درباره كارگردان فیلم «اسب حیوان نجیبی است» كه بالاخره به نمایش درآمد
عبدالرضا كاهانی فیلمساز جوان اما مشهوری است. آخرین فیلمی كه ساخته، «اسب حیوان نجیبی است» پس از كشوقوسهای زیاد بالاخره از اول این هفته در سینماهای كشور اكران شده است. اگر كارنامه این فیلمساز جوان را بررسی كنیم به نكات جالبی میرسیم. كاهانی متولد سال 1352 در نیشابور و فارغالتحصیل رشته بازیگری از دانشگاه آزاد و فوق لیسانس كارگردانی تئاتر است كه البته آن را نیمهكاره رها كرد. سال 1380 با نوشتن فیلمنامه «سفر به شرق» ساخته سید مهدی برقعی وارد سینما شد. فیلمی كه كمتر كسی در كارنامه كاهانی آن را به یاد میآورد. فیلم ماجرای پسری است كه مدعی ساخت یك سفال زیبا شده و در مسابقات داخلی هم رتبه اول را بهدست آورده، بعد به مسابقات كشوری دعوت میشود تا در حضور هیأت داوران همان سفال را بسازد. حالا پسر باید دور از چشم دیگران، سازنده اصلی سفال را پیدا كند. او پنهانی به سفری میرود كه مشكلات زیادی برایش به همراه دارد. برای كاهانی كه امروز میشناسیم، فیلمنامه دور از ذهنی است. اصلا همكاری كاهانی، كه خودش در فیلمسازی نشان داده گرایشهایی به مخاطب خاص دارد با سیدمهدی برقعی، كه این سالها فیلم «لج و لجبازی» را از وی به یاد میآوریم، نكته جالب توجهی است. شاید به همین دلیل هم این فیلم در خاطر كسی باقی نمانده است.
دو سال بعد از «سفر به شرق»، اولین فیلم خودش، مستند «باد به دستان» را ساخت. سوژه این فیلم مستند به فضاهای فانتزی ذهن كاهانی؛ كه بعدها در فیلمهای داستانیاش خودش را نشان میدهد، نزدیك است. فیلم ماجرای مردی است كه پنج زن و پنجاه فرزند دارد و در روستایی زندگی میكند. او مجبور است برای ارتزاق خود و خانواده پرجمعیتش به سختی كار كند و در این راه از زنان و فرزندانش كار میكشد. «باد به دستان» به دست باد سپرده شد و فقط نامی از آن در كارنامه كاهانی باقی مانده است و فیلم را كسی ندیده. حیف كه اولین فیلم داستانی كاهانی در مرحله فنی متوقف شد وگرنه امروز تركیب این كارگردان جوان محبوب با بازیگر ستاره سینمای ایران، حامد بهداد چقدر مورد توجه قرار میگرفت. «رقص با ماه» (1384) سوژه جنجالی هم داشت: «جوانی نابینا به نام هاشم از راه حضور در مهمانیها و سرگرم كردن مردم گذران زندگی میكند.» از همین اولین فیلم كاهانی معلوم شد این جوان فیلمساز به دنبال سوژههای نو و احیانا جنجال برانگیز است. نكتهای كه به ذهن میرسد این است كه اگر «رقص با ماه» به پایان میرسید، مجوز نمایش میگرفت یا به فهرست فیلمهای مشكلدار كاهانی اضافه میشد؟
«آدم» كه برای اولینبار در جشنواره فجر به نمایش درآمد، نام كاهانی را به عنوان یك فیلمساز جوان و آیندهدار بین منتقدان مطرح ساخت. همچنین اولین همكاری كاهانی با حسین مهكام، فیلمنامهنویس، در این فیلم بود كه بعدها موفقیتهای زیادی را با هم رقم زدند. دومین همكاری حامد بهداد با كاهانی هم در این فیلم رقم خورد. فیلم داستان زندگی مردم عیشآباد را روایت میكند، روستایی كه 20 سال است كسی در آن نمرده. شغل تمام اهالی به دلیل فقدان آب، نوازندگی است. شخصی به نام آدم در روستای عیش آباد حضور دارد كه تفكرات شادزیستن مردمان روستا، برگرفته از روحیه اوست. «آدم» از لحاظ ریتم و كارگردانی فیلم چندان مطرحی نبود اما سوژه جالب و ذهن خلاق كاهانی توانست نظر منتقدان را كم و بیش جلب كند. فیلمی كه بعد از جشنواره توقیف شد و هیچگاه به نمایش درنیامد. اما جالب است كه بعد از شهرت یافتن كاهانی به عنوان یكی از فیلمسازان مهم سینمای ما، همین چندی پیش فیلم وارد شبكه نمایش خانگی شد. موردی كه با اعتراض عجیب كاهانی روبهرو