با چه روشی ستارهها نمیفروشند؟
امیرحسین آرمان و آنا نعمتی، دو دانشجوی اخراجی از دانشگاه، حامد و شیرین «در امتداد شهر» را روایت میکنند. این دو در اثر تنگناهای مالی و اجتماعی، آتیلا پسیانی در قامت علی فرمانیان را مقصر میدانند و برای انتقامگیری دست به سرقت از جواهرفروشی او میزنند.
علاقهمندانی كه سینما را به طور جدی پیگیری میكنند، قطعا نیمنگاهی هم به فروش فیلمها و ستارهها و بازیگران فیلم دارند. علامت سوال سینمای ایران هم همیشه همین بوده. میگویند سینمای ایران غیرقابل پیشبینی است و هیچوقت نمیشود فهمید كه چه المانهایی باعث فروش فیلمها میشوند.
ستارهها در سینمای ایران خیلی كم فروغند. در حالی كه در سینمای جهان، تام كروز سالهاست كه به عنوان یك ستاره میفروشد. چه اكشن مهمی باشد مثل «ماموریت غیرممكن» یا یك كمدی-رمانتیك اسكاری مانند «جری مگوایر». در سینمای ایران كه البته ژانر چندان معنایی ندارد ولی به هر حال در حد همان اصول اولیه چند سالی پشت سر هم كمدیها فروختند، مدتی ذائقه مردم به سمت فیلمهای اجتماعی و حتی شعاری گرایش پیدا كرد و امسال هم كه از فیلمهای تلخی كه درباره طبقه متوسط ساخته شدهاند، استقبال كردند.
روزگاری نام امین حیایی ضمانت فروش فیلمها بود اما در كارنامهاش استثنائاتی هم وجود داشت. هدیه تهرانی و محمدرضا گلزار احتمالا طولانیترین دوره ستاره بودن را در سینمای ایران تجربه كردهاند. سالهای اوج تهرانی و گلزار واقعا هیچ فیلمی با تصویر آنها روی پرده نبود كه نفروشد. هدیه تهرانی خودخواسته از این چرخه خارج شد و تصمیم گرفت فقط در سینمای روشنفكرانه و بیشتر پشت دوربین فعالیت كند.
محمدرضا گلزار اما همین امسال دو فیلم به تمام معنا گلزاری داشت، كه هر دو در گیشه ناموفق بودند. اولی «شیش و بش» به كارگردانی بهمن گودرزی كه چون طرح فیلمنامهاش هم متعلق به خود گلزار بود تصور میرفت فروش مناسبی داشته باشد اما در كمال تعجب به سختی فروشاش در میان چند فیلم میلیاردی امسال به یك میلیارد تومان رسید.
فیلم بعدی هم همین «در امتداد شهر» است كه این روزها بر پرده سینماست. فیلم علی عطشانی كه پیش از این نامش «شش نفر زیر باران» بود در مقیاسهای سینمای ایران اثر پرستارهای است. محمدرضا گلزار در نقش خودش در فیلم ظاهر شده، نیكی كریمی، فرزاد حسنی و آتیلا پسیانی هم در فیلم بازی میكنند. رضا رشیدپور نقش كوتاهی دارد و حتی فرمان فتحعلیان هم در یك صحنه حضور افتخاری دارد. با این همه اسم، فروش 136 میلیون تومانی فیلم عطشانی در 24 سینما و در مدت 10 روز باید زنگ خطری برای بازیگران و ستارههای سینمای ایران محسوب شود. ستاره در سینمای بعد از انقلاب با نیكی كریمی تعریف شد. فرزاد حسنی و رضا رشیدپور از مجریهای محبوب و جنجالی برنامههای تلویزیونی بودند كه برنامههایشان مخاطب زیادی داشت. حضور یك خواننده در فیلم باید بر كنجكاوی مردم برای تماشای فیلم بیفزاید.
