سینما هنر صنعت بسیار پیچیده ای است كه ابعاد مختلف و وسیعی دارد. یكی از سفیران بسیار مهم در شناساندن یك جامعه و فرهنگ به كشورهای دیگر به شمار می رود و به همین جهت شاخه های بسیاری دارد.
یكی از بحث هایی كه این روزها به شدت در سینما و محافل سینمایی زده می شود فیلم های فاخر و پر هزینه است، از آن سو نشان دادن چهره جامعه یكی از دغدغه های همیشگی هر دولت و حكومتی به شمار می رود و این همان چیزی است كه به نوعی باعث شده تا پروژه لاله بر سر زبان ها جاری شود، هرچند كه این موارد پوسته و لایه ظاهری آن است و در ادامه خواهم گفت كه شاید این طناب كشی ها اصلاً ربطی به این دغدغه ها نداشته باشد.
لاله از جایی آغاز شد كه یك كارگردان ایرانی مقیم امریكا با نام نیك نژاد پیشنهاد ساخت یك فیلم درباره نشان دادن چهره یك قهرمان موفق زن ایرانی در رشته اتومبیلرانی را داد و این پیشنهاد مورد موافقت مدیران رده بالاقرار گرفت.
تا اینجای كار نه تنها اتفاق بدی در میان نیست كه حتی به شدت هم مبارك و میمون است. اساساً نشان دادن عزت و موفقیت ایرانی و خصوصاً زن ایرانی، آن هم در قاب و مدیوم بسیار فراگیر سینما نه فقط خوب،كه لازم و ضروری هم هست. حضور كمپانی های بین المللی و شراكت در چنین پروژه ای عملی به شدت قابل تقدیر است.
اما مشكل از جایی شروع شد كه ساخت این فیلم وارد تسویه حساب های سیاسی و جناحی شد و هیچ چیز مسموم تر از این نیست كه مدیا و هنر وارد قلب سیاست شود.متاسفانه این طناب كشی های سیاسی باعث شد تا هدف گم شود. حالادیگر مقصود ساخت یك فیلم نبود.
لج و لجبازی هایی بود كه كار را به مجلس هم كشاند.
اجازه بدهید چند نكته را متذكر شوم.دوستان عزیز،غلط یا درست،ضعیف یا قوی، بی نقص و پر اشكال هر سیستمی یك متولی دارد و سینما هم صاحب یك متولی به نام وزارت ارشاد است. هیچ و هیچ و هیچ ارگان و نهاد دیگری حق دخالت! تاكید می كنم حق دخالت در حوزه هایی كه به آن ها مربوط نمی شوند را ندارد. اگر مدیریت ضعیف است یا قوی است،اگر دستور ساخت یك فیلم اشتباه یا درست است تنها به نهاد مربوطه ربط پیدا می كند و قضاوت و عملكرد كارنامه در طول زمان مشخص می گردد. اما اینكه بزنیم و بكوبیم و همه چیز را به آتش بكشیم تنها متعلق به رومی های باستان است.
مقصود اینكه تاختن و سنگ اندازی و جنجال، برای یك فیلم آن هم به قصد پیشبرد یك دعوای سیاسی به شدت كار اشتباه و غلطی است.
اینكه درباره یك قهرمان زن موفق فیلمی ساخته شود بسیار عمل قابل تقدیری است.
اینكه هدف را ساخت آثار فاخر قرار دهیم ارزنده است.
اما...
در این میان یك اما وجود دارد كه دوستان آن را فراموش می كنند. اول آن كه بارها در یادداشت های مختلفی گفته ام كه فیلم فاخر الزاما به معنای شلوغ كاری و صرف هزینه گزاف نیست. باور كنیم كه فیلم فاخر از تفكر فاخر می آید و نه بودجه چند میلیاردی. می توان فیلمی با یك بودجه معمولی ساخت كه موفقیت هایش چند ده برابر یك اثر سینمایی باشد، به شرط آنكه برای تفكر و ایده و فیلمساز هزینه شود و نه برای هیاهو.
