زمانی كه این فیلمنامه را مینوشتم سعی كردم تا فیلمهای مشابه دیگر را رها كرده و فكرم به سراغ فیلمهای دیگر نرود. سعی كردم بر اساس موقعیتی كه در داستان خودم طراحی شده، فیلمنامه را بنویسم. معتقدم وقتی موقعیت كلی را طراحی میكنیم باید قصه خود را بگوید و در این صورت است كه فیلمنامه مستقل میشود.
فیلم سینمایی «بعدازظهر سگی سگی» اولین كار سینمایی مصطفی كیایی است و فیلم «ضدگلوله» دومین ساخته این كارگردان جوان است. اكران «ضدگلوله» در جشنواره بینالمللی فیلم فجر سال گذشته توانست نظر مساعد منتقدان سینمایی را به خود جلب كند و این روزها با اكران عمومی، این فیلم در گیشه نیز فروش خوبی داشته، كیایی تاكنون دو تله فیلم نیز ساخته است. وی متولد سال 1355 است. او فعالیت هنری خود را از سال 1373 در مرکز آموزش فیلمسازی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آغاز کرد و از سال 1376 همزمان با تحصیل در رشته فیلمسازی در دانشگاه به عنوان دستیار کارگردان در مجموعه های تلویزیونی و سینمایی مشغول به کار شد. كیایی از سال 1381 به عنوان نویسنده، کارگردان و تدوینگر در برنامههای تلویزیونی فعالیت خود را ادامه داد و در این مدت برنامههای زیادی را برای شبکههای مختلف تلویزیونی ساخت. حالا این كارگردان جوان قرار است فیلم سومش را با مسعود جعفری جوزانی با نام «آقازادهها» بسازد، به گفته كیایی این كار مضمون اجتماعی با درونمایه طنز دارد.
اكران فیلم سینمایی «ضدگلوله» همزمان با اكران «كلاه قرمزی و بچه ننه» و «بیخداحافظی» است كه پیشبینی میشود این فیلمها فروش خوبی در گیشه داشته باشند، آیا همزمانی اكران به ضرر فیلم شما نبود و چرا این فیلم زودتر اكران نشد؟
با توجه به استقبال خوبی كه از فیلم «ضدگلوله» در جشنواره بینالمللی فیلم فجر شد، چشمانداز و برنامه ما در اكران فیلم، عید نوروز بود اما با چیدمانی كه شورای صنفی در پیش گرفت، عید نوروز این فیلم اكران نشد و نتوانست پروانه نمایش بگیرد. بنابراین اكران فیلم عقب افتاد و سرانجام توانست دو هفته قبل از عید فطر مجوز اكران خود را بگیرد.
این تاخیر در صدور پروانه نمایش به خاطر سكانس پایانی فیلم نبود؟
البته در این مدت كه اكران نشد، پایان فیلم تغییر عمدهای نكرد اما پنج شش ماه از زمان اكران را گرفت، به همین دلیل زمان اكران به گونهای از دست رفت. البته در این مدت سینما هم به دلیل نزاع و مناظرههای پیش آمده میان مدیران و مسئولان سینمایی ركود پیدا كرد. با نزدیك شدن به عید فطر شورای صنفی نیز اكران این فیلم را موثر خواند و پیشبینی كردند كه این فیلم نیز جزو فیلمهای پرفروش خواهد بود. البته در قیاس با اكران فیلم «كلاه قرمزی و بچه ننه» این فیلم به لحاظ اكران در سینماها مشكل دارد چرا كه اكثر سینماهای کشور اكران فیلم «كلاه قرمزی» را در برنامه دارند. در روزهای اول وضعیت اكران و فروش فیلم «ضدگلوله» مناسب نبود اما زمانی كه پردیسها هم این فیلم را اكران كردند، «ضدگلوله» به فروش خوبی رسیده و توانسته در کورس فروش از فیلم «بیخداحافظی» نیز بگذرد.
