دو تا پاکت برای آیتالله خامنهای و آقای هاشمی رفسنجانی آمده بود. روی پاکتها نوشته بودند: «بعد از مرگ معظمله باز شود». وصیتنامه آقا بود. کی؟ آبان سال 1361.
• کتاب یادها - 13، ص 187، به نقل از حجت الاسلام والمسلین هاشمی رفسنجانی
• کتاب یادها - 13، ص 187، به نقل از حجت الاسلام والمسلین هاشمی رفسنجانی
قلبش درد گرفت. پزشکها ریختند توی اتاق و کارها روبهراه شد. یکی از آنها داشت آقا را دلداری میداد. گفت: «چیزی نیست. مطمئن باشید. همه امکانات جور است». آقا گفت: «لازم نیست به من اطمینان و دلداری بدهید. بروید فکری به حال این مردم بکنید».
• کتاب طبیب دلها، ص 289، به نقل از دکتر عارفی
• کتاب طبیب دلها، ص 289، به نقل از دکتر عارفی
گاهی اشک توی چشمهای آقا جمع میشد. یکبار خانم گفت: «آقا، چه میخواهید؟». گفت: «مرگ میخواهم».
• کتاب پا به پای آفتاب- جلد 1، ص 324، به نقل از خانم زهرا اشراقی
• کتاب پا به پای آفتاب- جلد 1، ص 324، به نقل از خانم زهرا اشراقی
داشتم کمک میکردم تخت آقا را جابجا کنیم. داشت زیرلب چیزهایی میگفت. گوشم را نزدیک بردم: «خدایا تمامش کن، خدایا بس است دیگر».
• کتاب طبیب دلها، ص 327، به نقل از دکتر عارفی
• کتاب طبیب دلها، ص 327، به نقل از دکتر عارفی
. یک هفته قبل از رحلت آقا، رفته بودم حالی ازش بپرسم. چند کلمه بیشتر حرف نزدیم
نمیتوانست. ضعف غلبه کرده بود. گفت: «همه چیز را در وصیتنامه نوشته است». بعد ساکت شد. یکی دو دقیقه بعد گفت: «هر چند پذیرفتن قطعنامه آتشبس برایم تلخ بود، اما وقتی میبینم یکی از مشکلات دوران بعد از خودم را حل کردهام، راضی و خوشحالم».
• کتاب یادها - 13، ص 422، به نقل از حجت الاسلام والمسلین هاشمی رفسنجانی
نمیتوانست. ضعف غلبه کرده بود. گفت: «همه چیز را در وصیتنامه نوشته است». بعد ساکت شد. یکی دو دقیقه بعد گفت: «هر چند پذیرفتن قطعنامه آتشبس برایم تلخ بود، اما وقتی میبینم یکی از مشکلات دوران بعد از خودم را حل کردهام، راضی و خوشحالم».
• کتاب یادها - 13، ص 422، به نقل از حجت الاسلام والمسلین هاشمی رفسنجانی
گردآوری:گروه خبر سیمرغ
www.seemorgh.com./news
منبع:khabaronline.ir
