اگر نخندیم، میمیریم
«گل آقا»، وقتی پای حرفهای عباس نعمتی، نویسنده فیلمنامه نون و ریحون بنشینید مدام این کلمه و یاد مرحوم کیومرث صابرفومنی است که بر زبانش جاری میشود. نعمتی به قول خودش پنج، شش سال در آبدار خانه شاغلام تجربه کسب کرده و با راهنماییهای خود صابری، تقریبا همه آثار مکتوب از عبید زاکانی تا توفیق را کاملا مدون و حساب شده خوانده. حالا آن چند سال هم نفسی با صابری و تحریریه گل آقا در این کار، نفوذ و نشت کرده. عباس نعمتی جوانی همسن و سال ماست که چند تا سریال دیده شده مثل «شب میگذرد»، «اولین شب آرامش» و «تاصبح» را هم نوشته و از نویسندگان فعال فیلم و سریال تلویزیون است. با او در دفتر تهیه سریال نون و ریحون در سعادت آباد گفت و گو کردیم، لابهلای نوشتن قسمت پانزدهم سریال، آن هم در حالی که همان شب داشت قسمت پنجم روی آنتن میرفت.
اجتماع گل آقا و سریالهای هالیوودی
برای خیلی از ما که همزمان چهار سریال رمضان را میبینیم فضای نون و ریحون بیشتر شبیه یک طنز مکتوب تصویری شده است.
طنز مکتوب معمولا این خطر را دارد که چطور به تصویر کشیده شود. یک سری طنزهای مکتوب وقتی میخوانید شیرین هستند اما وقتی تصویر میشوند خوب نیستند. بر عکس جوک که منطق شفاهی دارد. ما سابقه طنز مکتوبمان را داشتیم از طرفی سابقه طنز تلویزیونی آمریکایی هم در طرف دیگر قرار داشت کارهایی مثل فرندز، چه جوری مادرتان رادیدم، بیگ بنگ تنوری و.... اینها طنزهایی هستند که در یک لوکیشن ثابت اتفاق میافتد، دیالوگ محورند، مقداری خنده هم میگذارند. چند تا جوان دور هم هستند و به موضوعات روز هم اشاره میکنند؛ مثل طنز گل آقایی که زمینه اجتماعی داشت. ما یک مدلش را در «پاورچین» دیدیم که الگویش از فرندز بود اما نکته اینجاست که آنها از اجتماع دورند انگار در خلا هستند، پس زمینه اجتماعی ندارند، میتوانید وارد فضای فانتزی شوید و دستتان را باز میگذارد. این کار ترکیبی از این دو تاست که جایش خالی است و گل آقایی که فکر میکردم معرفی از ایده است. یک مقداری هم تلاش کردیم روایتهای مدرن تر را بیاوریم مثل راوی که یک کودک است و آینده را میگوید. برای تلطیف این ماجرا سراغ موضوعات عامه پسند مثل ازدواج، اشتغال و رفاقت رفتیم . اینها باعث میشود مخاطب به خاطر آن موضوعات آشنا تر با آن روایتهای مدرن تر راه بیاید.
برای خیلی از ما که همزمان چهار سریال رمضان را میبینیم فضای نون و ریحون بیشتر شبیه یک طنز مکتوب تصویری شده است.
طنز مکتوب معمولا این خطر را دارد که چطور به تصویر کشیده شود. یک سری طنزهای مکتوب وقتی میخوانید شیرین هستند اما وقتی تصویر میشوند خوب نیستند. بر عکس جوک که منطق شفاهی دارد. ما سابقه طنز مکتوبمان را داشتیم از طرفی سابقه طنز تلویزیونی آمریکایی هم در طرف دیگر قرار داشت کارهایی مثل فرندز، چه جوری مادرتان رادیدم، بیگ بنگ تنوری و.... اینها طنزهایی هستند که در یک لوکیشن ثابت اتفاق میافتد، دیالوگ محورند، مقداری خنده هم میگذارند. چند تا جوان دور هم هستند و به موضوعات روز هم اشاره میکنند؛ مثل طنز گل آقایی که زمینه اجتماعی داشت. ما یک مدلش را در «پاورچین» دیدیم که الگویش از فرندز بود اما نکته اینجاست که آنها از اجتماع دورند انگار در خلا هستند، پس زمینه اجتماعی ندارند، میتوانید وارد فضای فانتزی شوید و دستتان را باز میگذارد. این کار ترکیبی از این دو تاست که جایش خالی است و گل آقایی که فکر میکردم معرفی از ایده است. یک مقداری هم تلاش کردیم روایتهای مدرن تر را بیاوریم مثل راوی که یک کودک است و آینده را میگوید. برای تلطیف این ماجرا سراغ موضوعات عامه پسند مثل ازدواج، اشتغال و رفاقت رفتیم . اینها باعث میشود مخاطب به خاطر آن موضوعات آشنا تر با آن روایتهای مدرن تر راه بیاید.
پر دیالوگ بودن ویژگی نون و ریحون
اما انگار، دیالوگ نقش بیشتری در کار دارد، چیزی شبیه طنز رادیویی. نکته ای که نعمتی آن را رد نمیکند. «یک جاهایی دیالوگ سوار است. البته این ویژگی این نوع کارهاست. البته بعضی جاها سوار نبود مثل سکانس حرف زدن در اتوبوس یا کلانتری، اینها حرکت دارند، به نظرم هر چقدر جلوتر برود قصه باز تر میشود و قلاب میاندازد. البته چند قسمت اول مجبور بودیم به خاطر راه افتادن قصه، از راوی بیشتری استفاده کنیم.
