لیلا حاتمی، بازیگر زن ایرانی ستاره اولین فیلم برنده اسكار این كشور هم هست؛ این روزها در چك است و برنده جایزه گوی بلورین بهترین بازیگر زن برای فیلم «پله آخر» شده است؛ با فیلمی كه «علی مصفا» همسرش نوشته و كارگردانی كرده است. حاتمی در خانوادهای بزرگ شد كه خون سینما در آن جریان داشت.
پدرش یكی از كارگردانان مشهور ایرانی است. لیلا در زمان كودكی نیز در فیلمهای او نقش ایفا میكرد. حاتمی كه در گذشته دانشجوی مهندسی برق بوده، امروز یك ستاره بینالمللی سینماست.
همسرتان با انتخاب شما به عنوان بازیگر نقش اول فیلمش در حقیقت به طور كنایهای میخواست بازیگری را انتخاب كند كه هرچه او بگوید انجام دهد؟
(با خنده) من همیشه این شیوه را دوست داشتم. زمانی كه بازی میكنم به كارگردان گوش میدهم و تحت فرمان او هستم.
غالبا در فیلمهایت نقش «لیلا» را بازی میكنی. تفاوت «لیلای» روی صحنه با «لیلایی» كه اكنون اینجا نشسته است در چیست؟
درواقع، این بار نام نقش «لیلی» است. من لیلاهای زیادی را بازی كردهام و این یك حقیقت است اما این بار این نقش یك لیلی است. تفاوت لیلا و لیلی در فرهنگ ما یك تفاوت ظریف است. زیرا لیلا یك اسم مرسوم است اما لیلی پیچیدهتر است. این نام به یك خانواده اصیل، نه لزوما ثروتمند اما با یك پسزمینه خوب بر میگردد و نام لیلی یكی از نامهای شخصیت اشعار ماست كه به داستانی عاشقانه مربوط به قرن ششم، بازمیگردد. بنابراین لیلی نماینده زن جوان و زیباست.
ریشههای عمیق فرهنگ ایرانی واقعا در فیلم دیده میشوند اینطور نیست؟ از نظر داستان غیرخطی یا واقعیتهای مجازی مانند رویا؟ در نتیجه لیلی چیزی از این دست را به ما نشان میدهد؟
لیلی یك نام ایرانی است. در حالیكه لیلا یك اسم عربی است اما لیلی از آنجایی كه در ادبیات ما اهمیت دارد بیشتر ایرانی محسوب میشود.
چه بخشی از این نقش بیش از همه برایت چالشبرانگیز یا جذاب بود؟
آنچه كه من در مورد این شخصیت دوست داشتم این بود كه او دروغ میگوید و این عین حقیقت است. چیزی كه در بسیاری از فیلمها آن را نمیبینی. دروغ گفتن برای هیچ، اما این «هیچ» هزینههای زیادی را با خودش همراه دارد و قضیه را بسیار جدی میكند، حتی ممكن است به اندازه یك زندگی تمام شود. اما او دروغ میگوید برای هیچ و من این را دوست دارم.
فكر میكنی كه او چرا به این آسانی دروغ میگوید؟
زنان این كار را میكنند. من به خاطر دارم كه خودم هم این كار را انجام میدادم. به عنوان مثال من گاهی برای خودم دستهگل میفرستم و به روی خودم هم نمیآورم. اما خود من این كار را كرده بودم! آن زمان بسیار جوان بودم. فكر میكنم زنان این قبیل اتفاقات را دوست دارند.
به نظر شما همین امر انگیزه شخصیت لیلی در فیلم «پله آخر» برای دروغ گفتن است و مشكلات بسیاری را رقم میزند؟
من فكر میكنم در این فیلم دروغها حتی برای این مساله هم نیست، او برای این كارها برنامهریزی نكرده است. او میخواهد خودش را مهم كند. او این كارها را انجام میدهد ولی برایشان برنامهریزی نكرده است.
قبلا گفتهاید كه سینمای ایران در حال حاضر نوعی رنسانس را تجربه میكند. فكر میكنید این از كجا نشات گرفته است؟
این مختص زمان حاضر نیست، نمیخواهم بگویم اكنون بهتر است بلكه میگویم امروز متنوعتر شده است. به طور مثال سالهای گذشته ما فقط یك كلیشه داشتیم و فكر میكردیم كه این كلیشه برای جهان خارج جذاب است و این عجیب است كه ما سالها همان كلیشه را دنبال میكردیم و شاید شجاعت تجربه كردن چیزهای متفاوت را نداشتیم.
