در این چند سال كه تلویزیون اقدام به ساخت مجموعههای نمایشی مختص ماه رمضان كرده است به طنز (به عنوان ژانری مخاطبپسند) برای ساخت سریالها نگاه ویژهای داشته است.
البته به دلیل انحصاری بودن تولیدات طنز در سیما و خاصه در ایام مبارك رمضان، هر سال شاهد تعدادی مجموعه صرفا خندهدار با حضور چهرههایی تكراری و سوژههای مشابه بودیم كه بنا بر غنیمت شمردن، دیدن طنازی بازیگران و چند لحظه خندیدن خالی از لطف نبوده است.
این روند طی میشود تا با وقفه یكساله و عدم حضور طنزپردازان هر ساله در رمضان 88، امسال حداقل در زمینه ساخت آثار مفرح در ماه مبارك شاهد حضور چهرههایی جدید و تیم برنامهسازی با ایده و فكری نو هستیم.
تحرك، نشاط، سرزندگی در سفرهخانه «نون و ریحون»
زمانی كه تلویزیون هنوز فضایی باز برای ساخت مجموعههای نمایشی در اختیار نداشت و قشر جوان كه بیشترین سهم را حداقل به لحاظ كمی در جامعه داشت، كمتر در تولیدات فیلم و سریال چنان كه باید و شاید دیده میشد و نیز موقعیت عرضاندام كاراكترهای جوان آثار تلویزیونی كمتر شامل حال هنرپیشههای این رده سنی میشد. اصغر فرهادی (روزگار جوانی) 5 جوان را به تصویر كشید كه به یكی از جذابترین و ماندگارترین آثار در نوع خودش بدل شد. فرهادی جوانهایی را از جای جای ایران در كنار یكدیگر جمع كرد و در هاله معرفتی ـ انسانی كاراكترهای روزگار جوانی را به نوعی در زندگی به بازی كشاند كه در لحظات حساس یار و پشت یكدیگر باشند. آن سریال آنقدر در نوع خود جذاب بود كه سری بعدیاش نیز ساخته و شخصیتهای جوان دیگری نیز به داستان اضافه شد.
پس از آن آثار دیگری با این سبك و سیاق و در پسزمینههایی از درام اجتماعی با درونمایهای از طنز ساخته شد.
«داستان یك شهر»، «خط قرمز»، «دختران»، «پشت كنكوریها» و... همگی با كنار هم چیدن كاراكترهایی كه میرفتند تا با جهتگیری داستان شور و اشتیاق جوانی را تجربه كنند به نوعی مخاطب را برای مدتی درگیر خود میكردند.
هماكنون نیز سریال «نون و ریحون» كه از ابتدای ماه مبارك رمضان مهمان خانه روزهداران پایتخت است، برخلاف آثار معمول طنز سیما از دایره كاراكترهای فانتزی و تیپسازیهای غلو شده فاصله گرفته و طنزی به روز كه در میان برنامهسازان به طنز موقعیت شهره شده را درونمایه اتفاقات موجود در زندگی 5 شخصیت اصلی داستان با ویژگی حالات درونی خاص خود قرار داده است. شبكه 5 سیما كه سال گذشته با ویژهبرنامه تركیبی نون و ریحون به پیشواز افطار میرفت، این روزها توسط فرزاد موتمن و گروهش آخرین مراحل تولید مجموعه نمایشی 30 قسمتی با همین نام (نون و ریحون) را پشتسر میگذارد؛ اثری كه با قصه جذابش مخاطبان پایتخت را حتی در ساعات نزدیك به نیمهشب پای تلویزیون مینشاند.
وقتی قرار است داستان یك مجموعه را چند جوان پیش ببرند از قبل میتوان حدس زد كه قصه چگونه از آب درخواهد آمد.
تحرك، نشاط و سرزندگی در خلق لحظات مفرح زمینه اصلی را تشكیل میدهند و آن وقت است كه حتی لحظات درام و حزنانگیز قصه نیز به مذاق بیننده شیرین میآید.
نون و ریحون، اما با این تفاصیل مجموعه سادهای است و این سادگی نهفته در نامش در پردازش قصه نیز به چشم میخورد.
