و رویا آغاز میشود
این روزها كه بازیهای جام ملتهای اروپا در حال پخش است، تب و تاب فوتبال همه جا را فرا گرفته است. مهم نیست كه بقیه قارهها در این رویداد مهم نقشی ندارند، نكته اینجاست كه فوتبال آنقدر ورزش همگانی و در عین حال دراماتیكی است كه همه ملتها را درگیر خودش میكند. فوتبال و سینما اشتراكات بسیاری دارند. اول اینكه هر دو محصول جمعی هستند.دوم اینکه هم فوتبال و هم سینما توانایی درگیر کردن احساسات درصد زیادی از مردم را دارند.مدت زمانشان هم تقریبا مشابه است. یک بازی فوتبال و یک فیلم در طول 90 دقیقه میتوانند احساسات متناقضی در مخاطبشان ایجاد کنند. غم و شادی برایش به ارمغان بیاورند. شاید به همین دلایل است که سینما بارها سراغ فوتبال رفته تا لحظههایی دراماتیک را به تصویر بکشد. مجله توتال فیلم در آستانه جام ملتهای اروپا فهرستی منتشر كرد از 50 لحظه بزرگ فوتبالی در فیلمهای سینمایی كه خواندنش در این روزها خالی از لطف نیست.
جام (خینتسه نوربو- 1999): یك كمدی درباره دوپناهنده تبتی در هند كه به طرز دیوانهواری عاشق فوتبال هستند. مسابقات جام جهانی فوتبال در فرانسه در حال برگزاری است كه آنها وارد مدرسه مذهبی میشوند. آنها تمام تلاششان را میكنند تا یك تلویزیون وارد مدرسه كنند و از طریق آن بتوانند مسابقات جامجهانی را تماشا كنند.در همین حین مسئولیت دانشجویان تازهوارد بر عهده دانشجویی به نام اورجین میافتد كه خودش مشتاق دیدن فوتبال است.
سكانس برتر: اورجین، رئیس نوآموزان كه عاشق فوتبال است در حالی كه سرش پر از افكار مربوط به مسابقات جام جهانی 98 فرانسه است سر مراسم صبحگاهی مدرسه حاضر میشود. همانطور كه مربیاش او را بخاطر حواسپرتیاش توبیخ و سرزنش میكند،اورجین با خودش لبخند میزند چون زیر لباس مدرسهاش تیشرت رونالدو، بازیكن محبوب برزیلی را پوشیده است.
شعار فیلم: این پسر همیشه با قوانین خودش بازی میكند و به همین خاطر هم طرفدارانش دوستش دارند.
شوت زدن و فریاد زدن (جسی دیلان- 2005): كمدی درباره فیل وستون كه مردی خانوادهدوست است در دوران كودكی همیشه قربانی روحیه مبارزهطلبانه پدرش بوده. پدری كه عاشق دیدن رقابت فرزندانش با بچههای دیگر بوده است. وستون سرمربیگری تیم فوتبال بچههای محله را كه پسرش هم عضوش است، قبول میكند اما خیلی زود متوجه میشود كه او هم مثل پدرش دارد راه را اشتباه میرود. ویل فرل نقش وستون را بازی میكند.
سكانس برتر: وقتی وستون میبیند كه تیمش جلو افتاده، كمی بیش از حد هیجانزده میشود و برای جشن گرفتن پیروزیاش پسربچه كوچكی از تیم مقابل را هل میدهد!
شعار فیلم: او ممكن است مربی یك مدرسه قدیمی باشد، اما بعد از این پیروزی منتظر پیشنهاد از تیمهای بزرگ است.
یونایتد نفرینشده (تام هوپر- 2009): فیلم اقتباسی است از كتاب پرفروشی به همین نام نوشته دیوید پیس كه پیتر مورگان فیلمنامهای از روی آن نوشت و هوپر هم كارگردانی كرد. كتاب و فیلم درباره برایانكلاف سرمربی 44 ساله تیم لیدزیونایتد است كه مایكل شین، بازیگر معروف نقش او را در فیلم بازی میكند.
سكانس برتر: سكانسی كه برای اولینبار لیدز در یك دربی(شهرآورد) به مربیگری برایان كلاف بازی میكند. از آسمان سیل میبارد و بازیكنان انگار دارند در زمینی از گلولای شنا میكنند. این صحنه كاملا حس و شور و خون و تندی فوتبال دهه هفتاد را در رگهایش دارد.
