ضرورت داستان قوی در کنار طنز
سریال پاورچین، بحثبرانگیزترین سریال طنز نود شبی تلویزیون ماست. آنقدر تاثیرگذار كه به نوعی میتوان آثار طنز داستانی را به 2 دوره قبل و بعد از پاورچین تقسیم كرد. حتی اینكه آثار خود مهران مدیری نیز بعد از پاورچین تحت تاثیر همین سریال قرار گرفت و مسیر سریالسازی خود او نیز تغییر كرد، حرف بیراهی نیست.
پخش مجدد این سریال از شبکه تهران، بازتابهای خوبی داشته است و این نشان میدهد مردم از آن راضی بودهاند و طنز جاری در آن هنوز هم جذاب است.
پاورچین به كارگردانی مهران مدیری طی سالهای 1381 و 1382 از شبكه 5 سیما روی آنتن میرفت. برادران آقاگلیان، تهیهكنندگی این مجموعه را به عهده داشتند و پیمان قاسمخانی نیز سرپرست نویسندگان بود. از بازیگران اصلی این سریال نیز میتوان به مهران مدیری، سیامك انصاری، سحر زكریا، شقایق دهقان، محمدرضا هدایتی، سحر ولدبیگی، سعید پیردوست و ساعد هدایتی اشاره كرد. ضمن آنكه زوج مكمل مهران مدیری در بازیگری این مجموعه اواسط كار به آن اضافه شد. جواد رضویان به نوعی با همین كار نبوغ خود را در طنز نشان داد. داستان این مجموعه درباره شخصیتی به نام فرهاد (با بازی مهران مدیری) است كه اهل برره است و در تهران سكونت دارد. او كه در یك اداره مشغول به كار است با قبول شدن خواهرش شادی (با بازی سحر ولدبیگی) در دانشگاه و رشته كتابگذاری(!) مجبور میشود او را در خانه خودشان نگه دارد. از طرفی داوود (با بازی جواد رضویان) یك پایین بررهای است كه به دختری به نام یاسمن علاقهمند میشود و از فرهاد و همسرش مهتاب درخواست كمك میكند او را به وصال یاسمن برسانند و در ادامه داوود و یاسمن نیز به جمع ساكنان خانه فرهاد و مهتاب اضافه میشوند. جمع شدن این آدمها بعلاوه افراد دیگری كه در حاشیه این منزل و افراد قرار دارند، در هر قسمت ماجراهای جالب و خندهداری ایجاد میكند.
برای بررسی این سریال در وهله اول باید به مقوله بازیگری اشاره كرد. نوع بازیای كه البته از اواسط كار به بعد، گروه اصلی تولید و فكر سریال به آن رسیدند، این است كه بازیگری به مثابه یك بازی تنیس است. به همین دلیل هم اضافه شدن جواد رضویان به عنوان زوج مكمل مهران مدیری از بهترین تصمیمات این گروه و باعث سیر صعودی آن شد. در این جنس از بازی اگرچه هر یك از بازیگران به تنهایی قابلیت و توانایی ارائه كمدی یك صحنه را دارند و این كار را هم در بسیاری از صحنهها به تنهایی انجام میدهند، اما در بیشتر صحنهها رفت و برگشتهای 2 بازیگر دقیقا مثل یك بازی تنیس است كه باعث افزایش بار طنز میشود و اتفاقا این كار بسیار دشوارتر از كمدی انفرادی است كه بازیگرها به تنهایی و با نبوغ خودشان ارائه میكند؛ چراكه در این نوع از بازی، هم باید حواست به بازی و طنز خودت باشد و هم بیشتر از خودت به بازی و طنز زوج مكملت. لذا این تصمیم به ابزارهای خاص خودش نیاز دارد. مهران مدیری و جواد رضویان بهترین افراد برای این كار بودند و نتیجه قابل قبولی نیز ارائه دادند و همانطور كه میدانیم، با اضافه شدن این زوج مكمل، سریال از نظر جذب تماشاگر كاملا دگرگون شد.
در وهله دوم، باید به فیلمنامهنویسی این كار پرداخت كه آن را از بسیاری آثار طنز نود شبی متمایز میكند. نویسندگان این مجموعه به سرپرستی پیمان قاسمخانی ابتدا با خلق یك بستر مناسب از نظر مكانی و زمانی، پایههایی را برای داستانگویی ایجاد كردند تا بتوانند در چند ماه متوالی هر شب قصهای را برای تماشاگران میلیونی تلویزیون تعریف كنند. بدون زمینهسازی قوی و مناسب هرگز این اتفاق رخ نمیداد و نكته جالبتر آن كه چنین زمینهسازیای به حدی قوی و توانمند بود كه حتی در سریال دیگری نیز از این بستر استفاده شد.