البته به دلیل انحصاری بودن تولیدات طنز در سیما و خاصه در ایام مبارك رمضان، هر سال شاهد تعدادی مجموعه صرفا خندهدار با حضور چهرههایی تكراری و سوژههای مشابه بودیم كه بنا بر غنیمت شمردن، دیدن طنازی بازیگران و چند لحظه خندیدن خالی از لطف نبوده است.
این روند طی میشود تا با وقفه یكساله و عدم حضور طنزپردازان هر ساله در رمضان 88، امسال حداقل در زمینه ساخت آثار مفرح در ماه مبارك شاهد حضور چهرههایی جدید و تیم برنامهسازی با ایده و فكری نو هستیم.
تحرك، نشاط، سرزندگی در سفرهخانه «نون و ریحون»
زمانی كه تلویزیون هنوز فضایی باز برای ساخت مجموعههای نمایشی در اختیار نداشت و قشر جوان كه بیشترین سهم را حداقل به لحاظ كمی در جامعه داشت، كمتر در تولیدات فیلم و سریال چنان كه باید و شاید دیده میشد و نیز موقعیت عرضاندام كاراكترهای جوان آثار تلویزیونی كمتر شامل حال هنرپیشههای این رده سنی میشد. اصغر فرهادی (روزگار جوانی) 5 جوان را به تصویر كشید كه به یكی از جذابترین و ماندگارترین آثار در نوع خودش بدل شد. فرهادی جوانهایی را از جای جای ایران در كنار یكدیگر جمع كرد و در هاله معرفتی ـ انسانی كاراكترهای روزگار جوانی را به نوعی در زندگی به بازی كشاند كه در لحظات حساس یار و پشت یكدیگر باشند. آن سریال آنقدر در نوع خود جذاب بود كه سری بعدیاش نیز ساخته و شخصیتهای جوان دیگری نیز به داستان اضافه شد.
پس از آن آثار دیگری با این سبك و سیاق و در پسزمینههایی از درام اجتماعی با درونمایهای از طنز ساخته شد.
«داستان یك شهر»، «خط قرمز»، «دختران»، «پشت كنكوریها» و... همگی با كنار هم چیدن كاراكترهایی كه میرفتند تا با جهتگیری داستان شور و اشتیاق جوانی را تجربه كنند به نوعی مخاطب را برای مدتی درگیر خود میكردند.
هماكنون نیز سریال «نون و ریحون» كه از ابتدای ماه مبارك رمضان مهمان خانه روزهداران پایتخت است، برخلاف آثار معمول طنز سیما از دایره كاراكترهای فانتزی و تیپسازیهای غلو شده فاصله گرفته و طنزی به روز كه در میان برنامهسازان به طنز موقعیت شهره شده را درونمایه اتفاقات موجود در زندگی 5 شخصیت اصلی داستان با ویژگی حالات درونی خاص خود قرار داده است. شبكه 5 سیما كه سال گذشته با ویژهبرنامه تركیبی نون و ریحون به پیشواز افطار میرفت، این روزها توسط فرزاد موتمن و گروهش آخرین مراحل تولید مجموعه نمایشی 30 قسمتی با همین نام (نون و ریحون) را پشتسر میگذارد؛ اثری كه با قصه جذابش مخاطبان پایتخت را حتی در ساعات نزدیك به نیمهشب پای تلویزیون مینشاند.
وقتی قرار است داستان یك مجموعه را چند جوان پیش ببرند از قبل میتوان حدس زد كه قصه چگونه از آب درخواهد آمد.
تحرك، نشاط و سرزندگی در خلق لحظات مفرح زمینه اصلی را تشكیل میدهند و آن وقت است كه حتی لحظات درام و حزنانگیز قصه نیز به مذاق بیننده شیرین میآید.
نون و ریحون، اما با این تفاصیل مجموعه سادهای است و این سادگی نهفته در نامش در پردازش قصه نیز به چشم میخورد.