نكته مهمتر اینكه علی عطشانی كارگردانی جنجالی است. در مرحله پیش تولید «در امتداد شهر»، پخش سریال «جومونگ» تازه از تلویزیون به پایان رسیده بود و جامعه ایرانی به شدت تحت تاثیر این سریال كرهای بود، همان موقع عطشانی و تهیهكنندگان فیلم، محسن طباطباییپور و مجید كریمی اعلام كردند كه بازیگر نقش سوسانو كه حسابی در ایران محبوب شده بود، قرار است یكی از نقشهای اصلی فیلم را بازی كند. همین خبر باعث شد «در امتداد شهر» تا مدتها تیتر یك بسیاری از نشریات و سایتها باشد.
فیلم قبلیاش، «دموكراسی تو روز روشن» هم از همان زمان تولید و با قضیه دستمزد 90 میلیون تومانی گلزار برای چند دقیقه حضور در فیلم، جنجال برانگیز شد. حتی اسم فیلم هم كاملا حرفهای و هوشمندانه انتخاب شده. در سینمایی كه اكثر فیلمها اسامی بیمسمایی دارند، «دموكراسی تو روز روشن» نام جذابی برای یك فیلم است هرچند خود فیلم هیچ اثری از این جذابیت نداشته باشد. همه اینها نشان میدهد كه علی عطشانی متوجه اهمیت تاثیر رسانهها هست.
به هر حال «دموكراسی تو روز روشن» به عنوان اولین كار كارگردانش، چندان هم در گیشه ناموفق نبود اما خیلیها این موفقیت را به تبلیغات فیلم نسبت دادند كه تهیهكننده با سابقهای چون حجتالاسلام زم پشتش بود.
«در امتداد شهر» را كه ببینید بیشتر به تاثیر زم در فیلم قبلی عطشانی پی میبرید. عطشانی همان فرمولهای فیلم قبلی را اینجا هم پیاده كرده اما از آنجا كه تهیهكننده قدرتمندی مانند زم، كه در صورت لزوم در فیلم اعمال نظر هم بكند حضور نداشته، فیلم بی سر و سامان و بیهدفی از كار درآمده. بعید میدانم تماشاگری با یكبار دیدن فیلم بتواند داستان آن را در چند خط روایت كند.
عطشانی عطش استفاده از چهرهها را داشته و «در امتداد شهر» فقط تبدیل به آلبومی از چهرههای مشهور و مطرح شده. فیلم كلیپ درهم و برهمی از داستانكهایی است كه به سختی به هم مربوط میشوند. اما همه اینها به كنار، باز هم سوال ابتدایی سر جای خودش است كه نقش ستارهها چه میشود؟ قرار نیست كه ستارهها همیشه فیلمهای خوب بازی كنند اما اتفاقا ستاره باید آنقدر پرفروغ باشد كه حتی در فیلم ضعیف هم تاثیرش را بگذارد.
برخی در تحلیلهایشان اشاره میكنند كه ستاره برای تماشاگر ایرانی كاركردش را از دست داده. شاید خیلی پربیراه هم نباشد چون در یكی دو سال اخیر مردم ایران بیشتر به بازیهایی روی خوش نشان دادهاند كه كمتر روی وجه ستاره بازیگر تاكید داشتهاند و بیشتر طرفدار بازیهای واقعگرایانه بودهاند. اما اگر درست نگاه كنیم مشكل از كلیت سینمایی است كه دركی از ستارهسازی ندارد.
فیلمهای سرگرمكننده ما كه باید ستاره به وجود بیاورند، آنقدر از استانداردهای پایینی برخوردارند كه حتی میتوانند چهره یك ستاره را خراب و مخدوش كنند. سینمای ایران در طول همه این سالها از ستاره ساختن هراس داشته. اگر هم ستارهای ساخته در فیلمهای بعدی تلاش كرده تا تصویرش را در ذهن تماشاگر از بین ببرد. همین است كه اصولا تماشاگر ایرانی به ستارههای سینما بی اعتماد شده. اگر ستارهها هنوز درخشش داشتند، «در امتداد شهر» قاعدتا باید بیشتر از اینها میفروخت.
امیرحسین آرمان و آنا نعمتی، دو دانشجوی اخراجی از دانشگاه، حامد و شیرین «در امتداد شهر» را روایت میکنند. این دو در اثر تنگناهای مالی و اجتماعی، آتیلا پسیانی در قامت علی فرمانیان را مقصر میدانند و برای انتقامگیری دست به سرقت از جواهرفروشی او میزنند.
