عوامل سریال «رخنه» که پخش آن به تازگی در شبکه دو سیما به پایان رسیده است، در نشستی در ایسنا حاضر شدند تا به پرسشهایی دربارهی ماهیت این سریال، نحوه کارگردانی، تعریف قصه در فضایی سنتی، تاکید بر دوری از تجملگرایی در قاب شیشهای تلویزیون و ... پاسخ دهند.
حسین تبریزی (کارگردان، نویسنده و تهیهکننده سریال «رخنه»)، زیبا بروفه، علیرضا جلالیتبار، میرطاهر مظلومی و نیلوفر شهیدی (بازیگران) در این نشست حاضر شدند تا به نمایندگی از سازندگان توضیحاتی را درباره روند ساخت ارائه دهند.
موضوع رخنه قدیمی نیست
در ابتدای این نشست، حسین تبریزی یادآور شد: موضوع «رخنه» قدیمی نیست ولی در عین حال سنتی است. بنده از زمانی که کار تصویربرداری این سریال به پایان رسید تا همین لحظه در دفتر کارم درگیر آن بودم ولی طبق شنیدههایی که از سوی مردم دستگیرم شده است، متوجه شدم که اکثریت بینندگان سریال «رخنه» را دوست داشتند.
وی اضافه کرد: سریال «رخنه» ویژگی خاصی ندارد بلکه تنها ویژگیای که دارد این است که ما سعی کردیم یک زندگی واقعی را در «رخنه» تعریف کنیم و در عین حال صمیمیت و گرمایی که در بطن ایرانیها وجود دارد را به تصویر کشیدیم.
کارگردان سریال «رخنه» در ادامه مطلب بالا تصریح کرد: «رخنه» چیزی فراتر از اینها نبوده است. اگر این کار دیده شده دلیلش این است که همهی عوامل برای «رخنه» تمام انرژیشان را گذاشتند و همین انرژی به بیرون از گروه نیز منتقل شد و در نهایت بیننده را جذب کرد. هنگام نگارش این سریال به عنوان یک نویسنده مدام دنبال این بودم که نقبی به اصالتهای خودمان بزنم بر این اساس سعی شد حتی شغلهایی که برای بازیگرانم انتخاب میکنم و یا ادبیاتی که برایشان قرار میدهم، هم شیرین باشد و هم گوشنواز و هم یادآور چیزهایی باشند که ما اکنون در حال از دست دادن آنها هستیم.
به جای فحش بگویید «بیتعصب»
تبریزی گفت: تمام سعیمان در ساخت سریال «رخنه» این بود که به فراخور این ادبیات شیرین و سنتی به جای اینکه به عنوان مثال دو کاراکتر به یکدیگر توهین کنند و یا به جای استفاده از فحش و القاب نادرست، به یکدیگر بگویند: «بیتعصب»؛ شاید این لفظ زیباتر باشد چرا که مردم ما هنوز هم این نوع رفتارها و زندگی کردن به شکل سنتی را دوست دارند، به همین خاطر نمیشود از آنها فاصله گرفت.
زمانی ریشسفیدها چک سفید بودند
میرطاهر مظلومی - بازیگر نقش صفا در سریال «رخنه» - در پی صحبتهای کارگردان، تأکید کرد: تمام این اتفاقات، نشان دهنده این است که با وجودی که تکنولوژی و زندگی ماشینیسم وجود دارد که بشریت را بلعیده است، اما بشر کنونی ایرانی، به شکل سنتی همچنان وفادار مانده و در پس ذهنش سنت موج میزند؛ البته ممکن است شکل مدرنیته به نحوی دیگر برای مردم تعریف شده باشد و در میان آنها باب شده باشد اما جا دارد بگویم آقای تبریزی به عنوان کارگردان، ظرافتهای زیادی را در این سریال برای نشان دادن زندگی سنتی به کار بردند؛ به عنوان مثال در یک سکانس که خانم نیلوفر شهیدی - بازیگر نقش منیره در «رخنه» - مشغول دوختن ملحفهای بود، به نوعی باید گفت ما دیگر این حرکات را نمیبینیم یا عنوان مثال رفتارهایی که در بازار در سریال رخنه اتفاق میافتد. در گذشته به یاد دارم دورهای بود که میگفتند ریشسفیدان ما در بازار چکهای سفید ما هستند، اما آیا در حال حاضر هم ما چنین چیزهایی را میبینیم؟
جای «رخنه» در تلویزیون خالی بود
مظلومی با اشاره به لوکیشنهای سریال «رخنه» اینگونه اظهار کرد: برای بازی در سریال «رخنه» به سراغ لوکیشنهایی رفتیم که خاص باشند؛ به عنوان مثال یکی از لوکیشنهای این مجموعه سراسر از جنس فلز ساخته شده بود و سرد بود اما این مکان، همین که به اسم ائمه متبرک شده بود، ما سرمای فلز را احساس نمیکردیم. جا دارد بگویم طی مدتی که مقابل دوربین «رخنه» بودم کاملا تدین کاسب واقعی را در بازار به عینه میدیدیم و جا دارد بگویم جای سریالی مثل «رخنه» در تلویزیون ما کاملا خالی بود.