2000 دقیقه برای دیدن سریال؟
فرزاد موتمن ازجمله كارگردانان نامآشنا در صنعت سینمای ماست، كارگردانی كه ژانرهای مختلفی را به استناد آثار مختلف سینمایی در گونههای متفاوت فیلمسازی تجربه كرده است. اگر شما نیز مخاطب فیلمهایی چون «شبهای روشن»، «باجخور»، «جعبه موسیقی»، «صداها» و «پوپك و مش ماشالله» بوده باشید حتما با تنوع كاری او در بهرهگیری از گونههای مختلف آشنا هستید كه این آخری (پوپك و مش ماشالله) بیشترین شباهت تكنیكی و كیفی را به اولین سریال ساخته موتمن (نون و ریحون) دارد.
موتمن درخصوص این تنوع كاری معتقد است: «من كارگردانی هستم كه تلاش میكنم خودم را در اختیار فیلمنامه بگذارم. در حقیقت این متن یك اثر است كه به من میگوید چگونه كار را به تصویر بكشم و به همین دلیل آثاری كه تا به حال كارگردانی كردهام، تفاوت بسیاری نسبت به یكدیگر دارند و شما در هیچ كدام سیر تداومی یكسانی را پیدا نمیكنید».
وی ادامه میدهد: در سینما تلاش میكنم تا یك تكنسین باشم، بنابراین فیلمسازی روشنفكر نیستم. در حقیقت به عنوان یكی از عاشقان سینما فیلم میسازم و خودم را كاملا در اختیار متنی میگذارم كه پیشنهاد میشود.
موتمن ازجمله كارگردانهایی است كه بیشتر وقت خود را صرف فیلمسازی میكند و كمتر زمانی را برای دنبال كردن مجموعههای تلویزیونی صرف میكند و معتقد است بر خلاف بسیاری از مخاطبان دائمی تلویزیون 2000 دقیقه زمان كافی در اختیار ندارد تا صرف پیگیری سریالها كند. او با خنده تاكید میكند كه تنها میسازد و كمتر به تماشا مینشیند. با این وجود این كارگردان صرفا سینمایی اولین تجربه تلویزیونیاش را بخوبی پشت سر میگذارد و درخصوص پذیرش ساخت این مجموعه میگوید: «این پیشنهاد را در وهله اول به دلیل حضور تهیهكننده خوبش (آقای رضوی) پذیرفتم بعلاوه آقای سرتیپ نیز ـ كه پخشكننده فیلم آخر من بود ـ دلیل دیگر پذیرفتن ساخت این مجموعه بود. از طرفی متن اینكار را نیز دوست داشتم، چون ساختاری بینابینی داشت یعنی هم مدرن و نو بود و هم آنقدر كلیشههای آشنا داشت كه مردم را علاقهمند به دیدن و پیگیری میكرد، چون مردم ما دوست دارند عناصر آشنا و تكراری را چند مرتبه ببینند و فكر میكنم این جزو ویژگیهای كلی جامعه ماست.
موتمن ادامه میدهد: «ماهیت فیلمنامه به اندازه كافی به نظرم بانمك و شیرین آمد و از طرفی به برخی اتفاقات موجود در جامعه و التهابات اجتماعی پاسخگو بود یا حداقل حالتی انفعالی در مقابلشان به خود نمیگرفت و من خوشحالم كه مسائلی در این سریال مطرح میشود كه در جامعه به صورت عادی با آن روبهرو هستیم.»
نون و ریحون، ازجمله مجموعههایی است كه در كنار تیم كارگردانی از حضور بازیگران نیز بهره برده است. فرهاد آئیش در كنار ایفای نقش آق عمو، موتمن را در زمینه كارگردانی نیز همراهی میكند. آئیش كه در مجموعههای طنز متعددی حضور داشته كمتر شخصیت طنز خود را به ورطه تكرار انداخته و در آثار متعدد حرفی نو برای گفتن داشته است.
او كه بیشتر به شاخههای فانتزی در تصویرسازی طنز گرایش دارد (و این ویژگی هم در بازی و هم بازیگردانیهای او مشهود است) این بار در كنار موتمن قرار میگیرد كه آثار اینچنینیاش در قالب طنز موقعیت ساخته میشود.
همكاری این دو كه پیش از این در «پوپك و مشماشالله» نیز تلفیقی قابل قبول را از 2 نگاه به بیننده عرضه داشت یك بار دیگر در نون و ریحون اتفاق افتاده است.