اما فیلمهای داخلی مطمئنا متنوعتر و جذابتر از آنهایی است كه صادر شدهاند.
ما در داخل این شجاعت را داریم. اما فكر میكنم بعد از موفقیت فیلم «جدایی نادر از سیمین»، یا حتی قبل از آن، میتوانم بگویم در داخل كشور نسل جدیدی از كارگردانان (در مورد همسرم صحبت نمیكنم. او را كنار میگذارم زیرا اولین فیلم او مربوط به هشت سال پیش است.) شكل گرفته. چیزی كه از آن میگویم این است كه پنج سال پیش بسیاری از كارگردانان نسل جدید مورد توجه نبودند. به عنوان مثال تنها یك یا دو هنرمند وجود داشتند و همه به قوانین پایهای و تكنیكهای اولیه احترام میگذاشتند. این چیز جدیدی برای من به عنوان یك بازیگر است و سالهای گذشته شرایط به اینگونه نبود.
این تفاوت به نسبت گذشته در چیست؟ در گذشته كارگردانان محدودی با نفوذ بیشتری وجود داشتند؟
امروز شرایط تغییر كرده است به عنوان مثال میتوانی یك نقش زیبا را از یك فیلمنامهنویس برای یك كارگردان فیلماولی بازی كنی، آنها دانش تكنیكی لازم را دارند و به اندازه كافی برای مدیریت یك فیلم بالغ شدهاند.
این چیزی است كه میخواهی مردم جهان در مورد ایران یا بهتر بگویم فیلم ایرانی بدانند؟
اگر مردم فیلمهای باكیفیت را ببینند، میتوانند ایران واقعی را كشف كنند.
در ستایش لیلا حاتمی
چهل و هفتمین دوره جشنواره «كارلووی واری» به سادگی خاطرهانگیز شد. «لیلا حاتمی» برای بازی در فیلم «پله آخر» موفق به كسب جایزه بهترین بازیگر زن این دوره از جشنواره شد و علی مصفا، كارگردان فیلم «پله آخر» و همسر خانم حاتمی جایزه فیپرشی (منتقدان فیلم بینالمللی) از جوایز فرعی این جشنواره را از آن خود كرد.
امسال فیلم «تقریبا مرد» - فیلمی شخصیتمحور و مطالعهای در باب بحران میانسالی، نوشته و به كارگردانی مارتین لاند از كشور نروژ- جایزه بزرگ گوی كریستال این جشنواره به ارزش 25 هزار دلار را دریافت كرد. جایزه ویژه هیات داوران به ارزش 15 هزار دلار نیز به فیلم ایتالیایی «چشمه میدان: توطئه ایتالیایی» ماركو تولیو جوردانا رسید.
رافائل اوله، كارگردان كانادایی فیلم فرانسهزبان «كامیون» جایزه بهترین كارگردانی چهل و هفتمین دوره جشنواره كارلووی واری و همچنین جایزه فرعی «هیات داوران جهانی» را دریافت كرد.
هنریك رافائلسن، بازیگر «تقریبا مرد» برنده جایزه بهترین بازیگر مرد این جشنواره شد و جایزه بهترین بازیگر زن نیز به لیلا حاتمی از ایران برای بازی در «پله آخر» رسید. «پله آخر»، دومین فیلم بلندی كه علی مصفا پس از «سیمای زنی در دوردست» كارگردانی كرده است، داستان یك پزشك میانسال را بازگو میكند كه بعد از چندین سال به ایران بازمیگردد و درگیر ماجرای مرگ دوستش میشود.
به نوشته استیون دالتن، منتقد هالیوود ریپورتر، فیلم «پله آخر» كه از رمان «مرگ ایوان ایلیچ» لئو تولستوی و «مردگان» جیمز جویس الهام گرفته و رشتههایی از موسیقی، تصویر و طنز غنی را در تاروپود روایت بافته است كه ریشه در ادبیات كلاسیك ایران دارد، «مراقبهای شاعرانه در باب عشق و مرگ در تهران معاصر» است.