دلتنگی میرطاهر مظلومی برای قصه خاله سوسکه
این بازیگر تلویزیون همچنین با بیان اینکه همه ما به زندگی سنتی گرایش داریم، خاطرنشان کرد: بنده خودم شخصا دلم برای کرسی مادربزرگم و دور هم جمع شدن دور کرسی تنگ شده است. در آن زمانها مادربزرگ دور کرسی برایمان قصه خاله سوسکه را تعریف میکرد. یادش بخیر، قصههای مادربزرگ پر از درس زندگی بود ولی زندگی مدرن دیگر با وجود ماهواره و اینترنت نمیتواند ارزشگذاری انسانی که دور کرسی مادربزرگ حاکم بود را تقویت کند. در آنجا خانواده در کنار هم بودند اما حال دیگر گفتمانها کم شده ولی دور کرسی مادربزرگ گفتمانها زیاد و خوب بود.
مظلومی ادامه داد: در قصه «رخنه» غیر از مسائل سنتی، اخلاق و معرفت هم در آن جاری است که به نظرم نایاب است.
قصه «رخنه» هنوز جریان دارد
در ادامه این نشست، زیبا بروفه - بازیگر نقش معصومه در سریال «رخنه» - درخصوص جذابیتهای حاکم بر این سریال، بیان کرد: اگر ما سنتهایمان را دوست نداشته باشیم الان دیگر اینگونه کارها را نمیبینیم و یا اگر میبینیم یک بار که ببینیم میگوییم بهتر است کانال را عوض کنیم و به سراغ همان کانال ماهواره برویم و سریالمان را نگاه کنیم! بر این اساس این مسأله (سنت) چیزی است که در همه ما وجود دارد و فکر میکنم علتش این باشد که قصهای که در حال حاضر در سریال «رخنه» اتفاق میافتد، هنوز هم در جامعه جریان دارد و در خیلی از مناطق تهران ما شاهد آن هستیم. به ویژه در شهرستانها که بیشتر دیده میشود؛ پس نتیجه میگیریم افراد همچنان سنتها را دوست دارند و به نظرم احساس همکاری، صداقت، مهربانی و کمک کردن به یکدیگر از موجبات همین امر است چراکه همهی ما ذاتا گرایش به سمت خوبی داریم. یعنی اگر خودمان هم زمانی کار بدی انجام دهیم در اکثر مواقع فکر میکنیم که اشتباه نکردهایم و قصدمان کار بد نبوده است، شاید نتیجه بد باشد ولی قصد ما بد نیست.
بازیگر نقش معصومه در سریال «رخنه» همچنین با شاره به حضورش در این سریال سنتی تصریح کرد: زمانی که سیناپس اولیه «رخنه» را خواندم به عنوان یک بازیگر حس و حال سنتی بودن ماجرا برایم جذاب بود. شاید خودم شخصا یکسری کارهای سنتی را انجام نداده باشم، اما بسیار دیدهام و آنها را دوست دارم. به عنوان مثال اکثر آدمها در خانه خودشان کار میکنند اما از اصطلاح «کارگر» استفاده میکنند و مدام میگویند فلان ساعت کارگرم میآید! در حالی که خودشان کارهای شخصیشان را انجام میدهد اما حرف از کارگر میزنند. چرا؟ چون احساس میکنند این برتری است که اگر بگویند کارهای خودشان را خودشان انجام نمیدهند اما جا دارد بگویم در این سریال این رنگ و ریاها و نقابها وجود ندارد.
بروفه گفت: به نظرم این بدون رنگ و لعاب بودن آدمها در سریال «رخنه» بسیار جذاب است. شاید یکی از دلایلی که مخاطبان کار را دوست داشتند، همین سادگی «رخنه» باشد.
علاقه زیبا بروفه به چادر گلدار
زیبا بروفه اضافه کرد: تایمی که در محل کارم (سر صحنه رخنه) بودم، کیف میکردم که با همان چادر و لباسهایم بروم و خرید بکنم چرا که لباسهایم را دوست داشتم و حاضر نبودم آنها را از تنم در بیاورم. به نظرم میآید اگر مردم از سریال «رخنه» استقبال کردند و این سریال در میان مردم توفیقی داشت، به این دلیل است که ته قضیه، همهی ما ایرانی هستیم و فضای ایرانی را دوست داریم. شاید گرفتاریهای پیش آمده سنتهایمان را کمرنگ کرده باشد اما سنتمان را دوست داریم و نهایتا به آن اعتقاد داریم.
او با اشاره به قصه سریال «رخنه» یادآور شد: قصه این مجموعه یکی از کارهای خوب است که هنوز هم وجود دارد ولی فکر میکنیم که دیگر نیست و همیشه فکر میکنیم اگر باشد هم یک نمایش است در حالی که واقعا وجود دارد.
من هم کرسی مادربزرگ را دوست دارم
در ادامه این نشست، نیلوفر شهیدی - بازیگر نقش منیره در سریال «رخنه» - با اشاره به جذابیتهای نقشش در این مجموعه یادآور شد: نقش منیره در این سریال برایم جذاب بود؛ به دلیل اینکه این نقش بسیار ساده و بی آلایش بود. خیلی وقتها من در اطرافیان خودم عشق خواهر و برداری را آنقدر خالصانه و بی ریا نمیبینم که در سریال «رخنه» دیدم و برای من همین چیزها جذابیت داشت؛ چرا که به هر حال همه ما ایرانی هستیم و هرچه هم زمان بگذرد و به سمت مدرنیته برویم، ته دل همه ما گرایش به سنتهایمان است و هنوز که هنوز است سنتهایمان پابرجاست. با اینکه خودم نسبت به خیلیهای دیگر سن و سال کمتری دارم اما من هم کرسی مادر بزرگی که آقای مظلومی از آن حرف زدند را دیدهام و خیلی چیزهای دیگر را میدانم و بر این باور هستم که صمیمیتها در قدیم بیشتر بود. شاید یکی از دلایلی که سریال «رخنه» توانست خیلی در دل مردم خودش را جا کند، همین صمیمت حاکم بر قصه باشد؛ چرا که همه ما این صمیمتها را دوست داریم اما گاهی به خاطر مشغلهها و گرفتاریهایمان این روابط کمرنگتر میشود.
