فرار از کلیشههای رایج
به نظر میرسد احمد سلیمانی کارگردان نمایش «حسنک کجایی؟» به سبک مشخصی در نمایش کودک دست یافته که مختص او و گروه اجراییاش است. سبکی که ویژگیهای خاص خود را دارد که آن را از سایر گروههای اجرایی متمایز میکند. در مدلی که سلیمانی برای روی صحنه بردن نمایش خود به کار میگیرد مختصات نمایش کودک همچون وجه آموزشی، وجه داستانگویی، وجه خلاقیت، وجه جذابیت، وجه تربیتی و... در حد ممکن در کنار هم قرار گرفته و نمایشی را میسازند که علاوه بر سرگرم کنندگی و جذابیتهای بصری و داستانی از شکل اجرایی منحصر به فردی نیز برخوردار است.
نمایش «حسنک کجایی؟» یکی از تولیدات قدیمی این گروه نمایشی بوده که در حال حاضر با نگاهی دوباره روی صحنه آمده است. این نمایش از فضایی آشنا در بین نمایشهای کودک برخوردار است؛ فضای یک مزرعه که در آن عدهیی از حیوانات با معضلی باز هم آشنا یعنی رودررویی با دو گرگ روبه رو میشوند. این رودررویی که با حیله گریهای دو گرگ و فراز و نشیب فراوان ادامه مییابد، سرانجام به پیروزی حیوانات مزرعه در اثر همفکری آنها با هم و با حسنک میانجامد. با وجود این، فضای آشنا و داستان آشنای این نمایش باعث نمیشود شیوه اجرایی آن در دام کلیشهها و تکرارهایی بیفتد که نمایش کودک ما امروزه با آن روبه روست.نخستین چیزی که در این نمایش جلب توجه میکند، انرژی فراوان بازیگران آن و فضایی اکتیو و پرتحرک است که در جای جای آن عنصر طنز با جزییات صحنه درهم آمیخته است. عنصر طنز از ویژگیهایی است که میتوان آن را به عنوان نمونهیی ذکر کرد که گروه اجرایی تلاش کرده از آن به نحوی متفاوت با کلیشههای رایج استفاده کند. این عنصر را میتوان از طرز حرکت هر کدام از بازیگران تا میزانسنها و کارگردانی اثر پی گرفت. طنز از متن نمایشنامه و با دیالوگهای آهنگین آغاز میشود. در نمایشنامه تلاش شده با ایجاد ارتباط میان حیوانات مزرعه، فضایی طنزآلود ایجاد شود. فضایی که در آن در برخی موارد دودستگی موجود بین حیوانات مزرعه و فریب خوردن برخی از آنها در مقابل حیلههای گر گها باعث این طنازی میشود. در صحنههایی که جبهه گیری گاو و گوسفند در مقابل خروس و مرغ و سگ را میبینیم، با کاراکترهای متفاوتی برای هر کدام آنها روبه رو میشویم. این موضوع به تماشاگر نمایش کمک میکند برخلاف بسیاری از نمایشهای کودک با تنوع و گوناگونی کاراکترهایی مواجه شود که هر کدام جنبه طنز آمیزی را در خود پنهان دارند.
علاوه بر این، فاصله گذاریها در لحظات حساسی که شاهد مبارزات پرجنب و جوش حیوانات و گرگها هستیم و پخش صدایی که همچون صدای راوی سریالهای جنایی رادیویی عمل میکند که از مخاطب نظر او را درباره ادامه ماجرا میپرسد، به نوعی ساختارشکنی و فاصله گذاری در فاصله زمانی کوتاه منجر میشود که خود کارکردی طنزآلود یافته و بر بار طنز صحنههایی که در جریان هستند، میافزاید. بازی بازیگران نمایش نیز در تکمیل کاراکترهای نمایشنامه بی تاثیر نیست. هر کدام از کاراکترها از بیان بدنی خاص خود استفاده میکنند. راه رفتن خروس و مرغ یکسان نیست، عکس العملهای بدنی آنها و ژستهایشان در موقعیتهای یکسان از تفاوتهایی بر خوردار است که به هر کدام وجهه خاص آن کاراکتر را میبخشد. این موضوع را در بازی سایر بازیگران نیز میتوان پی گرفت. کاراکتر گاو پا بر زمین میکوبد و حرکاتی خشن دارد، در عین حال شیوه حرف زدن لوطی مآبانه اش او را کاملاً از کاراکتر گوسفند که در بسیاری موقعیتها با او اتفاق نظر دارد متمایز میسازد. کاراکتر سگ نیز ویژگیهای خاص خود را دارد که یکی از آنها که در میزانسنها نیز تفاوت او را آشکار میکند، وجه نگهبان بودن اوست. او برای بازگرداندن نظم به جمع حیوانات سوت میزند و با روشهایی نظامیوار آنان را منظم میکند و تحت انقیاد خود در میآورد در حالی که خود نیز از رویارویی با گرگها وحشت زده و درمانده است.