خلق مكانی به نام برره علاوه بر اینكه به خودی خود موجب لحظههای خندهدار فراوانی شد، با توجه به گستردگی فرهنگ ساختگی نویسندگان برای آن مكان، زمینه برای ساخت سریالی به نام شبهای برره نیز فراهم شد و زبان، گویش و رفتارهای اهالی برره در سایر آثار حتی غیر مرتبط مهران مدیری نیز حضور پیدا كرد. این مساله ثابت میكند خالقان اصلی سریال پیش از تولید و شروع آن روی متن كار كردهاند و پتانسیل و ظرفیتهای آن را به گونهای تعریف كردهاند كه قابلیت خلق داستانها و خرده داستانهای جدیدی حتی اواسط پخش آن وجود داشته باشد. این وسواس روی زیرساخت فیلمنامه از نكات بسیار مهم و مثبت این سریال است. اما نقدی كه میتوان به این سریال وارد كرد و اتفاقا همان زمان پخش ابتدایی سریال نیز از جانب خیلیها مطرح شد، این است كه گاهی برخی قسمتها فاقد یك داستان حتی ساده هستند و از ابتدا تا انتهای آن، هیچگونه اتفاق خاصی رخ نمیدهد و تماشاگر شاهد یكسری اتفاقات كم اهمیت و غیردراماتیك میشود. همین نبود داستان در برخی قسمتها موجب میشود بازیگرها نیز بخواهند این ضعف را جبران كنند و دست به كارهایی بزنند كه به جای خلق لحظات كمیك و جذاب، سریال به سمت لودگی و بیمزگی سوق پیدا كند. البته این نقد تنها به برخی قسمتهای آن وارد است و در بسیاری از قسمتها نیز اتفاقا داستان به خودی خود پتانسیل جذابیت و طنز را در خود دارد و نیازی به این موارد نیست.
به هر حال سریال پاورچین از آثار طنز به یادماندنی تلویزیون ماست و تماشای مجدد آن علاوه بر تجدید خاطرات، هنوز هم میتواند جذابیت داشته باشد و سرگرممان كند.
سریال پاورچین، بحثبرانگیزترین سریال طنز نود شبی تلویزیون ماست. آنقدر تاثیرگذار كه به نوعی میتوان آثار طنز داستانی را به 2 دوره قبل و بعد از پاورچین تقسیم كرد. حتی اینكه آثار خود مهران مدیری نیز بعد از پاورچین تحت تاثیر همین سریال قرار گرفت و مسیر سریالسازی خود او نیز تغییر كرد، حرف بیراهی نیست.
پخش مجدد این سریال از شبکه تهران، بازتابهای خوبی داشته است و این نشان میدهد مردم از آن راضی بودهاند و طنز جاری در آن هنوز هم جذاب است.
پاورچین به كارگردانی مهران مدیری طی سالهای 1381 و 1382 از شبكه 5 سیما روی آنتن میرفت. برادران آقاگلیان، تهیهكنندگی این مجموعه را به عهده داشتند و پیمان قاسمخانی نیز سرپرست نویسندگان بود. از بازیگران اصلی این سریال نیز میتوان به مهران مدیری، سیامك انصاری، سحر زكریا، شقایق دهقان، محمدرضا هدایتی، سحر ولدبیگی، سعید پیردوست و ساعد هدایتی اشاره كرد. ضمن آنكه زوج مكمل مهران مدیری در بازیگری این مجموعه اواسط كار به آن اضافه شد. جواد رضویان به نوعی با همین كار نبوغ خود را در طنز نشان داد. داستان این مجموعه درباره شخصیتی به نام فرهاد (با بازی مهران مدیری) است كه اهل برره است و در تهران سكونت دارد. او كه در یك اداره مشغول به كار است با قبول شدن خواهرش شادی (با بازی سحر ولدبیگی) در دانشگاه و رشته كتابگذاری(!) مجبور میشود او را در خانه خودشان نگه دارد. از طرفی داوود (با بازی جواد رضویان) یك پایین بررهای است كه به دختری به نام یاسمن علاقهمند میشود و از فرهاد و همسرش مهتاب درخواست كمك میكند او را به وصال یاسمن برسانند و در ادامه داوود و یاسمن نیز به جمع ساكنان خانه فرهاد و مهتاب اضافه میشوند. جمع شدن این آدمها بعلاوه افراد دیگری كه در حاشیه این منزل و افراد قرار دارند، در هر قسمت ماجراهای جالب و خندهداری ایجاد میكند.