شعار فیلم: چالش قوی پیش روست اما فوتبال بازی برخوردهای سنگین است و ما هم نمیخواهیم ببازیم، مگر نه؟
مارادونا (امیر كاستاریكا- 2008): مستندی درباره فوتبالیست بزرگ آرژانتینی دیهگو آرماندو مارادوناست كه به اعجوبه فوتبال شهرت دارد. گل او در بازی با انگلیس كه با دست زده شد،شهرت فراوانی دارد. كاستاریكا در این فیلم به محبوبیت فوقالعاده مارادونا، بازی شگفتانگیزش و زندگی خصوصی پرفرازونشیباش نقب میزند.
سكانس برتر: بهرغم اینكه در طول این مستند اغلب تملق مارادونا را میگویند و با او به عنوان یك اسطوره برخورد میشود، هنوز هیچ صحنهای نیست كه با گل مارادونا در برابر انگلیس برابری كند. صحنهای كه زیبایی خالص است.
شعار فیلم: بچهها جلو بروید! ما با افتخار به خانه برمیگردیم.
مردمپسند خالص (مارك هرمن- 2000): دو پسر نوجوانی به هر كاری دست میزنند تا بتوانند پول برای خرید بلیت بازیهای فصل تیم محلیشان را تهیه كنند. فیلمی كه آلن شیرر، فوتبالیست بزرگ هم در آن در نقش خودش بازی میكند.
سكانس برتر: «كارنامه بازی آلن شیرر در سینما با بازی در این فیلم گرم و صمیمی در نقش خودش،مورد استقبال قرار میگیرد. بخصوص در سكانسی كه با لحنی گرم و صمیمی میپرسد: «بچهها من چه كاری میتونم براتون انجام بدم؟» ممكن است زیرلب سخن گفتنش شبیه یك ربات بنظر برسد اما چیزی كه آلن شیرر روی پرده سینما دارد، كاریزماست».
شعار فیلم: آنها مثل یك تعداد صفر جلوی یك عدد بزرگ هستند.
گل! و رویا آغاز میشود (دنی كانن- 2005): سانتایگو مونز در یك تیم محلی فوتبال بازی میكند. بازیهای او مورد توجه چند كارشناس فوتبال قرار میگیرد كه او را به تیم بزرگ انگلیسی،نیوكاسل منتقل میكنند. باز هم آلن شیرر در این فیلم در نقش خودش ظاهر میشود.
سكانس برتر: «راستش همه سكانسهای فیلم تقریباً در یك حد و حدود هستند. شاید خیلی به چشمتان نیاید ولی صحنهای كه آلن شیرر، بكر را از روی ماشین وزنكشی پایین میكشد تهییجكننده است».
شعار فیلم: و حالا ما شیرر را داریم كه باعث میشود همتیمیهایش در پرتو او بدرخشند.
فرار به سوی پیروزی (جان هیوستن- 1981): احتمالا یكی از مهمترین فیلمهای ورزشی تاریخ سینما و از فیلمهای خاطرهبرانگیز و امیدواركننده درباره جنگ جهانی دوم است.گروهی از متفقین كه در جریان جنگ به اسارت درآمدهاند،قرار است در اردوگاه در مقابل تیم نازیها فوتبال بازی كنند. سران مقاومت فرانسه و انگلستان برنامهای میریزند تا شاید این مسابقه بتواند راهی برای فرار آنها از اردوگاه باشد.نكته مهم فیلم بازی پله، بازیكن افسانهای در نقش یكی از افسران و بازیكنان تیم متفقین است.
سكانس برتر: ضربه سر بازیكنان متفقین امتیاز بازی را به 4-4 میرساند و همه چیز را برای رسیدن به پنالتی آماده میكند.وقتی كه پنالتی آخر تیم نازیها را دروازهبان میگیرد، لحظه توصیف نشدنی به وجود میآید.
شعار فیلم: و حالا بازی به پنالتی مقابل آلمانها میكشد و همه میدانند كه چه نتیجهای در انتظار خواهد بود!