آیا فیلم سینمایی «ضدگلوله» در سراسر كشور اكران می شود؟
اكران «ضدگلوله» در هشت شهرستان آغاز شده و قرار بود در این هفته، اكران این فیلم در شهرستانها به طور كامل انجام شود.
چطور شد بعد از فیلم سینمایی «بعدارظهر سگی سگی» به سراغ فیلم سینمایی «ضدگلوله» رفتید؟
در زمان تولید فیلم سینمایی «بعدازظهر سگی سگی» كه در آن زمان آقای رضا رخشان، فیلمبردار آن بود، ایده ای یك خطی را از خاطرهای كه شنیده بود؛ تعریف كرد و گفت موقعیت خوبی برای فیلمنامه است. ابتدا از این ایده استقبال نكردم چرا كه همیشه به دنبال نوگرایی هستم. رخشان گفت حالا كه كار نمیكنی حداقل فیلمنامه آن را برایم بنویس. شروع به نگارش فیلمنامه كردم و در طول نگارش فهمیدم كه فیلمنامه خوب جلو میرود.
در نوشتن فیلمنامه سعی كردم طراحی موقعیت در آن به طور کامل شکل گرفته باشد. هنگامی كه نگارش فیلمنامه تمام شد، تهیه كننده خوشش آمد، فیلمنامه را دادم و در آن زمان هنوز پروانه نمایش «بعدازظهر سگی سگی» را نگرفته بودم و نمیتوانستم درخواست پروانه نمایش دیگری داشته باشم و دوستان نیز در ساخت فیلم عجله داشتند و به كمك یك كارگردان دیگر پروانه ساخت گرفتند. رخشان گفت بهتر است خودت این فیلمنامه را كار كنی و در آن زمان میخواستم فیلمنامه «آقازادهها» را با جعفری جوزانی كار كنم و به دلیل سفر جوزانی به آمریكا فاصله ای افتاد و در این میان پروانه ساخت گرفته شد و تولید فیلم را آغاز كردیم.
ساخت این فیلم بازگشت خوبی برای ژانر مهمی چون دفاع مقدس است، چرا كه در حال حاضر كمتر كسی به سراغ دفاع مقدس میرود. «ضدگلوله» یك كمدی موقعیت است؟ از اینكه برای دومین فیلمی كه قرار بود بسازید به سراغ سینمای جنگ رفتید، نگران نبودید؟
این انگیزه به وجود آمد كه بعد از تولید فیلم سینمایی «بعدازظهر سگی سگی» در ساخت فیلم دومم یك قدم جلوتر باشم، فیلم «بعدازظهر سگی سگی» عیب و ایراداتی داشت و سعی میكردم در ساخت فیلم جدید، كارم پختگی پیدا كند.
فیلمنامه «ضدگلوله» نوشته شده و همه چیز در فیلمنامه به صورت كامل و جامع درآمده بود. این فیلمنامه فضای جدید داشت. همیشه دوست دارم كه در فیلمهایم ماجراجویی كرده و دوست دارم تا ژانرهای مختلف را تجربه كنم. فكر میكنم كه قصه «ضدگلوله» هم جای پردازش داشت. همیشه علاقهمند به كاركردن در فضاهای مختلف هستم و معتقدم این نوع كار كردن جذابیت خاصی برای فیلمساز دارد بخصوص كه بتواند در فضاهای مختلف كار كند. با قاطعیت ساخت این فیلم را شروع کرده و برای آن انرژی زیادی گذاشتم.
