اینک آخرالزمان (Apocalypse Now)
معرفی فیلم
*کارگردان: فرانسیس فورد کاپولا
*نویسندگان فیلم نامه: جوزف کنراد، جان میلیوس و فرانسیس فورد کاپولا
*بازیگران: مارلون براندو: (سرهنگ کورتز)، رابرت دووال: (سرهنگ کیلگور)، مارتین شین: (سروان ویلارد)، لارنس فیشبرن: (تیرون میللر)، هریسون فورد: (سرهنگ لوکاس)، دنیس هوپر: (عکاس خبری)، سام باتومز: (لانس بی جانسون) و فردریک فارست: (جی هایکز)
*موسیقی:
فرانسیس فورد کاپولا و کارمینا کاپولا
*فیلم بردار:
ویتوریو استار ارو
*محصول: ۱۹۷۹، آمریکا
*جوایز:
* جایزه اسکار بهترین فیلم برداری برای «ویتوریو استارارو»
* جایزه اسکار بهترین صدابرداری
*نامزد اسکار بهترین نقش مکمل مرد برای «رابرت دووال»
*نامزد اسکار بهترین طراحی صحنه
*نامزد اسکار بهترین کارگردانی برای فرانسیس فورد کاپولا
*نامزد اسکار بهترین تدوین
* نامزد اسکار بهترین فیلم نامه اقتباسی
*برنده جوایز بهترین فیلم و کارگردانی از جشنواره فیلم کن ۱۹۷۹
* برنده جایزه بهترین فیلم، بهترین کارگردان، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (رابرت دووال)، بهترین موزیک متن از گلدن گلوب سال ۱۹۸۰
*برنده جایزه بهترین فیلم و کارگردان و هم چنین بهترین بازیگر نقش دوم مرد (رابرت دووال) از بفتا ۱۹۸۰
*تقدیر ویژه جشنواره کن در سال ۲۰۰۰
خلاصه داستان:
در میانه جنگ ویتنام، ستوان ویلارد (مارتین شین) بر اساس فرمانی سری از ستاد مشترک ارتش آمریکا، در پی سرهنگ کورتز (مارلون براندو) متمرد که در جنگل های سخت گذر ویتنام پناه گرفته است، میرود تا او را بکشد. این وظیفه سرآغاز تحولات و اتفاقات زیادی میشود که نوعی سفر به گوشه های پنهانی و تاریکی های وجود بشر است.
درباره فیلم:
«اینک آخر الزمان» اثری از سینمای مستقل ایالات متحده است. اثری که کاپولا با صرف هزینه شخصی و زمان بسیار زیاد، موفق به ساخت آن شد. تقریباً ارتش آمریکا حاضر به هیچ گونه کمکی به فرانسیس فورد کاپولا نشد. وی با استفاده از سرمایه شخصی و کمک دولت فیلیپین امکان ساخت این فیلم را یافت.داستان این شاهکار، اقتباسی از کتاب «دل تاریکی» اثر «جوزف کنراد» است که البته در کتاب داستان در کنگو اتفاق میافتد، ولی کاپولا با تسلطی که در نوشتن فیلم نامه داشت، آن را به حوزه ویتنام و در زمان حمله آمریکا به ویتنام تغییر داد. نشریه سینمایی «توتال فیلم» در گزارشی فهرست ۵۰ فیلم جنگی برتر تاریخ سینما را منتشر کرد که «اینک آخر الزمان» «فرانسیس فورد کاپولا»، در رتبه نخست این فهرست قرار دارد.هم چنین انجمن منتقدان لندن فیلم سینمایی «اینک آخر الزمان» را به عنوان بهترین فیلم ۳۰ سال گذشته سینمای جهان برگزید.در تاریخ سینما فیلم هایی وجود دارند که هرچه بیشتر از زمان ساخته شدن شان میگذرد، منتقدان و حتی تماشاگران عادی بیشتر به ارزش های شان پی میبرند. «قاعده بازی»، «همشهری کین»، بسیاری از آثار هیچکاک و...، نمونه هایی از چنین فیلم هایی هستند. «اینک آخر الزمان» هم نمونه متاخر این گونه آثار است. فیلمی که زمان ساختش دردسرها و سرخوردگی های بسیاری برای سازنده اش به همراه داشت: طولانی شدن زمان فیلم برداری از ۱۷ هفته به ۱۶ ماه، افزایش هزینه ها تا مرز ۵۰ میلیون دلار، شکست تجاری و بی اعتنایی بسیاری از منتقدان. کاپولا به خاطر این فیلم تمام ثروتی را که «پدر خوانده»ها نصیبش کرده بودند، خرج کرد و تا یک دهه پس از آن، مجبور شد فیلم هایی بسازد که بدهی هایش را بپردازد. اما گذشت زمان ارزش های «اینک آخر الزمان» را به عنوان فیلمیشخصی از سینمای مولف و شاهکاری کم نظیر در تاریخ سینما آشکار کرد. تا بدان جا که در سال ۲۰۰۲ در نظرسنجی مجله «سایت اند ساند»، این فیلم به عنوان بهترین فیلم ۲۵ سال اخیر (از ۱۹۷۷) معرفی شد و بالاتر از فیلم هایی چون «گاو خشمگین» و «روزی روزگاری در آمریکا» قرار گرفت.
