در مسیر زاینده رود
اصلا این ویژگی در مسیر زاینده‌رود است كه در آن با تصویر باورپذیری از آدم‌ها مواجه می‌شویم كه خیلی بومی و ایرانی هستند. در واقع این سریال تصویری از هویت بومی و اصالت ایرانی را با...
 
لهجه و فوتبال؛ عوامل جذابیت
حسن فتحی
با ساخت سریال «در مسیر زاینده‌رود» سه‌گانه خود را در سریال‌های مناسبتی تكمیل كرد، اما این آخری نتوانست به اندازه «شب دهم» و «میوه ممنوعه»، رضایت مخاطبان را جلب كند. منظورم اعتراض اهالی اصفهان به لهجه اصفهانی و حواشی آن نیست بلكه در جذابیت‌های دراماتیكی است كه نسبت به 2 اثر قبلی كمرنگ‌تر است، اما در مسیر زاینده‌رود یك تجربه تازه برای حسن فتحی محسوب می‌شود كه از حیث فرم و ساختار درونی، تصویر متفاوتی را از یك سریال تلویزیونی به تصویر می‌كشد و هوشمندی كارگردان را در انتخاب سوژه و نحوه پرداخت آن نشان می‌دهد.
 این تجربه‌گرایی و تنوع در ژانر لازمه یك كارگردانی حرفه‌ای است كه كارش را بلد است و به ابزار و عناصر این حرفه آشناست. اولین نشانه این هوشمندی را باید در تغییر فضای داستانی و انتخاب اصفهان به عنوان لوكیشن و جغرافیای اصلی قصه دانست كه حال و هوای متفاوتی را از یك مجموعه تلویزیونی خلق می‌كند و با تركیب بازیگران پایتخت و شهرستانی، عناصر جذاب درام را در نظر می‌گیرد.
از سوی دیگر با روایت قصه‌ای پرتعلیق كه میان تراژدی و ملودرام در حركت است، پویایی بیشتری به آن می‌بخشد.
 