شد. «آنجا» را خیلیها بهترین فیلم كاهانی میدانند. فیلمی كه مثل «آدم» به نمایش درنیامد و به همین دلیل هم زیاد دیده نشد اما جالب است كه با همان اكرانهای جشنواره فجر، طرفداران زیادی دارد. رمز موفقیت كاهانی چیست كه برای دومین فیلم به نمایش درنیامدهاش چنان شهرتی كسب كرد كه وقتی «بیست» به نمایش درآمد، همه منتظر دیدن فیلمی از عبدالرضا كاهانی بودند؟! هوش كاهانی در بهرهگیری از سوژههای خاص و كار نشده با ساختارهای فیلمنامهای تازه و البته جسارتش در به كارگیری فرمی كه خودش دوست دارد، احتمالا دلایل حاشیههای موفق فیلمهای كاهانی بودند. این وسط یك عامل دیگر هم خیلی به كاهانی كمك كرد: اداره نظارت و ارزشیابی! فیلمهای اول كاهانی برای مردم عادی به نمایش درنیامدند و قضاوت نشدند. منتقدان با سلیقه و دید خودشان فیلمها را دیدند و دربارهشان نوشتند. از طرف دیگر همیشه درباره فیلمهایی كه مجوز اكران نمیگیرند، حساسیتهایی به وجود میآید. گاهی آنها را بیش از حد استحقاقشان بزرگ میكنند تا جبران به نمایش درآمدنشان بشود. شاید همه اینها دخیل بود كه «بیست» اصلا فیلمی نبود كه از یك كارگردان جوان و جسور انتظارش میرفت. فیلمی به شدت بیرمق و كند و حتی بیهدف كه با تعریفهایی كه از كاهانی میشد، متناقض بهنظر نمیرسید. جالب است اما كه كاهانی، با دو فیلم به نمایش درنیامده قبلیاش، آنقدر میان مردم محبوبیت داشت، كه «بیست» با وجود اینكه فیلم خستهكنندهای بود و در فرم و كارگردانی و تصویر هم حرفی برای گفتن نداشت، با این حال بیش از حد انتظار فروخت.
سال بعد اما كاهانی از نمایش و نقدهای فیلم قبلی درس گرفت و «هیچ» را ساخت كه فیلم خوبی بود اما متاسفانه انگار نام كاهانی با حاشیه و جنجال گره خورده باشد، اما و اگرهای زیادی سر نمایش «هیچ» در جشنواره و بعد برای اكرانش به پا شد. هر چند فیلم اكران شد ولی باز هم نام كاهانی را وارد حاشیههای جنجالی كرد. فیلمساز جوان ما با «هیچ» به اوج شهرت و محبوبیت رسید، اما نامش در فهرست كارگردانهایی ثبت شد كه فیلمهایش همیشه در مرز بین نمایش یا توقیف هستند.
«اسب حیوان نجیبی است» هم، كه این روزها به عنوان آخرین اثر كاهانی روی پرده سینماهاست، حاشیههایی مشابه «هیچ» داشت. كاهانی در جشنواره سال قبل نامه تندی خطاب به سجادپور نوشت و اظهار داشت كه فیلمش را فقط در صورتی برای گرمتر كردن جشنواره فجر ارائه میدهد كه حتی یك فریم از آن هم حذف نشود و اینكه میتوانند فیلم را در جشنواره، در هر بخشی كه دوست داشتند نمایش بدهند اما پروانه نمایش فیلم باید صادر شود. اما با وجود همه این شرط و شروطها، یكسالی طول كشید تا مجوز اكران «اسب حیوان نجیبی است» صادر شود و این روزها بر پرده سینما رود. فیلمی كه برخی آن را تنها تجربه و یا بهترین تجربه ابزورد سینمای ایران میدانند. «اسب حیوان نجیبی است» هم بالاخره به نمایش درآمد اما این وسط یك نكته جالب میماند كه نیاز به بررسی دارد. این حاشیههایی كه برای فیلمهای كاهانی ایجاد میشود، درنهایت به نفع چه كسی تمام میشود؟ امروز دیگر كاهانی به عنوان یك فیلمساز مهم شناخته میشود. منتقدان هم كه بالاخره فرصت تماشای فیلمهایش را خواهند یافت. اما به نمایش درنیامدن فیلمهایش یا حاشیه درست كردن برای آنها، این خطر را ایجاد میكند كه كاهانی فقط در معرض قضاوت عدهای محدود قرار بگیرد و طرفدارانش هم از روی احساسات، با خودش و آثارش برخورد كنند. هرچند با همین جنجالها شهرتش در ایران و احتمالا بقیه دنیا بیشتر شود، اما قضاوتهای نادرست ناشی از آن میتواند یك فیلمساز خوب را به یك كارگردان بد تبدیل كند. خود كاهانی هم آنقدر باهوش هست كه شهرت به این قیمت را نخواهد.