موتمن در این خصوص میگوید: «در هر دو كار با آقای آئیش توافق كردیم كه همه چیز را در حد ممكن واقعی ببینم، البته شخصیت آق عمو در این مجموعه به نوعی شخصیتی اپرایی است و حجمهایی را میطلبد كه در اندازههای واقعی نمیگنجد حتی در مواقعی، غیرواقعی به نظر میرسد. در حالی چنین شخصیتهایی را در جامعه كنونیمان پیدا میكنیم كه حالتی دیوانهوار و گل درشت دارند.»
وی میافزاید: «فرهاد آئیش در بازیها و متن فیلمنامه مشاور خوبی برای من است و با توجه به فشار زیادی كه روی گروه است من واقعا به كمك ایشان احتیاج دارم.»
این مجموعه با وجود بازیگران متعددی كه هریك به دنبال سرنوشت و یافتن شریكی برای زندگی خود هستند و در این راه برای رسیدن به هدفشان دست به كارهایی دور از ذهن و ناپخته میزنند با وجود این شخصیتی را در میان خود دارند كه منطقیتر از آنها به نظر میرسد و به نوعی برتری فكری و عملی دارد و در درون خود دارای گرایشهایی است كه تابع شخصیت آقا عمو است. وی نسبت به دیگر دوستانش ضد زنتر است و اتفاقا به همین دلیل و نوع برخورد بیتفاوتش نسبت به زنها، بیشتر مورد توجه قرار میگیرد.
علی قربانزاده با وجود كاراكتر جدیتری كه نسبت به دیگر بازیگران نون و ریحون دارد، همچنان یكی از خالقان موقعیتهای شیرین این مجموعه تلویزیونی است، با وجود این كه مخاطب كمتر او را در آثار اینچنینی به یاد میآورد.
كارگردان این مجموعه میگوید: «احساس كردم برای نقش فرید، بازیگری كه كمتر عادت كردهایم او را در نقشهای جدی ببینیم، مناسبتر باشد، ضمن این كه شخصا علاقهمندم از بازیگران جدی در آثار كمدی و از بازیگران كمدی در آثار جدیتر بهره بگیرم حتی از سینمای خودمان هم كه بیرون بیاییم كمدینی مثل جیم كری را داریم كه در ژانر كمدی به صورت وحشتناكی بد بازی میكند... لوس، بینمك و اگزجره است ولی در فیلمی مثل «man on the Moon» بسیار موفق است چون اصلا كمیك بازی نمیكند و درست به دلیل همین گرایش بود كه فكر كردم علی قربانزاده میتواند در یك نقش كمیك بخوبی ظاهر شود.
شتابزدگی در كار دیده نمیشود
«نون و ریحون» را میتوان پس از «دارا و ندار» اولین مجموعه تولیدی شبكه تهران دانست كه توسط گروه كارگردانی كاملا سینمایی تهیه میشود. این رجعت برنامهسازان از مدیوم كلی به سوی مدیومی جزئیتر پیش از این نیز توفیقاتی را نصیب آثار تلویزیونی كرده است. حال باید دید نون و ریحون كه توسط تهیهكننده و كارگردان باسابقه سینما تولید میشود، در پایان ماه رمضان تا چه حد رضایت مخاطبان این شبكه تلویزیونی را به دنبال خواهد داشت. از اینرو به سراغ سیدمحمود رضوی، تهیهكننده این سریال میرویم و او با روی باز پاسخگوی سوالات ما میشود.
به نظر میرسد شبكه 5 پس از تجربه دارا و ندار و حضور كارگردانی سینمایی كه اتفاقا در جذب مخاطب برای فیلم سینماییاش موفق بود، قصد دارد برای بار دوم با نون و ریحون فرزاد موتمن این تجربه را تكرار كند. در ابتدا میخواهیم از این همكاری بگویید.
ابتدا باید بگویم كه این كار خیلی دیر كلید خورد و اوایل خرداد برایمان قطعی شد كه چنین مجموعهای را تولید كنیم. آن زمان آقای موتمن فیلم «پوپك و مش ماشاالله» را در حال اكران داشت. خب ما به دنبال كارگردان تكنیكی بودیم كه طنز را نیز بخوبی درك كند. آقای موتمن با توجه به تجربههای خوبی كه در ژانرهای مختلف داشت و در ژانر كمدی نیز توانسته است فیلمی بسازد كه در شرایط نابسامان سینما یك میلیارد تومان فروش داشته باشد، اولین گزینه ما بود.
