نمی‌توان از خانه بی‌پرنده صحبت كرد و از بازی خوب آهو خردمند سخن نگفت. اگر خانه بدون پرنده چیزی كم دارد، این سریال هم بدون خردمند چیزی كم خواهد داشت...
 
یوسف گمگشته بازآید به كنعان
واقعیت این است كه مجموعه‌های تلویزیونی ما كمتر سراغ ژانر دفاع مقدس می‌روند و كمتر سریالی را می‌توان به یاد داشت كه قصه‌ای را روایت كند كه به جنگ، مناسبات و پیامدهای آن پرداخته باشد. شاید تنها دو سریال «خاك سرخ» و «گل پامچال» به عنوان دو مجموعه‌ای كه در ذیل ژانر جنگ قرار می‌گرفتند، در ذهن مخاطبان باقی مانده باشد كه اتفاقا این آخری از حیث مضمون و ساختار روایی به «خانه بی‌پرنده» شباهت دارد.
 اگر سویه خانوادگی سریال‌های تلویزیونی را نسبت به سینما پررنگ‌تر بدانیم آن وقت جنگ و پیامدهای آن واجد قابلیت‌های دراماتیك بالایی از حیث مناسبات عاطفی و خانوادگی است كه برآمده از تاثیرات اجتماعی و عاطفی جنگ است. در خانه بی‌پرنده، محوریت داستان براساس همین موقعیت بنا می‌شود و قصه‌ای اجتماعی ـ خانوادگی دارد. قهرمان اصلی داستان دختری به نام زهراست كه در 2 سالگی در جنگ مفقود می‌شود و به نوعی هویت و نشانه یك خانواده در جنگ به هم می‌ریزد. وقتی صحبت از جنگ به میان می‌آید، همواره بر ویرانی و مخرب بودن آن در به‌هم‌ریختگی نظام اجتماعی و مناسبات شهری تاكید می‌شود، اما به هر حال تاثیر بیشتر آن بر نظام خانوادگی است. خانه بی‌پرنده، روایت همین موقعیت بغرنج است كه دامنه پیامدهای جنگ را تا سال‌ها و چه بسا دهه‌های بعد نشان می‌دهد. حالا كه زهرا پس از 27 سال پیدا شده، می‌توان شعاع این ویرانی را در دفتر تاریخ محاسبه كرد و میزان درد و رنج و مساحت آن را اندازه گرفت. به همین دلیل شاید جنگ را نه در مكان و جغرافیا كه در زمان و تاریخ قرار داد و بازشناسی كرد. حاج‌عباس مودت و همسرش مرضیه 27 سال با رنجی زیسته‌اند كه مقدار آن با زمان قابل سنجش نیست. آنها مصداقی از پیامدهای سوء جنگ تا سال‌ها پس از پایان آن هستند و عمق این فاجعه انسانی در دل مناسبات خانوادگی بازنمایی می‌‌شود.
 
خانه بی‌پرنده، البته قصه تازه‌ای ندارد. جدایی یك فرد از خانواده و تلاش برای پیدا كردن او و ماجراهای پرفراز و نشیبی كه در این جدایی رخ می‌دهد، دستمایه آثار زیادی در سینمای ایران و جهان بوده است. این موقعیت یك وضعیت پارادوكسیكال اجتماعی ـ روانی را ایجاد می‌كند كه هم تعلیق‌آفرین است و هم تامل‌برانگیز. جنگ از یك سو به كشتن انسان‌های دیگر منجر می‌شود و آدمی تلاش می‌كند تا با كشتن انسانی به نام دشمن، خانه خویش را از ویرانی و اسارت نجات دهد، اما از سوی دیگر از انسان‌هایی جدا می‌شود كه عزیزترین افراد زندگی‌اش هستند. در اینجا زهرا، نمادی از هر آن چیزی است كه به واسطه جنگ دچار نابودی شده و حسرت نبود خویش را بر دل اطرافیان می‌گذارد. موقعیت زهرا با بازی روناك یونسی ـ كه انتخاب مناسبی برای این نقش بود ـ به وضعیت اسرای جنگی هم شباهت دارد كه جنگ سال‌ها میان آنها و خانواده‌شان جدایی افكنده و مسیر زندگی‌شان را تغییر داده است. زهرا اینك با بازگشت خویش، زندگی حاج‌عباس و مرضیه را دچار تازگی و نشاط دوباره می‌كند. كارگردان با ترسیم این موقعیت در كنار روایت یك قصه به ظاهر فردگرایانه، وضعیت اجتماعی و تاریخ جامعه را در این 27 سال واكاوی می‌‌كند و شمایلی از جامعه جدید كه حالا 2 دهه از جنگ را سپری كرده، با ارزش‌های زمان جنگ مورد قیاس قرار می‌دهد تا مخاطب را در كنار سرگرم كردن به تامل وادارد.
زهرا در اینجا نمادی از خود جنگ یا جامعه زمان جنگ است كه انگار پس از 27 سال سر و كله‌اش پیدا شده و آیینه‌ای در برابر جامعه امروز قرار می‌دهد. اصلا عنوان سریال نیز همین معنا را بازنمایی می‌كند و از خانه و سرزمینی سخن می‌گوید كه دیگر پرنده و پرواز در آن معنا ندارد و گویی این خانه، پرندگان خود را از دست داه است. دیگر بال پرواز شكسته و همه چیز در مناسبات تجاری و دنیاطلبی و پول و ماشین و مظاهر دنیوی زندگی تقلیل یافته است.
 
زهرا صرفا گمشده حاج‌عباس مودت نیست كه او نشانه‌ای از گمگشتگی جامعه‌ای است كه از آرمان‌ها و ارزش‌های خود فاصله گرفته است و انگار پرندگان بال‌های پرواز خود را از دست داده‌اند. در واقع خانه بی‌پرنده یك نوع آسیب‌شناسی اجتماعی ـ اخلاقی از وضعیت امروز جامعه‌ای است كه بتدریج در یك استحاله فرهنگی پوست انداخته و از آرمان‌های دیروز فاصله گرفته است.
داستانك‌هایی كه در كنار خط اصلی قصه تعریف می‌شود، تصویری از این جامعه را بازنمایی می‌كند كه با پیدا شدن زهرا بیشتر می‌توان به زیرساختارها و تحولات درونی آن پی برد. در واقع حضور زهرا نبود خیلی چیزها را نشان می‌دهد و در لایه‌های زیرین‌تر این معنا بر این گزاره اخلاقی تاكید می‌كند كه این زهرا نبوده كه طی این سال‌ها مفقود بوده است، بلكه اتفاقا پیدا شدن او نشانه این است كه خیلی از آدم‌های این سال‌‌ها دچار غیبت و سرگشتگی شده‌اند.
نمی‌توان از خانه بی‌پرنده صحبت كرد و از بازی خوب آهو خردمند سخن نگفت. اگر خانه بدون پرنده چیزی كم دارد، این سریال هم بدون خردمند چیزی كم خواهد داشت.
 
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: jamejamonline.ir
 
مطالب پیشنهادی:
بازیگر سریال‌های «قلب یخی» و «خانه بی‌پرنده»: به زودی غافلگیر می‌شوید!
گفتگو با بیژن بیرنگ به بهانه «همچون سرو»
گفتگو با بهزاد خداویسی بازیگر سریال «یك روز قبل»
گزارشی از پشت صحنه سریال «تبریز مه آلود»
 بازیگران مجری و مجریان بازیگر!