شکست ده نمکی در عملیات سحرگاهی کاخ جشنواره!
بهاره افشاری و دانیال عبادی که هر دو جزو بازیگران شکست خورده سینما هستند دیگر بازیگران فیلمند و جالب اینکه در این بین دانیال عبادی با کاپشن چرم و گیوه به پا همان نقش «مجید سوزوکی» را تکرار می کند!!! ده نمکی که پیش از...
بر باد رفت! چه چیزی؟ تمام موقعیت نصفه و نیمه ای که مسعود ده نمکی به واسطه ساخت سه گانه «اخراجیها» و یگانه «رسوایی» نزد جریان متبوعش به دست آورده بود بر باد رفت! ده نمکی نه تنها به واسطه بی احترامی به اهالی رسانه در سحرگاه نمایش فیلمش در کاخ جشنواره بلکه به خاطر ساخت اثری مغشوش و به شدت آشفته، به جای حرکت در مسیر پیشرفت در سرازیری سقوط قرار گرفته است.

یک ساعت و نیم علافی در کاخ جشنواره
ده نمکی بنا بود فیلمش را در سانس 23.30 روز ششم جشنواره به نمایش درآورد اما علیرغم حضور تعداد زیادی از مخاطبان که به جرات می توان گفت سی درصد آنها از رفقا، آشنایان و اقوام ده نمکی بودند که به همراه همسر و فرزندان خویش به کاخ آمده بودند فیلم با تاخیری یک ساعته و نیمه حوالی ساعت 1 بامداد روز هفتم جشنواره روی پرده رفت! آن هم در حالی که ده نمکی که پیش از شروع نمایش روی سن آمده بود درباره دیر رساندن فیلمش به جشنواره کلمه ای توضیح نداد و به سبب این تاخیر حتی یک عذرخواهی ساده هم انجام نداد.

شریفی نیا را چرا جا گذاشتی؟
«معراجیها» تصویر تمام عیاری است از کارگردانی که موفقیتهای تجاری چهار فیلم پیشین اش بدجوری او را در باد غرور خوابانده! چرا؟ چون وی به جای اینکه با تجربه گیری از دلایل موفقیت فیلمهای قبلی اش سعی کند از عواملی که دیگر به دست راست او در آن فیلمها بدل شده بودند استفاده کند و در کنار آن ضعفهای قبلی را بپوشاند، سعی کرده با حذف محمدرضا شریفی نیا از تیم تولید خود شخصا زمام امور را در دست گیرد. غافل از اینکه غیبت شریفی نیا که انصافا کارگردان در سایه «اخراجیها» و «رسوایی» بود بدجوری عنان کار را از دست ده نمکی خارج کرده است و او از انتخاب بازیگران گرفته تا طراحی قصه، دکوپاژ صحنه ها و حتی انتخاب فیلمبردار اشتباهات جبران ناپذیری را انجام داده است.

وقتی مهران رجبی می شود ستاره فیلم
می گویند آدمی وقتی خودخواسته موقعیتی نیکو را رها می کند باید قبلترش موقعیتی نیکوتر یافته باشد و به طمع آن موقعیت نیکو را رها کند اما بدبختی اینجاست که ده نمکی، شریفی نیا را که در زمینه کستینگ یکی از بهترین های ایران است را از گروه خود فاکتور گرفته و به جایش یک متخصص تولید نشریات زرد را که سابقه چندانی در سینما نداشته به عنوان مسئول انتخاب بازیگران گذاشته است.

فرد جدید هم به جای آن که مطابق با مدیوم سینمایی فیلم به سراغ انتخاب بازیگر برود نقشهای اصلی را بین بازیگران درجه دوم تلویزیونی توزیع کرده؛ از پندار اکبری که هر چه دارد از پدرش است تا عباس محبوب که هیچ گاه نتوانست فراتر از نقشهای مکمل پیش برود و برزو ارجمند که بیشتر تیپ ساز است تا خالق کاراکتر. بهاره افشاری و دانیال عبادی که هر دو جزو بازیگران شکست خورده سینما هستند دیگر بازیگران فیلمند و جالب اینکه در این بین دانیال عبادی با کاپشن چرم و گیوه به پا همان نقش «مجید سوزوکی» را تکرار می کند!!! صدالبته که سیدجواد هاشمی و اکبر عبدی هم در کار حضور دارند اما همین قدر بدانید که کیفیت حضور عبدی در این فیلم حتی از حضورش در «شام ایرانی» هم پایین تر است.

تنها بازیگر قابل تحمل فیلم مهران رجبی است که کوشیده با تجربیاتی که طی سالهای حضورش در سینما کسب کرده به تنهایی هم که شده بار فیلم را به دوش بکشد اما طبیعی است که وقتی فیلمی قصه سرراست و درستی نداشته باشد بازیگر هر چقدر هم که تلاش کند به جایی نمی رسد.

