مدتی است که بازار گفت و گو و حدس و گمان دربارۀ گروه سازندگان فیلمهای تبلیغاتی نامزدهای ریاست جمهوری گرم است. حتی پیش از تایید صلاحیتها نام عده ای به عنوان مستند سازانِ کاندیداهای احتمالی مطرح شد. در این میان می توان به اسامی شناخته شده ای مثل فریدون جیرانی، محمد حسین لطیفی، حامد عنقا، محسن علی اکبری، مجید برزگر، بهروز شعیبی، حسین شمقدری و ... اشاره کرد. بسیاری از این افراد پس از رسانه ای شدن موضوع، این مسئله را به دلایل مختلف تکذیب کردند؛ از جمله می توان به «فریدون جیرانی» اشاره کرد که پس از اعلام همکاری اش با مستند «علی اکبر ولایتی» توسط محسن علی اکبری در برنامۀ هفت، این خبر را تکذیب نمود.
جیرانی ضمن تکذیب گفت که که برای ساخت مستند آقای ولایتی اتاق فکری تشکیل شده و فقط یکبار از او برای نظر دادن در مورد این مستند دعوت شده است. او سازندۀ این فیلم را «محمد حسین لطیفی» معرفی کرد.
بالاخره پس از تاییدها و تکذیبهای فراوان مستندها از روز 13 خرداد در حال پخش هستند و مستند علی اکبر ولایتی که با توجه به سازندگان شناخته شدۀ آن جالب توجه است؛ روز سه شنبه 14/3/92 به روی آنتن شبکه یک سیما رفت. اسامی پشت این فیلم انتظارات را بالا برده بود اما در کمال تعجب هیچ نشانی از کار تبلیغاتی حرفه ای در تصاویر پخش شده دیده نمی شد.
جای تعجب دارد که یک تیم حرفه ای و نام آشنا دور هم جمع می شوند، اتاق فکر(!) تشکیل می دهند اما به راحتی اولین مستند نامزد مورد نظرشان را از دست می دهند. در طول این فیلمِ بیست و چند دقیقه ای هیچ اثری از آگاهی و احاطه عوامل سازنده بر دانش تبلیغات و تاثیر گذاری و جذب مخاطب مشاهده نمی شود. تمام مدت شاهد نمایشی انفعالی از شخصی هستیم که در حال تماشای تصاویری از حوادث مهم ایران پس از انقلاب است و تنها واکنشهایی مانند اشک و لبخند از خود بروز می دهد.در این میان نماهایی با تکانهای بی جهت دوربین از دست و تسبیح او گرفته می شود و در آخر در چند صحنۀ کوتاه او را میان مردم می بینیم و تک جمله ای از او می شنویم. آیا همین کافی است؟
اگر مقصود از نمایش این تصاویر(در قسمت اول مستند) یادآوری خاطرات تلخ و شیرین سی سال اخیر است باید گفت که این اتفاقات در ذهن هر ایرانی حک شده است و اگر هدف بازگویی آنان برای جوانان است باز هم باید پاسخ داد که این تصاویر بارها و بارها در مناسبتهای مختلف از صدا و سیما پخش شده است و اختصاص دادن زمانی طولانی برای نمایش آنها در یک مستند تبلیغاتی تکرار مکررات است و اگر منظور نشان دادن حضور موثر ولایتی در طول این سالهاست باز هم باید گفت که سازندگان در این مورد هم موفق عمل نکرده اند چون ولایتی در مجموع صحنه های به نمایش در آمده حضور کمرنگی دارد.
شاید به نظر بیاید نیت عوامل ترغیب و دعوت کلی از مردم برای شرکت در انتخابات است اما این امر هم متولیان دیگری دارد و لازم نیست زمان زیادی از یک مستند کوتاه (که هدف مشخصی دارد) را برای پرداختن به این مسئله صرف کرد. ممکن است سازندگان اصلا اقناع مخاطب را نشانه گیری نکرده باشند که در این صورت کارکرد این مقوله را به درست متوجه نشده اند. هر حال حاصل کار فیلمی خسته کننده شده است که بیننده با مراجعه به حافظه تاریخی اش تصاویر بعدی را به راحتی حدس می زند و هر چه منتظر اتفاق ویژه ای می ماند بیشتر نا امید می شود.