او همچنین ادامه داد: در سریال «رخنه» خیلی از قصهها و اتفاقاتی که میافتد و حرفهایی که زده میشود را از پدربزرگم پیش از این شنیده بودم و برایم آنقدر کمرنگ شده بودند که فراموش کرده بودم و وقتی که در این قصه این حرفها را میشنیدم، ناخواسته به دوران کودکیام میرفتم؛ براین اساس با احیای سنتها در فیلم و سریالها یکسری خاطرات خوش برای مردم یادآوری میشود که این اتفاق خوبی است.
هیولای مهلکی به نام ماشینیسم
در پی صحبتهای شهیدی، مظلومی نیزاظهار کرد: ما این همه نویسنده و درام نویس در دنیا داریم که درباره هیولای مهلکی مثل «زندگی ماشینیسم» گفتهاند که بشریت را با تمام زیباییهایش در تمام چرخ دندههایش له خواهد کرد. در اینجا لازم است بگویم که طمع یکی از مواردی است که در این سریال به شکل ماهرانه، تعلیقاتی را به وجود آورده است.
لزومی ندارد برای شخصیتم ماشین گرانقیمت بگذارم
در ادامه این نشست پرسشی مبنی بر اینکه علت تمایل و گرایش کارگردانان تلویزیون به فضای تجملاتی و نشان دادن خانههای لوکس و بزرگ چیست؟ مطرح شد که حسین تبریزی به عنوان کارگردان و نویسنده سریال «رخنه» به این پرسش اینگونه پاسخ داد: تمام این قضایا به ژانر و نوع داستان برمی گردد که چه چیزی را میطلبد و در چه مقطعی کار میکنیم و قصه برای چه جایی استفاده خواهد شد. در پروژه قبلیام -«بوی باران» - ما خیلی امروزیتر کار کرده بودیم؛ البته درست است که مباحث جنگ مطرح شد اما چیزی که در تلویزیون ملاک است، نشان ندادن لوازم غیرلازم است؛ به عنوان مثال هیچ لزومی ندارد که بنده در کارهایم برای شخصیتهایم ماشینهای آنچنانی در نظر بگیرم، البته ما در کارهایمان یکسری تعریف شخصیت داریم که باید مطابق شخصیتها همه چیز را تعیین کنیم تا به کاراکترمان نزدیکتر باشد و به آن هویت بدهد.
او توضیح داد: بخش دیگری از این مباحث هم به اهداف بستگی دارد. همانطور که آقای دارابی (معاون سیما) هم در صحبتهایشان بر پرهیز از بی مورد استفاده کردن تجملات در کارها اشاره کردند. صحبت ایشان این معنی را نمیدهد که ما از تمدن دور شویم و دنده عقب برویم، بلکه منظور این است که ما نباید به هر قیمت کاری بسازیم که بخواهیم بیننده را جذب کنیم؛ چرا که ما در فرهنگ و معماریهایمان زیباییهایی داریم که می توانیم از آنها به نحو احسن استفاده کنیم پس چه لزومی دارد که بر فرض مثال قصهای که مثلا میتوانستم با خانهای سادهتر آن را نشان دهم، در خانهای لوکس تعریف کنم. لازم است بگویم در سریال «رخنه» اگر خانه وحید را به این شکل نشان دادیم، به این دلیل است که منزل وحید یک اصالت پشتش بود و قطعا منِ کارگردان دنبال همان اصالت بودم.
از پلشتی استفاده نکنیم
تبریزی در ادامه با بیان این مطلب که نباید در فیلم و سریالهایمان از پلشتی استفاده کنیم افزود: همیشه به یاد دارم در خانههایمان مبلمانمان را دور تا دور خانه قرار میدادیم و همیشه خودمان روی پتو مینشستیم و همین که مهمان وارد میشد ملحفهها را برمیداشتیم تا مهمان روی مبل بنشیند! هدف ما این بوده تا از آنچه که لزومی ندارد در فیلم و سریالها نشان دهیم، پرهیز کنیم، نه اینکه کار پلشتی نشان دهیم. منظور آقای دارابی هم قطعا همین بوده و مسلم است که منظور ایشان این نبوده که ما صرفا به سمت کارهای سنتی برویم یا مدرنیتهی کامل باشیم.
این کارگردان در ادامه گفت: ما خیلی از فیلم و سریالها را میبینیم که زن و شوهر، هر دو کارمند هستند اما مبل آنچنانی بیست میلیونی در منزلشان است! که به نظرم این اصلا معقول نیست، به همین خاطر من فکر نمیکنم این مسائل ربطی به این قضایا داشته باشد که ما بخواهیم تجمل گرایی را زیر سوال ببریم و یا آنرا تخریب کنیم .
اکبر عبدی از بازیگران استثنایی است
پیرو صحبتهای تبریزی، مظلومی به نکتهای دیگر در سریال رخنه اشاره کرد و گفت: در سریال «رخنه» یک اتفاق افتاد که ما باید به آن اتفاق توجه کنیم. دیالوگهایی که هر شخصیت در این سریال دارد، با ادبیاتی همراه است که کاملا با اندیشه کاراکتر یکسان است؛ یعنی افراد این مجموعه به نوعی درست رنگ آمیزی شده اند و به نوعی حتی اندازه سوادشان نیز آشکاراست. شاید اگر به شکل عمیقتر به سریال نگاه کنیم میبینیم که شاید به مدت هفت سال طول کشیده که حسین تبریزی متن آن را نوشته باشد؛ در حالی که این متن در محدوده کوتاه مدتی نوشته شده است.