علاقهمندانی كه سینما را به طور جدی پیگیری میكنند، قطعا نیمنگاهی هم به فروش فیلمها و ستارهها و بازیگران فیلم دارند. علامت سوال سینمای ایران هم همیشه همین بوده. میگویند سینمای ایران غیرقابل پیشبینی است و هیچوقت نمیشود فهمید كه چه المانهایی باعث فروش فیلمها میشوند.
ستارهها در سینمای ایران خیلی كم فروغند. در حالی كه در سینمای جهان، تام كروز سالهاست كه به عنوان یك ستاره میفروشد. چه اكشن مهمی باشد مثل «ماموریت غیرممكن» یا یك كمدی-رمانتیك اسكاری مانند «جری مگوایر». در سینمای ایران كه البته ژانر چندان معنایی ندارد ولی به هر حال در حد همان اصول اولیه چند سالی پشت سر هم كمدیها فروختند، مدتی ذائقه مردم به سمت فیلمهای اجتماعی و حتی شعاری گرایش پیدا كرد و امسال هم كه از فیلمهای تلخی كه درباره طبقه متوسط ساخته شدهاند، استقبال كردند.
روزگاری نام امین حیایی ضمانت فروش فیلمها بود اما در كارنامهاش استثنائاتی هم وجود داشت. هدیه تهرانی و محمدرضا گلزار احتمالا طولانیترین دوره ستاره بودن را در سینمای ایران تجربه كردهاند. سالهای اوج تهرانی و گلزار واقعا هیچ فیلمی با تصویر آنها روی پرده نبود كه نفروشد. هدیه تهرانی خودخواسته از این چرخه خارج شد و تصمیم گرفت فقط در سینمای روشنفكرانه و بیشتر پشت دوربین فعالیت كند.
محمدرضا گلزار اما همین امسال دو فیلم به تمام معنا گلزاری داشت، كه هر دو در گیشه ناموفق بودند. اولی «شیش و بش» به كارگردانی بهمن گودرزی كه چون طرح فیلمنامهاش هم متعلق به خود گلزار بود تصور میرفت فروش مناسبی داشته باشد اما در كمال تعجب به سختی فروشاش در میان چند فیلم میلیاردی امسال به یك میلیارد تومان رسید.
فیلم بعدی هم همین «در امتداد شهر» است كه این روزها بر پرده سینماست. فیلم علی عطشانی كه پیش از این نامش «شش نفر زیر باران» بود در مقیاسهای سینمای ایران اثر پرستارهای است. محمدرضا گلزار در نقش خودش در فیلم ظاهر شده، نیكی كریمی، فرزاد حسنی و آتیلا پسیانی هم در فیلم بازی میكنند. رضا رشیدپور نقش كوتاهی دارد و حتی فرمان فتحعلیان هم در یك صحنه حضور افتخاری دارد. با این همه اسم، فروش 136 میلیون تومانی فیلم عطشانی در 24 سینما و در مدت 10 روز باید زنگ خطری برای بازیگران و ستارههای سینمای ایران محسوب شود. ستاره در سینمای بعد از انقلاب با نیكی كریمی تعریف شد. فرزاد حسنی و رضا رشیدپور از مجریهای محبوب و جنجالی برنامههای تلویزیونی بودند كه برنامههایشان مخاطب زیادی داشت. حضور یك خواننده در فیلم باید بر كنجكاوی مردم برای تماشای فیلم بیفزاید.
نكته مهمتر اینكه علی عطشانی كارگردانی جنجالی است. در مرحله پیش تولید «در امتداد شهر»، پخش سریال «جومونگ» تازه از تلویزیون به پایان رسیده بود و جامعه ایرانی به شدت تحت تاثیر این سریال كرهای بود، همان موقع عطشانی و تهیهكنندگان فیلم، محسن طباطباییپور و مجید كریمی اعلام كردند كه بازیگر نقش سوسانو كه حسابی در ایران محبوب شده بود، قرار است یكی از نقشهای اصلی فیلم را بازی كند. همین خبر باعث شد «در امتداد شهر» تا مدتها تیتر یك بسیاری از نشریات و سایتها باشد.
