نیوشا ضیغمی
مثل جعفری جوزانی که در اولین تجربه نقش دختر روستایی را در چشم باد به من داد که نقش خیلی آسانی هم برای یک بازیگر جوان نبود....

                                                         
از وضعیت سینما ناراضی‌ام
سینمای ایران روزهای خوشی را سپری نمی‌کند. دوستداران و علاقه‌مندان سینما باید مدت‌ها به انتظار بنشینند تا شاید پرده نقره‌ای به روزهای خوبش فلاش‌بکی بزند وانتظار طرفداران سینما چه مخاطبین خاص و چه دوستداران فیلم های عام را برآورده کند.دراین آشفته بازار سینما، داستان چهره‌های جوان سینما ماجرای دیگری است، بازیگرانی که محصول این شرایط ناخواسته شدند و در ابتدای فعالیت هنری خود به علت حضور در برخی از فیلم‌ها برچسب گیشه خورده‌اند. اما‌ به باورخودشان و بسیاری دیگر توانایی‌های گسترده‌ای دارند که سینمای منفعل وخاموش ایران مجال حضور و ظهورشان را نمی‌دهد. نیوشا ضیغمی‌نیز از این دسته مستثنا نیست، بازیگری که با «تردست» «علی سجادی» پا به عرصه بازیگری گذاشت و در دومین همکاری خود با این کارگردان به خاطر فیلم شوریده، نام خودرا در لیست انتظار دریافت سیمرغ بلورین فجر ثبت کرد و این نامزدی یک بار دیگر به خاطر فیلم حس پنهان درکارنامه او رقم خورد‌ اما ضیغمی با هیچ‌کدام از اینها شناخته نشد. ایفای نقش نرگس دراخراجی‌ها به سرعت او را به مخاطبان سینما معرفی كردتا فصل تازه‌ای در زندگی هنری او رقم بخورد. این روزها، این هنرمند جوان شرایط سینمای ایران را دوری تکراری از تیم های خاص درفیلم‌های مشخص می‌داند و دلزدگی خودش از این عدم خلاقیت‌ها و شرایط تحمیلی را با تاسیس دفتر سینمایی برای تولید فیلم نشان داده است. گفت‌وگوی یک ساعته به بهانه بررسی «پرتقال خونی» که اولین محصول سینمایی دفتر اوست، در فضای گرم و صمیمی‌ منزل او برگزار شد.

در جایی عنوان کردید، هشتاد درصد از فیلمنامه‌هایی که به دست‌تان می‌رسد را رد می‌کنید.بازمنتقدین وگهگاه خودتان درلابه‌لای مصاحبه های خود اعلام کردید در جایگاهی که فعلا در آن قرار دارید راضی نیستید مشکل کار از کجاست؟
مشکل کار اساسا از کل سینماست.سینما امری ذاتی و غریزی است.سینما ازبطن تفکرهای مختلف ومتنوع بیرون می‌آید. متاسفانه زمانی كه نسل من قدم به سینما گذاشت دوره ای بود که کارگردانان صاحب تفکر و صاحب سبک اندکی وجود داشتند. زمان علی حاتمی‌و تقوایی‌ها نبود.اوج شکوفایی سینما دهه قبل از ما بود. متاسفانه در سینمای ما به محض اینکه فیلمی‌موفق می‌شود همه رو به تقلید می‌آورند وکپی برداری از فیلم های خارجی بدون درنظر گرفتن ادبیات ایرانی كه بیداد می‌كند. اینها دست به دست هم می‌دهد و شرایط ناراضی‌کننده‌ای به وجود می‌آورد.