دو سال بعد از «سفر به شرق»، اولین فیلم خودش، مستند «باد به دستان» را ساخت. سوژه این فیلم مستند به فضاهای فانتزی ذهن كاهانی؛ كه بعدها در فیلمهای داستانیاش خودش را نشان میدهد، نزدیك است. فیلم ماجرای مردی است كه پنج زن و پنجاه فرزند دارد و در روستایی زندگی میكند. او مجبور است برای ارتزاق خود و خانواده پرجمعیتش به سختی كار كند و در این راه از زنان و فرزندانش كار میكشد. «باد به دستان» به دست باد سپرده شد و فقط نامی از آن در كارنامه كاهانی باقی مانده است و فیلم را كسی ندیده. حیف كه اولین فیلم داستانی كاهانی در مرحله فنی متوقف شد وگرنه امروز تركیب این كارگردان جوان محبوب با بازیگر ستاره سینمای ایران، حامد بهداد چقدر مورد توجه قرار میگرفت. «رقص با ماه» (1384) سوژه جنجالی هم داشت: «جوانی نابینا به نام هاشم از راه حضور در مهمانیها و سرگرم كردن مردم گذران زندگی میكند.» از همین اولین فیلم كاهانی معلوم شد این جوان فیلمساز به دنبال سوژههای نو و احیانا جنجال برانگیز است. نكتهای كه به ذهن میرسد این است كه اگر «رقص با ماه» به پایان میرسید، مجوز نمایش میگرفت یا به فهرست فیلمهای مشكلدار كاهانی اضافه میشد؟
«آدم» كه برای اولینبار در جشنواره فجر به نمایش درآمد، نام كاهانی را به عنوان یك فیلمساز جوان و آیندهدار بین منتقدان مطرح ساخت. همچنین اولین همكاری كاهانی با حسین مهكام، فیلمنامهنویس، در این فیلم بود كه بعدها موفقیتهای زیادی را با هم رقم زدند. دومین همكاری حامد بهداد با كاهانی هم در این فیلم رقم خورد. فیلم داستان زندگی مردم عیشآباد را روایت میكند، روستایی كه 20 سال است كسی در آن نمرده. شغل تمام اهالی به دلیل فقدان آب، نوازندگی است. شخصی به نام آدم در روستای عیش آباد حضور دارد كه تفكرات شادزیستن مردمان روستا، برگرفته از روحیه اوست. «آدم» از لحاظ ریتم و كارگردانی فیلم چندان مطرحی نبود اما سوژه جالب و ذهن خلاق كاهانی توانست نظر منتقدان را كم و بیش جلب كند. فیلمی كه بعد از جشنواره توقیف شد و هیچگاه به نمایش درنیامد. اما جالب است كه بعد از شهرت یافتن كاهانی به عنوان یكی از فیلمسازان مهم سینمای ما، همین چندی پیش فیلم وارد شبكه نمایش خانگی شد. موردی كه با اعتراض عجیب كاهانی روبهرو شد. «آنجا» را خیلیها بهترین فیلم كاهانی میدانند. فیلمی كه مثل «آدم» به نمایش درنیامد و به همین دلیل هم زیاد دیده نشد اما جالب است كه با همان اكرانهای جشنواره فجر، طرفداران زیادی دارد. رمز موفقیت كاهانی چیست كه برای دومین فیلم به نمایش درنیامدهاش چنان شهرتی كسب كرد كه وقتی «بیست» به نمایش درآمد، همه منتظر دیدن فیلمی از عبدالرضا كاهانی بودند؟! هوش كاهانی در بهرهگیری از سوژههای خاص و كار نشده با ساختارهای فیلمنامهای تازه و البته جسارتش در به كارگیری فرمی كه خودش دوست دارد، احتمالا دلایل حاشیههای موفق فیلمهای كاهانی بودند. این وسط یك عامل دیگر هم خیلی به كاهانی كمك كرد: اداره نظارت و ارزشیابی! فیلمهای اول كاهانی برای مردم عادی به نمایش درنیامدند و قضاوت نشدند. منتقدان با سلیقه و دید خودشان فیلمها را دیدند و دربارهشان نوشتند. از طرف دیگر همیشه درباره فیلمهایی كه مجوز اكران نمیگیرند، حساسیتهایی به وجود میآید. گاهی آنها را بیش از حد استحقاقشان بزرگ میكنند تا جبران به نمایش درآمدنشان بشود. شاید همه اینها دخیل بود كه «بیست» اصلا فیلمی نبود كه از یك كارگردان جوان و جسور انتظارش میرفت. فیلمی به شدت بیرمق و كند و حتی بیهدف كه با تعریفهایی كه از كاهانی میشد، متناقض بهنظر نمیرسید. جالب است اما كه كاهانی، با دو فیلم به نمایش درنیامده قبلیاش، آنقدر میان مردم محبوبیت داشت، كه «بیست» با وجود اینكه فیلم خستهكنندهای بود و در فرم و كارگردانی و تصویر هم حرفی برای گفتن نداشت، با این حال بیش از حد انتظار فروخت.