اینكه یك كارگردان به سراغ فضاهای جدید برود، بسیار خوب و قابل تامل است، این فیلم شاید شباهتهایی به فیلم «لیلی با من است» داشته باشد اما توانسته نظر منتقدان را به خود جلب كند و از سویی با توجه به شباهتها، فضای كاملا مستقلی دارد، چگونه توانستید به این فضای مستقل برسید و آن را بیابید؟
اصولا وقتی درام در یك قصه شكل میگیرد، نطفه اصلی در یك داستان شكل گرفته است. معتقدم در این میان كاراكترها نیز مهم هستند. فرق «ضدگلوله» با فیلم «لیلی با من است» این است كه در این فیلم كاراكتر اصلی به جبهه میرود تا كشته شود و اما در لیلی با من است شخصیت اصلی میرود كه كشته نشود. این انگیزهها باعث میشود تا سیر درام فیلم از این نقطه شكل بگیرد. زمانی كه این فیلمنامه را مینوشتم سعی كردم تا فیلمهای مشابه دیگر را رها كرده و فكرم به سراغ فیلمهای دیگر نرود. سعی كردم بر اساس موقعیتی كه در داستان خودم طراحی شده، فیلمنامه را بنویسم. معتقدم وقتی موقعیت كلی را طراحی میكنیم باید قصه خود را بگوید و در این صورت است كه فیلمنامه مستقل میشود. تلاشم این بود كه قصه را سر راست و درست بگویم تا این فیلم به فیلمهایی با این موضوع گرایش پیدا نكند.
«ضدگلوله» توانسته موفق و مستقل از دیگر فیلمها باشد؟ نكته مهم این است كه فیلم توانسته یك فیلمنامه كلاسیك باشد، در سینمای امروزی كه بیشتر ژست روشنفكری می گیرد. توانستید با یك فیلمنامه كلاسیك و یك كارگردانی كلاسیك كار خوبی را بسازید؟ آیا زمانی كه فیلمنامه را مینوشتید به قواعد كلاسیك پایبند بودید یا اقتضای قصه این بود؟
در فیلم «بعداز ظهر سگی سگی» سعی كردم كه خطی بودن روند داستان را رعایت كنم اما نوع چیدمان آن فیلم متفاوت بود. قسمت اول به خاطر داستان طولانی شد تا به داستان اصلی رسیدیم زمان طولانی شد اما در ضدگلوله زمان اصلی داستان وقتی بود كه شخصیت وارد جنگ میشد و باید در 20 دقیقه اول گره را در داستان فیلم میانداختیم تا به اصل برسیم. در ساخت فیلم سعی كردیم ریتم فیلم خوب شود. در این فیلم انگیزه «سلیم» به گونهای درام داستان است و داستان اصلی را شكل داده است.
یكی از نكات اصلی فیلم، بازیگران فرعی هستند كه در پرداخت آن ظرافتی كه توقع میرود، وجود ندارد؟ درباره شخصیتهای فرعی برایمان بگویید؟ بخصوص شخصیت «نایب» كه در این فیلم مهم است و یك فرمانده است؟ این شخصیت قصه را پیش میبرد اما آن راز مهم میان وی با شخصیت «پرویز» زیاد باز نمیشود؟
درباره اینكه برخی از كاراكترها در فضای این فیلم تیپ هستند، تعمدی بوده، چرا كه زمان در یك فیلم سینمایی اجازه نمیدهد تمام شخصیتها دیده شوند، اما در میان این شخصیتهای فرعی، معتقدم كه «پرویز» شخصیت است و تیپ نیست، چرا كه شخصیت وی در این فیلم طراحی شده و در طول داستان باز میشود. انگیزه «پرویز» در داستان دیده میشود. درباره شخصیت «نایب» نیز میتوانم بگویم، سعی كردم از فرمانده دانای كلیشهای دور شوم. فرماندههان در آن دوران هم آزمون وخطا داشتند و خواستم آن را در فیلم نشان دهم. انتخاب فرمانده جوان برای این حقیقت بود كه در دوران جنگ همه فرماندهان ما جوان بودند. خواستم آدمها را زمینیتر نشان دهم. نایب آمده بود دفاع كند و بجنگد و این حس را داشتم.
