40 روز صبر میكنیم بعد جواب میدیم
تماشای فیلم «یه حبه قند» برای بار سوم تازه اصل مطلب را برایم مشخص كرد. در برابر فیلمی كه در ایام جشنواره موضع نسبتا منفی داشتم و آن را اثری معمولی و یك گام رو به عقب در كارنامه رضا میر كریمی میدانستم حالا چنان تحت تاثیر بودهام كه شاید بتوانم این را بهترین فیلم كارنامه این كارگردان خوش فكر و ممتاز كشورمان معرفی كنم.
مشكلی كه در همان ایام جشنواره فجر باعث شده بود فیلم اذیت كننده باشد و من را از جریان اصلی جا بگذارد، یكی شلوغی بیش از اندازه بود، یكی اغراق در طراحی لباس و رنگ آمیزی پر كنتراست صحنه و یكی لهجه غلیظ یزدی كه گاهی باعث میشد دیالوگها و ارتباطها را به خوبی متوجه نشویم. اما اینبار به این نتیجه ساده رسیدیم كه همه اینها در كنار بنای زیبای آن خانه باغ قدیمی یك محفل رویایی برای روایت قصهای است كه باید خارج از محدوده واقعیتهای پیرامون امروز ما سنجیده شود. تجویز سینمایی حال و روز كشورمان، طرح مسئله ملیت و مذهب و تحجر و تجدد و اشارههایی نمادین به اتفاقهایی كه افتاد و واكنشی كه باید داشت.
اتفاقا این اندازه روایت نمادین فیلم یكی دیگر از عوامل جا ماندنم از دنیای اثر در مواجهه اول بود و جبههای كه معمولا در مقابل چنین آثاری میگرفتم باعث شد تا با همان نگاه به قضاوت «یه حبه قند» بنشینم. حال آنكه نباید فراموش كرد هر اثر را باید با مقیاس و جایگاه خودش سنجید نه با یك مقیاس و اندازه واحد كه در نهایت باعث واكنشی ایدئولوپیك یا تعصبی به سینما شود. این اشتباه همیشگی جامه روشنفكری ایرانی گریبان ما را هم گرفت و این شد كه به هر نمادی بد باشد. هر سنت گرایی بد باشد و هر اغراقی بدتر.... ولی شناخت جایگاه و آگاهی از مصالحی كه فیلم در اختیارت میگذارد باید پایههای قضاوت را بچیند. با این نگاه در مرتبه سوم دیدار محو همه زیباییها و شادیها و غمهای فیلم شدم و به نظرم حالا هیچ نشانهای از سنت گرایی و اغراق در نمایش و نمادگرایی زننده در اثر نیست و همه در یك معنای واحد تشكیل دهنده یك واكنش به موقع از سوی فیلمساز به حوادثی است كه بر كشورش گذشته است. ایكاش میشد همه مسائل را تحلیل كرد تا بگویم موضع فیلم چیست و واكنش من نسبت به آن چگونه. خود فیلم هم به تنهایی با داستان سادهاش با روابط دوستانهاش و جدا از این مفاهیم و مضامین به تنهایی و به اندازه كافی راضی كننده و دوست داشتنی است و میتواند برای بینندهای عاشق رنگ و نور و سینما محفلی لذت بخش و تماشایی باشد.
درمورد بازی بازیگران در «یه حبه قند» هم باید گفت كه با یك اثر گروهی طرف هستیم كه نباید وارد تحلیل جزء به جزء و نفر به نفر شد. فضا و حس و نوستالژی واحد كه نقش آفرینی گروهی بازیگران تنها جزئی از شكل گیری آن است.
پس با توجه به اینكه نباید فیلم «یه حبه قند» را متكی به بازی بازیگران دانست باید گفت كه فیلمساز با تاكید بر عنصر نمایش و استفاده از چهرههایی مطرح و عمدتا با سابقه در امر نمایش و تئاتر و تیپ سازیهایی حامل پیام، نماد و شخصیت به رنگینتر شدن سفره فیلمش كمك كرده است. شخصیت محوری داستان را شاید بتوان پسندیده با بازی نگار جواهریان معرفی كرد. بازیگری كه اتفاقا با یك بازی كم نقص و موفق(وخیلی بهتر و كاملتر از بازی تحسین شدهاش در اینجا بدون من) توانسته روی مرز شك و یقین گام بردارد و با كمترین دیالوگ و در لحظه حامل كلی حرف و حس و پیام باشد.