برای بررسی این سریال در وهله اول باید به مقوله بازیگری اشاره كرد. نوع بازیای كه البته از اواسط كار به بعد، گروه اصلی تولید و فكر سریال به آن رسیدند، این است كه بازیگری به مثابه یك بازی تنیس است. به همین دلیل هم اضافه شدن جواد رضویان به عنوان زوج مكمل مهران مدیری از بهترین تصمیمات این گروه و باعث سیر صعودی آن شد. در این جنس از بازی اگرچه هر یك از بازیگران به تنهایی قابلیت و توانایی ارائه كمدی یك صحنه را دارند و این كار را هم در بسیاری از صحنهها به تنهایی انجام میدهند، اما در بیشتر صحنهها رفت و برگشتهای 2 بازیگر دقیقا مثل یك بازی تنیس است كه باعث افزایش بار طنز میشود و اتفاقا این كار بسیار دشوارتر از كمدی انفرادی است كه بازیگرها به تنهایی و با نبوغ خودشان ارائه میكند؛ چراكه در این نوع از بازی، هم باید حواست به بازی و طنز خودت باشد و هم بیشتر از خودت به بازی و طنز زوج مكملت. لذا این تصمیم به ابزارهای خاص خودش نیاز دارد. مهران مدیری و جواد رضویان بهترین افراد برای این كار بودند و نتیجه قابل قبولی نیز ارائه دادند و همانطور كه میدانیم، با اضافه شدن این زوج مكمل، سریال از نظر جذب تماشاگر كاملا دگرگون شد.
در وهله دوم، باید به فیلمنامهنویسی این كار پرداخت كه آن را از بسیاری آثار طنز نود شبی متمایز میكند. نویسندگان این مجموعه به سرپرستی پیمان قاسمخانی ابتدا با خلق یك بستر مناسب از نظر مكانی و زمانی، پایههایی را برای داستانگویی ایجاد كردند تا بتوانند در چند ماه متوالی هر شب قصهای را برای تماشاگران میلیونی تلویزیون تعریف كنند. بدون زمینهسازی قوی و مناسب هرگز این اتفاق رخ نمیداد و نكته جالبتر آن كه چنین زمینهسازیای به حدی قوی و توانمند بود كه حتی در سریال دیگری نیز از این بستر استفاده شد.
خلق مكانی به نام برره علاوه بر اینكه به خودی خود موجب لحظههای خندهدار فراوانی شد، با توجه به گستردگی فرهنگ ساختگی نویسندگان برای آن مكان، زمینه برای ساخت سریالی به نام شبهای برره نیز فراهم شد و زبان، گویش و رفتارهای اهالی برره در سایر آثار حتی غیر مرتبط مهران مدیری نیز حضور پیدا كرد. این مساله ثابت میكند خالقان اصلی سریال پیش از تولید و شروع آن روی متن كار كردهاند و پتانسیل و ظرفیتهای آن را به گونهای تعریف كردهاند كه قابلیت خلق داستانها و خرده داستانهای جدیدی حتی اواسط پخش آن وجود داشته باشد. این وسواس روی زیرساخت فیلمنامه از نكات بسیار مهم و مثبت این سریال است. اما نقدی كه میتوان به این سریال وارد كرد و اتفاقا همان زمان پخش ابتدایی سریال نیز از جانب خیلیها مطرح شد، این است كه گاهی برخی قسمتها فاقد یك داستان حتی ساده هستند و از ابتدا تا انتهای آن، هیچگونه اتفاق خاصی رخ نمیدهد و تماشاگر شاهد یكسری اتفاقات كم اهمیت و غیردراماتیك میشود. همین نبود داستان در برخی قسمتها موجب میشود بازیگرها نیز بخواهند این ضعف را جبران كنند و دست به كارهایی بزنند كه به جای خلق لحظات كمیك و جذاب، سریال به سمت لودگی و بیمزگی سوق پیدا كند. البته این نقد تنها به برخی قسمتهای آن وارد است و در بسیاری از قسمتها نیز اتفاقا داستان به خودی خود پتانسیل جذابیت و طنز را در خود دارد و نیازی به این موارد نیست.
به هر حال سریال پاورچین از آثار طنز به یادماندنی تلویزیون ماست و تماشای مجدد آن علاوه بر تجدید خاطرات، هنوز هم میتواند جذابیت داشته باشد و سرگرممان كند.
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: jamejamonline.ir
مطالب پیشنهادی:
مطالب پیشنهادی:
پاورچین، تولد یك طنز جدید
تکه کلام های مهران مدیری از دیروز تا امروز/ مربا بده بابا!! (+عکس)
عشق مهران مدیری خوب از آب درآمد!
روان شناسی شبهای برره و قهوه تلخ
یک گفتگوی متفاوت با شقایق دهقان و خواهرش!