نقد و نظر:
«اینک آخر الزمان» سرشار از تصاویری است که زشتی های ظاهری جنگ را نمایش میدهد. اجساد سربازان کشته شده، خانه های ویران و... اما سکانسی که اوج ویرانی و نابودگری جنگ را به تصویر میکشد و بهترین سکانس فیلم هم هست، آنجا که بالگرد برای اجرای برنامه و روحیه دادن به سربازان آمریکایی فرود میآید. این سکانس از نظر میزانسن و ویژگی های بصری فوق العاده است. فیلم برداری و نورپردازی ویتوریو استارارو- که در این فیلم شاهکار میکند- به اوج میرسد.هم زمان با اوج گیری موسیقی در نمایی معکوس استارارو هنر نورپردازی اش را به رخ میکشد. در همین حال کاپولا در برشی زیبا و مستندگونه کودکان ویتنامی را نشان میدهد که «از پشت سیم خاردارها»، با تعجب به این نمایش نگاه میکنند. در سکانس پایانی در لانگ شاتی بسیار زیبا بالگردی را میبینیم که به پرواز در میآید. هم زمان نیز موسیقی کوبنده فیلم، باند صدا را تسخیر میکند.فضا سازی کاپولا در فصل پایانی فیلم که به رویارویی ویلارد (مارتین شین) با کورتز (مارلون براندو) اختصاص دارد، فوق العاده است. نماهای دور و حرکت های آرام دوربین، در ایجاد حس ماورایی و اسطوره ای از سرزمین تحت فرمان کورتز بسیار موثر است. کورتز با ایجاد ترس و وحشت بر مردمش حکومت میکند اما این ترس و وحشت با مفاهیمیکه از این واژه ها سراغ داریم متفاوت است. ترس و وحشت، دوستان کورتز و مردمان آن جا هستند. همان طور که خودش به ویلارد میگوید: «ترس و وحشت دوستان تو هستند... اگر نباشند، دشمنانی هستند که باید از آن ها بترسی.» کاپولا، در این فیلم تلاش دارد تا چهره ای وحشتناک از جنگ نشان دهد. رنگ قرمز و آتشینی که در اکثر صحنه های فیلم موج میزند، نشان گر این ادعاست.هم چنین تدوین موازی فیلم که در آن چندین نما با فیدها و دیزالوهای طولانی با هم پیوند میخورند، بر این فضا تأکید میکند. فیلم، از دید شخصیت اصلی، «کاپیتان ویلارد» روایت میشود. کسی که مدتی در جنگ ویتنام بوده و از نظر روحی و روانی به هیچ وجه در شرایط مساعدی نیست. ساختار فیلم با آن نماهای وهم انگیز و غیرعادی، کاملاً با شرایط روحی کاپیتان ویلارد هم خوانی دارد.ترانه «این پایان است، دوست من» روی تصاویر انفجار و بمباران جنگل های ویتنام، تماشاگر را به سرعت به آنچه فیلم ساز میخواهد بگوید هدایت میکند. فیلم ساز از همان ابتدا موضعش را مشخص و جنگ ویتنام را به مثابه یک عنصر ویران کننده در نظر میگیرد تا آن را در طول فیلم به ما اثبات کند.فیلم برداری فیلم «اینک آخر الزمان» فوق العاده و بعد از کارگردانی کاپولا برجسته ترین عنصر فیلم است. «ویتوریو استارارو»، مدیر فیلم برداری مشهوری که طی دهه های هفتاد و هشتاد چندین فیلم مطرح و بزرگ را فیلم برداری کرد، در «اینک آخر الزمان» بهترین کار خود را ارائه میدهد. «استارارو» و «کاپولا» در قسمت های جنگی فیلم چنان لحظات تأثیرگذاری را خلق میکنند که در طول تاریخ سینما سابقه ندارد. دوربین در این لحظات به شکل حیرت انگیزی همراه نیروی هوایی آمریکا حرکت میکند و از ابعاد مختلف و در نماهایی بسیار زیبا کشتار ویتنامیها و انفجار و بمباران خانه و زندگی آن ها را نشان میدهد. استفاده از موسیقی کلاسیک در این صحنه ها، قدرت بی چون و چرای آمریکایی ها را در برابر ویتنامیها میرساند.