شاید در بین بازیگران زن ایرانی تنها بتوان لیلا حاتمی و نگار جواهریان را دارای چنین ویژگی دانست. كسانی كه بدون دیالوگ حتی بهتر هم بازی میكنند.
دیگر شخصیت و بازیگری كه باید به حضورش اشاره داشت فرهاد اصلانی است. بازیگر محبوب نگارنده كه شناخته شده است و تقدیر شده ولی با این حساب به نظرم به حقش در سینماو تصویر نرسیده است. بازیگری كه همیشه و در همه حال و در هر شخصیت با هر میزان حضور و هر گریم و هر موقعیتی درجهای بالا از هنرش را به نمایش میگذارد.
در یه حبه قند هم در نقش یك روحانی دوست داشتنی وجوهی چندگانه از شخصیت را به نمایش گذاشت و به درستی توانسته شیرینی ملموس و مورد نظر فیلمساز كه در همه عناصر فیلم در جریان است را بهخوبی منتقل كرده و در كنارش در لحظههای نهچندان طولانی حضورش در فیلم تاثیر گذار و بینقص ظاهر شود كه البته این تقدیر شامل گروه اصلی بازیگران این فیلم از جمله ریما رامین فر، هدایتهاشمی و رضا كیانیان و... هم میشود و باز هم باید بر این نكته تاكید داشت كه فیلم بر یك نماش گروهی تاكید داشته است و ذكر فرد به فرد و تحلیل جداگانه شخصیتهای قصه تقریبا غیرممكن است. شاید خالی از لطف نباشد نیمنگاهی به پروسه تولید این فیلم داشته باشیم كه طی مدت فیلمبرداری عوامل فیلم همانند یك خانواده در باغ زندگی میكردند و به این ترتیب بیشتر توانستند به باور یك خانواده بودن دست پیدا كنند و تجلی همین باور است كه نقطه قوت این فیلم شده است. چهبسا اگر این فیلم بهگونهای ساخته میشد كه در طول ساخت آن وقفههای طولانی برای دوری بازیگران از فضای فیلم و بازگشت به مشغلههای زندگی روزمرهشان ایجاد میشد شاهد چنین انسجامی نمیبودیم.
مشكلی كه در همان ایام جشنواره فجر باعث شده بود فیلم اذیت كننده باشد و من را از جریان اصلی جا بگذارد، یكی شلوغی بیش از اندازه بود، یكی اغراق در طراحی لباس و رنگ آمیزی پر كنتراست صحنه و یكی لهجه غلیظ یزدی كه گاهی باعث میشد دیالوگها و ارتباطها را به خوبی متوجه نشویم. اما اینبار به این نتیجه ساده رسیدیم كه همه اینها در كنار بنای زیبای آن خانه باغ قدیمی یك محفل رویایی برای روایت قصهای است كه باید خارج از محدوده واقعیتهای پیرامون امروز ما سنجیده شود. تجویز سینمایی حال و روز كشورمان، طرح مسئله ملیت و مذهب و تحجر و تجدد و اشارههایی نمادین به اتفاقهایی كه افتاد و واكنشی كه باید داشت.
اتفاقا این اندازه روایت نمادین فیلم یكی دیگر از عوامل جا ماندنم از دنیای اثر در مواجهه اول بود و جبههای كه معمولا در مقابل چنین آثاری میگرفتم باعث شد تا با همان نگاه به قضاوت «یه حبه قند» بنشینم. حال آنكه نباید فراموش كرد هر اثر را باید با مقیاس و جایگاه خودش سنجید نه با یك مقیاس و اندازه واحد كه در نهایت باعث واكنشی ایدئولوپیك یا تعصبی به سینما شود. این اشتباه همیشگی جامه روشنفكری ایرانی گریبان ما را هم گرفت و این شد كه به هر نمادی بد باشد. هر سنت گرایی بد باشد و هر اغراقی بدتر.... ولی شناخت جایگاه و آگاهی از مصالحی كه فیلم در اختیارت میگذارد باید پایههای قضاوت را بچیند. با این نگاه در مرتبه سوم دیدار محو همه زیباییها و شادیها و غمهای فیلم شدم و به نظرم حالا هیچ نشانهای از سنت گرایی و اغراق در نمایش و نمادگرایی زننده در اثر نیست و همه در یك معنای واحد تشكیل دهنده یك واكنش به موقع از سوی فیلمساز به حوادثی است كه بر كشورش گذشته است. ایكاش میشد همه مسائل را تحلیل كرد تا بگویم موضع فیلم چیست و واكنش من نسبت به آن چگونه. خود فیلم هم به تنهایی با داستان سادهاش با روابط دوستانهاش و جدا از این مفاهیم و مضامین به تنهایی و به اندازه كافی راضی كننده و دوست داشتنی است و میتواند برای بینندهای عاشق رنگ و نور و سینما محفلی لذت بخش و تماشایی باشد.
