرای همه نمایشهایم تلاش می‌كنم آنها را فراموش كنم، كنار بگذارم، به نقطه صفر برسم و بروم سراغ كار بعدی اما این نمایش برای خودم هنوز خیلی جذاب است.»
در این مورد، رامبد جوان هم نگرشی شبیه كوهستانی دارد و در ادامه صحبت او می‌گوید: « بنا به تجربه و دركم از كار كردن در این سالها از امروز میدانم این نمایش جزء كارهای نادر زندگی‌ام است. برای هیچ یك از ما چیز ساده‌ای نیست كه با فاصله زمانی كم، دوباره چنین چیزی اتفاق بیفتد با این لذت و این تجربه ویژه. چون در این نمایش همه چیز سرجای درست است و این چیدمان بسیار سختی است كه اگر جای هر چیزی را تغییر دهیم، دیگر نمایش به این شكل نخواهد بود و این نكته بسیار مهمی در این نمایش است.»
كوهستانی هم در تكمیل سخن بازیگرش می‌گوید: «بخش مهمی كه در این كار وجود دارد، هماهنگی بازیگران با یكدیگر است اگر هر یك از آنها ذره‌ای حس رقابت یا بیشتر دیده شدن داشته باشند، نمایش خراب می‌شود. از سوی دیگر دشواری دیگر این بود كه باید به آنها می‌گفتم كاری را كه بلدید رها كنید چون اگر یك درصد به داشته‌هایشان بچسبند، اجرا آن گونه كه باید، نمیشود. بنابراین بچه‌ها باید تمام داشته‌هایشان را كنار می‌گذاشتند و اگر كمی مقاومت یا شك می‌كردند كه امكان شك كردن خیلی هم زیاد بود، همه چیز تغییر می‌كرد.»

اما بازیگران به كارگردانشان اعتماد داشتند. كوهستانی به آنها می‌گفته: «خودم هم دقیقا مطمئن نیستم چه پیش می آید باید با هم جلو برویم. تصویر ذهنی‌ام خیلی روشن است ولی نمی‌توانم آن را به كلام بیاورم.»
و حالا قدردان بازیگرانی است كه خودشان را در اختیار نمایش قرار داده‌اند و ادامه می‌دهد: «همه داشته‌هایشان را تغییر دادند تا در خدمت این كار باشند و این در پیشبرد كار بسیار تاثیرگذار بود.»
رامبد جوان به همراهی همبازی اش نگار جواهریان هم اشاره می‌كند و می‌گوید: «خیلی سال است كه با نگار جواهریان دوست هستیم. در سینما با هم كار كرده بودیم اما در تئاتر این اولین همكاریمان بود. برای من كه در برخی چیزها مدعی هستم، نگار یك جور متر و معیار است. به شدت بازیگر حواس جمعی است كه آدم با او احساس راحتی می‌كند.»

در ادامه این گفتگو، امیررضا كوهستانی به نكته دیگری می پردازد؛ تاثیر تماشاگران متفاوت در هر شب از اجرای این نمایش و او این موضوع را این گونه توضیح می دهد: «پنجاه درصد از اجرای هر نمایش به واكنش تماشاگران مربوط می شود اما در این نمایش نسبت به تئاترهای مرسوم میزان این تاثیر گذاری بیشتر و تفاوت اجراها نیز بیشتر خواهد بود.»
نمایش «دیوار چهارم» در موسسه اكو اجرا می‌شود، جایی كه برای اجرای تئاتر طراحی نشده و برنامه‌های دیگری دارد. گاه ممكن است تا دقایقی پیش از اجرای نمایش، مخاطبانی مشغول بازدید از گالری باشند، كوهستانی درباره این موضوع می‌گوید: «اینها مسائلی است كه از اول پذیرفتیم. نمایشمان را قرار است جایی اجرا كنیم كه تا به حال تئاتر در آن اجرا نشده است. بنابراین مجبوریم برای ارتباط مخاطب با اثر قواعد و قوانین تازه‌ای وضع کنیم. اتفاقا در بسیاری جوامع، تئاتر را ما به ازای دموكراسی میدانند به دلیل قوانینی كه در آن وجود دارد گروه اجرایی و تماشاگر خود را ملزم می دانند تا این قوانین را بدون هیچ گونه امضایی، رعایت كنند اینها قرارداد نانوشته‌ای است كه در تئاتر وجود دارد چیزی كه در زندگی عادی وجود ندارد. بنابراین تئاتر ظرف كوچكی است برای تمرین دموكراسی اینكه قوانینش را وضع می‌كند و پای آن میایستد و اگر هم آنها را بشكند برای مخاطبینش توجیه قابل قبولی دارد.»