اینک آخر الزمان از آخرین فیلم های بلند پروازانه دهه هفتاد سینمای آمریکاست. فیلمیکه در سال ۱۹۷۹، چه در ساخت و چه در اکران با محدودیت های فراوانی روبه رو شد. دلیل این امر هم انتقادهای بی پروایی است که فرانسیس فورد کاپولا با فیلمش نثار دولت آمریکا میکند. او جنگ ویتنام را به آخر الزمانی تشبیه میکند که پایان کار همه نظامیان آمریکایی است.تماشاگر، در مدت زمان طولانی فیلم در مردابی از هراس و جنون فرو میرود. در پایان هیچ روزنه ای به زندگی و ا مید پیش روی خود نمیبیند. همان طور که «والتر کورتز» در پایان فیلم میگوید: «وحشت... وحشت...». بله! سرانجام چیزی به جز وحشت نیست.وحشت ویتنامیها از آمریکاییان، وحشت فرانسویان از بیرون رانده شدن از وطن شان، وحشت دختران از تمام شدن سوخت، وحشت «شف» از مردن، وحشت «لانس» از کشتن، وحشت «ویلارد» از تنهایی و بی مأموریت ماندن و وحشت «کورتز» از وحشت. آیا اینک آخرالزمان فیلمی درباره وحشت نیست؟
معرفی فیلم
*کارگردان: فرانسیس فورد کاپولا
*نویسندگان فیلم نامه: جوزف کنراد، جان میلیوس و فرانسیس فورد کاپولا
*بازیگران: مارلون براندو: (سرهنگ کورتز)، رابرت دووال: (سرهنگ کیلگور)، مارتین شین: (سروان ویلارد)، لارنس فیشبرن: (تیرون میللر)، هریسون فورد: (سرهنگ لوکاس)، دنیس هوپر: (عکاس خبری)، سام باتومز: (لانس بی جانسون) و فردریک فارست: (جی هایکز)
*موسیقی:
فرانسیس فورد کاپولا و کارمینا کاپولا
*فیلم بردار:
ویتوریو استار ارو
*محصول: ۱۹۷۹، آمریکا
*جوایز:
* جایزه اسکار بهترین فیلم برداری برای «ویتوریو استارارو»
* جایزه اسکار بهترین صدابرداری
*نامزد اسکار بهترین نقش مکمل مرد برای «رابرت دووال»
*نامزد اسکار بهترین طراحی صحنه
*نامزد اسکار بهترین کارگردانی برای فرانسیس فورد کاپولا
*نامزد اسکار بهترین تدوین
* نامزد اسکار بهترین فیلم نامه اقتباسی
*برنده جوایز بهترین فیلم و کارگردانی از جشنواره فیلم کن ۱۹۷۹
* برنده جایزه بهترین فیلم، بهترین کارگردان، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (رابرت دووال)، بهترین موزیک متن از گلدن گلوب سال ۱۹۸۰
*برنده جایزه بهترین فیلم و کارگردان و هم چنین بهترین بازیگر نقش دوم مرد (رابرت دووال) از بفتا ۱۹۸۰
*تقدیر ویژه جشنواره کن در سال ۲۰۰۰
خلاصه داستان:
در میانه جنگ ویتنام، ستوان ویلارد (مارتین شین) بر اساس فرمانی سری از ستاد مشترک ارتش آمریکا، در پی سرهنگ کورتز (مارلون براندو) متمرد که در جنگل های سخت گذر ویتنام پناه گرفته است، میرود تا او را بکشد. این وظیفه سرآغاز تحولات و اتفاقات زیادی میشود که نوعی سفر به گوشه های پنهانی و تاریکی های وجود بشر است.