با این كه هنوز در مرحله پردازش طرح كلی كار بودیم با وی صحبت كردیم و ایشان نیز پذیرفت، اما درخصوص سوال شما باید بگوییم كه تلویزیون به طور كلی شامل 2 حوزه مختلف است یكی كارهای مناسبتی و دیگری كارهای روتین و هفتگی. ساخت اثر مناسبتی گزینهای بود كه هم من و هم آقای موتمن به آن تمایل داشتیم. بویژه برای ماه رمضان چون در این ایام مبارك سر سفرههای افطار و مهمان خانههای مردم بودن، لطف و صفای دیگری دارد. از طرفی یك متن خوب و نو در گونه كمدی ما را ترغیب به ساخت این مجموعه كرد.
به گفته برخی عوامل نون و ریحون این مجموعه به لحاظ نوع طنزی كه در قصهاش به كار رفته، ساختاری نو را طلب میكند. نظر شما چیست؟
این كار در وهله اول به لحاظ ساختار نسبت به كارهای روتین تفاوتهایی داشت. ما توسط یك راوی بخشی از جریان داستان را روایت میكنیم. دوم این كه نگاه كارگردان نسبت به مقوله طنز نسبت به دیگر آثار معمول سیما متفاوت است. شاید كارهای مشابه وجود داشته باشد، اما آن چیزی كه در تلویزیون به عنوان طنز شناخته شده، نوعی دیگر است. ضمن این كه به طور قطع نمیتوان گفت نون و ریحون اثری كمدی است، چون تلاش ما بر ساخت مجموعهای اجتماعی و شیرین بوده است در نتیجه انتظار نداریم كه مخاطب با نگاه طنز به دیدن این كار بنشیند. ضمن این كه در حوزه طنز نویسندههای محدودی داریم و همین طور بازیگر، كارگردان و... بنابراین به خاطر این كه وارد حیطه آثار معمول كمدی سیما نشویم و مقوله جدیدی در این گونه را در تلویزیون تجربه كنیم، تمام گزینههایمان را تغییر دادیم. یعنی در وهله اول سراغ یك كارگردان متفاوت رفتیم. بازیگرها نیز تقریبا افراد شناخته شدهای در حوزه طنز نیستند با این كه تجربیات بسیاری در این ژانر دارند ولی كارهایی با سبك و سیاق جدی، درام و... نیز انجام دادهاند و در حقیقت افرادی هستند كه شیرینی بازی آنها نمود بیشتری نسبت به ساختارهای كمدیشان دارد. از طرفی نویسنده نون و ریحون نیز نویسنده طنز صرف نبود. او كسی بود كه داستان را میفهمید، ساختاربندی مناسبی برای قصه میساخت و در جای خود كمی نمكین مینوشت، یعنی مجموع این عناصر كنار هم سبب شد تا بیننده كاری متفاوت را ببیند.
شما در ابتدای صحبتتان به پرفروشترین فیلم در میان آثار اكران شده در سال 89 اشاره كردید كه انگیزهای شد برای حضور كارگردانش در تلویزیون... در مقایسه مالی تولیدات سینمایی و تلویزیونی، آیا ورود به سیما افت كیفی تولیدات نمایشی را به دنبال نخواهد داشت؟
در حقیقت انگیزه اصلی ما فروش فیلم پوپك و... نبود ولی خب فیلم طنزی كه بتواند به چنین فروشی دستیابد، مشخص است كه كارگردان متن متفاوتی در اختیار داشته و مخاطب را جذب كرده است. انگیزه اصلی ما حضور كارگردانی بود كه كار خود را بخوبی بلد باشد و كار تكنیكی قوی نیز ارائه كند، چون به دنبال كارگردان طنز صرف نبودیم. در بحث هزینهها نیز باید بگویم با توجه به بودجهای كه برای ساخت این مجموعه اختصاص دادیم، سعی كردیم چیزی نسبت به آثار قوی كم نگذاریم و تا به حال 14 بازیگر اصلی داریم كه هیچكدام از چهره بودن كم نداشتهاند، چون برآورد تلویزیون سر جای خودش است، اما شیوههای تولید است كه فرق دارد. نون و ریحون هم به لحاظ تیم بازیگری قابل قبول است و نیز عوامل پشت صحنه اغلب از عوامل سینمایی هستند و فقط اقدام به كاهش هزینههای حاشیهای كردیم.