وی همچنین تصریح کرد: کارگردانی که شخصیتهای یک کار را لمس نکرده باشد معلوم است که در این فضاها هم به پست مدرن سوق پیدا میکند. آقای کارگردان میداند که کاراکترها باید چطور شخصیت پردازی شوند. تم و موضوع سریال «رخنه» نیازمند چنین ساختاری بود که مجموعه و گروه اجرایی نفس به نفس در شکل گیری آن کمک کردند. در اینجا لازم است بگویم مهم تماشاچی است که با نگاه کارگردان موافق بوده و کار را پذیرفته است.
مظلومی در عین حال بیان کرد: پست مدرن عاری از معنی است و برای خودش المانهایی دارد. به نظرم هوشیاری و شناخت کارگردان به داستان «رخنه» کمک کرد؛ چرا که تم قصه را میشناخت و با تک تک شخصیتهای سریال زندگی کرده بود و آدمهای قصه را از نزدیک دیده بود. در این جا لازم است بگویم آقای اکبر عبدی یکی از بازیگران استثنایی این کشور هستند؛ چرا که تمام رلهایی که بازی میکند از نزدیک دیده و با آنها زندگی کرده است. اگر ایشان در فیلم «آدم برفی» نقشی را بازی کرد، قطعا کاراکترهای این کار را در محله خزانه دیده بود و همسایه بغلیاش بوده است، مثل چخوف که به نوعی نمایشنامه را مینویسد که آدم فکر میکند شخصیت پرداخته شده همسایه بغلیاش بوده که حتی سرفههای کاراکتر را هم شنیده است.
این بازیگر گفت: براین اساس لازم است بگویم حسین تبریزی هم به عنوان کارگردان، حاج محمود و صفا و سایر کاراکترها را دیده و میشناخته است؛ ضمن اینکه پیدا کردن لوکیشن در این کارها بسیار سخت و دشوار بود و همین جا شخصا از اهالی محله کمالی مخصوص خالصانه تشکر میکنم.
رخنه در 37 جلسه ساخته شد
در ادامه نشست حسین تبریزی با اشاره به همکاری میان گروه سازندهی «رخنه»، بیان کرد: به قدری بازیگران کار همکاریهای خوبی داشتند که کمترین فشار به من کارگردان میآمد. زمانی که بازیگران مقابل دوربین میرفتند احساس آرامش میکردم و تمام تمرکزم به این سمت میرفت که به عنوان مثال دکوپاژ بهتری را در کارم ارائه دهم و ازعوامل انرژی بهتری بگیرم اما گاهی اوقات در بعضی مقاطع وقتی بازیگران به کارگردان انرژی نمیدهند آدم میماند که چه کار کند. قطعا این مساله در ساختارهم تاثیر زیادی میگذارد. جا دارد بگویم سریال «رخنه» در کل در 37 الی 38 جلسه ساخته شد، اما شاید خیلی تخیلی باشد که با چنین حجمی ما در 37 لوکیشن کار را تمام کردیم. این سرعت در یک کار، بیانگر یک گروه خوب از جمله عوامل و بازیگران خیلی خوب و حرفهای است که باعث شد من کارگردان انرژی بیشتری بگیرم و بتوانم کار را دربیاورم.
تلاش برای پرهیز از شعار در «رخنه»
کارگردان سریال «رخنه» در ادامه صحبتهایش تاکید کرد: برای درآمدن قصه، آقای صباح (مدیر گروه فیلم و سریال شبکه دو) هم یکسری ایدههای خوبی را ارائه داد؛ ضمن اینکه خودمان هم تاکید داشتیم در یک کار مذهبی مثل «رخنه» از شعارگویی بپرهیزیم. در نهایت هدف گذاریهایمان را طوری برنامه ریزی کردیم که محلی را نشان دهیم که آن محل کدخدایی هم داشته باشد، بر این اساس لازم است بگویم مساله حضور کدخدا در سریال «رخنه» برای خود من هم شخصا اتفاق افتاده بود به همین خاطر هم در سریال «رخنه» این کاراکتر را به قصه وارد کردیم.
اوافزود: در ابتدا برای فیلمنامه سریال «رخنه» یک قصه ابتدایی داشتیم که وقتی به آقای صباح - مدیر گروه سریالهای شبکه دو - ارائه دادیم، در نهایت قصه «رخنه» به اینجا رسید. ما دو ماه قبل از تصویربرداری روی فیلمنامه کار کردیم ولی به دلیل اینکه شخصا به عنوان کارگردان از پروژه قبلیام «بوی باران» خیلی خسته شده بودم انرژی کافی برای نگارش نداشتم به همین خاطر به یکی دو نویسنده برای نگارش رخنه پیشنهاد کردیم ولی آنها تا بخواهند طرحی به ما بدهند دو ماه از زمان ما گرفته شد؛ در نهایت به آنچه که مدنظرمان بود نرسیدیم و تایم ما فشرده شد تا اینکه خودم شروع به نوشتن کردم و تا لحظه آخر هم دوستان و عوامل «رخنه» به من کارگردان اعتماد کردند.
