روایتی از پشت صحنه سریال «بچهها نگاه میكنند»؛ سریال نوروزی شبكه 2 سیما
یك لیدر تمام عیار
یك لیدر تمام عیار
درست به موقع رسیدیم. همهچیز آماده یك مهمانی درست و حسابی با غذاهای خوشمزه و رنگ و لعابدار است. اشتباه نكنید اینجا رستوران یا تالار پذیرایی نیست. اینجا تهران، خیابان شیخ بهایی، لوكیشن سریال «بچهها نگاه میكنند» است. خانهای دو طبقه كه داخل آن توسط طراحان دكور به سرپرستی حسین عالینژاد به چند واحد تقسیم شده و هر كدام از خانهها با اشكالی متفاوت و دكوراسیون خاص خود قرار است شیوه زندگی و تفكر اعضای آن را به نمایش بگذارد و این همه رفتو آمد و غذاهای متفاوت برای مهمانی است كه قرار است در خانه عمه خانم برگزار شود.
در حین ورود راهی آشپزخانه میشویم تا از چشم تیزبین دوربین افشین احمدی دور بمانیم و با دیدن چهره امیر پرتوزاده (صدابردار) كه هدفون كل گوشش را گرفته، طوری كه به نظر میآید هیچ صدایی را نمیشنود، با این دم و دستگاه صدای پر زدن مگس را هم تشخیص میدهد، تلفن همراهمان كه به بلای جان همه تبدیل شده خاموش میكنیم كه مبادا...
به گفته یكی از عوامل، از شش صبح كار شروع شده؛ با این حال همگی پرانرژی و سرحال مشغول انجام وظایف خود هستند و در این بین گوهر خیراندیش سر حالتر از همه و به مانند یك لیدر تمام عیار بازیگران را راهنمایی میكند و تجربه چهل سالهاش در عرصه بازیگری را در یك سكانس نه چندان طولانی به كار میگیرد كه نشان از اهمیت و علاقه او به حرفهاش است. آشپزخانه عمه طاووس (گوهر خیراندیش) شباهتی به آشپزخانههای امروزی ندارد. قفسههای آهنی كه پارچههای گلدار حكم در را برای آنها دارند و كوزهها، تاقار، دیزی و شیشههایی كه درپوش آنها پارچههایی است ما را به خانههای 40-30 سال پیش میبرد. آشپزخانههایی كه در آنها خبری از ماكروویو و ظرفهای متنوع آركوپال نبود. غذاها روی میز كوچك كنار آشپزخانه چیده شده. آشپزخانهای كه یك طرف آن با دیوار از راهرو ورودی جدا شده و طرف دیگر آن با دیواری مشبك فیروزهای رنگ فاصلهای بین آشپرخانه و پذیرایی ایجاد كرده كه به واسطه سوراخهای دایرهای شكل دیوار مشبك میتوان دزدكی به پذیرایی نگاهی انداخت و سر از كار هدایت هاشمی، سیامك صفری و رضا داوودنژاد را كه ظاهرا سه باجناق خانواده هستند، درآورد كه روی مبلمان جمع و جور كنار پذیرایی مشغول گفتمان سه نفره هستند تا میز نهار آماده شود.
خوردن غذا ممنوع است...!
میزغذا درست وسط پذیرایی قرار گرفته و تا لحظاتی دیگر و با فرمان كارگردان دختر برادرهای عمه طاووس به اتفاق بچههایشان و به مدیریت عمه خانم پر از غذاهای خوشمزه خواهد شد.
سارا خوئینیها، شبنم مقدمی، گلاره عباسی و سمیرا ذكایی در آشپزخانه نه چندان بزرگ جمع شدهاند. حمیدرضا صلاحمند هم در آشپزخانه نشسته و نمای پذیرایی را در مونیتور كوچكی كه جلویش گذاشته از زاویه دوربین افشین احمدی نظاره میكند. ماهی و مرغ تزئین شده با حلقههای پیاز و سبزی تازه و برنج پر از زرشك و زعفران اشتهای هر بینندهای را تحریك میكند. بخصوص اینكه پیش غذایی همچون سوپ داغ كنارش باشد و مخلفاتی مانند سبزی خوردن، ماست و خیار با گل سرخ و نعنا و سیر ترشی و... اینجا خبری از نوشابههای رنگارنگ و گازدار نیست. دوغ و شربت آبلیمو در داخل تنگهای شیشهای سبز و پارچهای سفالی آبی ریخته شده كه هم خنك بمانند و هم خوشمزهتر باشند جای خود را پارچهای معمولی و ظروف مضر یكبار مصرف. ولی نباید فریب ظاهر این غذاها را خورد چون سكانس مهمانی حسابی شلوغ و پلوغ است و باید چند روزی برای ضبط آن وقت صرف شود پس این احتمال را دارد كه غذاها چند روزی مانده باشد و شاید هم فاسد شده باشند...؟
گوهر خیراندیش درباره نقش خود دراین سریال میگوید: «طاووس زنی است كه تقریبا مدیر است و بیشتر از هر چیزی میخواهد حق زنان را از مردان بگیرد. در واقع طاووس در مقابل برادرش كه ورزشكار است و نقش آن را آقای آتیلا پسیانی بازی میكند همیشه در تقابل تفكری است و خانمهایی كه در سریال میبیند بیشتر طرفدار عمه طاووس هستند. بخصوص دختر جدیدی كه به این مجتمع میپیوندد و میخواهد در كنار عمه خانم تمام عقاید فمینیستی خودش را با قصه تلفیق كند.»