نویسنده فیلمنامه فضای رئال و فانتزی را رعایت كرده و این نقطه ایدهآل فیلم است. فیلم وارد شوخیهای فانتزی نمیشود، اما مشكلی كه به نظرم وجود دارد این است كه یك آدم زمینی كه سابقه خوبی هم ندارد و خیلی به مسائل معنوی اعتقاد ندارد، وقتی بیمار میشود چرا سعی نمیكند به بیمارستان برود و به جای آن چرا میخواهد به جبهه برود و شهید شود؟
فكر میكنم، قطعا شما وقتی داستانی طراحی میكنید كه تم درام داشته باشد. این مرگ و بحثی را كه اگر سلیم را بگیرند و مرگش گوشه زندان باشد، سلیم این را دوست ندارد و به این فكر میكند كه در زندان نمیرد. سلیم به چیز بیشتری فكر میكند، اینكه میمیرد و نام خوبی ندارد و بدنام میمیرد. این انگیزهای شد تا به جبهه برود و خوشنامی داشته باشد. سلیم وارد جنگ میشود و فكر میكند مرگ سهلالوصول است. اما با مرگ كه مواجه میشود، میترسد و باز میگردد به شهر. میبیند در شهر نمیتواند باشد و دچار سرگردانی میشود و دوباره به جبهه باز میگردد.
درباره بازیها صحبت كنیم. به لحاظ بازیها، قهرمان بازیها مهدی هاشمی و ژاله صامتی هستند. بازیها روان است و مشكلی دیده نمیشود. انتخاب مهدی هاشمی گزینه اول شما بود؟
در فیلمنامه شخصیت «سلیم» 35 ساله بود و گزینه اول آقای هاشمی نبود، وقتی سن شخصیت را در فیلم بالا بردیم آقای هاشمی را انتخاب كرده و پیشنهاد بازی به وی را دادیم. پیشنهاد اولم به یك بازیگر بود كه به دلایل مالی به توافق نرسیدیم و اصولا اعتقاد دارم باید همه چیز در سینما متناسب باشد. قرار نیست در فیلم 600 میلیون تومانی، 200 میلیون تومان را برای دستمزد یک بازیگر پرداخت کرد. سپس رضا عطاران انتخابم بود كه وی كار جدیدی را آغاز كرد. سپس با بالا بردن سن شخصیت «سلیم» در فیلم از مهدی هاشمی درخواست قبول نقش را كردیم. زمانی كه فیلمنامه را به خانم آدینه دادم، مهدی هاشمی در سفر بود كه ایشان گفتند آقای هاشمی بعید است که قبول کند، كه خوشبختانه بعد خواندن فیلمنامه از سوی آقای هاشمی، شانس آوردیم و وی نقش را قبول كرد.
در طول فیلم و بعد از ساخت فیلم و حتی زمان اكران آن، رضا عطاران به من زنگ میزد و میگفت «هاشمی كار تو را بالا میبرد» و همیشه به طنز میگفت كه من باعث شدم فیلم تو بهتر شود. خانم صامتی انتخاب اولم بود و زمان نگارش فیلمنامه وی در ذهنم بود. در انتخاب مسعود كرامتی هم بعد از انتخاب هاشمی به دنبال وی بودیم. جنس بازی وی را دوست دارم. حكایت پرویز و سلیم را دوست داشتم چرا که دو آدمی هستند كه به دلایل مختلف به هم میرسند. در کل این ارتباط را به سمت نوعی وسترن بردم.
در این فیلم، تهران دهه 60 را ساختن سخت نبود؟ شما در ساخت فیلم سینمایی «ضدگلوله» چه مشكلاتی داشتید و اینكه در تهران91 تهران 65 را چگونه ساختید؟
در حافظه بصری ما، زمان جنگ و دهه شصت وجود دارد و ساختن فیلم در آن زمان بسیار سخت است. در حال حاضر كوچه و خیابانهای ما با دهه شصت بسیار فرق كرده و برای ساخت فیلم با مشكلاتی روبهرو بودیم و یكی از دلایلی كه سعی كردم مشكل پیش نیاید، به جزئیات اهمیت میدهم و در این فیلم سعی كردم رعایت كنم. از ترفندهای مختلف استفاده میكردیم تا اشكالی در فیلمبرداری ایجاد نشود.