حسین تبریزی (کارگردان، نویسنده و تهیهکننده سریال «رخنه»)، زیبا بروفه، علیرضا جلالیتبار، میرطاهر مظلومی و نیلوفر شهیدی (بازیگران) در این نشست حاضر شدند تا به نمایندگی از سازندگان توضیحاتی را درباره روند ساخت ارائه دهند.
موضوع رخنه قدیمی نیست
در ابتدای این نشست، حسین تبریزی یادآور شد: موضوع «رخنه» قدیمی نیست ولی در عین حال سنتی است. بنده از زمانی که کار تصویربرداری این سریال به پایان رسید تا همین لحظه در دفتر کارم درگیر آن بودم ولی طبق شنیدههایی که از سوی مردم دستگیرم شده است، متوجه شدم که اکثریت بینندگان سریال «رخنه» را دوست داشتند.
وی اضافه کرد: سریال «رخنه» ویژگی خاصی ندارد بلکه تنها ویژگیای که دارد این است که ما سعی کردیم یک زندگی واقعی را در «رخنه» تعریف کنیم و در عین حال صمیمیت و گرمایی که در بطن ایرانیها وجود دارد را به تصویر کشیدیم.
کارگردان سریال «رخنه» در ادامه مطلب بالا تصریح کرد: «رخنه» چیزی فراتر از اینها نبوده است. اگر این کار دیده شده دلیلش این است که همهی عوامل برای «رخنه» تمام انرژیشان را گذاشتند و همین انرژی به بیرون از گروه نیز منتقل شد و در نهایت بیننده را جذب کرد. هنگام نگارش این سریال به عنوان یک نویسنده مدام دنبال این بودم که نقبی به اصالتهای خودمان بزنم بر این اساس سعی شد حتی شغلهایی که برای بازیگرانم انتخاب میکنم و یا ادبیاتی که برایشان قرار میدهم، هم شیرین باشد و هم گوشنواز و هم یادآور چیزهایی باشند که ما اکنون در حال از دست دادن آنها هستیم.
به جای فحش بگویید «بیتعصب»
تبریزی گفت: تمام سعیمان در ساخت سریال «رخنه» این بود که به فراخور این ادبیات شیرین و سنتی به جای اینکه به عنوان مثال دو کاراکتر به یکدیگر توهین کنند و یا به جای استفاده از فحش و القاب نادرست، به یکدیگر بگویند: «بیتعصب»؛ شاید این لفظ زیباتر باشد چرا که مردم ما هنوز هم این نوع رفتارها و زندگی کردن به شکل سنتی را دوست دارند، به همین خاطر نمیشود از آنها فاصله گرفت.
زمانی ریشسفیدها چک سفید بودند
میرطاهر مظلومی - بازیگر نقش صفا در سریال «رخنه» - در پی صحبتهای کارگردان، تأکید کرد: تمام این اتفاقات، نشان دهنده این است که با وجودی که تکنولوژی و زندگی ماشینیسم وجود دارد که بشریت را بلعیده است، اما بشر کنونی ایرانی، به شکل سنتی همچنان وفادار مانده و در پس ذهنش سنت موج میزند؛ البته ممکن است شکل مدرنیته به نحوی دیگر برای مردم تعریف شده باشد و در میان آنها باب شده باشد اما جا دارد بگویم آقای تبریزی به عنوان کارگردان، ظرافتهای زیادی را در این سریال برای نشان دادن زندگی سنتی به کار بردند؛ به عنوان مثال در یک سکانس که خانم نیلوفر شهیدی - بازیگر نقش منیره در «رخنه» - مشغول دوختن ملحفهای بود، به نوعی باید گفت ما دیگر این حرکات را نمیبینیم یا عنوان مثال رفتارهایی که در بازار در سریال رخنه اتفاق میافتد. در گذشته به یاد دارم دورهای بود که میگفتند ریشسفیدان ما در بازار چکهای سفید ما هستند، اما آیا در حال حاضر هم ما چنین چیزهایی را میبینیم؟
جای «رخنه» در تلویزیون خالی بود
مظلومی با اشاره به لوکیشنهای سریال «رخنه» اینگونه اظهار کرد: برای بازی در سریال «رخنه» به سراغ لوکیشنهایی رفتیم که خاص باشند؛ به عنوان مثال یکی از لوکیشنهای این مجموعه سراسر از جنس فلز ساخته شده بود و سرد بود اما این مکان، همین که به اسم ائمه متبرک شده بود، ما سرمای فلز را احساس نمیکردیم. جا دارد بگویم طی مدتی که مقابل دوربین «رخنه» بودم کاملا تدین کاسب واقعی را در بازار به عینه میدیدیم و جا دارد بگویم جای سریالی مثل «رخنه» در تلویزیون ما کاملا خالی بود.
دلتنگی میرطاهر مظلومی برای قصه خاله سوسکه
این بازیگر تلویزیون همچنین با بیان اینکه همه ما به زندگی سنتی گرایش داریم، خاطرنشان کرد: بنده خودم شخصا دلم برای کرسی مادربزرگم و دور هم جمع شدن دور کرسی تنگ شده است. در آن زمانها مادربزرگ دور کرسی برایمان قصه خاله سوسکه را تعریف میکرد. یادش بخیر، قصههای مادربزرگ پر از درس زندگی بود ولی زندگی مدرن دیگر با وجود ماهواره و اینترنت نمیتواند ارزشگذاری انسانی که دور کرسی مادربزرگ حاکم بود را تقویت کند. در آنجا خانواده در کنار هم بودند اما حال دیگر گفتمانها کم شده ولی دور کرسی مادربزرگ گفتمانها زیاد و خوب بود.