در مسیر زاینده‌رود بین 2 موقعیت اصلی یعنی نظام خانوادگی با مناسبات سنتی و نظام اجتماعی با مناسبات مدرن، قصه خود را روایت می‌كند كه كشمكش و تضاد برساخته این دوگانگی، هم موتور قصه را روشن می‌كند و هم بازنمایی واقع‌گرایانه‌ای از لایه‌های درونی فرهنگ و هنجارهای اجتماعی به تصویر می‌كشد. ضمن این كه این تصویر واجد یك پشتوانه ایدئولوژیك و اخلاق‌گرایانه‌ای است كه خوشبختانه بیش از آن كه ضرورت مناسبتی بودن سریال باشد برآمده از مقتضیات درونی قصه است. خودخواهی و غرور، فخرفروشی، حرص و طمع و وسوسه‌های نفسانی بشر كه به واسطه دستیابی به یك موقعیت پر از پول و شهرت در پس این ماجرا نهفته است، بدون هیچ گونه شعارزدگی و تاكیدات زیاد و صرفا به واسطه خلق درام و ساختار داستانی اثر به مخاطب عرضه می‌شود و كارگردان به جای مخاطب قضاوت نمی‌كند.
یكی از مشكلات همیشگی سریال‌های مناسبتی، معناگرا و ماورایی این است كه خارج از گفتمان قصه و بدون تناسب منطقی، دراماتیكی و روان‌شناختی با كلیت اثر، مفاهیم اخلاقی و تربیتی را در ذهن مخاطب به توپ می‌بندند و آن را در كسوتی زیباشناسانه و شمایلی باورپذیر جلوی مخاطب نمی‌گذارند. در مسیر زاینده‌رود، اما مسیر خود را از این عادت رسانه‌ای عوض كرده و داستان‌گویی را فدای اخلاق‌گرایی فرمالیستی نمی‌كند. ضمن این كه بشدت از قطب‌بندی مطلق شخصیت‌ها پرهیز كرده و در هر دو سوی خانواده قاتل و مقتول، كاراكترهایی را به تصویر می‌كشد كه با نمونه‌های مقابل خود همسنگ بوده و واقعیت خاكستری آدم‌ها را بازنمایی می‌كند. آقای سماواتی را در برابر برادر بزرگ‌تر مسعود قرار دهید تا یك نمونه از این تناسب شخصیت‌پردازانه را درك كنید. این تمهید علاوه بر واقع‌گرایی در شخصیت‌پردازی، زمینه لازم برای روایت جذاب داستان را فراهم می‌كند كه با كشمكش‌های منطقی و دراماتیك پیش رفته و امتیاز بزرگ آن در این است كه هر چقدر سریال جلو می‌رود، این تعلیق‌آفرینی در یك ساختار موازی خود را می‌گستراند و مخاطب را با خود همراه می‌كند. فتحی برای این كار از یك عنصر جذاب مثل قتل و قصاص بهره می‌گیرد كه البته چیز تازه‌ای نیست، اما موقعیت مهران به عنوان یك فوتبالیست مشهور این مولفه تكراری را به عنصری تازه‌تر بدل می‌كند كه كشش لازم را برای مخاطب در خود می‌پروراند و او را پیگیر ماجرا می‌كند.
حضور چند بازیكن سرشناس فوتبال در این سریال را هم باید به عناصر جذاب این قصه افزود كه در نوع خودش تازه و خلاقانه است. اساسا در مسیر زاینده‌رود، فارغ از مضمون و درونمایه اثر از حیث ظاهری و بهره‌گیری از جذابیت‌های تجاری و بیرونی اثر هم بهره می‌برد. مثلا همین استفاده نمادین و كوتاه از فوتبالیست‌های مشهور و گره زدن قصه با واقعیت‌های موجود در این حوزه. این كار قصه را در شمایلی واقعی و رئال‌تر صورت‌بندی می‌كند و شكلی مستندگونه به آن می‌دهد. البته گاهی این تمهید به ضرر ساختار دراماتیكی سریال منجر شده و به دوپارگی آن منجر می‌شود، اما توجه فتحی به سویه آسیب‌شناختی مناسباتی فوتبالی در كشور و بهره‌گیری اخلاق‌مدارانه از آن در بستر یك سریال مناسبتی، هوشمندی وی را در انتخاب و روایت قصه به اثبات می‌رساند.
انتخاب مهدی باقربیگی در نقش مسعود را هم باید در جهت همین هوشمندی قرار داد. وی كه پس از بازی در نقش قصه‌های مجید به شهرت و محبوبیت زیادی رسیده بود، اینك پس از سال‌ها دوری از عرصه بازیگری در این سریال ظاهر شد تا ضمن تداعی و تجدید خاطرات تماشاگران، مسیر تازه‌ای را در بازیگری بیازماید. همچنین حضور مهدی سلطانی اردستانی كه پس از سال‌ها دوری از دنیای تصویر با نقش‌آفرینی زیبا و قدرتمندانه شمایل یك مرد ایرانی عاقل و پرجذبه را بخوبی بازی كرد كه بشدت تاثیرگذار بوده و در ذهن می‌ماند.
 
اصلا این ویژگی در مسیر زاینده‌رود است كه در آن با تصویر باورپذیری از آدم‌ها مواجه می‌شویم كه خیلی بومی و ایرانی هستند. در واقع این سریال تصویری از هویت بومی و اصالت ایرانی را با عقبه مذهبی و مومنانه آنها تركیب می‌كند كه به همین دلیل مخاطب می‌تواند فارغ از نوع لهجه ـ كه چندان هم خوب از كار در نیامده و شاید یك مانع ارتباطی بین كاراكترها و تماشاگران فرض شود ـ با شخصیت‌های قصه ارتباط همذات‌پندارانه برقرار كند.
از سینمای فتحی آنچه كه در این سریال كم است، نوع دیالوگ‌پردازی‌های وی بود كه در اینجا كمتر می‌توان سراغ و نشانه‌ای از آن گرفت.
 
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: jamejamonline.ir
 
مطالب پیشنهادی:
عکس‌های جدید از سریال «در مسیر زاینده رود»
اثر جدید فتحی در ماه رمضان/ تصاویر چهره‌ها و صحنه‌ها
دیوار كوتاه فوتبال در مسير زاينده‌رود!
نگاهی به مجموعه‌های ماه رمضان؛ از «چراغ خاموش» تا «در مسیر زاینده‌رود»
با مهرداد ضیایی، بازیگر و مشاور لهجه سریال در مسیر زاینده‌ رود