این کار فشردگی زمان تولید هم داشت. ویژگی این جور کارها این است که 80 درصد در یک لوکیشن است مثل ارتش سری و فرزند ولی بیننده ایرانی تنوع لوکیشن و حرکت را دوست دارد. زمان لازم دارد تا شوخی در بیاید. اگر بخواهی این شوخیها در بیاید باید حرکات زیاد شود که به تولید ما نمیرسید.»
این کار فشردگی زمان تولید هم داشت. ویژگی این جور کارها این است که 80 درصد در یک لوکیشن است مثل ارتش سری و فرزند ولی بیننده ایرانی تنوع لوکیشن و حرکت را دوست دارد. زمان لازم دارد تا شوخی در بیاید. اگر بخواهی این شوخیها در بیاید باید حرکات زیاد شود که به تولید ما نمیرسید.»
باید گل آقایی عمل کرد
در نون و ریحون، طنز تازه ای میبینیم نه مثل فیلمهای سینمایی کمدی سراغ زد و خوردهای ابلهانه و گریمهای اغراق شده رفته و و نه مثل سریالها سراغ تکرار کلام و استفاده از توالت و مواد مخدر. فضایی تازه که تقریبا تجربه شده، این چه جور طنزی است؟
«ببینید ما دو جور خنده داریم، یک خنده از سر سنگدلی است. یک خنده از سر محبت. خنده سنگدلی این است که پای کسی روی پوست موز برود و بیفتد، همه میخندند اما خودش ناراحت میشود . همه داریم به یک نفر میخندیم. دومی خنده از روی محبت است که همه با هم به یک ماجرا میخندیم. اولی میشود هجو و تمسخر که یک جور دشنه و چاقو کشی است و دومی اش میشود شوخی و تیغ جراحی که به قول گل آقا طنز میشود. هر دو تا خراش میدهند اما یکی پاره میکند یکی جراحی. اگر در دومی به طرف بربخورد او خیلی پرت است که معنای جراحی را نمیفهمد»
همه کار ما سیاسی نیست
برای خیلی از بینندههای نون و ریحون بعد ازدیدن چند قسمت از سریال و اشارات سیاسی و اجتماعی آن، ممکن است این سوال پیش بیاید که این تجربه، ادامه خواهد داشت یا نه؟ « باید ببینیم باز خوردش چطور است. اگر جواب بدهد دوست دارم که این فضا را ادامه بدهم اما این مسیر صبوری میخواهد. نمیشود سریع و زود از آن استفاده کرد.» خیلیها هم معتقدند سریال پر از نشانههای سیاسی و اجتماعی است. مثلا انتخاب همسر به انتخابات ربط دارد. نعمتی البته این حرفها را قبول ندارد. «اگر بخواهیم این جور فکر کنیم که از همه چیز میشود برداشت سیاسی کرد. اینها حرف است چون ما محبتمان کم شده، اینها ربطی به سیاست ندارد. خب این برداشتها را کردید بعدش که چی؟ ماهم کارمان تماما سیاسی، نیست فقط چند تا تکه دارد.»
خشونت تلویزیونی، بی برنامه است
زیر هشت و فاصلهها که کاملا سیاه بودند. همین حراجت و مسیر زاینده رود هم کم خشن و سیاه نیستند. انگار تلویزیونیها از قصد دارند این کار را میکنند. «اتفاق بدی که در تلویزیون ما افتاده است این است که خشونت در آن بالا رفته. مدام قتل و خیانت و بیشتر از حد تجربه معمول مخاطب و این جور مسائل را دیدن. اینها فضا را خشن میکند. سریالهای امریکایی مثل 24 و لاست این طور نیست. آنها یک قتل دارند با 30 تا موضوع که فضا را تلطیف میکند. آنها در پرداخت هم دقت دارند اما ما هم پرداخت و هم موضوعمان خشن است. برای همین نون و ریحون برای قهقهه زدن نیست. برای انبساط درونی است. مرحوم گل آقا میگفت: به چیزی که بشود خندید مردم به خاطرش انقلاب نمیکنند. طنز همین است؛ چیزی را که بشود درباره اش خندید و حرف زد حرص آدم را خالی میکند و طنز همین است»
زیر هشت و فاصلهها که کاملا سیاه بودند. همین حراجت و مسیر زاینده رود هم کم خشن و سیاه نیستند. انگار تلویزیونیها از قصد دارند این کار را میکنند. «اتفاق بدی که در تلویزیون ما افتاده است این است که خشونت در آن بالا رفته. مدام قتل و خیانت و بیشتر از حد تجربه معمول مخاطب و این جور مسائل را دیدن. اینها فضا را خشن میکند. سریالهای امریکایی مثل 24 و لاست این طور نیست. آنها یک قتل دارند با 30 تا موضوع که فضا را تلطیف میکند. آنها در پرداخت هم دقت دارند اما ما هم پرداخت و هم موضوعمان خشن است. برای همین نون و ریحون برای قهقهه زدن نیست. برای انبساط درونی است. مرحوم گل آقا میگفت: به چیزی که بشود خندید مردم به خاطرش انقلاب نمیکنند. طنز همین است؛ چیزی را که بشود درباره اش خندید و حرف زد حرص آدم را خالی میکند و طنز همین است»
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: هفت نامه همشهری جوان/ شماره 274
بازنشر اختصاصی سیمرغ
مطالب پیشنهادی:
کارگردان نون و ریحون: طنز باید برخورنده باشد!
گزارش تصویری: پشت صحنه سریال «نون و ریحون»
گزارش تصویری: سریال نون و ریحون
چند ساعتی در پشت صحنه سریال «نون و ریحون»
با گلاره عباسی، بازیگر نقش فرشته در سریال «نون و ریحون»