سال بعد اما كاهانی از نمایش و نقدهای فیلم قبلی درس گرفت و «هیچ» را ساخت كه فیلم خوبی بود اما متاسفانه انگار نام كاهانی با حاشیه و جنجال گره خورده باشد، اما و اگرهای زیادی سر نمایش «هیچ» در جشنواره و بعد برای اكرانش به پا شد. هر چند فیلم اكران شد ولی باز هم نام كاهانی را وارد حاشیههای جنجالی كرد. فیلمساز جوان ما با «هیچ» به اوج شهرت و محبوبیت رسید، اما نامش در فهرست كارگردانهایی ثبت شد كه فیلمهایش همیشه در مرز بین نمایش یا توقیف هستند.
«اسب حیوان نجیبی است» هم، كه این روزها به عنوان آخرین اثر كاهانی روی پرده سینماهاست، حاشیههایی مشابه «هیچ» داشت. كاهانی در جشنواره سال قبل نامه تندی خطاب به سجادپور نوشت و اظهار داشت كه فیلمش را فقط در صورتی برای گرمتر كردن جشنواره فجر ارائه میدهد كه حتی یك فریم از آن هم حذف نشود و اینكه میتوانند فیلم را در جشنواره، در هر بخشی كه دوست داشتند نمایش بدهند اما پروانه نمایش فیلم باید صادر شود. اما با وجود همه این شرط و شروطها، یكسالی طول كشید تا مجوز اكران «اسب حیوان نجیبی است» صادر شود و این روزها بر پرده سینما رود. فیلمی كه برخی آن را تنها تجربه و یا بهترین تجربه ابزورد سینمای ایران میدانند. «اسب حیوان نجیبی است» هم بالاخره به نمایش درآمد اما این وسط یك نكته جالب میماند كه نیاز به بررسی دارد. این حاشیههایی كه برای فیلمهای كاهانی ایجاد میشود، درنهایت به نفع چه كسی تمام میشود؟ امروز دیگر كاهانی به عنوان یك فیلمساز مهم شناخته میشود. منتقدان هم كه بالاخره فرصت تماشای فیلمهایش را خواهند یافت. اما به نمایش درنیامدن فیلمهایش یا حاشیه درست كردن برای آنها، این خطر را ایجاد میكند كه كاهانی فقط در معرض قضاوت عدهای محدود قرار بگیرد و طرفدارانش هم از روی احساسات، با خودش و آثارش برخورد كنند. هرچند با همین جنجالها شهرتش در ایران و احتمالا بقیه دنیا بیشتر شود، اما قضاوتهای نادرست ناشی از آن میتواند یك فیلمساز خوب را به یك كارگردان بد تبدیل كند. خود كاهانی هم آنقدر باهوش هست كه شهرت به این قیمت را نخواهد.
www.seemorgh.com/culture
منبع: tehrooz.com
مطالب پیشنهادی:
«یه حبه حرف» بر سر «یه حبه قند»
گزارش تصویری فیلم «گلچهره»
وقتی به جسد سوخته نگاه میکنیم + عکسهای فیلم
پایان بندی به سبک ایرانی
وقتی كارگردان خودزنی میكند!
منبع: tehrooz.com
مطالب پیشنهادی:
«یه حبه حرف» بر سر «یه حبه قند»
گزارش تصویری فیلم «گلچهره»
وقتی به جسد سوخته نگاه میکنیم + عکسهای فیلم
پایان بندی به سبک ایرانی
وقتی كارگردان خودزنی میكند!