فیلم سینمایی «بعدازظهر سگی سگی» اولین كار سینمایی مصطفی كیایی است و فیلم «ضدگلوله» دومین ساخته این كارگردان جوان است. اكران «ضدگلوله» در جشنواره بینالمللی فیلم فجر سال گذشته توانست نظر مساعد منتقدان سینمایی را به خود جلب كند و این روزها با اكران عمومی، این فیلم در گیشه نیز فروش خوبی داشته، كیایی تاكنون دو تله فیلم نیز ساخته است. وی متولد سال 1355 است. او فعالیت هنری خود را از سال 1373 در مرکز آموزش فیلمسازی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آغاز کرد و از سال 1376 همزمان با تحصیل در رشته فیلمسازی در دانشگاه به عنوان دستیار کارگردان در مجموعه های تلویزیونی و سینمایی مشغول به کار شد. كیایی از سال 1381 به عنوان نویسنده، کارگردان و تدوینگر در برنامههای تلویزیونی فعالیت خود را ادامه داد و در این مدت برنامههای زیادی را برای شبکههای مختلف تلویزیونی ساخت. حالا این كارگردان جوان قرار است فیلم سومش را با مسعود جعفری جوزانی با نام «آقازادهها» بسازد، به گفته كیایی این كار مضمون اجتماعی با درونمایه طنز دارد.
اكران فیلم سینمایی «ضدگلوله» همزمان با اكران «كلاه قرمزی و بچه ننه» و «بیخداحافظی» است كه پیشبینی میشود این فیلمها فروش خوبی در گیشه داشته باشند، آیا همزمانی اكران به ضرر فیلم شما نبود و چرا این فیلم زودتر اكران نشد؟
با توجه به استقبال خوبی كه از فیلم «ضدگلوله» در جشنواره بینالمللی فیلم فجر شد، چشمانداز و برنامه ما در اكران فیلم، عید نوروز بود اما با چیدمانی كه شورای صنفی در پیش گرفت، عید نوروز این فیلم اكران نشد و نتوانست پروانه نمایش بگیرد. بنابراین اكران فیلم عقب افتاد و سرانجام توانست دو هفته قبل از عید فطر مجوز اكران خود را بگیرد.
این تاخیر در صدور پروانه نمایش به خاطر سكانس پایانی فیلم نبود؟
البته در این مدت كه اكران نشد، پایان فیلم تغییر عمدهای نكرد اما پنج شش ماه از زمان اكران را گرفت، به همین دلیل زمان اكران به گونهای از دست رفت. البته در این مدت سینما هم به دلیل نزاع و مناظرههای پیش آمده میان مدیران و مسئولان سینمایی ركود پیدا كرد. با نزدیك شدن به عید فطر شورای صنفی نیز اكران این فیلم را موثر خواند و پیشبینی كردند كه این فیلم نیز جزو فیلمهای پرفروش خواهد بود. البته در قیاس با اكران فیلم «كلاه قرمزی و بچه ننه» این فیلم به لحاظ اكران در سینماها مشكل دارد چرا كه اكثر سینماهای کشور اكران فیلم «كلاه قرمزی» را در برنامه دارند. در روزهای اول وضعیت اكران و فروش فیلم «ضدگلوله» مناسب نبود اما زمانی كه پردیسها هم این فیلم را اكران كردند، «ضدگلوله» به فروش خوبی رسیده و توانسته در کورس فروش از فیلم «بیخداحافظی» نیز بگذرد.
آیا فیلم سینمایی «ضدگلوله» در سراسر كشور اكران می شود؟
اكران «ضدگلوله» در هشت شهرستان آغاز شده و قرار بود در این هفته، اكران این فیلم در شهرستانها به طور كامل انجام شود.