این منتقد همچنین پیشبینی موفقیتهای بیشتری برای این فیلم در عرصه جشنوارهها و همینطور گیشه فروش بینالمللی را داشته و آن را تا اندازهای مرهون حضور لیلا حاتمی، بازیگر «جدایی نادر از سیمین» دانسته كه او را با ایزابلا روسلینی مقایسه كرده است.
علی مصفا نیز در یادداشتی درباره این فیلم ضمن اشاره به اینكه فیلمنامه آن هفت سال پیش نوشته شده و به علت منصرف شدن تهیهكنندگان متعدد در مراحل مختلف، سرانجام ناچار شده خود سرمایه تهیه آن را به عنوان یك فیلم مستقل فراهم و نقش اول مرد را نیز بازی كند، یادآوری كرده كه نقش اول زن از ابتدا برای لیلا حاتمی نوشته شده بود.
جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره كارلووی واری در دورههای قبل به ترتیب به استاین فیشر كریستنسن برای بازی در فیلم آلمانی «نامرئی» در سال 2011، آنه دموستیه برای بازی در فیلم فرانسوی «دوران كودكی بد» در سال 2010، پاپریكا استین از دانمارك برای «تشویق» در سال 2009، مارتا ایسووا بازیگر «جغدهای شب» از جمهوری چك در سال 2008، الویرا مینگوئز اسپانیایی برای بازی در فیلم «پودور» در سال 2007 و مگی جیلنهال آمریكایی برای فیلم «شِری عزیز» تعلق گرفته بود.
فیلمهای «پذیرایی ساده» به كارگردانی مانی حقیقی، «یك خانواده محترم» مسعود بخشی و «برش» امیر نادری از دیگر آثار كارگردانان ایرانی بودند كه در چهل و هفتمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم كارلووی واری حضور داشتند. جشنواره كارلووی واری كه هر ساله در شهر كارلووی واری (یا «كارلسباد» به زبانهای آلمانی و انگلیسی) در غرب جمهوریچك برگزار میشود یكی از جشنوارههای بسیار مهم و معتبر اروپا و از قدیمیترین و با سابقهترین جشنوارههای سینمایی دنیاست.
این جشنواره در سال 1946 و اندكی پس از پایان جنگ جهانی دوم افتتاح شد، از سال 1948 بخش رقابتی در آن به وجود آمد و اولین هیات داوران بینالمللی در سال 1951 به آن افزوده شد. جشنواره تقریبا هر سال (گاه با تاخیرهایی چندساله) در شهر كارلووی واری برگزار شد اما عملا تا سال 1990 و فرو ریختن دیوار آهنین بلوك شرق یك ابزار تبلیغاتی رژیم كمونیستی چكسلواكی و همپیمانهای آن در مسكو و سایر كشورهای اروپای شرقی بود.
پس از آن، جشنواره كارلووی واری رونق و اعتباری بینالمللی كسب كرد و از بیست و نهمین دوره در سال 1994 با حضور چهرههای سرشناس بینالمللی به طور پیوسته به كارش ادامه داد و بر اهمیتش افزوده شد.
اتفاق خوش یمن
اصولا با توجه به شرایط فعلی سینمای ایران، هرگونه جایزه و دیده شدن در سطح جهان برایمان مهم و با شكوه است و باید از آن استقبال كرد. این اتفاق و كسب جایزه «كارلوویواری» توسط خانم «حاتمی» را باید اتفاق خوشیمنی بدانیم. لیلا حاتمی بازیگر خوب و بسیار ارزشمندی است كه این جایزه برای خودش نیز بسیار مهم خواهد بود.
اما آنچه كه بیش از كسب جایزه برای خود حاتمی باید مهم باشد، برای بازیگران دیگر حایز اهمیت است، اینكه به بازیگری نگاه شود كه پس از یك دهه فعالیت موفق صنفی همچنان میتواند در سطح جهان مورد توجه قرار گیرد، میتواند الگویی باشد برای دیگران و انگیزههای آنها را برای دیده شدن تقویت كند.
