شبانه‌روز
یكی از شخصیت‌های محوری قصه خیالی اول (با بازی مهتاب كرامتی) در قصه آخر با سر و وضعی متفاوت ظاهر می‌شود و نقش به‌ظاهر واقعی‌اش را به رخ می‌كشد. ایده كلی درباره صداقت و وفاداری در زندگی زناشویی است....

 غافلگیری تماشاگر با «فیلم در فیلم»
اگر بخواهیم «شبانه‌روز» امید بنكدار رو كیوان علی‌محمدی را با ساخته قبلی‌شان، «شبانه»، مقایسه بكنیم، ممكن است به خطا برویم؛ چرا كه آن فیلم اثری تجربه‌گرایانه در فرم و حاصل بازیگوشی 2 فیلمساز جوان بود در آغاز مسیر حرفه‌ای‌ و شبانه‌روز فیلمی است پخته و دقیق، سرشار از ایده‌های نو و جسورانه كه هم اثری ممتاز در میان آثار اخیری است كه در سینمای ایران تولید و اكران شده و هم نویددهنده ورود فیلمسازانی خوشفكر به عرصه سینمای ایران است كه سال‌ها به ساخت فیلم‌های كوتاه و مستند اشتغال داشته و با نگاهی به كارنامه‌شان می‌شود فیلم‌های ارزنده‌ای را از این مجموعه انتخاب و معرفی كرد؛ مثل «چشم‌اندازهای سیاوش‌آباد» و «چند بار به شب دل باخته‌ای؟».
آنها همچنین در پروژه‌های گوناگون، دستیار بزرگانی مانند محمدرضا اصلانی در سینما بوده‌اند و در شرایطی پا به عرصه حرفه‌ای نهاده‌اند (اگر فیلم مهجور شبانه را فاكتور بگیریم) كه چندان هم جوان و بیگانه با قواعد سینما نیستند.
 
فیلم شبانه‌روز ـ كه اكنون روی پرده سینماست‌ـ اثری اپیزودیك در سینمای ایران است. فیلم‌های اپیزودیك الزاما به معنای پشت سر هم قرار دادن چند فیلم كوتاه در قالب یك فیلم بلند و مستقل نیست. آنچه یك فیلم اپیزودیك را اعتبار می‌بخشد، ارتباط درست و سنجیده این اپیزودها با یكدیگر است. ممكن است این سوال پیش آید كه چه ارتباطی می‌تواند میان یك قصه مربوط به دوران قاجار با زندگی یك زوج جوان در شرایط كنونی وجود داشته باشد و چرا قصه نقاش سالخورده و بیمار را باید در كنار رابطه خانوادگی یك زن و مرد نسبتا میانسال روایت كرد؟ از نظر فرم هم قصه قجری سیاه‌وسفید ضبط شده و بقیه اپیزودها رنگی هستند. ریتم و فضاسازی هر كدام از قصه‌ها متمایز با دیگری است و در هر كدام یك مضمون جداگانه پرورانده می‌شود. آیا اینها دلایلی بر ناكامی این فیلم است؟ پاسخ منفی است؛ چرا كه ارتباط میان اپیزودهای فیلم بیش از این جنبه‌های ظاهری، از نظر نشانه‌شناسی تصویری قابل درك است. همچنان كه ارتباط مفهومی میان این چند قصه، اهمیتی به مراتب بیشتر از این دارد كه چرا از حیث تصویر و فضا باهمدیگر متنافرند.
قصه اول، سرگذشت رابطه عاطفی میان دو انسان از دو طبقه و دو قشر و دو نوع طرز تفكر است. دخترك قجری به استاد خود دل می‌سپارد؛ حال آن كه فراتر از تصورات او، عوامل تعیین‌كننده‌تری در وصال یا فراق اینان مؤثرند. قصه این فصل با لحن و ادبیاتی مختص آن دوران پیش می‌رود و دقایقی بعد می‌فهمیم اینها بازیگرانی هستند سرگرم بازی در یك فیلم و این قصه‌ای بوده كه ساخته و پرداخته ذهنی دیگر است. این تكنیكی است كه در عالم سینما به آن فیلم در فیلم می‌گویند. اما درست در لحظه‌ای كه تماشاگر غافلگیر شده و به اصطلاح رودست خورده، فیلمسازان با خلق موقعیتی جدید، تماشاگر را در موقعیت قضاوتی تازه قرار می‌دهند. در این هنگام تماشاگر می‌فهمد اگر چه قصه مطرح شده در قالب تاریخی، صرفا ماجرایی زاییده تخیل یك كارگردان دیگر بوده، اما شباهت‌های ظریفی میان این قصه خیالی با قصه‌ای كه در واقعیت جاری است، وجود دارد. از این نظر شبانه‌روز بسیار وامدار فیلم ارزشمند و شاعرانه عباس كیارستمی، یعنی «زیر درختان زیتون» است. در آنجا نیز شاهد بودیم میان زوج بومی بازیگر، علاوه بر نقشی كه در فیلم آقای كارگردان (با بازی محمدعلی كشاورز) بازی می‌كنند، در واقعیت نیز رابطه‌ای عاطفی برقرار است. همین جا می‌توان متوجه عمق این نوع نگاه در سینما و وجوه عالمانه و فلسفی‌اش شد. گفتیم در یك فیلم در فیلم، قصه‌ای زاییده تخیل یك فیلمساز است كه امكان دارد شبیه واقعیت بوده یا با آن فرق داشته باشد. منظورمان از واقعیت نیز قصه اصلی فیلم است. یعنی كشاورز را به عنوان كارگردان واقعی می‌پنداریم و قصه‌ای را كه او مشغول كارگردانی‌اش است، تخیل. فرض كنید زیر درختان زیتون یا همین شبانه‌روز یك لایه روایی دیگر هم داشت. یعنی فیلم در فیلم در فیلم بود. به این ترتیب كه قصه زندگی واقعی زوج جوان و روستایی نیز ایده فیلمی دیگر بود به كارگردانی یك شخص ثالث. در این وضعیت آیا می‌شد باز هم قصه دوم را واقعیت دانست؟
بنابراین در شبانه‌روز سعی شده با طرح یك ماجرای فرعی، ضمن غافلگیر كردن تماشاگر، او را با چشم‌انداز تازه‌ای از مفهوم واقعیت آشنا كند. ما همیشه می‌گوییم قصه دربار پادشاه قاجار و ماجرای شاگرد و استاد با آن ادبیات بیان شده، كتابی و فیلم است و پس از فهم تماشاگر از این نكته، باقی ماجراها واقعیت دارد. در حالی كه این نقشه سازندگان فیلم است برای به چالش كشیدن واقعیت و برداشتن یك لایه از آن برای باورپذیرتر كردن قصه‌شان. این ایده در سراسر فیلم به انحای گوناگون جاری است و به همین دلیل می‌گوییم شبانه‌روز با وجود اپیزودهای متفاوتش از هر حیث، اثری سنجیده و اندیشیده‌شده است.
یكی از شخصیت‌های محوری قصه خیالی اول (با بازی مهتاب كرامتی) در قصه آخر با سر و وضعی متفاوت ظاهر می‌شود و نقش به‌ظاهر واقعی‌اش را به رخ می‌كشد. ایده كلی درباره صداقت و وفاداری در زندگی زناشویی است. در اینجا نیز كارگردانان، ضمن تأكیدهای گاه اغراق‌شده بر عمق رابطه احساسی میان یك زوج (زوج پایانی با بازی پارسا پیروزفر به نقشی نامتعارف) بار دیگر در صحنه‌ای نابهنگام، تماشاگر را غافلگیر می‌كند. اینها كه در حكم درونمایه اصلی فیلم و به شكل موتیفی تكرارشونده دیده می‌شوند، همان وجه ساختاری مشتركند كه فیلم را با وجود قصه‌های متفاوتش به وحدت و یكدستی و انسجام می‌رساند.
 