منهای شرایط بی جان و تخدیر کننده سینما که چندین سال است وجود دارد، چه عاملی باعث شد شما که برای دومین حضور خود درسینما نامزد جشنواره فجر شدید در دهه بعدی به گونه دیگری ظاهر شوید و شرایطی که برای باران کوثری و نگار جواهریان اتفاق افتاد برای شما رخ نداد؛ آیا تاخیر و عدم اکران های متوالی باعث روی‌آوردن شما به سینمایی متفاوت بود؟
بله این شرایط به نوعی خود خواسته و ناخواسته اتفاق افتاد.از جهتی نا خواسته که من تنها بازیگری هستم که هشت فیلم بازی کردم که هیچ‌کدام اکران نشد.شایداگر شوریده که مثال زدید در همان زمان اکران می‌شد شرایط برای من تغییر می‌کرد. درهمین سینمایی که ما اسم آن را سینمای هنری یا مخاطب خاص می‌گذاریم متاسفانه یکسری بازیگران و کارگردانان خاص تکرار می‌شوند و انگار همه چیز در سینمای ما ثبت شده وغیر قابل تغییر است.

این تقسیم‌بندی و مرزبندی‌ها اغلب اتفاق می‌افتد که عده‌ای سینمای هنری را به تصویر بکشند و عده‌ای گیشه را پرفروش کنند؛ این به نظر شما غیرعادلانه است؟
غیرعادلانه که قطعا هست.البته بازیگران هرکدام باید در شرایط خود سنجیده شونداما اگر حتی خوشبینانه هم نگاه كنیم، آدم‌ها با هم دوست می‌شوند و دوست دارند مجددا همدیگر را تکرار کنند. اما این تیم های کاری و ترکیب‌های دو، سه نفره هم برای مردم تکراری می‌شود.همین مسئله در سینمای هنری ما هم باعث افت می‌شود‌ و به عبارتی دیگر آن سبك هم دیگر برای جلب مخاطب جواب نمی‌دهد.این دوپاره شدن سینما اجازه تجربه وهنرنمایی را از بازیگر ‌می‌گیرد.

به‌ نظر شما این به عدم ریسک پذیری کارگردانان‌ها بر نمی‌گردد که از انتخاب بسیاری از بازیگران می‌گریزند؟ به‌عنوان مثال اصغر فرهادی که شاید دعوت از هر بازیگر برایش امکان پذیر نباشد؟
اتفاقا مثال خوبی نزدی، اصغر فرهادی در فیلم‌هایش از بازیگران چهره مثل شهاب حسینی استفاده کرده است. اما فرهادی ترکیب خوبی از چهره و غیرچهره کنار هم قرار می‌دهد. به‌نظرم این شهامت و درایت یک کارگردان است که به کدام بازیگر اجازه حضور بدهد.که درواقع اعتماد‌به خودش است، مثل جعفری جوزانی که در اولین تجربه نقش دختر روستایی را در چشم باد به من داد که نقش خیلی آسانی هم برای یک بازیگر جوان نبود. متاسفانه کارگردانان دیگر به خود زحمت کشف بازیگر و ایفای نقش خلاقانه را نمی‌دهند.

معمولا انتقادات این عدم خلاقیت‌ها نیز اول گریبان بازیگر را می‌گیرد مثل انتقاداتی که در فیلم گشت‌ ارشاد به شما وارد شد؟
احتمالا شما به نشست خبری فیلم گشت ارشاد اشاره می‌کنید. گشت ارشاد فیلم خوبی بود، چون به یک موضوع خاص اجتماعی اشاره کرده بود. من هم نقش یک دختر کاملا معمولی را بازی کردم که جزئیات خاصی نداشت،گاهی حساسیت‌های اینچنینی در مورد یك فیلم شكل می‌گیرد.

شما بعد از تاخیر اکران‌ها با اخراجی‌ها شناخته شدید آیا قبلا به سینمای دفاع مقدس علاقه داشتید یا شوخی‌های خط قرمزی اخراجی‌ها را سکوی پرتاب ومطرح شدن تلقی می‌کردید؟
اخراجی‌ها موضوع دست‌نخورده‌ای بود و در آن شرایط برای من تجربه‌ای جذاب بود، من اساسا سینمای دفاع مقدس را دوست داشتم‌ حتی زمانی که بازیگر نبودم آدم‌هایی که به جبهه‌ها رفتند را آدم‌های مقدسی می‌دانستم. آنها ربطی به بسیاری از مسائل سیاسی جاری روز ندارند. من امسال برنامه‌ای ضبط کردم که در مورد مادر پنج شهید بود. این فداکاری با کدام متر و قیمت می‌تواند سنجیده شود.اگر این آدم‌ها نبودند امروز ایرانی وجود نداشت. من شاید با اخراجی‌ها یاد گرفتم که جور دیگری می‌شود به آدم‌های جنگ نگاه کرد.