میزانسنهای نمایش «حسنک کجایی؟» بر پایه چند مدل طراحی شده اند که به روند پیشرفت داستان نمایش نیز مربوط میشود. در شکل روایت داستان نمایش با قطعهایی روبه رو هستیم که گاهی اوقات برای پررنگ کردن فضای طنزآلود و گاهی اوقات برای ایجاد تعلیق استفاده میشوند. این شیوه به شکلی از روایت موازی میانجامد که در آن فواصل بین روایت یک صحنه با صحنهیی دیگر بسیار کوتاه است و روند سیر داستان با سرعت و در دو صحنه به صورت همزمان پی گرفته میشود. این موضوع که به وجودآورنده تنوع از نظر شکل روایت و شکل اجراست را شکل دیگری که میتوان آن را کات بین صحنهها نامید، کامل میکند. کات بین صحنهها زمانی اتفاق میافتد که موضوعی حساس در داستان نمایش اتفاق میافتد. این موضوع به تصمیم گیری یا اجرای تصمیم یکی از کاراکترها مربوط میشود که علاوه بر اهمیتش شیوه اجرایی در آن صحنه خاص باعث به وجود آمدن تعلیق میشود. برای مثال در صحنهیی که گاو و گوسفند تصمیم میگیرند از طویله بیرون بروند شعر خواندن حیوانات قطع شده و به صحنه دو گرگی وصل میشود که بیرون طویله در حال ریختن نقشهیی برای ورود به طویله هستند. این روایت موازی که با کات خوردن و قطع و وصل مجدد صحنه، دیالوگ یا عملی که ناتمام مانده ادامه یافته و تکمیل میشود خود یکی از ویژگیهایی است که همزمان تنوع، طنز و شیوه روایتی متفاوت را در خود مستتر دارد. در نمایش «حسنک کجایی؟» فضای بازی به دو بخش بیرون طویله و داخل طویله تقسیم میشود که دری آنها را از هم تفکیک میکند. در برخی صحنهها این در، خود همانند کاراکتری بر داستان تاثیر میگذارد و مثلاً با جلوتر رفتن به داخل طویله و حرکت داده شدن آن توسط حیوانات و گرگها به وسیلهیی برای نمایش زورآزمایی این دو دسته تبدیل شده و نیز به کارگردان فرصتی برای ارائه میزانسنهای متنوع و ایجاد فضایی پر تحرک و پر از تعلیق میدهد که به سادگی میتواند علاوه بر مخاطب کودک، مخاطب بزرگسال را نیز درگیر فضای نمایش، داستان نمایش و آنچه بر صحنه میگذرد، کند.فانتزی و طنز دو عنصر مهمیهستند که در نمایش «حسنک کجایی؟» در قالب میزانسنهای متنوع و استفاده کامل از فضای صحنه و حتی لباسها (توجه کنید به استفاده بازیگران از کلاههایشان که هر کدام نمادی از یک حیوان خاص هستند، برای مثال صحنهیی که آنها برای روی هم گذاشتن فکرهایشان کلاهها را روی هم گذاشته و لحظهیی بعد اشتباهاً بر سر میگذارند) میتوانند پیامیاخلاقی را در پوششی جذاب و خلاق به مخاطب کودک عرضه کنند.پایان نمایش با مشارکت کودکان و بردن آنها روی صحنه توسط بازیگران حس نزدیکی مخاطب را با صحنه بیشتر کرده و برای کودکان و والدین آنها نیز کاری جذاب و جالب به نظر میرسد.
نمایش کودک حسنک کجایی این روزها در ساعت 18/30 در تالار هنر روی صحنه است.
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: etemaad.ir
مطالب پیشنهادی:
گزارش تصویری: نمایش «حسنک کجایی»
گفت وگو با دراماتورژ و کارگردان نمایش «رمولوس کبیر»
نوآوری در مسلخ شتابزدگی
نگاهی به نمایش ملانصرالدین نوشته و کار اصغر دشتی
حامد بهداد: دیگر پایم را در تئاتر نمیگذارم!!