این نكته ای است كه فكر می كنم در مورد فیلم لاله به شدت مورد نقد است و فكر می كنیم كه چون قصد داریم اثری در حد آثار بین المللی بسازیم باید بودجه ای نامحدود برایش هزینه كنیم كه اگر هم این بودجه صرف تصویری كه روی پرده می افتاد و شكل می گرفت می شد، باز كمتر مشكلی پیش می آمد. مقصود من از این حرف رسیدن به مشكل دوم این پروژه است كه اگر بخواهیم تعارف را كنار بگذاریم ساخت این فیلم از بعد مدیریت و خصوصاً مركز گسترش سینمای مستند و تجربی به شدت دچار نقص و ضعف است.
از یاد نبریم كه ساخت یك اثر بزرگ در لباس بین المللی با بودجه ای مناسب یك مدیریت قوی و صحیح می خواهد كه پروژه را حركت دهد و آن را سر و سامان بدهد اما متاسفانه در كنار آن سنگ اندازی ها و طناب كشی های سیاسی باید اذعان داشت كه شواهد نشان می دهد این مدیریت از سوی مركز گسترش به هیچ وجه قوی و حساب شده نیست.از تعویق زمان فیلمبرداری تا بستن قرارداد عوامل و بعد رفتن آن ها و جایگزین شدن فردی دیگر و حتی مدام كوچك تر شدن نام ها و اسامی های عوامل همگی به عدم مدیریت صحیح برمی گردد.
لاله از یك نیت خیر برمی خیزد و نمره مثبت دارد،اما با اینكه هنوز به هیچ وجه نمی توان درباره محصول نهایی صحبت كرد و همه تا زمان افتادن تصویر بر روی پرده نقره ای حدس و گمان است، اما این نیت خیر توسط ارگان مربوطه درست مدیریت نمی گردد.
یكی از بحث هایی كه این روزها به شدت در سینما و محافل سینمایی زده می شود فیلم های فاخر و پر هزینه است، از آن سو نشان دادن چهره جامعه یكی از دغدغه های همیشگی هر دولت و حكومتی به شمار می رود و این همان چیزی است كه به نوعی باعث شده تا پروژه لاله بر سر زبان ها جاری شود، هرچند كه این موارد پوسته و لایه ظاهری آن است و در ادامه خواهم گفت كه شاید این طناب كشی ها اصلاً ربطی به این دغدغه ها نداشته باشد.
لاله از جایی آغاز شد كه یك كارگردان ایرانی مقیم امریكا با نام نیك نژاد پیشنهاد ساخت یك فیلم درباره نشان دادن چهره یك قهرمان موفق زن ایرانی در رشته اتومبیلرانی را داد و این پیشنهاد مورد موافقت مدیران رده بالاقرار گرفت.
تا اینجای كار نه تنها اتفاق بدی در میان نیست كه حتی به شدت هم مبارك و میمون است. اساساً نشان دادن عزت و موفقیت ایرانی و خصوصاً زن ایرانی، آن هم در قاب و مدیوم بسیار فراگیر سینما نه فقط خوب،كه لازم و ضروری هم هست. حضور كمپانی های بین المللی و شراكت در چنین پروژه ای عملی به شدت قابل تقدیر است.
اما مشكل از جایی شروع شد كه ساخت این فیلم وارد تسویه حساب های سیاسی و جناحی شد و هیچ چیز مسموم تر از این نیست كه مدیا و هنر وارد قلب سیاست شود.متاسفانه این طناب كشی های سیاسی باعث شد تا هدف گم شود. حالادیگر مقصود ساخت یك فیلم نبود.
لج و لجبازی هایی بود كه كار را به مجلس هم كشاند.