خیراندیش در ادامه درباره فشردگی كار میگوید: «این مسئله یك امر طبیعی است ولی حضور كارگردانی هوشمند كه با تئاتر آشناست و تجربه خوبی در سینما دارد و عوامل دیگر كه همگی حرفهای هستند این كار را تا اندازهای برای ما راحتتر كرد. همچنین تعداد زیاد قصه باعث شده من استراحت بیشتری داشته باشم و بر خلاف نقشهایی كه قبلا بازی كرده بودم نیازی نیست كه همیشه سر صحنه حضور داشته باشم. چون نقشهایی كه قبلا بازی كردم همگی نیازمند تعامل با خانواده و شوهر و بچههایم داشتم در صورتی كه در اینجا این مسئله كمتر وجود دارد و زمانی كه خانوادهها بازی دارند نیازی به حضور من نیست و این مسئله فشار كار را تا اندازهای كم میكند.»
این سریال درباره بچهها نیست
صلاحمند با گفتن كلمات «صدا-دوربین-حركت»، بازیگران را به تكاپو میاندازد و خانمها برای چیدن سفره مدام در حال رفت و آمد و به آشپزخانه میشوند. یكی دیس برنج را میبرد یكی دیگر ظرف مرغ درسته و ماهیهای بیكله را و بچهها كه سه دختر و دو پسر هستند لابهلای بزرگترها میپلكند ولی گاهی هم دختر بزرگتر (مهسا) برای چیدن میز نهار كمك میكند اما این عمه طاووس است كه اعضای خانواده را برای چگونه چیدن میز راهنمایی میكند تا مبادا چیزی از قلم بیفتد. گوهر خیراندیش در این شلوغی اسم پریسا را به اشتباه صدا میكند و از آنجایی كه حواسش كاملا جمع است قبل از اینكه صلاحمند حرفی بزند خودش كات میگوید و همه چیز از سر گرفته میشود تا بالاخره صلاحمند رضایت میدهد.
صلاحمند درباره فضای سنتی خانه میگوید: «فضای كل كار، سنتی نیست بلكه بخشی از فضای ما این شكل را دارد. اگر از تمام آپارتمانهای ما دیدن كنید خواهید دید كه تنها خانه عمه خانم و خان بابا به شكل سنتی طراحی شده كه نشان از شیوه دیگری از زندگی است. در صورتی كه خانه دخترهای خان بابا طراحی دیگری دارد. در حقیقت قرار است در قصه ما شكلهای مختلف زندگی را داشته باشیم و تقابلشان و ارتباط بین زنها و مردها در زندگی اجتماعی آنها با این شیوههای مختلف زندگی به تصویر كشیده شود و از آنجایی كه مردان و زنان هر كدام حقوق خاص خودشان را دارند؛ موضوع ما برخورد این دو حقوق با یكدیگر است.
صلاحمند شروع كار را با فیلمنامهای ناقص نوعی ریسك میداند و میافزاید: «ما با یك قصه شسته رفته كه المان خاصی داشته باشد كار را شروع نكردیم. در حقیقت ویژگی كه روی آن حركت میكنیم روابط عادی اجتماعی است كه در زندگیهای مختلف خانوادگی وجود دارد. دیدگاههای مختلفی كه راجع به نقش زن و مرد در جامعه وجود دارد و همینطور نظرات متفاوت در زندگی زناشویی پایه اصلی شروع كار بود و موتور محركه ما روابط و چالشهایی است كه بر اثر این روابط به وجود میآید.» اما رضا داوود نژاد درباره حضورش در این كار و نقش خود میگوید: «این كار خیلی فیلمنامه كاملی ندارد بیشتر روی حال و هوای قصه جلو میرود. البته من یك تجربه موفق را در فیلم نیش و زنبور با آقای صلاحمند پشت سر گذاشتم. آقای تختكشیان هم از تهیهكنندههای معتبر هستند. همچنین تیم بازیگری برای من بسیار جالب بود، تمام بازیگران این كار بچههای حرفهای تئاتر هستند. همه این مسائل دست به دست هم داد تا به این پروژه ملحق شوم. همچنین من نقش امیر یكی از باجناقهای خانواده را بازی میكنم. باجناقهایی كه یا طرفدار خانبابا هستند و یا طرفدار عمه خانم. امیر هم در این بین سعی میكند هر دو طرف را نگه دارد.»
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: tehrooz.com/ سمیرا جعفری
مطالب پیشنهادی:
گزارشی از سریال نوروزی «بچهها نگاه میكنند» به روایت کارگردان و بازیگر
گزارش تصویری «موج و صخره» سریال نورورزی مجید صالحی
عکسهای جدید از پایتخت سریال نوروزی «سیروس مقدم»
آخرین خبرها از سریالهای نوروزی سیما
«توطئه فامیلی»؛ سریال نوروزی رامبد جوان