مظلومی ادامه داد: در قصه «رخنه» غیر از مسائل سنتی، اخلاق و معرفت هم در آن جاری است که به نظرم نایاب است.
قصه «رخنه» هنوز جریان دارد
در ادامه این نشست، زیبا بروفه - بازیگر نقش معصومه در سریال «رخنه» - درخصوص جذابیتهای حاکم بر این سریال، بیان کرد: اگر ما سنتهایمان را دوست نداشته باشیم الان دیگر اینگونه کارها را نمیبینیم و یا اگر میبینیم یک بار که ببینیم میگوییم بهتر است کانال را عوض کنیم و به سراغ همان کانال ماهواره برویم و سریالمان را نگاه کنیم! بر این اساس این مسأله (سنت) چیزی است که در همه ما وجود دارد و فکر میکنم علتش این باشد که قصهای که در حال حاضر در سریال «رخنه» اتفاق میافتد، هنوز هم در جامعه جریان دارد و در خیلی از مناطق تهران ما شاهد آن هستیم. به ویژه در شهرستانها که بیشتر دیده میشود؛ پس نتیجه میگیریم افراد همچنان سنتها را دوست دارند و به نظرم احساس همکاری، صداقت، مهربانی و کمک کردن به یکدیگر از موجبات همین امر است چراکه همهی ما ذاتا گرایش به سمت خوبی داریم. یعنی اگر خودمان هم زمانی کار بدی انجام دهیم در اکثر مواقع فکر میکنیم که اشتباه نکردهایم و قصدمان کار بد نبوده است، شاید نتیجه بد باشد ولی قصد ما بد نیست.
بازیگر نقش معصومه در سریال «رخنه» همچنین با شاره به حضورش در این سریال سنتی تصریح کرد: زمانی که سیناپس اولیه «رخنه» را خواندم به عنوان یک بازیگر حس و حال سنتی بودن ماجرا برایم جذاب بود. شاید خودم شخصا یکسری کارهای سنتی را انجام نداده باشم، اما بسیار دیدهام و آنها را دوست دارم. به عنوان مثال اکثر آدمها در خانه خودشان کار میکنند اما از اصطلاح «کارگر» استفاده میکنند و مدام میگویند فلان ساعت کارگرم میآید! در حالی که خودشان کارهای شخصیشان را انجام میدهد اما حرف از کارگر میزنند. چرا؟ چون احساس میکنند این برتری است که اگر بگویند کارهای خودشان را خودشان انجام نمیدهند اما جا دارد بگویم در این سریال این رنگ و ریاها و نقابها وجود ندارد.
بروفه گفت: به نظرم این بدون رنگ و لعاب بودن آدمها در سریال «رخنه» بسیار جذاب است. شاید یکی از دلایلی که مخاطبان کار را دوست داشتند، همین سادگی «رخنه» باشد.
علاقه زیبا بروفه به چادر گلدار
زیبا بروفه اضافه کرد: تایمی که در محل کارم (سر صحنه رخنه) بودم، کیف میکردم که با همان چادر و لباسهایم بروم و خرید بکنم چرا که لباسهایم را دوست داشتم و حاضر نبودم آنها را از تنم در بیاورم. به نظرم میآید اگر مردم از سریال «رخنه» استقبال کردند و این سریال در میان مردم توفیقی داشت، به این دلیل است که ته قضیه، همهی ما ایرانی هستیم و فضای ایرانی را دوست داریم. شاید گرفتاریهای پیش آمده سنتهایمان را کمرنگ کرده باشد اما سنتمان را دوست داریم و نهایتا به آن اعتقاد داریم.
او با اشاره به قصه سریال «رخنه» یادآور شد: قصه این مجموعه یکی از کارهای خوب است که هنوز هم وجود دارد ولی فکر میکنیم که دیگر نیست و همیشه فکر میکنیم اگر باشد هم یک نمایش است در حالی که واقعا وجود دارد.
من هم کرسی مادربزرگ را دوست دارم
در ادامه این نشست، نیلوفر شهیدی - بازیگر نقش منیره در سریال «رخنه» - با اشاره به جذابیتهای نقشش در این مجموعه یادآور شد: نقش منیره در این سریال برایم جذاب بود؛ به دلیل اینکه این نقش بسیار ساده و بی آلایش بود. خیلی وقتها من در اطرافیان خودم عشق خواهر و برداری را آنقدر خالصانه و بی ریا نمیبینم که در سریال «رخنه» دیدم و برای من همین چیزها جذابیت داشت؛ چرا که به هر حال همه ما ایرانی هستیم و هرچه هم زمان بگذرد و به سمت مدرنیته برویم، ته دل همه ما گرایش به سنتهایمان است و هنوز که هنوز است سنتهایمان پابرجاست. با اینکه خودم نسبت به خیلیهای دیگر سن و سال کمتری دارم اما من هم کرسی مادر بزرگی که آقای مظلومی از آن حرف زدند را دیدهام و خیلی چیزهای دیگر را میدانم و بر این باور هستم که صمیمیتها در قدیم بیشتر بود. شاید یکی از دلایلی که سریال «رخنه» توانست خیلی در دل مردم خودش را جا کند، همین صمیمت حاکم بر قصه باشد؛ چرا که همه ما این صمیمتها را دوست داریم اما گاهی به خاطر مشغلهها و گرفتاریهایمان این روابط کمرنگتر میشود.