در جستوجوی اریك (كن لوچ- 2009): اریك یك پستچی عاشق فوتبال است. دیوانهوار فوتبال را میپرستد. اما زندگیاش در سراشیبی افتاده كه نصایح فیلسوفانهای از اریك كانتونا، فوتبالیست مشهور موردعلاقهاش دریافت میكند كه راه و رسم چالش با زندگی را به او میآموزد. خود اریك كانتونا هم در فیلم حضور دارد. كانتونا همیشه به عنوان یك بازیكن یاغی در فوتبال حضور داشته.
سكانس برتر: استیو كه آدم سادهای است به اریك كانتونا میگوید: «عجیب است رفیق. گاهی اوقات ما فراموش میكنیم كه تو هم مردی مثل ما هستی.» و كانتونا در پاسخش میگوید: «من یك مرد نیستم. من اریك كانتونا هستم».
شعار فیلم: او یك مرد ساده نیست.طرفدارانش این را بهتر میفهمند.
مثل بكام سانتركن (گوریندر چادها- 2002): یكدختر هندی كه در خانوادهای بهشدت سنتی بزرگ شده، عاشق فوتبال و بخصوص سانترهای دیوید بكام است. خانواده دختر به شدت مخالف فوتبال بازی كردن وی هستند. درنهایت دختر از خانه فرار میكند و بههمراه یک تیم فوتبال بانوان به آلمان میرود.
سکانس برتر: احتمالا سکانس قابل پیشبینی است اما لحظهای که جس در بازی فینال از نقطه کرنر یک شوت کاتدار میزند،هنوز هم ارزش دیدن را دارد.
شعار فیلم: گاهی اوقات باید رویاهایت را دنبال کنی...گاهی مجبوری قوانین را بشکنی.
این روزها كه بازیهای جام ملتهای اروپا در حال پخش است، تب و تاب فوتبال همه جا را فرا گرفته است. مهم نیست كه بقیه قارهها در این رویداد مهم نقشی ندارند، نكته اینجاست كه فوتبال آنقدر ورزش همگانی و در عین حال دراماتیكی است كه همه ملتها را درگیر خودش میكند. فوتبال و سینما اشتراكات بسیاری دارند. اول اینكه هر دو محصول جمعی هستند.دوم اینکه هم فوتبال و هم سینما توانایی درگیر کردن احساسات درصد زیادی از مردم را دارند.مدت زمانشان هم تقریبا مشابه است. یک بازی فوتبال و یک فیلم در طول 90 دقیقه میتوانند احساسات متناقضی در مخاطبشان ایجاد کنند. غم و شادی برایش به ارمغان بیاورند. شاید به همین دلایل است که سینما بارها سراغ فوتبال رفته تا لحظههایی دراماتیک را به تصویر بکشد. مجله توتال فیلم در آستانه جام ملتهای اروپا فهرستی منتشر كرد از 50 لحظه بزرگ فوتبالی در فیلمهای سینمایی كه خواندنش در این روزها خالی از لطف نیست.
جام (خینتسه نوربو- 1999): یك كمدی درباره دوپناهنده تبتی در هند كه به طرز دیوانهواری عاشق فوتبال هستند. مسابقات جام جهانی فوتبال در فرانسه در حال برگزاری است كه آنها وارد مدرسه مذهبی میشوند. آنها تمام تلاششان را میكنند تا یك تلویزیون وارد مدرسه كنند و از طریق آن بتوانند مسابقات جامجهانی را تماشا كنند.در همین حین مسئولیت دانشجویان تازهوارد بر عهده دانشجویی به نام اورجین میافتد كه خودش مشتاق دیدن فوتبال است.
سكانس برتر: اورجین، رئیس نوآموزان كه عاشق فوتبال است در حالی كه سرش پر از افكار مربوط به مسابقات جام جهانی 98 فرانسه است سر مراسم صبحگاهی مدرسه حاضر میشود. همانطور كه مربیاش او را بخاطر حواسپرتیاش توبیخ و سرزنش میكند،اورجین با خودش لبخند میزند چون زیر لباس مدرسهاش تیشرت رونالدو، بازیكن محبوب برزیلی را پوشیده است.
شعار فیلم: این پسر همیشه با قوانین خودش بازی میكند و به همین خاطر هم طرفدارانش دوستش دارند.