به نظر می آید در دوره های پیشین و این دوره مستندهای بسیاری از کارگردانان (حتی کارگردانان بنام) با مشکلاتی همچون شعار زدگی رو به روست و اغلب بدون هیچ ایده جدیدی ساخته شده اند و ساختاری شبیه به هم دارند. اما تلاش گروه تولید کنندۀ این فیلم برای بهره بردن از مزیت «تفاوت» هم به آنها کمکی نکرده است و کار نهایی را بیشتر به سمت مستندی شاعرانه سوق داده است. در حالیکه این مستند باید در جهت معرفی کاندیدای مورد نظر و جذب آرای مردم تاثیر گذار باشد.
هنوز تعداد دیگری از مستندها و البته قسمت دوم این مستند پخش نشده است. احتمالا در قسمت دوم کارگردان سعی دارد بیشتر از دکتر ولایتی و فعالیتهای او استفاده کند اما این مسئله هم نمی تواند منطق مناسبی برای شکل و شمایل مستند اول باشد. زیرا دو برنامه 30 دقیقه ای فرصت اندکی است و باید تلاش عوامل بر این باشد که در این زمان اندک بهترین حرفها را گزینش کنند و آنها را با زبانی ساده به بیننده منتقل نمایند. باید توجه داشت که این زمان به هیچ وجه عرصه ای برای آزمون و خطا نیست.
در انتخابات ریاست جمهوری اخیر، تغییر سبک و سیاق اجرای مناظره ها احتمال ایجاد چالش را تا حد چشم گیری کاهش داده است که این خود باعث حذف عنصر جذابیت می شود. پس مستند تبلیغاتی هر کاندیدا به یکی از طلایی ترین فرصتهای او برای اثرگذاری بیشتر تبدیل شده است.زیرا تصویر ابزاری کارآمد و مهم در امر تبلیغات است. از این وسیله می توان در تبلیغات سیاسی هم برای اثر گذاری بیشتر کلام بهره برد. پس چرا مشاوران امور تبلیغاتی کاندیداها در متقاعد سازی تصویری تا حد زیادی ضعیف عمل می کنند و فرصتی که تلویزیون در اختیار آنها قرار داده است را می سوزانند؟
باید این نکته را اضافه کرد که حامد عنقا رئیس کارگروه هنری ستاد ولایتی در گفتوگو با تسنیم درباۀ عوامل این فیلم گفته است: مستند ولایتی با عنوان «ایران من، ای وطن» توسط بنده طراحی و اجرا شده است.
او دیگر عوامل را اینگونه معرفی کرده است: مشاور اجرایی ساخت پروژه: محمد حسن لطیفی ، مشاور پروژه: جمال شورجه، مدیر تصویربرداری: سیروس عبدلی، مدیر صدا: امیر حاتمی، تدوین: امیرشیبان خالقی، صداگزاری و میکس:علی رضا علویان، تهیه کنندگی:رضا جودی، محمد رضا شفیعی و محسن علی اکبری، مدیر تولید:حسن لبافی، فیلم پشت صحنه : حامد جواد زاده و مشاور صحنه و لباس: بابک کریمی طاری.
عنقا در پایان از زحمات فریدون جیرانی برای تهیه این مستند تشکر کرده است.
نویسنده: نوشین مجلسی
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: caffecinema.com
مطالب پیشنهادی:
چرا «باران کوثری» ممنوعالتصویر و بیکار است؟
وحشت در سینمای هند؛ بازیگر زن جوان هندی حلقآویز شد!
چرا تلویزیون دومین بار حرفهای محسن رضایی را سانسور کرد؟
اجرای زیبای استاد شجریان در رادیو آمریکا و چند نکته برای صدا و سیما
انتقاد مجری سرشناس از اجرای مرتضی حیدری در مناظره معروف