مثلا نورپردازی در یك اثر سینمایی ممكن است حدود چند روز وقت صرف كند ولی در ضبط ویدئویی این مشكلات وجود ندارد. همین تفاوتهایی كه در تولیدات سینمایی و تلویزیونی وجود دارد، باعث كاهش هزینههای حاشیهای میشود.
آیا توفیقی كه پس از پخش سریال دارا و ندار توسط برنامههای جنبی شبكه 5 سیما نصیب آن سریال شد، پیشبینی میشود كه برای این مجموعه نیز اتفاق بیفتد؟
اصولا كارهایی كه دیده میشوند، چنین توفیقاتی را نیز نصیب خود میكنند و اگر نون و ریحون در میان مخاطبان دیده شود، مسلما جلسات نقد و بررسی و همچنین برنامههای جنبی تشویقی در این خصوص تولید خواهد شد، چون به نظر ما به همان اندازه كه بچهها زحمت میكشند، میبایست با یك نقد منصفانه ریزهكاریهایشان نیز دیده شود كه سرآغاز تجربههای موفق بعدی ما باشد. احتمال میدهم نشستهایی درخصوص نقد و بررسی این مجموعه انجام گیرد. ضمن این كه كارهایی كه دیده میشوند هم مخالف خواهد داشت و هم موافق.
دختر مظفر، حریف 5 جوان
قهوهخانه سنتی نون و ریحون همیشه شادابی و سرزندگی خاص خود را ندارد. این مكان كه توسط این 5 جوان شر و شور اداره میشود همواره مشكلات خاص خود را دارد.
دختر مظفر كه سولماز غنی ایفاگر نقش آن است دیرتر از بازیگران دیگر به جمع عوامل نون و ریحون پیوسته است و در این میان اتفاقات جذاب و دیدنی با حضور او در بین این جماعت ضد زن رخ میدهد كه درگیری او، مراد، سیاوش، فرید، عباس و حامد لحظات جذابی را پیشروی مخاطب ترسیم میكند.
سولماز غنی درخصوص نقشاش در این مجموعه چنین میگوید: «در این سریال از قسمت هجدهم وارد كار میشوم و در حقیقت نقش بهاره، دختر مظفرخان (سعید پیردوست) را به عهده دارم كه در نبود پدرش در سفرهخانه و در كنار دیگر جوانان مشغول به كار میشود و این مجموعه را مدیریت میكند.
غنی كه پیش از این سابقه حضور در آثار طنز تلویزیونی را نداشته ادامه میدهد: «چندی پیش در تئاتری كه رگههایی از طنز را در داستان خود داشت، حاضر شدم. در این مجموعه نیز هنوز با حال و هوای كار آشنا نیستم، چون ورودم به این مجموعته آنقدر سریع اتفاق افتاد كه حتی فرصت دیدن سریال را نیز نداشتم و برای ایفای نقش بهاره و جا افتادن در كاراكتری طنز از كمكهای آقای آئیش و موتمن بسیار استفاده كردم.»
وی درخصوص ویژگی كارگردانی فرزاد موتمن میگوید: «با آقای موتمن اولین بار است كه همكاری دارم. قبل از حضور در این كار نیز وی تاكید داشت كه نگران هیچ چیز نباشم، یعنی او درباره كلیت نقش توضیحاتی میداد و ریزهكاریها را به دست بازیگر میسپرد.»