او همچنین ادامه داد: در سریال «رخنه» خیلی از قصهها و اتفاقاتی که میافتد و حرفهایی که زده میشود را از پدربزرگم پیش از این شنیده بودم و برایم آنقدر کمرنگ شده بودند که فراموش کرده بودم و وقتی که در این قصه این حرفها را میشنیدم، ناخواسته به دوران کودکیام میرفتم؛ براین اساس با احیای سنتها در فیلم و سریالها یکسری خاطرات خوش برای مردم یادآوری میشود که این اتفاق خوبی است.
هیولای مهلکی به نام ماشینیسم
در پی صحبتهای شهیدی، مظلومی نیزاظهار کرد: ما این همه نویسنده و درام نویس در دنیا داریم که درباره هیولای مهلکی مثل «زندگی ماشینیسم» گفتهاند که بشریت را با تمام زیباییهایش در تمام چرخ دندههایش له خواهد کرد. در اینجا لازم است بگویم که طمع یکی از مواردی است که در این سریال به شکل ماهرانه، تعلیقاتی را به وجود آورده است.
لزومی ندارد برای شخصیتم ماشین گرانقیمت بگذارم
در ادامه این نشست پرسشی مبنی بر اینکه علت تمایل و گرایش کارگردانان تلویزیون به فضای تجملاتی و نشان دادن خانههای لوکس و بزرگ چیست؟ مطرح شد که حسین تبریزی به عنوان کارگردان و نویسنده سریال «رخنه» به این پرسش اینگونه پاسخ داد: تمام این قضایا به ژانر و نوع داستان برمی گردد که چه چیزی را میطلبد و در چه مقطعی کار میکنیم و قصه برای چه جایی استفاده خواهد شد. در پروژه قبلیام -«بوی باران» - ما خیلی امروزیتر کار کرده بودیم؛ البته درست است که مباحث جنگ مطرح شد اما چیزی که در تلویزیون ملاک است، نشان ندادن لوازم غیرلازم است؛ به عنوان مثال هیچ لزومی ندارد که بنده در کارهایم برای شخصیتهایم ماشینهای آنچنانی در نظر بگیرم، البته ما در کارهایمان یکسری تعریف شخصیت داریم که باید مطابق شخصیتها همه چیز را تعیین کنیم تا به کاراکترمان نزدیکتر باشد و به آن هویت بدهد.
او توضیح داد: بخش دیگری از این مباحث هم به اهداف بستگی دارد. همانطور که آقای دارابی (معاون سیما) هم در صحبتهایشان بر پرهیز از بی مورد استفاده کردن تجملات در کارها اشاره کردند. صحبت ایشان این معنی را نمیدهد که ما از تمدن دور شویم و دنده عقب برویم، بلکه منظور این است که ما نباید به هر قیمت کاری بسازیم که بخواهیم بیننده را جذب کنیم؛ چرا که ما در فرهنگ و معماریهایمان زیباییهایی داریم که می توانیم از آنها به نحو احسن استفاده کنیم پس چه لزومی دارد که بر فرض مثال قصهای که مثلا میتوانستم با خانهای سادهتر آن را نشان دهم، در خانهای لوکس تعریف کنم. لازم است بگویم در سریال «رخنه» اگر خانه وحید را به این شکل نشان دادیم، به این دلیل است که منزل وحید یک اصالت پشتش بود و قطعا منِ کارگردان دنبال همان اصالت بودم.
از پلشتی استفاده نکنیم
تبریزی در ادامه با بیان این مطلب که نباید در فیلم و سریالهایمان از پلشتی استفاده کنیم افزود: همیشه به یاد دارم در خانههایمان مبلمانمان را دور تا دور خانه قرار میدادیم و همیشه خودمان روی پتو مینشستیم و همین که مهمان وارد میشد ملحفهها را برمیداشتیم تا مهمان روی مبل بنشیند! هدف ما این بوده تا از آنچه که لزومی ندارد در فیلم و سریالها نشان دهیم، پرهیز کنیم، نه اینکه کار پلشتی نشان دهیم. منظور آقای دارابی هم قطعا همین بوده و مسلم است که منظور ایشان این نبوده که ما صرفا به سمت کارهای سنتی برویم یا مدرنیتهی کامل باشیم.
این کارگردان در ادامه گفت: ما خیلی از فیلم و سریالها را میبینیم که زن و شوهر، هر دو کارمند هستند اما مبل آنچنانی بیست میلیونی در منزلشان است! که به نظرم این اصلا معقول نیست، به همین خاطر من فکر نمیکنم این مسائل ربطی به این قضایا داشته باشد که ما بخواهیم تجمل گرایی را زیر سوال ببریم و یا آنرا تخریب کنیم .
اکبر عبدی از بازیگران استثنایی است
پیرو صحبتهای تبریزی، مظلومی به نکتهای دیگر در سریال رخنه اشاره کرد و گفت: در سریال «رخنه» یک اتفاق افتاد که ما باید به آن اتفاق توجه کنیم. دیالوگهایی که هر شخصیت در این سریال دارد، با ادبیاتی همراه است که کاملا با اندیشه کاراکتر یکسان است؛ یعنی افراد این مجموعه به نوعی درست رنگ آمیزی شده اند و به نوعی حتی اندازه سوادشان نیز آشکاراست. شاید اگر به شکل عمیقتر به سریال نگاه کنیم میبینیم که شاید به مدت هفت سال طول کشیده که حسین تبریزی متن آن را نوشته باشد؛ در حالی که این متن در محدوده کوتاه مدتی نوشته شده است.