اجازه بدهید چند نكته را متذكر شوم.دوستان عزیز،غلط یا درست،ضعیف یا قوی، بی نقص و پر اشكال هر سیستمی یك متولی دارد و سینما هم صاحب یك متولی به نام وزارت ارشاد است. هیچ و هیچ و هیچ ارگان و نهاد دیگری حق دخالت! تاكید می كنم حق دخالت در حوزه هایی كه به آن ها مربوط نمی شوند را ندارد. اگر مدیریت ضعیف است یا قوی است،اگر دستور ساخت یك فیلم اشتباه یا درست است تنها به نهاد مربوطه ربط پیدا می كند و قضاوت و عملكرد كارنامه در طول زمان مشخص می گردد. اما اینكه بزنیم و بكوبیم و همه چیز را به آتش بكشیم تنها متعلق به رومی های باستان است.
مقصود اینكه تاختن و سنگ اندازی و جنجال، برای یك فیلم آن هم به قصد پیشبرد یك دعوای سیاسی به شدت كار اشتباه و غلطی است.
اینكه درباره یك قهرمان زن موفق فیلمی ساخته شود بسیار عمل قابل تقدیری است.
اینكه هدف را ساخت آثار فاخر قرار دهیم ارزنده است.
اما...
در این میان یك اما وجود دارد كه دوستان آن را فراموش می كنند. اول آن كه بارها در یادداشت های مختلفی گفته ام كه فیلم فاخر الزاما به معنای شلوغ كاری و صرف هزینه گزاف نیست. باور كنیم كه فیلم فاخر از تفكر فاخر می آید و نه بودجه چند میلیاردی. می توان فیلمی با یك بودجه معمولی ساخت كه موفقیت هایش چند ده برابر یك اثر سینمایی باشد، به شرط آنكه برای تفكر و ایده و فیلمساز هزینه شود و نه برای هیاهو.
این نكته ای است كه فكر می كنم در مورد فیلم لاله به شدت مورد نقد است و فكر می كنیم كه چون قصد داریم اثری در حد آثار بین المللی بسازیم باید بودجه ای نامحدود برایش هزینه كنیم كه اگر هم این بودجه صرف تصویری كه روی پرده می افتاد و شكل می گرفت می شد، باز كمتر مشكلی پیش می آمد. مقصود من از این حرف رسیدن به مشكل دوم این پروژه است كه اگر بخواهیم تعارف را كنار بگذاریم ساخت این فیلم از بعد مدیریت و خصوصاً مركز گسترش سینمای مستند و تجربی به شدت دچار نقص و ضعف است.
از یاد نبریم كه ساخت یك اثر بزرگ در لباس بین المللی با بودجه ای مناسب یك مدیریت قوی و صحیح می خواهد كه پروژه را حركت دهد و آن را سر و سامان بدهد اما متاسفانه در كنار آن سنگ اندازی ها و طناب كشی های سیاسی باید اذعان داشت كه شواهد نشان می دهد این مدیریت از سوی مركز گسترش به هیچ وجه قوی و حساب شده نیست.از تعویق زمان فیلمبرداری تا بستن قرارداد عوامل و بعد رفتن آن ها و جایگزین شدن فردی دیگر و حتی مدام كوچك تر شدن نام ها و اسامی های عوامل همگی به عدم مدیریت صحیح برمی گردد.
لاله از یك نیت خیر برمی خیزد و نمره مثبت دارد،اما با اینكه هنوز به هیچ وجه نمی توان درباره محصول نهایی صحبت كرد و همه تا زمان افتادن تصویر بر روی پرده نقره ای حدس و گمان است، اما این نیت خیر توسط ارگان مربوطه درست مدیریت نمی گردد.
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سيمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: روزنامه ایران
مطالب پيشنهادي:
www.seemorgh.com/culture
منبع: روزنامه ایران
مطالب پيشنهادي:
برد و پیت و آنجلینا جولی مجبورند تا 90 روز دیگر ازدواج کنند!
سالی که «زنها» درخشیدند!
سالی که «زنها» درخشیدند!
حرفهای «نیوشا ضیغمی» درباره چادر پوشیدن و بازگشت به تلویزیون+ عکس
عکس عجیبی که «تیلور سویفت» در خانهاش نگهداری میکند!!
محبوبترین سین «هفت سین» کدام است؟ + عکس
محبوبترین سین «هفت سین» کدام است؟ + عکس