شوت زدن و فریاد زدن (جسی دیلان- 2005): كمدی درباره فیل وستون كه مردی خانوادهدوست است در دوران كودكی همیشه قربانی روحیه مبارزهطلبانه پدرش بوده. پدری كه عاشق دیدن رقابت فرزندانش با بچههای دیگر بوده است. وستون سرمربیگری تیم فوتبال بچههای محله را كه پسرش هم عضوش است، قبول میكند اما خیلی زود متوجه میشود كه او هم مثل پدرش دارد راه را اشتباه میرود. ویل فرل نقش وستون را بازی میكند.
سكانس برتر: وقتی وستون میبیند كه تیمش جلو افتاده، كمی بیش از حد هیجانزده میشود و برای جشن گرفتن پیروزیاش پسربچه كوچكی از تیم مقابل را هل میدهد!
شعار فیلم: او ممكن است مربی یك مدرسه قدیمی باشد، اما بعد از این پیروزی منتظر پیشنهاد از تیمهای بزرگ است.
یونایتد نفرینشده (تام هوپر- 2009): فیلم اقتباسی است از كتاب پرفروشی به همین نام نوشته دیوید پیس كه پیتر مورگان فیلمنامهای از روی آن نوشت و هوپر هم كارگردانی كرد. كتاب و فیلم درباره برایانكلاف سرمربی 44 ساله تیم لیدزیونایتد است كه مایكل شین، بازیگر معروف نقش او را در فیلم بازی میكند.
سكانس برتر: سكانسی كه برای اولینبار لیدز در یك دربی(شهرآورد) به مربیگری برایان كلاف بازی میكند. از آسمان سیل میبارد و بازیكنان انگار دارند در زمینی از گلولای شنا میكنند. این صحنه كاملا حس و شور و خون و تندی فوتبال دهه هفتاد را در رگهایش دارد.
شعار فیلم: چالش قوی پیش روست اما فوتبال بازی برخوردهای سنگین است و ما هم نمیخواهیم ببازیم، مگر نه؟
مارادونا (امیر كاستاریكا- 2008): مستندی درباره فوتبالیست بزرگ آرژانتینی دیهگو آرماندو مارادوناست كه به اعجوبه فوتبال شهرت دارد. گل او در بازی با انگلیس كه با دست زده شد،شهرت فراوانی دارد. كاستاریكا در این فیلم به محبوبیت فوقالعاده مارادونا، بازی شگفتانگیزش و زندگی خصوصی پرفرازونشیباش نقب میزند.
سكانس برتر: بهرغم اینكه در طول این مستند اغلب تملق مارادونا را میگویند و با او به عنوان یك اسطوره برخورد میشود، هنوز هیچ صحنهای نیست كه با گل مارادونا در برابر انگلیس برابری كند. صحنهای كه زیبایی خالص است.
شعار فیلم: بچهها جلو بروید! ما با افتخار به خانه برمیگردیم.
مردمپسند خالص (مارك هرمن- 2000): دو پسر نوجوانی به هر كاری دست میزنند تا بتوانند پول برای خرید بلیت بازیهای فصل تیم محلیشان را تهیه كنند. فیلمی كه آلن شیرر، فوتبالیست بزرگ هم در آن در نقش خودش بازی میكند.
سكانس برتر: «كارنامه بازی آلن شیرر در سینما با بازی در این فیلم گرم و صمیمی در نقش خودش،مورد استقبال قرار میگیرد. بخصوص در سكانسی كه با لحنی گرم و صمیمی میپرسد: «بچهها من چه كاری میتونم براتون انجام بدم؟» ممكن است زیرلب سخن گفتنش شبیه یك ربات بنظر برسد اما چیزی كه آلن شیرر روی پرده سینما دارد، كاریزماست».
شعار فیلم: آنها مثل یك تعداد صفر جلوی یك عدد بزرگ هستند.
گل! و رویا آغاز میشود (دنی كانن- 2005): سانتایگو مونز در یك تیم محلی فوتبال بازی میكند. بازیهای او مورد توجه چند كارشناس فوتبال قرار میگیرد كه او را به تیم بزرگ انگلیسی،نیوكاسل منتقل میكنند. باز هم آلن شیرر در این فیلم در نقش خودش ظاهر میشود.
