بهرام رادان
وقتی صحبت از زیبایی‌های ظاهری ستاره‌های سینمای ایران به میان می‌آید بی‌درنگ نام دو بازیگر به ذهن متبادر می‌شود؛ «محمدرضا گلزار» و «بهرام رادان». دو بازیگری که.....

 فرازها و فرودها  
دهه80 را می‌توان دهه حضور ستارگان نوظهور در آسمان نه چندان پُرستاره سینمای ایران دانست. ستاره‌هایی که بواسطه موقعیت ویژه‌ای که در سال‌های ابتدایی این دهه ایجاد شده بود، توانستند یکی پس از دیگری از راه‌های مختلف به بدنه سینمای ایران وارد شده و هر یک راه و مسیر ویژه خود را بپیمایند. اگر در دهه‌های گذشته و سال‌های نه چندان دور این استعداد ذاتی و تلاش بی‌حد و حصر بازیگران بود که آن‌ها را به مراتب بالاتر هنری می‌رساند در این دهه شاهد بودیم که عده‌ای توانستند با تکیه بر زیبایی‌های خدادادی و استعدادی نصفه و نیمه، به دنیای پُر هیاهوی سینما راه یافته و خیلی زود در زُمره چهره‌های پول‌ساز سینمای ایران جای گیرند.

محمدرضا گلزار- بهرام رادان
وقتی صحبت از زیبایی‌های ظاهری ستاره‌های سینمای ایران به میان می‌آید بی‌درنگ نام دو بازیگر به ذهن متبادر می‌شود؛ «محمدرضا گلزار» و «بهرام رادان». دو بازیگری که در سال‌های پایانی دهه70 بواسطه جذابیت‌های ظاهری و بدون طی کردن مراحل و مدارج لازم، نقش‌های اول دو فیلم «سام و نرگس» (ایرج قادری) و «شور عشق» (نادر مقدس) را تصاحب کردند تا سینمای ایران به یکباره خود را در وضعیت جدید ببیند. این دو در ادامه راه، دو مسیر کاملا متفاوت را پیمودند. اولی (گلزار) کاملا خود را به جریان سینمای بدنه سپرد تا همچنان بعنوان یک چهره جذاب (و نه بازیگری ممتاز) شناخته شود و دومی (رادان) هوشمندانه کوشید با افزودن بر دانش بازیگری و نیز نقش‌آفرینی در نقش‌هایی هرچند کوچک، در فیلم‌های کارگردانان مطرح خود را از لقب جوان چشم آبی سینمای ایران مبرا کرده و پیشوند بازیگر را برازنده نام خود ببیند. اوج کار «رادان» در «سنتوری» ساخته تحسین برانگیز «داریوش مهرجویی» بود که علیرغم بی‌مهری سوال برانگیز مسئولان، سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر و ستایش منتقدان و مخاطبان جدی سینمای ایران را برایش به ارمغان آورد. این مسئله نشان می‌داد که اراده و خواست یک بازیگر تا چه حد می‌تواند در روند صعودی یا نزولی کارنامه وی ایفای نقش کند.

محمدرضا فروتن- امین حیایی
در این میان چهره‌هایی هم بودند که سعی کردند موفقیت و اعتبار بدست آمده در سال‌های پایانی دهه70 را حفظ کرده و به نوعی تداوم بخشند. «محمدرضا فروتن» چهره‌ای که در نیمه دوم دهه70 با فیلم «دو زن» (تهمیه میلانی) و «قرمز» (فریدون جیرانی) نام خود را بر سر زبان‌ها انداخته بود، در نخستین سال دهه80 با «شب یلدا» یکی از به یادماندنی‌ترین نقش‌آفرینی‌هایش را ثبت کرد. نقش‌آفرینی در اثر خاطره‌انگیز «کیومرث پوراحمد» که در لحظاتی تماشاگر را به یاد بازی زنده‌یاد «خسرو شکیبایی» می‌انداخت، «فروتن» را به یکی از معدود ستارگان قابل اعتنای آن روزهای سینمای ایران بدل ساخت. با این وجود «فروتن» در ادامه در انتخاب نقش‌هایش چندان موفق نبود تا تعداد فیلم‌های حائز اهمیتش در این دهه به زحمت به تعداد انگشتان یک دست برسد. به نوشته فیلم‌نیوز؛ «امین حیایی» هم یکی از پرکارترین بازیگران دهه80 بود. او این دهه را با فیلم «مزاحم» (سیروس الوند) شروع کرد که نقشی مهم در تثبیت وی در بدنه سینمای ایران ایفا کرد. با این حال وی خیلی زود به یکی از ستارگان محبوب سینمای کمدی تبدیل شد و در عرض چند سال چندین فیلم کمدی و شبه‌کمدی (از «عروس خوش قدم» گرفته تا سه گانه «اخراجی‌ها») به کارنامه خود افزود. کارنامه‌ای که به رغم رشد کمی از بار کیفی لازم برخوردار نبوده و جز یکی دو فیلم قابل تامل همچون «مهمان مامان» (داریوش مهرجویی) و «شب» (رسول صدرعاملی) از آثار قابل اعتنا تُهی است.