فیلم قبلیاش، «دموكراسی تو روز روشن» هم از همان زمان تولید و با قضیه دستمزد 90 میلیون تومانی گلزار برای چند دقیقه حضور در فیلم، جنجال برانگیز شد. حتی اسم فیلم هم كاملا حرفهای و هوشمندانه انتخاب شده. در سینمایی كه اكثر فیلمها اسامی بیمسمایی دارند، «دموكراسی تو روز روشن» نام جذابی برای یك فیلم است هرچند خود فیلم هیچ اثری از این جذابیت نداشته باشد. همه اینها نشان میدهد كه علی عطشانی متوجه اهمیت تاثیر رسانهها هست.
به هر حال «دموكراسی تو روز روشن» به عنوان اولین كار كارگردانش، چندان هم در گیشه ناموفق نبود اما خیلیها این موفقیت را به تبلیغات فیلم نسبت دادند كه تهیهكننده با سابقهای چون حجتالاسلام زم پشتش بود.
«در امتداد شهر» را كه ببینید بیشتر به تاثیر زم در فیلم قبلی عطشانی پی میبرید. عطشانی همان فرمولهای فیلم قبلی را اینجا هم پیاده كرده اما از آنجا كه تهیهكننده قدرتمندی مانند زم، كه در صورت لزوم در فیلم اعمال نظر هم بكند حضور نداشته، فیلم بی سر و سامان و بیهدفی از كار درآمده. بعید میدانم تماشاگری با یكبار دیدن فیلم بتواند داستان آن را در چند خط روایت كند.
عطشانی عطش استفاده از چهرهها را داشته و «در امتداد شهر» فقط تبدیل به آلبومی از چهرههای مشهور و مطرح شده. فیلم كلیپ درهم و برهمی از داستانكهایی است كه به سختی به هم مربوط میشوند. اما همه اینها به كنار، باز هم سوال ابتدایی سر جای خودش است كه نقش ستارهها چه میشود؟ قرار نیست كه ستارهها همیشه فیلمهای خوب بازی كنند اما اتفاقا ستاره باید آنقدر پرفروغ باشد كه حتی در فیلم ضعیف هم تاثیرش را بگذارد.
برخی در تحلیلهایشان اشاره میكنند كه ستاره برای تماشاگر ایرانی كاركردش را از دست داده. شاید خیلی پربیراه هم نباشد چون در یكی دو سال اخیر مردم ایران بیشتر به بازیهایی روی خوش نشان دادهاند كه كمتر روی وجه ستاره بازیگر تاكید داشتهاند و بیشتر طرفدار بازیهای واقعگرایانه بودهاند. اما اگر درست نگاه كنیم مشكل از كلیت سینمایی است كه دركی از ستارهسازی ندارد.
فیلمهای سرگرمكننده ما كه باید ستاره به وجود بیاورند، آنقدر از استانداردهای پایینی برخوردارند كه حتی میتوانند چهره یك ستاره را خراب و مخدوش كنند. سینمای ایران در طول همه این سالها از ستاره ساختن هراس داشته. اگر هم ستارهای ساخته در فیلمهای بعدی تلاش كرده تا تصویرش را در ذهن تماشاگر از بین ببرد. همین است كه اصولا تماشاگر ایرانی به ستارههای سینما بی اعتماد شده. اگر ستارهها هنوز درخشش داشتند، «در امتداد شهر» قاعدتا باید بیشتر از اینها میفروخت.
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: tehrooz.com
مطالب پیشنهادی:
منبع: tehrooz.com
مطالب پیشنهادی:
درباره «اسب حیوان نجیبی است»
33 روز؛ فیلمی عاشقانه
مهران احمدی از دو جنسی شدن میگوید!!
درباره فیلم سینمایی «بدرود بغداد»
گلزار از سینما مهمتر است، حیایی از همه فیلمهایش!
درباره فیلم سینمایی «بدرود بغداد»
گلزار از سینما مهمتر است، حیایی از همه فیلمهایش!