شما اخیرا به تهیه‌کنندگی روی آوردید و دفتر سینمایی تاسیس کردید و مدیر برنامه استخدام کردید، علت این تصمیم شما بعد از یک‌سال‌ونیم عدم حضور در سینما چه بود؟
درمورد تولید وتهیه باید بگویم من در این یک‌‌سال‌ونیم که درسینما حضور نداشتم فیلمنامه‌های زیادی خواندم که خیلی ضعیف بودند. نگرانی در من به وجود آمد نه به این دلیل که بازی نمی‌کنم. بلکه نگرانی من ناشی از تولید وسیع ودر عین حال ضعیف سینما بود. بنابراین خودم تصمیم گرفتم پا به عرصه تولید فیلم بگذارم، چیزی که درسینمای جهان نیز مرسوم است كه حداقل اگر خودم هم فیلم بازی نکنم فیلمنامه‌ای ساخته شود که دوستش داشته باشم وچیزی برای گفتن داشته باشد.

پرتقال خونی را دوست داشتید؟ انتظار شما را تا چه‌حد در عرصه تولید برآورده کرد؟
پرتقال خونی فیلمنامه خوبی داشت. پیمان عباسی زحمت زیادی برای نگارش آن کشیداما با اطمینان باید بگویم فیلمنامه پرتقال خونی به مراتب از فیلمش بهتر بود. فضای بسیار مدرنی داشت و شخصیت‌پردازی‌های سبك تازه‌ای داشت. اما درفیلم سکانس‌ها اندکی بی‌ربط به‌نظر می‌آیند. متاسفانه به‌علت طولانی شدن پلان‌ها، در مونتاژ، یک‌سوم فیلم کوتاه شد واین ضربه اساسی به فیلمنامه زد.

و این به علت بازنویسی فیلمنامه توسط سیروس الوند نیست؟دخالت دادن سینمای سیروس الوند درپرتقال‌خونی وسینمایی که به نوعی متعلق به خود اوست؟
دقیقا همین اتفاق افتاد اما پرتقال خونی فیلم بدی نبود. و می‌توانم بگویم از بسیاری از فیلم هایی که ساخته می‌شود بهتر بود.

چرا؟ فیلمنامه مثلث عشقی که چیز تازه‌ای در سینما نیست؟
موضوعات دراماتیک تعدادشان محدود است و نحوه پرداخت آنها متفاوت است، اگر بخواهیم اینگونه به درام در سینما نگاه کنیم تایتانیک پرفروش‌ترین فیلم جهان، فیلمی هندی است؟

ببینید در روابط آدم‌های آنها دلایل منطقی وجود دارد علت علاقه دخترهم در فیلمی‌ که مثال زدید تجربه طبقه دیگری بود. مثل فیلم‌های ایرانی نیست که دختری ثروتمند بی‌هیچ دلیل منطقی و روانی، عاشق راننده تاکسی سر خیابانش می‌شود؟
موافقم. چون در آنجا موقع نوشتن فیلمنامه از جامعه‌شناس و روان‌شناس‌ها کمک گرفته می‌شود. به همین دلیل پرداخت‌های آنها جذاب‌تراست.داستان پرتقال‌خونی روایت سرگشتگی‌های یک نسل است که بین عشق و خانواده و نیاز مادی دست و پا می‌زند.

اگر خوب نگاه كنیم نمایندگان این نسل در جامعه فراوان است اما متاسفانه در پرداخت فیلم به مثلث عشقی مبدل شد.



گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
  
منبع: tehrooz.com


مطالب پیشنهادی:
گفتگو با «ویشکا آسایش» بازیگر فیلم «خوابم می‌آد»
رضا رویگری: 6 سال ترشی می‌انداختم!!
رامبد جوان: یک سورپرایز بزرگ دارم!
چرا این بازیگران «ستاره» نیستند؟! (+عکس)
حامد بهداد: بازیگران اسب نیستند!