چطور شد بعد از فیلم سینمایی «بعدارظهر سگی سگی» به سراغ فیلم سینمایی «ضدگلوله» رفتید؟
در زمان تولید فیلم سینمایی «بعدازظهر سگی سگی» كه در آن زمان آقای رضا رخشان، فیلمبردار آن بود، ایده ای یك خطی را از خاطرهای كه شنیده بود؛ تعریف كرد و گفت موقعیت خوبی برای فیلمنامه است. ابتدا از این ایده استقبال نكردم چرا كه همیشه به دنبال نوگرایی هستم. رخشان گفت حالا كه كار نمیكنی حداقل فیلمنامه آن را برایم بنویس. شروع به نگارش فیلمنامه كردم و در طول نگارش فهمیدم كه فیلمنامه خوب جلو میرود.
در نوشتن فیلمنامه سعی كردم طراحی موقعیت در آن به طور کامل شکل گرفته باشد. هنگامی كه نگارش فیلمنامه تمام شد، تهیه كننده خوشش آمد، فیلمنامه را دادم و در آن زمان هنوز پروانه نمایش «بعدازظهر سگی سگی» را نگرفته بودم و نمیتوانستم درخواست پروانه نمایش دیگری داشته باشم و دوستان نیز در ساخت فیلم عجله داشتند و به كمك یك كارگردان دیگر پروانه ساخت گرفتند. رخشان گفت بهتر است خودت این فیلمنامه را كار كنی و در آن زمان میخواستم فیلمنامه «آقازادهها» را با جعفری جوزانی كار كنم و به دلیل سفر جوزانی به آمریكا فاصله ای افتاد و در این میان پروانه ساخت گرفته شد و تولید فیلم را آغاز كردیم.
ساخت این فیلم بازگشت خوبی برای ژانر مهمی چون دفاع مقدس است، چرا كه در حال حاضر كمتر كسی به سراغ دفاع مقدس میرود. «ضدگلوله» یك كمدی موقعیت است؟ از اینكه برای دومین فیلمی كه قرار بود بسازید به سراغ سینمای جنگ رفتید، نگران نبودید؟
این انگیزه به وجود آمد كه بعد از تولید فیلم سینمایی «بعدازظهر سگی سگی» در ساخت فیلم دومم یك قدم جلوتر باشم، فیلم «بعدازظهر سگی سگی» عیب و ایراداتی داشت و سعی میكردم در ساخت فیلم جدید، كارم پختگی پیدا كند.
فیلمنامه «ضدگلوله» نوشته شده و همه چیز در فیلمنامه به صورت كامل و جامع درآمده بود. این فیلمنامه فضای جدید داشت. همیشه دوست دارم كه در فیلمهایم ماجراجویی كرده و دوست دارم تا ژانرهای مختلف را تجربه كنم. فكر میكنم كه قصه «ضدگلوله» هم جای پردازش داشت. همیشه علاقهمند به كاركردن در فضاهای مختلف هستم و معتقدم این نوع كار كردن جذابیت خاصی برای فیلمساز دارد بخصوص كه بتواند در فضاهای مختلف كار كند. با قاطعیت ساخت این فیلم را شروع کرده و برای آن انرژی زیادی گذاشتم.
اینكه یك كارگردان به سراغ فضاهای جدید برود، بسیار خوب و قابل تامل است، این فیلم شاید شباهتهایی به فیلم «لیلی با من است» داشته باشد اما توانسته نظر منتقدان را به خود جلب كند و از سویی با توجه به شباهتها، فضای كاملا مستقلی دارد، چگونه توانستید به این فضای مستقل برسید و آن را بیابید؟
اصولا وقتی درام در یك قصه شكل میگیرد، نطفه اصلی در یك داستان شكل گرفته است. معتقدم در این میان كاراكترها نیز مهم هستند. فرق «ضدگلوله» با فیلم «لیلی با من است» این است كه در این فیلم كاراكتر اصلی به جبهه میرود تا كشته شود و اما در لیلی با من است شخصیت اصلی میرود كه كشته نشود. این انگیزهها باعث میشود تا سیر درام فیلم از این نقطه شكل بگیرد. زمانی كه این فیلمنامه را مینوشتم سعی كردم تا فیلمهای مشابه دیگر را رها كرده و فكرم به سراغ فیلمهای دیگر نرود. سعی كردم بر اساس موقعیتی كه در داستان خودم طراحی شده، فیلمنامه را بنویسم. معتقدم وقتی موقعیت كلی را طراحی میكنیم باید قصه خود را بگوید و در این صورت است كه فیلمنامه مستقل میشود. تلاشم این بود كه قصه را سر راست و درست بگویم تا این فیلم به فیلمهایی با این موضوع گرایش پیدا نكند.