5 نفر عروج کردند برای هیچ و پوچ
«معراجیها» حرف جدیدی برای گفتن ندارد؛ پیشتر شنیده بودیم که این فیلم با محوریت دفن شهدا در دانشگاه تهران و حاشیه های برآمده از آن ساخته خواهد شد اما در زمان 100 دقیقه ای نسخه سینمایی این فیلم فقط و فقط یک سری درگیریها در پشت جبهه بر سر حضور یک جوان مثلا نابغه در جبهه را می بینیم و به دنبال آن نیز درگیریهایی که این جوان به هنگام حضور در جبهه تجربه می کند نمایش داده می شود.

ده نمکی برای ساخت این فیلم کم هزینه نکرده و حجم جلوه های ویژه آن چنان بوده که 5 نفر بر سر ساخت نماهای انفجار آن کشته شده اند اما به جرات می توان گفت از حدودا 60 دقیقه نماهای درگیری در جبهه حتی یک سکانس متعارف و باورپذیر از نبرد نیروهای ایرانی در برابر قوای بعثیها ارائه نشده است و به جایش سعی شده تا امکانش هست انفجار ایجاد کرد، هلیکوپتر ترکاند و دستها و پاهای قطع شده رزمندگان را نشان داد. در تصویرسازی همین نماها هم کپی برداری آشکاری از آثار ملاقلی پور و به خصوص «مزرعه پدری»، «سفر به چزابه» و «افق» را انجام داده است اما روایت مصائب جنگ از نگاه آدمهای درگیر آن که کلیدواژه آثار رسول بود در «معراجیها» جایی ندارد.

ده نمکی در «اخراجیها» هیچ کار که نکرده بود شمایلی از یک قهرمان برآمده از سینمای فارسی را در قالب مجید سوزوکی ارائه داد اما بدبختانه اینکه «معراجیها» قهرمان هم ندارد و بیشتر براساس اتفاقات پیش می رود. از آن بدتر فیلمبردار کار فرشاد گل سفیدی است که درست به سبک «پایتخت» و همان حرکات عجیب و غریب دوربین کوشیده یک درام جنگی را فیلمبرداری کند غافل از اینکه تغییر مرتب جای دوربین و سریع و تند کردن حرکت تصاویر به شدت به فیلم جلوه ای کاریکاتوری داده است.

این ادامه دادن خطرناک است
فیلم ده نمکی آن قدر بد تدوین شده که نمی دانی در حال تماشای اثری حرفه ای درباره دفاع مقدس هستی یا فیلمی آماتوری که یک جوان با دوربین موبایلش گرفته است. برخلاف ساخته های قبلی فیلم حتی موسیقی درست و حسابی هم ندارد و صدای خواننده تیتراژ انتهایی کاملا فالش است اما همه اینها را که کنار بگذاریم نقش بستن واژه «ادامه دارد» در انتهای فیلم است که خطرناک به نظرمی رسد. با این کیفیت ضعیف بعید می دانیم همین قسمت اول «معراجیها» هم بتواند فروش خوب فیلمهای قبلی ده نمکی را تکرار کند پس اینکه او باز هم به فکر ادامه دادن است اقدامی است به شدت فکرنشده!

مسعودجان! برو درس کارگردانی بخوان
مسعودجان! درست است که دوستانت می گویند تنها کسی که در سینمای ایران رقیب توست، خودِ تویی اما برادر عزیز! یادت نرود که اگر خودت زیرآب خودت را بزنی هیچ کس نخواهد توانست تو را نجات دهد پس هر چه زودتر فکرهایت را جمع و جور کن و برای ادامه مسیر حرفه ای ات برنامه مدون بچین. مثلا چند ترمی را در یکی از دانشگاههای هنری به تحصیل در رشته کارگردانی بپرداز وگرنه اگر بخواهی با این روند ادامه دهی به روزگاری می رسی که آرزو می کنی ای کاش بتوانی باز هم «اخراجیها» بسازی!



گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: inn.ir



مطالب پیشنهادی:
حاشیه های روز هفتم جشنواره فیلم فجر؛ تشویق گلشیفته فراهانی!! + عکس
سحر قریشی و شیرین بینا در کاخ جشنواره فیلم فجر + تصاویر
متلک مهناز افشار به منتقدان فیلم متروپل و احمدی‌نژاد!
ردپای خواننده لس آنجلسی در کاخ جشنواره!!!
حمله دختر جوان به خواننده سرشناس پاپ و مضروب ساختن وی!