درباره فیلم:
«اینک آخر الزمان» اثری از سینمای مستقل ایالات متحده است. اثری که کاپولا با صرف هزینه شخصی و زمان بسیار زیاد، موفق به ساخت آن شد. تقریباً ارتش آمریکا حاضر به هیچ گونه کمکی به فرانسیس فورد کاپولا نشد. وی با استفاده از سرمایه شخصی و کمک دولت فیلیپین امکان ساخت این فیلم را یافت.داستان این شاهکار، اقتباسی از کتاب «دل تاریکی» اثر «جوزف کنراد» است که البته در کتاب داستان در کنگو اتفاق میافتد، ولی کاپولا با تسلطی که در نوشتن فیلم نامه داشت، آن را به حوزه ویتنام و در زمان حمله آمریکا به ویتنام تغییر داد. نشریه سینمایی «توتال فیلم» در گزارشی فهرست ۵۰ فیلم جنگی برتر تاریخ سینما را منتشر کرد که «اینک آخر الزمان» «فرانسیس فورد کاپولا»، در رتبه نخست این فهرست قرار دارد.هم چنین انجمن منتقدان لندن فیلم سینمایی «اینک آخر الزمان» را به عنوان بهترین فیلم ۳۰ سال گذشته سینمای جهان برگزید.در تاریخ سینما فیلم هایی وجود دارند که هرچه بیشتر از زمان ساخته شدن شان میگذرد، منتقدان و حتی تماشاگران عادی بیشتر به ارزش های شان پی میبرند. «قاعده بازی»، «همشهری کین»، بسیاری از آثار هیچکاک و...، نمونه هایی از چنین فیلم هایی هستند. «اینک آخر الزمان» هم نمونه متاخر این گونه آثار است. فیلمی که زمان ساختش دردسرها و سرخوردگی های بسیاری برای سازنده اش به همراه داشت: طولانی شدن زمان فیلم برداری از ۱۷ هفته به ۱۶ ماه، افزایش هزینه ها تا مرز ۵۰ میلیون دلار، شکست تجاری و بی اعتنایی بسیاری از منتقدان. کاپولا به خاطر این فیلم تمام ثروتی را که «پدر خوانده»ها نصیبش کرده بودند، خرج کرد و تا یک دهه پس از آن، مجبور شد فیلم هایی بسازد که بدهی هایش را بپردازد. اما گذشت زمان ارزش های «اینک آخر الزمان» را به عنوان فیلمیشخصی از سینمای مولف و شاهکاری کم نظیر در تاریخ سینما آشکار کرد. تا بدان جا که در سال ۲۰۰۲ در نظرسنجی مجله «سایت اند ساند»، این فیلم به عنوان بهترین فیلم ۲۵ سال اخیر (از ۱۹۷۷) معرفی شد و بالاتر از فیلم هایی چون «گاو خشمگین» و «روزی روزگاری در آمریکا» قرار گرفت.
نقد و نظر:
«اینک آخر الزمان» سرشار از تصاویری است که زشتی های ظاهری جنگ را نمایش میدهد. اجساد سربازان کشته شده، خانه های ویران و... اما سکانسی که اوج ویرانی و نابودگری جنگ را به تصویر میکشد و بهترین سکانس فیلم هم هست، آنجا که بالگرد برای اجرای برنامه و روحیه دادن به سربازان آمریکایی فرود میآید. این سکانس از نظر میزانسن و ویژگی های بصری فوق العاده است. فیلم برداری و نورپردازی ویتوریو استارارو- که در این فیلم شاهکار میکند- به اوج میرسد.هم زمان با اوج گیری موسیقی در نمایی معکوس استارارو هنر نورپردازی اش را به رخ میکشد. در همین حال کاپولا در برشی زیبا و مستندگونه کودکان ویتنامی را نشان میدهد که «از پشت سیم خاردارها»، با تعجب به این نمایش نگاه میکنند. در سکانس پایانی در لانگ شاتی بسیار زیبا بالگردی را میبینیم که به پرواز در میآید. هم زمان نیز موسیقی کوبنده فیلم، باند صدا را تسخیر میکند.فضا سازی کاپولا در فصل پایانی فیلم که به رویارویی ویلارد (مارتین شین) با کورتز (مارلون براندو) اختصاص دارد، فوق العاده است. نماهای دور و حرکت های آرام دوربین، در ایجاد حس ماورایی و اسطوره ای از سرزمین تحت فرمان کورتز بسیار موثر است. کورتز با ایجاد ترس و وحشت بر مردمش حکومت میکند اما این ترس و وحشت با مفاهیمیکه از این واژه ها سراغ داریم متفاوت است. ترس و وحشت، دوستان کورتز و مردمان آن جا هستند. همان طور که خودش به ویلارد میگوید: «ترس و وحشت دوستان تو هستند... اگر نباشند، دشمنانی هستند که باید از آن ها بترسی.» کاپولا، در این فیلم تلاش دارد تا چهره ای وحشتناک از جنگ نشان دهد. رنگ قرمز و آتشینی که در اکثر صحنه های فیلم موج میزند، نشان گر این ادعاست.