نگار جواهریان هم این تجربه را بسیار جالب می‌داند اینكه نمایشش در جایی غیر از تئاتر اجرا می‌شود و می گوید: «این مكان پیش از اینكه موسسه اكو باشد خانه‌ای بوده و همراه خودش چیزهایی می‌آورد به نمایش ما و می‌توان گفت زندگی كه قبلا در این خانه بوده در این اجرا احساس می‌شود و این برایم خیلی جالب است.»
كوهستانی نیز در ادامه صحبت جواهریان می‌گوید: «همه‌ی جذابیت تئاتر این است كه اگر با ایمان و اعتقاد چیزی را بگویید تماشگر باور می‌كند.»
به گزارش ایسنا، نمایش «دیوار چهارم» هر شب میزبان 50 تماشاگر است. امیر رضا كوهستانی كارگردانی است كه نمایش‌هایش همیشه پرتماشاگر بوده‌اند. اما چرا پنجاه تماشاگر؟! می‌گوید:« فضایی صمیمی و نزدیك می‌خواستم و اگر تماشاگر بیش از این می‌شد، این فضا به وجود نمی‌آمد اما تصمیم سختی بود چون باید همه هزینه‌ها را از فروش بلیت تامین كنیم و روی كمك بخش دولتی حساب نمی‌كنیم. با این حال آنقدر بچه‌ها همراهی كردند و انتظارات مالیشان را پایین آوردند تا بتوانیم با این تعداد تماشاگر نمایش را اجرا كنیم.»

بحث به اینجا كه می‌رسد محمد رضا حسین زاده دستیار اول كارگردان، برنامه‌ریز و مدیر تولید درباره قرارداد نمایش می‌گوید:« یك تفاهم نامه شفاهی با موسسه اكو داریم و همه چیز براساس اعتماد متقابل است. نمایش ما تا 5 آبان اجرا دارد كه می‌شود 40 شب اجرا.»
امیررضا كوهستانی نمی‌تواند مطلبی را نگوید چیزی كه گفتنش برای او خیلی هم خوشایند نیست. به قیمت بلیت نمایش اشاره می‌كند و می‌گوید: «واقعا شرمنده تماشاگرانی هستم كه باید 20 هزار تومان پول بلیت بدهند، نمی‌گویم هزینه خیلی بالایی است ولی وظیفه وزارت ارشاد است برای مردمی كه دوست دارند تئاتر ببینند، تئاتری با قیمت معقول تولید كند. دولت در همه جای دنیا به تئاترهایی كه كیفیت قابل قبول دارند، سوبسید می‌دهد یعنی ملت هزینه ساخت آن تئاترها را نمی‌دهد اما متاسفانه ذهنیت نادرست درآمدزایی از تئاتر كه در چند سال اخیر باب شده، بودجه را براساس معیارهای غلط بین گروهها پخش می‌كند. نتیجه این می‌شود که شورای حمایت به نمایش‌های كم كیفیتی كه اجرا می‌شود سوبسید می‌دهد در عوض، تماشاگر نمایش ما علاوه بر طی مسیر طولانی باید هزینه‌ای بالای تولید یک نمایش را با گروهی حرفه‌ای بدهد با اینكه این هزینه، از طرف گروه به حداقل رسیده است ولی این حق تماشاگر و گروه اجرایی است که از دولتش بخواهد بخشی از این هزینه‌ها را تقبل کند.»
كارگردان تئاتر ابراز عقیده می‌كند: «مركز هنرهای نمایشی صرفا نقش نظارتی را برعهده گرفته است. با این روند مركز كمكم به شورای نظارت و ارزشیابی تبدیل می‌شود. نتیجه این است كه هزینه تولید تئاتر خوب را مخاطبان می‌دهند و مركز هزینه تولید تئاترهای بد و کم مخاطب را می‌دهد و این سیاست دو سرغلطی است.»
كوهستانی ادامه می‌دهد: «در شكل فعلی، هزینه یك اثر فرهنگی را گروه‌های اجرایی می‌دهند برای اینكه تماشاگر تجربه‌ای خاص در مورد نمایش محیطی به دست آورد، یك گروه اجرایی باید هزینه كند. مركز هنرهای نمایشی دقیقا جایی كه باید حضور داشته باشد غایب است و فقط سه بازبین می‌فرستد كه كار را نظارت كنند.»