«ضدگلوله» توانسته موفق و مستقل از دیگر فیلمها باشد؟ نكته مهم این است كه فیلم توانسته یك فیلمنامه كلاسیك باشد، در سینمای امروزی كه بیشتر ژست روشنفكری می گیرد. توانستید با یك فیلمنامه كلاسیك و یك كارگردانی كلاسیك كار خوبی را بسازید؟ آیا زمانی كه فیلمنامه را مینوشتید به قواعد كلاسیك پایبند بودید یا اقتضای قصه این بود؟
در فیلم «بعداز ظهر سگی سگی» سعی كردم كه خطی بودن روند داستان را رعایت كنم اما نوع چیدمان آن فیلم متفاوت بود. قسمت اول به خاطر داستان طولانی شد تا به داستان اصلی رسیدیم زمان طولانی شد اما در ضدگلوله زمان اصلی داستان وقتی بود كه شخصیت وارد جنگ میشد و باید در 20 دقیقه اول گره را در داستان فیلم میانداختیم تا به اصل برسیم. در ساخت فیلم سعی كردیم ریتم فیلم خوب شود. در این فیلم انگیزه «سلیم» به گونهای درام داستان است و داستان اصلی را شكل داده است.
یكی از نكات اصلی فیلم، بازیگران فرعی هستند كه در پرداخت آن ظرافتی كه توقع میرود، وجود ندارد؟ درباره شخصیتهای فرعی برایمان بگویید؟ بخصوص شخصیت «نایب» كه در این فیلم مهم است و یك فرمانده است؟ این شخصیت قصه را پیش میبرد اما آن راز مهم میان وی با شخصیت «پرویز» زیاد باز نمیشود؟
درباره اینكه برخی از كاراكترها در فضای این فیلم تیپ هستند، تعمدی بوده، چرا كه زمان در یك فیلم سینمایی اجازه نمیدهد تمام شخصیتها دیده شوند، اما در میان این شخصیتهای فرعی، معتقدم كه «پرویز» شخصیت است و تیپ نیست، چرا كه شخصیت وی در این فیلم طراحی شده و در طول داستان باز میشود. انگیزه «پرویز» در داستان دیده میشود. درباره شخصیت «نایب» نیز میتوانم بگویم، سعی كردم از فرمانده دانای كلیشهای دور شوم. فرماندههان در آن دوران هم آزمون وخطا داشتند و خواستم آن را در فیلم نشان دهم. انتخاب فرمانده جوان برای این حقیقت بود كه در دوران جنگ همه فرماندهان ما جوان بودند. خواستم آدمها را زمینیتر نشان دهم. نایب آمده بود دفاع كند و بجنگد و این حس را داشتم.
نویسنده فیلمنامه فضای رئال و فانتزی را رعایت كرده و این نقطه ایدهآل فیلم است. فیلم وارد شوخیهای فانتزی نمیشود، اما مشكلی كه به نظرم وجود دارد این است كه یك آدم زمینی كه سابقه خوبی هم ندارد و خیلی به مسائل معنوی اعتقاد ندارد، وقتی بیمار میشود چرا سعی نمیكند به بیمارستان برود و به جای آن چرا میخواهد به جبهه برود و شهید شود؟
فكر میكنم، قطعا شما وقتی داستانی طراحی میكنید كه تم درام داشته باشد. این مرگ و بحثی را كه اگر سلیم را بگیرند و مرگش گوشه زندان باشد، سلیم این را دوست ندارد و به این فكر میكند كه در زندان نمیرد. سلیم به چیز بیشتری فكر میكند، اینكه میمیرد و نام خوبی ندارد و بدنام میمیرد. این انگیزهای شد تا به جبهه برود و خوشنامی داشته باشد. سلیم وارد جنگ میشود و فكر میكند مرگ سهلالوصول است. اما با مرگ كه مواجه میشود، میترسد و باز میگردد به شهر. میبیند در شهر نمیتواند باشد و دچار سرگردانی میشود و دوباره به جبهه باز میگردد.