همسرتان با انتخاب شما به عنوان بازیگر نقش اول فیلمش در حقیقت به طور كنایهای میخواست بازیگری را انتخاب كند كه هرچه او بگوید انجام دهد؟
(با خنده) من همیشه این شیوه را دوست داشتم. زمانی كه بازی میكنم به كارگردان گوش میدهم و تحت فرمان او هستم.
غالبا در فیلمهایت نقش «لیلا» را بازی میكنی. تفاوت «لیلای» روی صحنه با «لیلایی» كه اكنون اینجا نشسته است در چیست؟
درواقع، این بار نام نقش «لیلی» است. من لیلاهای زیادی را بازی كردهام و این یك حقیقت است اما این بار این نقش یك لیلی است. تفاوت لیلا و لیلی در فرهنگ ما یك تفاوت ظریف است. زیرا لیلا یك اسم مرسوم است اما لیلی پیچیدهتر است. این نام به یك خانواده اصیل، نه لزوما ثروتمند اما با یك پسزمینه خوب بر میگردد و نام لیلی یكی از نامهای شخصیت اشعار ماست كه به داستانی عاشقانه مربوط به قرن ششم، بازمیگردد. بنابراین لیلی نماینده زن جوان و زیباست.
ریشههای عمیق فرهنگ ایرانی واقعا در فیلم دیده میشوند اینطور نیست؟ از نظر داستان غیرخطی یا واقعیتهای مجازی مانند رویا؟ در نتیجه لیلی چیزی از این دست را به ما نشان میدهد؟
لیلی یك نام ایرانی است. در حالیكه لیلا یك اسم عربی است اما لیلی از آنجایی كه در ادبیات ما اهمیت دارد بیشتر ایرانی محسوب میشود.
چه بخشی از این نقش بیش از همه برایت چالشبرانگیز یا جذاب بود؟
آنچه كه من در مورد این شخصیت دوست داشتم این بود كه او دروغ میگوید و این عین حقیقت است. چیزی كه در بسیاری از فیلمها آن را نمیبینی. دروغ گفتن برای هیچ، اما این «هیچ» هزینههای زیادی را با خودش همراه دارد و قضیه را بسیار جدی میكند، حتی ممكن است به اندازه یك زندگی تمام شود. اما او دروغ میگوید برای هیچ و من این را دوست دارم.
فكر میكنی كه او چرا به این آسانی دروغ میگوید؟
زنان این كار را میكنند. من به خاطر دارم كه خودم هم این كار را انجام میدادم. به عنوان مثال من گاهی برای خودم دستهگل میفرستم و به روی خودم هم نمیآورم. اما خود من این كار را كرده بودم! آن زمان بسیار جوان بودم. فكر میكنم زنان این قبیل اتفاقات را دوست دارند.
به نظر شما همین امر انگیزه شخصیت لیلی در فیلم «پله آخر» برای دروغ گفتن است و مشكلات بسیاری را رقم میزند؟
من فكر میكنم در این فیلم دروغها حتی برای این مساله هم نیست، او برای این كارها برنامهریزی نكرده است. او میخواهد خودش را مهم كند. او این كارها را انجام میدهد ولی برایشان برنامهریزی نكرده است.
قبلا گفتهاید كه سینمای ایران در حال حاضر نوعی رنسانس را تجربه میكند. فكر میكنید این از كجا نشات گرفته است؟
این مختص زمان حاضر نیست، نمیخواهم بگویم اكنون بهتر است بلكه میگویم امروز متنوعتر شده است. به طور مثال سالهای گذشته ما فقط یك كلیشه داشتیم و فكر میكردیم كه این كلیشه برای جهان خارج جذاب است و این عجیب است كه ما سالها همان كلیشه را دنبال میكردیم و شاید شجاعت تجربه كردن چیزهای متفاوت را نداشتیم.
اما فیلمهای داخلی مطمئنا متنوعتر و جذابتر از آنهایی است كه صادر شدهاند.