حامد بهداد- صابر ابر
«حامد بهداد» و «صابر ابر» به واقع پدیده بازیگری سینمای ایران در دهه 80 بودند. پدیده‌هایی که با نقش‌هایی کوچک در فیلم‌های «بوتیک» (حمید نعمت‌اله) و «مینای شهر خاموش»(امیرشهاب رضویان) قابلیت‌هایشان را شناسانده و آهسته‌آهسته به جمع نامداران سینمای ایران در عرصه بازیگری پیوستند. «بهداد» در «روز سوم» (محمدحسین لطیفی) خوب ظاهر شد و با «جرم» (مسعود کیمیایی) سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر را از آن خود کرد. با این وجود خطر افتادن در ورطه کلیشه‌ها و تکرار مکررات آینده بازیگری وی را به شدت تهدید می‌کند. اما «صابر ابر» در چندین فیلم مهم نیمه دوم دهه80، در قالب نقش‌های فرعی آنچنان خیره کننده ظاهر شد که بازی‌اش ناخوداگاه بر اهمیت این نقش‌ها اضافه می‌کرد. بعنوان نمونه می‌توان به نقش‌آفرینی وی در فیلم‌های «دایره زنگی» (پریسا بخت‌آور)، «هیچ» (عبدالرضا کاهانی) و «درباره الی» (اصغر فرهادی) اشاره کرد که در هر سه این فیلم‌ها وی توانست مکمل خوبی برای تیم بازیگران حرفه‌ای آن‌ها باشد. شاید بخاطر درخشش در همین فیلم‌ها بود که «بهرام توکلی» در واگذاری یکی از کلیدی‌ترین شخصیت‌های فیلم «اینجا بدون من» به «صابر ابر» تردیدی به دل راه نداد، و او نیز به خوبی پاسخ این اعتماد را داد تا در سال پایانی دهه80 یکی از بهترین فیلم‌های کارنامه سینمایی‌اش را شاهد باشیم.

حمید فرخ‌نژاد- شهاب حسینی
بدون شک «حمید فرخ نژاد» و «شهاب حسینی» را می‌توان در زمره بهترین‌های سینمای ایران در دهه80 جای داد. دو بازیگری که در سال‌های پایانی دهه به ترتیب با اکران فیلم‌هایی همچون «به رنگ ارغوان» (ابراهیم حاتمی کیا) و «پرسه در مه» (بهرام توکلی) نشان دادند که از استعداد، ذوق و قریحه بالایی در بازیگری برخوردار بوده و می‌توانند پس از مدت‌ها سینمای ایران را صاحب بازیگرانی درجه یک کنند. بازیگرانی که با درک صحیح از مناسبات سینمای ایران، خیلی زود راه‌شان را از سایر همتایان‌ خود جدا کرده تا دهه‌ای به یادماندنی را پشت سر گذاشته باشد. هر دوی آن‌ها این توفیق را یافتند تا با بازی در آثاری از شاخص‌ترین کارگردان این دهه، «اصغر فرهادی» بیش از سایرین از شانس دیده شدن برخوردار باشند. فرخ‌نژاد در «چهارشنبه سوری» و حسینی در «درباره الی» و «جدایی نادر از سیمین» کاملا خود را با مؤلفه‌های مطلوب سینمای فرهادی همسو کرده تا نقشی تاثیرگذار در موفقیت این فیلم‌ها ایفا نمایند.

خسرو شکیبایی و دیگران
در عین حال در دهه80 شاهد تداوم حضور بازیگران پیشکسوت سینمای ایران نیز بودیم. بازیگرانی نظیر «مهدی هاشمی»، «رضا کیانیان»، «پرویز پرستویی»، «فرامرز قریبیان» و... که با ایفای نقش‌های تازه نشان دادند که سینمای ایران نمی‌تواند و نباید از بازیگران نسل گذشته خود غافل باشد. این سینما می‌بایست این نسل را که حالا کم‌کم در حال سپری کردن سنین میان سالی است بیش از این‌ها در نظر گرفته و نقش‌هایی در خور شان و شخصیت آنها در دست داشته باشد. چیزی شبیه همان اتفاقی که در آن سوی آب‌ها برای بازیگر فوق‌العاده‌ای مثل «آل پاچینو» افتاده است. نمي‌توان از دهه80 گفت و يادي از بزرگمرد دوست داشتني سينماي ايران نکرد. مردی که چهره و صدایش همچنان زنده، گرم و تاثیرگذار جلوه می‌کند و به نظر نمی‌رسد تا مدت‌ها کسی قادر باشد جای خالی‌اش را پر کند. زنده‌یاد «خسرو شکیبایی» در آخرین دهه عمرش با ایفای نقشی متفاوت در «اتوبوس شب» (کیومرث پوراحمد) یک بار دیگر نامش را بر سر زبان‌ها انداخت تا در نهایت با مرگ ناباورانه‌اش همگان را غافلگیر کند. در ماه پایانی دهه80 خرس نقره‌ای جشنواره فیلم برلین به گروه بازیگران فیلم «جدایی نادر از سیمین (اصغر فرهادی) اعطاء شد تا بار معنایی مهمی را به همراه داشته باشد. اینکه بازیگران ایرانی اگر در خدمت فیلمنامه‌ای مستحکم و کارگردانی هوشمندانه قرار گیرند، خواهند توانست علیرغم بسیاری از محدودیت‌ها، گلیم خود را از آب بیرون کشیده و برای سینمای ایران اعتباری دو چندان بیافرینند. علاوه بر این تجربه حضور و موفقیت جالب توجه «همایون ارشادی» در ایفای نقش‌های مهم در فیلم‌هایی با استانداردهای جهانی نشان داد که این بازیگران در صورت حمایت و هدایت مسئولان، حتی توانایی حضور در پروژه‌های بین‌المللی را نیز داشته و قادر هستند سفیران خوبی برای اعتباربخشی هر چه بیشتر به هنر این آب و خاک باشند.



گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: ebtekarnews.com



مطالب پیشنهادی:
گلزار از سینما مهم‌تر است، حیایی از همه فیلم‌هایش!
بازیگرانی که خواننده هم شدند + عکس
نگاهی به نگار نویسنده، مترجم، بازیگر
كارنامه ترانه علیدوستی در این سال‌ها
نگاهی به نگار نویسنده، مترجم، بازیگر