محمدرضا حسین زاده هم عملكرد شورای حمایت را یادآوری می‌كند و ابراز عقیده می‌كند: «شورای حمایت رویه نادرستی در پیش گرفته است. خوب نیست گروه‌های نمایشی برای عقد قرار داد از این اتاق به آن اتاق و از امروز به شش هفت ماه دیگر حواله بدهند بلكه مركز هنرهای نمایشی خودش باید متوجه باشد چه نمایشهایی مورد توجه مردم قرار می‌گیرد و از آنها حمایت كند.»
او یادآور می‌شود: «امیررضا تا به حال هیچ نمایشی اجرا نكرده كه قرار داد كاملی با مركز هنرهای نمایشی داشته باشد. همیشه در حد كمك هزینه بوده است. حالا هم كه نمایش‌مان را خارج از سالنهای تعریف شده تئاتر اجرا می‌كنیم، همان كسانی كه شعار تئاتر برای همه سر می‌دهند باید تصمیم بگیرند این نمایش باید حمایت شود یا نشود.»
در پایان این نشست، امیررضا كوهستانی از گروهش قدردانی می‌كند كه با سعه صدر و سخاوتمندانه در كنار این نمایش هستند. شان این نمایش را بالاتر از آن می‌داند كه پای كمكهای رسمی را به میان بكشد و می‌گوید: «حالا كه درحال اجرا هستیم حق دارم بگویم وظیفه مركز هنرهای نمایشی كار شما این نیست كه فقط سه بازبین بفرستید بلكه وظیفه دارید هزینه‌های تولید یك نمایش را بدهید تا تماشاگران ناچار نشوند پول بلیتی بدهند كه برایشان سخت باشد و گروه هم مجبور نشود از حق خود بگذرد تا هزینه‌ها را پایین بیاورد. با وجود افزایش بودجه، میزان حمایت مركز هنرهای نمایشی از تئاترها كمتر شده است. حمایت مالی‌اش تبدیل شده به هدایت كارها به سمت و سویی خاص و این شیوه با ابتدایی‌ترین قواعد كار هنری منافات دارد.»
به گزارش ایسنا، نمایش «دیوار چهارم» هر شب ساعت 19 و30 دقیقه به مدت 70 دقیقه درموسسه فرهنگی اكو به نشانی خیابان اقدسیه- كوچه ناز- شماره 10 به صحنه می‌رود.



گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
  
منبع: isna.ir


مطالب پیشنهادی:

آموزه های «پدر تئاتر ایران» برای همه فرزندانش
لیلی رشیدی: هیچ وقت هنرپیشه سینما نبوده‌ام
چگونه یک تئاتر 600 میلیون تومان فروخت؟!
یادداشتی بر نمایش «پدرخوانده ناپلی»
هانیه توسلی: شهرت را نمی‌توان از بازیگری جدا کرد