هم چنین تدوین موازی فیلم که در آن چندین نما با فیدها و دیزالوهای طولانی با هم پیوند میخورند، بر این فضا تأکید میکند. فیلم، از دید شخصیت اصلی، «کاپیتان ویلارد» روایت میشود. کسی که مدتی در جنگ ویتنام بوده و از نظر روحی و روانی به هیچ وجه در شرایط مساعدی نیست. ساختار فیلم با آن نماهای وهم انگیز و غیرعادی، کاملاً با شرایط روحی کاپیتان ویلارد هم خوانی دارد.ترانه «این پایان است، دوست من» روی تصاویر انفجار و بمباران جنگل های ویتنام، تماشاگر را به سرعت به آنچه فیلم ساز میخواهد بگوید هدایت میکند. فیلم ساز از همان ابتدا موضعش را مشخص و جنگ ویتنام را به مثابه یک عنصر ویران کننده در نظر میگیرد تا آن را در طول فیلم به ما اثبات کند.فیلم برداری فیلم «اینک آخر الزمان» فوق العاده و بعد از کارگردانی کاپولا برجسته ترین عنصر فیلم است. «ویتوریو استارارو»، مدیر فیلم برداری مشهوری که طی دهه های هفتاد و هشتاد چندین فیلم مطرح و بزرگ را فیلم برداری کرد، در «اینک آخر الزمان» بهترین کار خود را ارائه میدهد. «استارارو» و «کاپولا» در قسمت های جنگی فیلم چنان لحظات تأثیرگذاری را خلق میکنند که در طول تاریخ سینما سابقه ندارد. دوربین در این لحظات به شکل حیرت انگیزی همراه نیروی هوایی آمریکا حرکت میکند و از ابعاد مختلف و در نماهایی بسیار زیبا کشتار ویتنامیها و انفجار و بمباران خانه و زندگی آن ها را نشان میدهد. استفاده از موسیقی کلاسیک در این صحنه ها، قدرت بی چون و چرای آمریکایی ها را در برابر ویتنامیها میرساند.اینک آخر الزمان از آخرین فیلم های بلند پروازانه دهه هفتاد سینمای آمریکاست. فیلمیکه در سال ۱۹۷۹، چه در ساخت و چه در اکران با محدودیت های فراوانی روبه رو شد. دلیل این امر هم انتقادهای بی پروایی است که فرانسیس فورد کاپولا با فیلمش نثار دولت آمریکا میکند. او جنگ ویتنام را به آخر الزمانی تشبیه میکند که پایان کار همه نظامیان آمریکایی است.تماشاگر، در مدت زمان طولانی فیلم در مردابی از هراس و جنون فرو میرود. در پایان هیچ روزنه ای به زندگی و ا مید پیش روی خود نمیبیند. همان طور که «والتر کورتز» در پایان فیلم میگوید: «وحشت... وحشت...». بله! سرانجام چیزی به جز وحشت نیست.وحشت ویتنامیها از آمریکاییان، وحشت فرانسویان از بیرون رانده شدن از وطن شان، وحشت دختران از تمام شدن سوخت، وحشت «شف» از مردن، وحشت «لانس» از کشتن، وحشت «ویلارد» از تنهایی و بی مأموریت ماندن و وحشت «کورتز» از وحشت. آیا اینک آخرالزمان فیلمی درباره وحشت نیست؟
www.seemorgh.com/culture
منبع: khorasannews.com
مطالب پیشنهادی:
5 قصه پریان که واقعی بودند!! +عکس
15 پدر فراموش نشدنی سینمای هالیوود!! (+عکس)
بازیگرانی كه فرصت یكشبه ستاره شدن را از دست دادند!!
10 حقیقت جالب در مورد جنیفر آنیستون!!
نگاهی به فیلمهای ترسناک «ضبط 1 و 2»
مطالب پیشنهادی:
5 قصه پریان که واقعی بودند!! +عکس
15 پدر فراموش نشدنی سینمای هالیوود!! (+عکس)
بازیگرانی كه فرصت یكشبه ستاره شدن را از دست دادند!!
10 حقیقت جالب در مورد جنیفر آنیستون!!
نگاهی به فیلمهای ترسناک «ضبط 1 و 2»