درمورد بازی بازیگران در «یه حبه قند» هم باید گفت كه با یك اثر گروهی طرف هستیم كه نباید وارد تحلیل جزء به جزء و نفر به نفر شد. فضا و حس و نوستالژی واحد كه نقش آفرینی گروهی بازیگران تنها جزئی از شكل گیری آن است.
پس با توجه به اینكه نباید فیلم «یه حبه قند» را متكی به بازی بازیگران دانست باید گفت كه فیلمساز با تاكید بر عنصر نمایش و استفاده از چهرههایی مطرح و عمدتا با سابقه در امر نمایش و تئاتر و تیپ سازیهایی حامل پیام، نماد و شخصیت به رنگینتر شدن سفره فیلمش كمك كرده است. شخصیت محوری داستان را شاید بتوان پسندیده با بازی نگار جواهریان معرفی كرد. بازیگری كه اتفاقا با یك بازی كم نقص و موفق(وخیلی بهتر و كاملتر از بازی تحسین شدهاش در اینجا بدون من) توانسته روی مرز شك و یقین گام بردارد و با كمترین دیالوگ و در لحظه حامل كلی حرف و حس و پیام باشد.
شاید در بین بازیگران زن ایرانی تنها بتوان لیلا حاتمی و نگار جواهریان را دارای چنین ویژگی دانست. كسانی كه بدون دیالوگ حتی بهتر هم بازی میكنند.
دیگر شخصیت و بازیگری كه باید به حضورش اشاره داشت فرهاد اصلانی است. بازیگر محبوب نگارنده كه شناخته شده است و تقدیر شده ولی با این حساب به نظرم به حقش در سینماو تصویر نرسیده است. بازیگری كه همیشه و در همه حال و در هر شخصیت با هر میزان حضور و هر گریم و هر موقعیتی درجهای بالا از هنرش را به نمایش میگذارد.
در یه حبه قند هم در نقش یك روحانی دوست داشتنی وجوهی چندگانه از شخصیت را به نمایش گذاشت و به درستی توانسته شیرینی ملموس و مورد نظر فیلمساز كه در همه عناصر فیلم در جریان است را بهخوبی منتقل كرده و در كنارش در لحظههای نهچندان طولانی حضورش در فیلم تاثیر گذار و بینقص ظاهر شود كه البته این تقدیر شامل گروه اصلی بازیگران این فیلم از جمله ریما رامین فر، هدایتهاشمی و رضا كیانیان و... هم میشود و باز هم باید بر این نكته تاكید داشت كه فیلم بر یك نماش گروهی تاكید داشته است و ذكر فرد به فرد و تحلیل جداگانه شخصیتهای قصه تقریبا غیرممكن است. شاید خالی از لطف نباشد نیمنگاهی به پروسه تولید این فیلم داشته باشیم كه طی مدت فیلمبرداری عوامل فیلم همانند یك خانواده در باغ زندگی میكردند و به این ترتیب بیشتر توانستند به باور یك خانواده بودن دست پیدا كنند و تجلی همین باور است كه نقطه قوت این فیلم شده است. چهبسا اگر این فیلم بهگونهای ساخته میشد كه در طول ساخت آن وقفههای طولانی برای دوری بازیگران از فضای فیلم و بازگشت به مشغلههای زندگی روزمرهشان ایجاد میشد شاهد چنین انسجامی نمیبودیم.
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: tehrooz.com
مطالب پیشنهادی:
منبع: tehrooz.com
مطالب پیشنهادی:
نگار جواهریان و شیرینی «یه حبه قند»
نگاهی به نگار نویسنده، مترجم، بازیگر
درباره 3 فیلم تجاری «زنان ونوسی، مردان مریخی»، «شیش و بش» و «آژانس ازدواج»
30 عکس از فیلم «زنان ونوسی مردان مریخی» که ندیده بودید!!
درباره فیلم «زندگی با چشمان بسته»
درباره 3 فیلم تجاری «زنان ونوسی، مردان مریخی»، «شیش و بش» و «آژانس ازدواج»
30 عکس از فیلم «زنان ونوسی مردان مریخی» که ندیده بودید!!
درباره فیلم «زندگی با چشمان بسته»