میزبانی نور و رنگ در بزم عشق و شادی سفرهخانه
ژانرهای مختلف در سینما عمدتا به لحاظ تكنیكها و ابزارهای تولیدی نوع خاصی از ادوات را میطلبد و این مسالهای است كه در سینمای روز دنیا به صورت جزیی مدنظر عوامل پشت صحنه قرار میگیرد. در سینمای ما نیزه بهرهگیری از نوع خاصی از ابزارآلات تصویر و نور با توجه به محتوای فیلم و ژانر مورد نظر بیشتر مبتنی بر سابقه و نكتهسنجی كارگردان اثر است. عطاالله فولادوند كه از سال 69 فعالیت حرفهایاش را آغاز كرده در مجموعه نون و ریحون دستیار اول صحنه است. او درخصوص دكور و رنگبندی صحنه در این مجموعه میگوید: «یكی از ویژگیهای آثار طنز طراحی خاص و استفاده از رنگبندی متنوع وشاد است. مثلا در لوكیشن قهوهخانه با وجود بهرهگیری از شكلهای هندسی كه نظر بیننده را به سوی آثار قدیمی و سنتی معطوف میكند، اما از رنگهای شادی استفاده شده تا ماهیت طنزگونه مجموعه را بخوبی انتقال دهد.»
هادی پویان كه یكی از تصویربرداران این مجموعه است، نظری مشابه دارد: «در تصویربرداری این مجموعه از شاتهای خاصی استفاده نمیكنیم و بیشتر تلاشمان این است كه همه چیز در بك گراند و فورگراندهای تصویر جای بگیرد. ضمن اینكه با استفاده از نورهای گرم سعی میكنیم هم كل فضا دیده شود و هم به انتقال عناصر طنز موجود در كار كمك كند.»
این را هادی پویان میگوید و ادامه میدهد: «در ایران نمیتوان ویژگی خاصی را برای تصویربرداری آثار طنز در نظر گرفت، چرا كه كارگردانهای مختلف سلایق متفاوتی در این خصوص دارند. در این مجموعه تلاش گروه تصویربرداری بر این است تا جای ممكن برداشتها به اصول سینمایی نزدیك شود. كادرهای ما نیز اغلب ثابت هستند و بازیگران وارد یا خارج از كادر میشوند.»
وی ادامه میدهد: «آقای موتمن بهترین شات دنیا را American shat میداند و من هم خیلی این فضا را دوست دارم، ولی این مجموعه در جاهایی اجازه استفاده از لانگ شات را نمیدهد و تلویزیون نیز میطلبد كه بیشتر از مدیوم شات بهره بگیریم و با اینكه آقای موتمن را در آثار سینمایی میشناسیم اما بخوبی با مدیومهای تلویزیون آشنایی دارد.»
رفاقت، مرام، خیانت... كدامیك؟
شاید بیشترین كشمكشی كه بین 5 جوان مجموعه نون و ریحون اتفاق افتاده است، گریبانگیر حامد و مراد است.
مناسبات رفتاری این دو كه بر سر باز شدن بخت مراد جذابیتهایی را به دنبال دارد، در برخی اوقات بیننده را مجاب میكند كه خیانتی بین این دو دوست در حال شكلگیری است.
رضا داوودنژاد (حامد) میگوید: «به هر حال قصه نون و ریحون بر مبنای عشق و عاشقی است و طبق جریان داستانگویی، خیانتی در حال شكلگیری است.» داوودنژاد در اینباره بیشتر توضیح نمیدهد، چون معتقد است قصه سریال لو میرود. او كه پیش از این در مجموعههایی از این دست چون «باغچه مینو»، «زندگی به شرط خنده» و «پشت كنكوریها» بازی كرده است درخصوص تفاوتهای محتوایی نون و ریحون و پشت كنكوریها میگوید: «در هر دو این مجموعهها، 5 جوان هستند كه یكدیگر را دوست دارند، اما در سریال قبلی، مقطع نوجوانی این افراد به تصویر كشیده شد كه هنوز عشق را در زندگیشان تجربه نكرده بودند، اما در نون و ریحون، جوانان حدودا 25 یا 26 سالهای را میبینیم كه دانشگاه رفتهاند و برخورد با زنان را در جامعه و دانشگاه تجربه كردهاند، ولی به هر حال جوانان خوبی هستند كه در جامعه كنونی ما كمتر پیدا میشوند.»
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: jamejamonline.ir
مطالب پیشنهادی:
گفتگو با برزو ارجمند، بازیگر سریال «نون و ریحون»
با مهرداد ضیایی، بازیگر و مشاور لهجه سریال در مسیر زاینده رود
«جراحت» قصه زخمها و كینههاست
گزارشی از سریال مناسبتی ملكوت
حسن جوهرچی: بیننده میتواند کانال را عوض کند!