اپیزودی كه سرگذشت نوعروس و داماد را روایت می‌كند (با بازی مهناز افشار و حمیدرضا پگاه) دور از قوت و تأثیرگذاری اپیزودهای دیگر است و جان تبدیل شدن به یك كلیت هدفمند را ندارد. در عوض، قصه زندگی سراسر درد و ضعف سیاوش كسرایی (نقاش بنام معاصر كه در انزوایی خودخواسته چشم از جهان فرو بست) و شیوه شخصیت‌پردازی او چشمگیر و عالی است. سوای رنگ‌آمیزی غریب این فصل (همرنگ وضعیت درونی این هنرمند) باید از شخصیت‌پردازی بسیار دقیق او گفت كه در میانه‌های فیلم با بازی ستودنی حامد بهداد، انرژی اثر را به منتهای درجه می‌رساند. كاری كه بهداد با خود و این نقش می‌كند، سوای این كه می‌تواند بهترین نقش‌آفرینی او در طول سال‌های فعالیتش در سینما لقب گیرد، اساسا نوعی فروتنی در ارائه نقش است. به گفته مهدی هاشمی در یكی از مصاحبه‌های اخیرش، در اینجا به عینه می‌بینیم كه چگونه یك بازی می‌تواند خود را قربانی یك نقش بكند. چهره بازیگر در بیشتر صحنه‌های این اپیزود پوشیده است و دیده نمی‌شود. او برای ایفای باورپذیرتر نقش، خود را یك بیمار جا نمی‌زند، بلكه در قالب یك بیمار چنان فرو می‌رود كه خود بازیگرش اصلاً قابل شناسایی نیست. تكه تكمیل‌كننده كار خوب این بازیگر، تغییر صداست؛ آن‌گونه كه بیماری و فرسودگی و در آستانه مرگ بودن را حتی از سخن گفتنش بتوان دریافت.
فیلمبرداری مرتضی پورصمدی در این فیلم، شایسته دریافت جایزه جشنواره فجر تشخیص داده شد. درباره استادی او در كارش حرف تازه‌ای وجود ندارد، اما در كنار توانایی تمام‌نشدنی او در ثبت تصاویر زیبا و هوشمندی و درایت امید بنكدار و كیوان علیمحمدی در طراحی قصه‌هایی متنوع اما مرتبط و البته درخشش حامد بهداد، سال‌ها پس از بازی خوبش در «بوتیك» و به دور از نمایشگری‌های همیشگی‌اش، باید از بازی‌های نامتعارف برخی بازیگران نیز یاد كرد. در صدر این بازیگران مهتاب كرامتی است كه در ایفای دو نقش ناهمگون، بهترین بازی را ارائه می‌كند و بی‌آن‌كه متوسل به سر و صدا و هیاهو شود، در سكوت و آرامش به نقشی جان می‌دهد كه حتی پس از دیدن فیلم، ساعت‌ها در ذهن می‌ماند.
 
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: jamejamonline.ir/ لیلا خراط 
 
مطالب پیشنهادی:
ستارگان سینمای ایران در یک فیلم!!/ گزارش تصویری
 گفتگو با نگار جواهریان بازیگر فیلم «شبانه روز»
گفتگو با مهتاب کرامتی بازیگر «شبانه روز»
گریه همسر کسرائی زمانی که حامد بهداد را در قامت این نقاش دید + عکس
 ستاره‌ها چطور در «شبانه‌روز» گرد هم آمدند؟