وی همچنین تصریح کرد: کارگردانی که شخصیتهای یک کار را لمس نکرده باشد معلوم است که در این فضاها هم به پست مدرن سوق پیدا میکند. آقای کارگردان میداند که کاراکترها باید چطور شخصیت پردازی شوند. تم و موضوع سریال «رخنه» نیازمند چنین ساختاری بود که مجموعه و گروه اجرایی نفس به نفس در شکل گیری آن کمک کردند. در اینجا لازم است بگویم مهم تماشاچی است که با نگاه کارگردان موافق بوده و کار را پذیرفته است.
مظلومی در عین حال بیان کرد: پست مدرن عاری از معنی است و برای خودش المانهایی دارد. به نظرم هوشیاری و شناخت کارگردان به داستان «رخنه» کمک کرد؛ چرا که تم قصه را میشناخت و با تک تک شخصیتهای سریال زندگی کرده بود و آدمهای قصه را از نزدیک دیده بود. در این جا لازم است بگویم آقای اکبر عبدی یکی از بازیگران استثنایی این کشور هستند؛ چرا که تمام رلهایی که بازی میکند از نزدیک دیده و با آنها زندگی کرده است. اگر ایشان در فیلم «آدم برفی» نقشی را بازی کرد، قطعا کاراکترهای این کار را در محله خزانه دیده بود و همسایه بغلیاش بوده است، مثل چخوف که به نوعی نمایشنامه را مینویسد که آدم فکر میکند شخصیت پرداخته شده همسایه بغلیاش بوده که حتی سرفههای کاراکتر را هم شنیده است.
این بازیگر گفت: براین اساس لازم است بگویم حسین تبریزی هم به عنوان کارگردان، حاج محمود و صفا و سایر کاراکترها را دیده و میشناخته است؛ ضمن اینکه پیدا کردن لوکیشن در این کارها بسیار سخت و دشوار بود و همین جا شخصا از اهالی محله کمالی مخصوص خالصانه تشکر میکنم.
رخنه در 37 جلسه ساخته شد
در ادامه نشست حسین تبریزی با اشاره به همکاری میان گروه سازندهی «رخنه»، بیان کرد: به قدری بازیگران کار همکاریهای خوبی داشتند که کمترین فشار به من کارگردان میآمد. زمانی که بازیگران مقابل دوربین میرفتند احساس آرامش میکردم و تمام تمرکزم به این سمت میرفت که به عنوان مثال دکوپاژ بهتری را در کارم ارائه دهم و ازعوامل انرژی بهتری بگیرم اما گاهی اوقات در بعضی مقاطع وقتی بازیگران به کارگردان انرژی نمیدهند آدم میماند که چه کار کند. قطعا این مساله در ساختارهم تاثیر زیادی میگذارد. جا دارد بگویم سریال «رخنه» در کل در 37 الی 38 جلسه ساخته شد، اما شاید خیلی تخیلی باشد که با چنین حجمی ما در 37 لوکیشن کار را تمام کردیم. این سرعت در یک کار، بیانگر یک گروه خوب از جمله عوامل و بازیگران خیلی خوب و حرفهای است که باعث شد من کارگردان انرژی بیشتری بگیرم و بتوانم کار را دربیاورم.
تلاش برای پرهیز از شعار در «رخنه»
کارگردان سریال «رخنه» در ادامه صحبتهایش تاکید کرد: برای درآمدن قصه، آقای صباح (مدیر گروه فیلم و سریال شبکه دو) هم یکسری ایدههای خوبی را ارائه داد؛ ضمن اینکه خودمان هم تاکید داشتیم در یک کار مذهبی مثل «رخنه» از شعارگویی بپرهیزیم. در نهایت هدف گذاریهایمان را طوری برنامه ریزی کردیم که محلی را نشان دهیم که آن محل کدخدایی هم داشته باشد، بر این اساس لازم است بگویم مساله حضور کدخدا در سریال «رخنه» برای خود من هم شخصا اتفاق افتاده بود به همین خاطر هم در سریال «رخنه» این کاراکتر را به قصه وارد کردیم.
اوافزود: در ابتدا برای فیلمنامه سریال «رخنه» یک قصه ابتدایی داشتیم که وقتی به آقای صباح - مدیر گروه سریالهای شبکه دو - ارائه دادیم، در نهایت قصه «رخنه» به اینجا رسید. ما دو ماه قبل از تصویربرداری روی فیلمنامه کار کردیم ولی به دلیل اینکه شخصا به عنوان کارگردان از پروژه قبلیام «بوی باران» خیلی خسته شده بودم انرژی کافی برای نگارش نداشتم به همین خاطر به یکی دو نویسنده برای نگارش رخنه پیشنهاد کردیم ولی آنها تا بخواهند طرحی به ما بدهند دو ماه از زمان ما گرفته شد؛ در نهایت به آنچه که مدنظرمان بود نرسیدیم و تایم ما فشرده شد تا اینکه خودم شروع به نوشتن کردم و تا لحظه آخر هم دوستان و عوامل «رخنه» به من کارگردان اعتماد کردند.
www.seemorgh.com/culture
منبع: isna.ir
مطالب پیشنهادی:
عکسی جدید از گریم حدیث فولادوند در نقش همسر شاه
بازی مشترک بهزاد فراهانی و همسرش در یک تئاتر جدید + تصاویر
کلیپ دکتر روحانی در قسمت جدید سریال شاهگوش!
کلیپ دکتر روحانی در قسمت جدید سریال شاهگوش!
گریم متفاوت رویا تیموریان با سر تراشیده در «شیفتگی» + تصاویر
گله محمد اصفهانی از خبرنگاران
گله محمد اصفهانی از خبرنگاران