سكانس برتر: «راستش همه سكانسهای فیلم تقریباً در یك حد و حدود هستند. شاید خیلی به چشمتان نیاید ولی صحنهای كه آلن شیرر، بكر را از روی ماشین وزنكشی پایین میكشد تهییجكننده است».
شعار فیلم: و حالا ما شیرر را داریم كه باعث میشود همتیمیهایش در پرتو او بدرخشند.
فرار به سوی پیروزی (جان هیوستن- 1981): احتمالا یكی از مهمترین فیلمهای ورزشی تاریخ سینما و از فیلمهای خاطرهبرانگیز و امیدواركننده درباره جنگ جهانی دوم است.گروهی از متفقین كه در جریان جنگ به اسارت درآمدهاند،قرار است در اردوگاه در مقابل تیم نازیها فوتبال بازی كنند. سران مقاومت فرانسه و انگلستان برنامهای میریزند تا شاید این مسابقه بتواند راهی برای فرار آنها از اردوگاه باشد.نكته مهم فیلم بازی پله، بازیكن افسانهای در نقش یكی از افسران و بازیكنان تیم متفقین است.
سكانس برتر: ضربه سر بازیكنان متفقین امتیاز بازی را به 4-4 میرساند و همه چیز را برای رسیدن به پنالتی آماده میكند.وقتی كه پنالتی آخر تیم نازیها را دروازهبان میگیرد، لحظه توصیف نشدنی به وجود میآید.
شعار فیلم: و حالا بازی به پنالتی مقابل آلمانها میكشد و همه میدانند كه چه نتیجهای در انتظار خواهد بود!
در جستوجوی اریك (كن لوچ- 2009): اریك یك پستچی عاشق فوتبال است. دیوانهوار فوتبال را میپرستد. اما زندگیاش در سراشیبی افتاده كه نصایح فیلسوفانهای از اریك كانتونا، فوتبالیست مشهور موردعلاقهاش دریافت میكند كه راه و رسم چالش با زندگی را به او میآموزد. خود اریك كانتونا هم در فیلم حضور دارد. كانتونا همیشه به عنوان یك بازیكن یاغی در فوتبال حضور داشته.
سكانس برتر: استیو كه آدم سادهای است به اریك كانتونا میگوید: «عجیب است رفیق. گاهی اوقات ما فراموش میكنیم كه تو هم مردی مثل ما هستی.» و كانتونا در پاسخش میگوید: «من یك مرد نیستم. من اریك كانتونا هستم».
شعار فیلم: او یك مرد ساده نیست.طرفدارانش این را بهتر میفهمند.
مثل بكام سانتركن (گوریندر چادها- 2002): یكدختر هندی كه در خانوادهای بهشدت سنتی بزرگ شده، عاشق فوتبال و بخصوص سانترهای دیوید بكام است. خانواده دختر به شدت مخالف فوتبال بازی كردن وی هستند. درنهایت دختر از خانه فرار میكند و بههمراه یک تیم فوتبال بانوان به آلمان میرود.
سکانس برتر: احتمالا سکانس قابل پیشبینی است اما لحظهای که جس در بازی فینال از نقطه کرنر یک شوت کاتدار میزند،هنوز هم ارزش دیدن را دارد.
شعار فیلم: گاهی اوقات باید رویاهایت را دنبال کنی...گاهی مجبوری قوانین را بشکنی.
www.seemorgh.com/culture
منبع: tehrooz.com
مطالب پیشنهادی:
راه سینمای وحشت از جنگل نمیگذرد!
گافهای دوراز انتظار و تاریخی سینما!!/ تایتانیك، پدرخوانده و....
بهترین فیلمی كه در عمرم دیدهام!
20 عکس جالب از هنرپیشگان هالیوود درحال تمرین بازیگری!!
مروری بر تاریخچه خونآشامهای هنر هفتم (+عکس)
مطالب پیشنهادی:
راه سینمای وحشت از جنگل نمیگذرد!
گافهای دوراز انتظار و تاریخی سینما!!/ تایتانیك، پدرخوانده و....
بهترین فیلمی كه در عمرم دیدهام!
20 عکس جالب از هنرپیشگان هالیوود درحال تمرین بازیگری!!
مروری بر تاریخچه خونآشامهای هنر هفتم (+عکس)