ما در داخل این شجاعت را داریم. اما فكر میكنم بعد از موفقیت فیلم «جدایی نادر از سیمین»، یا حتی قبل از آن، میتوانم بگویم در داخل كشور نسل جدیدی از كارگردانان (در مورد همسرم صحبت نمیكنم. او را كنار میگذارم زیرا اولین فیلم او مربوط به هشت سال پیش است.) شكل گرفته. چیزی كه از آن میگویم این است كه پنج سال پیش بسیاری از كارگردانان نسل جدید مورد توجه نبودند. به عنوان مثال تنها یك یا دو هنرمند وجود داشتند و همه به قوانین پایهای و تكنیكهای اولیه احترام میگذاشتند. این چیز جدیدی برای من به عنوان یك بازیگر است و سالهای گذشته شرایط به اینگونه نبود.
این تفاوت به نسبت گذشته در چیست؟ در گذشته كارگردانان محدودی با نفوذ بیشتری وجود داشتند؟
امروز شرایط تغییر كرده است به عنوان مثال میتوانی یك نقش زیبا را از یك فیلمنامهنویس برای یك كارگردان فیلماولی بازی كنی، آنها دانش تكنیكی لازم را دارند و به اندازه كافی برای مدیریت یك فیلم بالغ شدهاند.
این چیزی است كه میخواهی مردم جهان در مورد ایران یا بهتر بگویم فیلم ایرانی بدانند؟
اگر مردم فیلمهای باكیفیت را ببینند، میتوانند ایران واقعی را كشف كنند.
در ستایش لیلا حاتمی
چهل و هفتمین دوره جشنواره «كارلووی واری» به سادگی خاطرهانگیز شد. «لیلا حاتمی» برای بازی در فیلم «پله آخر» موفق به كسب جایزه بهترین بازیگر زن این دوره از جشنواره شد و علی مصفا، كارگردان فیلم «پله آخر» و همسر خانم حاتمی جایزه فیپرشی (منتقدان فیلم بینالمللی) از جوایز فرعی این جشنواره را از آن خود كرد.
امسال فیلم «تقریبا مرد» - فیلمی شخصیتمحور و مطالعهای در باب بحران میانسالی، نوشته و به كارگردانی مارتین لاند از كشور نروژ- جایزه بزرگ گوی كریستال این جشنواره به ارزش 25 هزار دلار را دریافت كرد. جایزه ویژه هیات داوران به ارزش 15 هزار دلار نیز به فیلم ایتالیایی «چشمه میدان: توطئه ایتالیایی» ماركو تولیو جوردانا رسید.
رافائل اوله، كارگردان كانادایی فیلم فرانسهزبان «كامیون» جایزه بهترین كارگردانی چهل و هفتمین دوره جشنواره كارلووی واری و همچنین جایزه فرعی «هیات داوران جهانی» را دریافت كرد.
هنریك رافائلسن، بازیگر «تقریبا مرد» برنده جایزه بهترین بازیگر مرد این جشنواره شد و جایزه بهترین بازیگر زن نیز به لیلا حاتمی از ایران برای بازی در «پله آخر» رسید. «پله آخر»، دومین فیلم بلندی كه علی مصفا پس از «سیمای زنی در دوردست» كارگردانی كرده است، داستان یك پزشك میانسال را بازگو میكند كه بعد از چندین سال به ایران بازمیگردد و درگیر ماجرای مرگ دوستش میشود.
به نوشته استیون دالتن، منتقد هالیوود ریپورتر، فیلم «پله آخر» كه از رمان «مرگ ایوان ایلیچ» لئو تولستوی و «مردگان» جیمز جویس الهام گرفته و رشتههایی از موسیقی، تصویر و طنز غنی را در تاروپود روایت بافته است كه ریشه در ادبیات كلاسیك ایران دارد، «مراقبهای شاعرانه در باب عشق و مرگ در تهران معاصر» است.
این منتقد همچنین پیشبینی موفقیتهای بیشتری برای این فیلم در عرصه جشنوارهها و همینطور گیشه فروش بینالمللی را داشته و آن را تا اندازهای مرهون حضور لیلا حاتمی، بازیگر «جدایی نادر از سیمین» دانسته كه او را با ایزابلا روسلینی مقایسه كرده است.
علی مصفا نیز در یادداشتی درباره این فیلم ضمن اشاره به اینكه فیلمنامه آن هفت سال پیش نوشته شده و به علت منصرف شدن تهیهكنندگان متعدد در مراحل مختلف، سرانجام ناچار شده خود سرمایه تهیه آن را به عنوان یك فیلم مستقل فراهم و نقش اول مرد را نیز بازی كند، یادآوری كرده كه نقش اول زن از ابتدا برای لیلا حاتمی نوشته شده بود.
جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره كارلووی واری در دورههای قبل به ترتیب به استاین فیشر كریستنسن برای بازی در فیلم آلمانی «نامرئی» در سال 2011، آنه دموستیه برای بازی در فیلم فرانسوی «دوران كودكی بد» در سال 2010، پاپریكا استین از دانمارك برای «تشویق» در سال 2009، مارتا ایسووا بازیگر «جغدهای شب» از جمهوری چك در سال 2008، الویرا مینگوئز اسپانیایی برای بازی در فیلم «پودور» در سال 2007 و مگی جیلنهال آمریكایی برای فیلم «شِری عزیز» تعلق گرفته بود.
فیلمهای «پذیرایی ساده» به كارگردانی مانی حقیقی، «یك خانواده محترم» مسعود بخشی و «برش» امیر نادری از دیگر آثار كارگردانان ایرانی بودند كه در چهل و هفتمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم كارلووی واری حضور داشتند. جشنواره كارلووی واری كه هر ساله در شهر كارلووی واری (یا «كارلسباد» به زبانهای آلمانی و انگلیسی) در غرب جمهوریچك برگزار میشود یكی از جشنوارههای بسیار مهم و معتبر اروپا و از قدیمیترین و با سابقهترین جشنوارههای سینمایی دنیاست.
این جشنواره در سال 1946 و اندكی پس از پایان جنگ جهانی دوم افتتاح شد، از سال 1948 بخش رقابتی در آن به وجود آمد و اولین هیات داوران بینالمللی در سال 1951 به آن افزوده شد. جشنواره تقریبا هر سال (گاه با تاخیرهایی چندساله) در شهر كارلووی واری برگزار شد اما عملا تا سال 1990 و فرو ریختن دیوار آهنین بلوك شرق یك ابزار تبلیغاتی رژیم كمونیستی چكسلواكی و همپیمانهای آن در مسكو و سایر كشورهای اروپای شرقی بود.
پس از آن، جشنواره كارلووی واری رونق و اعتباری بینالمللی كسب كرد و از بیست و نهمین دوره در سال 1994 با حضور چهرههای سرشناس بینالمللی به طور پیوسته به كارش ادامه داد و بر اهمیتش افزوده شد.
اتفاق خوش یمن
اصولا با توجه به شرایط فعلی سینمای ایران، هرگونه جایزه و دیده شدن در سطح جهان برایمان مهم و با شكوه است و باید از آن استقبال كرد. این اتفاق و كسب جایزه «كارلوویواری» توسط خانم «حاتمی» را باید اتفاق خوشیمنی بدانیم. لیلا حاتمی بازیگر خوب و بسیار ارزشمندی است كه این جایزه برای خودش نیز بسیار مهم خواهد بود.
اما آنچه كه بیش از كسب جایزه برای خود حاتمی باید مهم باشد، برای بازیگران دیگر حایز اهمیت است، اینكه به بازیگری نگاه شود كه پس از یك دهه فعالیت موفق صنفی همچنان میتواند در سطح جهان مورد توجه قرار گیرد، میتواند الگویی باشد برای دیگران و انگیزههای آنها را برای دیده شدن تقویت كند.
www.seemorgh.com/culture
منبع: روزنامه شرق
مطالب پیشنهادی:
عكسهای لیلا حاتمی بعد از كسب جایزه بهترین بازیگر زن كارلووی واری
مطالب پیشنهادی:
عكسهای لیلا حاتمی بعد از كسب جایزه بهترین بازیگر زن كارلووی واری
عکسهای لیلا حاتمی و علی مصفا و حضور «پله آخر» در جشنواره کارلووی واری رقابت پوستر فیلم علی مصفا و لیلا حاتمی در یک جشنواره خارجی +عکس
20 شخصیت سرشناس معاصر كه روی پرده نقرهیی و قاب تلویزیون نقش بستند
نقشهای ماندگار خسرو شکیبایی +عکس
20 شخصیت سرشناس معاصر كه روی پرده نقرهیی و قاب تلویزیون نقش بستند
نقشهای ماندگار خسرو شکیبایی +عکس