درباره بازیها صحبت كنیم. به لحاظ بازیها، قهرمان بازیها مهدی هاشمی و ژاله صامتی هستند. بازیها روان است و مشكلی دیده نمیشود. انتخاب مهدی هاشمی گزینه اول شما بود؟
در فیلمنامه شخصیت «سلیم» 35 ساله بود و گزینه اول آقای هاشمی نبود، وقتی سن شخصیت را در فیلم بالا بردیم آقای هاشمی را انتخاب كرده و پیشنهاد بازی به وی را دادیم. پیشنهاد اولم به یك بازیگر بود كه به دلایل مالی به توافق نرسیدیم و اصولا اعتقاد دارم باید همه چیز در سینما متناسب باشد. قرار نیست در فیلم 600 میلیون تومانی، 200 میلیون تومان را برای دستمزد یک بازیگر پرداخت کرد. سپس رضا عطاران انتخابم بود كه وی كار جدیدی را آغاز كرد. سپس با بالا بردن سن شخصیت «سلیم» در فیلم از مهدی هاشمی درخواست قبول نقش را كردیم. زمانی كه فیلمنامه را به خانم آدینه دادم، مهدی هاشمی در سفر بود كه ایشان گفتند آقای هاشمی بعید است که قبول کند، كه خوشبختانه بعد خواندن فیلمنامه از سوی آقای هاشمی، شانس آوردیم و وی نقش را قبول كرد.
در طول فیلم و بعد از ساخت فیلم و حتی زمان اكران آن، رضا عطاران به من زنگ میزد و میگفت «هاشمی كار تو را بالا میبرد» و همیشه به طنز میگفت كه من باعث شدم فیلم تو بهتر شود. خانم صامتی انتخاب اولم بود و زمان نگارش فیلمنامه وی در ذهنم بود. در انتخاب مسعود كرامتی هم بعد از انتخاب هاشمی به دنبال وی بودیم. جنس بازی وی را دوست دارم. حكایت پرویز و سلیم را دوست داشتم چرا که دو آدمی هستند كه به دلایل مختلف به هم میرسند. در کل این ارتباط را به سمت نوعی وسترن بردم.
در این فیلم، تهران دهه 60 را ساختن سخت نبود؟ شما در ساخت فیلم سینمایی «ضدگلوله» چه مشكلاتی داشتید و اینكه در تهران91 تهران 65 را چگونه ساختید؟
در حافظه بصری ما، زمان جنگ و دهه شصت وجود دارد و ساختن فیلم در آن زمان بسیار سخت است. در حال حاضر كوچه و خیابانهای ما با دهه شصت بسیار فرق كرده و برای ساخت فیلم با مشكلاتی روبهرو بودیم و یكی از دلایلی كه سعی كردم مشكل پیش نیاید، به جزئیات اهمیت میدهم و در این فیلم سعی كردم رعایت كنم. از ترفندهای مختلف استفاده میكردیم تا اشكالی در فیلمبرداری ایجاد نشود.
www.seemorgh.com/culture
منبع: tehrooz.com
مطالب پیشنهادی:
گزارش تصویری فیلم «ضد گلوله»
گفتوگو با «ژاله صامتی» بازیگر فیلم سینمایی «ضدگلوله»
گفتگو با «ویشکا آسایش» بازیگر فیلم «خوابم میآد»
گفتگو با «ویشکا آسایش» بازیگر فیلم «خوابم میآد»
رضا صادقی از دلایل حضورش در فیلم بی خداحافظی می گوید
بازیگرانی كه لباس روحانی بر تن كردند!
