برای کودکان سرزمین من!
همه چیز از تاسیس کانون پرورش فکری ایران در دی ماه ۱۳۴۴ شروع شد. آن زمان که قرار بود سازمانی فرهنگی، هنری برای کودکان دایر شود. سازمانی که علاوه بر راهاندازی کتابخانههایی برای کودکان، مسئول تهیه فیلم برای آنها هم بود. این سازمان الان زیر نظر وزارت آموزش و پرورش است. در سال ۱۳۴۹ مرکز سینمایی کانون راه افتاد که عباس کیارستمی هم به استخدام آنجا در آمد و اولین فیلمش به نام «نان و کلوچه» را در همان سال ساخت. در همان زمان کلاسهای آموزش فیلمسازی هم برای بچهها برگزار ميشد. مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون هم از سال ۱۳۵۰ آغاز به کار کرد. این تئاتر قرار بود برای پرورش ذوق و استعداد فرهنگی کودکان باشد. مخلص کلام اینکه این کانون قرار بود از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را برای بچهها تهیه کند و تنها نهادی است که برای کودکان و نوجوانان فعالیت ميكند.
در کنار کانون، جشنواره بينالمللي فیلم کودک و نوجوان است. جشنوارهای که بهمن ۶۱ کارش را شروع کرد. درست زمانی که جشنواره فیلم فجر آغاز به کار کرد. جشنواره کودک در ۴ دوره اولش در کنار خود جشنواره فجر برگزار ميشد اما در سال ۶۴ و در زمانی که دوره چهارمش تمام شد به یکباره متوقف شد. اما در سال ۶۸ پنجمین دورهاش دوباره همزمان با جشنواره فیلم فجر برگزار شد اما درست از سال بعدش، از جشنواره فیلم فجر جدا شد و به عنوان جشنواره مستقل فیلم کودک و نوجوان کارش را ادامه داد. تا به حال بیست و شش دوره از این جشنواره گذشته.
سینمای کودک؛ چرایی و چگونگی
میگویند آموزش، مخصوص دوران کودکی است. یعنی اگر قرار باشد کسی چیزی را یاد بگیرد باید از همان دوران کودکی شروع کند. برای همین کودکان از هفت سالگی به مدرسه میروند. ضمیر کودک مثل لوحی میماند که میشود هر چیزی را بر روی آن نوشت و پاک کرد. حافظه تصویری بچهها خیلی خوب است و با دیدن، خیلی چیزها را یاد میگیرند. همینجاست که مبحث فیلمسازی برای کودکان مهم میشود و اینکه «اساسا چرا باید برای کودکان فیلم ساخت» مطرح میشود. برای همین هم ژانری به نام ژانر کودک در سینما وجوددارد و همه جای دنیا برای ساخت فیلم کودکان و نوجوان با هم رقابت میکنند.
ولی بیایید نگاهمان را از جهان، به ایران معطوف کنیم. اولین فیلم کودک در ایران کدام است؟ قطعا در ذهنها، شمایل آن موشهای تپل و بازیگوش «شهر موشها» نقش میبندد. فیلمی که در سال ۶۴ روی پرده سینما رفت و توانست در رتبه فروش، مقام دوم را کسب کند. اصلا بیایید نام ببریم؛ تاپ تن(ده برتر) فيلمهاي کودک را که بتوانیم سریع پشت هم ردیف کنیم: شهر موشها، خواهران غریب، دزد عروسکها، مدرسه پیرمردها،کلاه قرمزی، سفر جادویی، گلنار، دره شاپرکها و …. اما اگر به تاریخ ساخت این فیلمها نگاه کنیم همه شان در دهه ۶۰ و هفتاد ساخته شدهاند. یعنی تاریخ کودکی ما را فقط همین فیلمها میسازند. اگر از یک کودک ۷-۸ ساله امروزی بخواهیم چندتا فیلم کودک نام ببرد قطعا جوابش هری پاتر است. فیلمی که نه ایرانی است و نه ایرانیها تا سالها قادر به ساخت آن هستند!
اصلا بیایید فیلمها را دهه به دهه بررسی کنیم:
دهه ۶۰
کانون پرورش فکری تازه در کنار آموزش و پرورش کارش را شروع کرده بود و فيلمهاي خوب این دهه به تعداد انگشتان دست است. دوران جنگ را سپری ميكرديم و پدر خانوادهها اکثرا در جنگ بودند. یکی از وظایف کانون ایجاد سرگرمی برای بچههایی بود که پدرانشان در جنگ بودند. بهرام بیضایی، نورالدین زرین کلک که پدر انیمیشن ایران است، عباس کیارستمی، مرضیه برومند و چند کارگردان به نام دیگر وارد ژانر کودک شده بودند و بهترینها را برای کودکان آن زمان ميساختند. با توجه به محدود بودن تعداد سالنهای سینما و پایین بودن توان مالی مردم، بیشتر از فیلم، برنامههای تلویزیونی برای کودکان ساخته ميشد. اگر نگاهی به میزان تماشاچی کودک در این دوران بیندازیم به صورت متوسط هر فیلمی ۹۰۰ هزار نفر تماشاچی داشته.
دهه۷۰
جنگ تمام شده بود و دوران سازندگی را طی ميكرديم. بچههایی که در دوران جنگ متولد شده بودند زیاد بودند و در این دوره همه شان به مدرسه میرفتند. این کودکان به برنامهریزی دقیق نیاز داشتند. ایران کشور بسیار جوانی به حساب میآمد و خوراک فکری این بچهها باید تامین ميشد. بچهها سرگرمی چندانی به جز فیلم و بازیهای آتاری و سگا نداشتند. تعداد سالنهای سینما بیشتر شده بود. تعداد فيلمهاي ساخته شده برای کودکان در این سال بسیار زیاد بود. به طوری که حتی چند فیلم کودک در طی سال عنوان پرفروشترین فیلمها را گرفتند. اگر نگاهی به تعداد تماشاچیان بیندازیم به صورت متوسط هر فیلمی ۷۰۰ هزار نفر تماشاچی داشته.
دهه ۸۰
در این دوران با افزایش تعداد کارگردانها روبهرو بودیم. طبعا، تعداد فيلمهاي کودک هم افزایش پیدا کرد. اما با نگاهی به لیست تعداد تماشاچیان، تعداد تماشاچیان فيلمهاي کودک به یکباره ریزش کرد.
کیفیت فيلمهاي کودک به شدت کاهش پیدا کرد و بعضی فیلمها فقط ۵۰۰۰ نفر تماشاچی داشت! در این دوران بسیاری از فیلمسازان به سمت ساخت فيلمهاي اجتماعی رفتند. دسترسی کودکان به اینترنت و فيلمهاي کشورهای دیگر بیشتر بود. شبكههاي ماهوارهای رشد چشمگیری داشتند و شبكههاي کودک در سراسر جهان راهاندازی شدند. توقع بچهها برای موضوعات فیلمها افزایش پیدا کرد. همین قضیه باعث ناامیدی کارگردانان از سینمای کودک و رفتن آنها از این ژانر شد.
گردآوری:گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com / culture
منبع :tehrooz.com
www.seemorgh.com / culture
منبع :tehrooz.com
مطالب پیشنهادی:
یکی می خواد باهات حرف بزنه " اکران می شود
تبلیغ فیلمهای توقیفی حوزه سینما + عکس
افتتاحیه اجلاس رادیو و تلویزیون های آسیا و اقیانوسیه در کره جنوبی
نقاشی با مهر تاریخ + تصاویر
نیکول کیدمن: من حرفهای نژاد پرستانه نمی گویم
:
