بیماری دروغگویی از جمله بیماریهای خطرناکی است که در تمامی ادوار زندگی بشری وجود داشته! در روزگار فعلی کشوری که ما در آن زندگی می کنیم یعنی ایران هم هرچند دروغگویی همواره به عنوان صفتی رذیله معرفی شده اما کم و بیش دروغگویی در سطوح مختلف در کشور ما رواج دارد. از آن بدتر نوعی از دروغگویی است که به آن مصلحت آمیز می گوییم. این نوع دروغگویی که شاید مختص ما ایرانیان باشد توجیهی است برای دررفتن از زیربار مسئولیت دروغ!
این دروغگویی یا به بیان محترمانه ناراستی مصلحت آمیز در میان رسانه های ما نیز وجود دارد و به ویژه در رسانه هایی که افکار و مشی افراطی دارند. افراط که می توان آن را بزرگترین سد راه پیشرفت معرفی کرد سبب ساز آن می شود که از هر محصولی جز آنچه چهارچوب بسته ات به تو ارائه می کند، چیز دیگر نبینی و همین ندیدن تمامی مختصات است که اگر به قضاوت بکشد بد وضعیتی را تجربه می کنیم.
اگر به وضعیت پیش آمده توسط تعدادی رسانه افراطی برای یکی از بهترین فیملهای جشنواره فیلم فجر امسال یعنی «عصبانی نیستم» نگاهی بیندازیم هم بیش از هر چیز دیگر همین رفتار افراطی و به دنبال آن ناراستی در برخورد با این محصول سینمایی است که به چشم می خورد. جالب اینجاست رسانه ای مجازی که پیشروی جریانات افراطی است در روزگار نسبیت به صدور حکمی قطعی برای این فیلم پرداخته و آن را دهن کجی به نظام توصیف می کند و به دنبال وی نیز رسانه های کوچکتری که در حکم سربازانی را دارند که بدون چون و چرا فقط دنباله روی می کنند نیز شروع می نمایند به حمله به فیلم و در صورت امکان از ریشه زدن خالق آن.
برای آن که ناراستی آنها که چنین بازی بی دلیلی را علیه «عصبانی نیستم» راه انداخته اند روشنتر شود سه مورد از مصداقهای دروغ منتشر شده در مطالب این رسانه ها را مرور کرده و دلیل دروغ بودن آنها را ارائه میکنیم.
ناراستی اول
می گویند: در «عصبانی نیستم» و در یک سکانس بی ربط و ضعیف یک ریشوی مذهبی تسبیح به دست را طالبان می خوانند.
ما می گوییم: در سکانسی از فیلم جوان اول که «نوید» نام دارد دربدر در جستجوی کار به عنوان کارشناس از یک آژانس املاک سردرمی آورد. اولین موردی که تا عقد قرارداد پیش می برد اجاره خانه به زنی است که به همراه برادرش زندگی می کند اما در جلسه عقد قرارداد مالک آپارتمان از این می گوید که خانه را به زن تنها اجاره نمی دهد و حتی در لحنی توهین آمیز به زن می گوید اسم جدید دوست پسر، برادر است؟ این رفتار دور از ادب مالک آپارتمان باعث می شود که زن نیز او را با صفت طالبان قلمداد کند که بیش از هر چیز استعاره ای است از آدمهایی که از دین، فقط ظاهر خشکش را می بینند. پس اینکه می گویند آدمی مذهبی را طالبان خطاب کرده صددرصد دروغ است؛ شاید یک دروغ مصلحت آمیز!
ناراستی دوم
می گویند: کارگردان فیلم از احمدی نژاد متنفر است پس بی ربط و باربط سخنرانیهای او را به صورت کاملا گل درشت در فیلمش جاسازی می کند.
ما می گوییم: مضمون اصلی «عصبانی نیستم» درباره بیکاری بخش عمده ای از جوانان مملکت ما و دردسرهایشان برای پیدا کردن کار است. شکی وجود ندارد که وقتی می خواهی درباره دلایل بیکاری یک جوان حرف بزنی باید به اندازه اسباب شخصی از علل بیرونی هم بگویی. کاراکتر اول فیلم «نوید» هم مستثنی از این قاعده نیست.
همان قدر که تصمیمات خودش در بروز شکست یا موفقیتش نقش دارد تصمیمات مدیران اجرایی هم این جوان و بسیاری مانند او را متاثر می سازد. پس اینکه در فیلم می بینیم «نوید» دربدر به دنبال کار از جایی به جای دیگر رفته و هر بار هم بیش از دفعه قبل تحقیر می شود و از آن سو رییس جمهور سابق مرتب آمارهای خودش را درباره کاهش نرخ بیکاری می دهد یک واقعه نگاری آشکار است از یک دوره زمانی خاص و هیچ ربطی نمی تواند داشته باشد به میزان احساس درونی فیلمساز نسبت به احمدی نژاد. اینکه از یک سو رییس جمهور یک کشور مرتب آمار کاهش تورم و بیکاری را بدهد و از آن سو یک جوان باانرژی و اتفاقا پای کار نتواند شغلی معمولی برای خود دست و پا کند چه ربطی دارد به تنفر از احمدی نژاد. پس اینکه کارگردان فیلم از احمدی نژاد متنفر است سخنی صددرصد ناراست است؛ شاید یک ناراستی مصلحت آمیز.
ناراستی سوم
می گویند: «عصبانی نیستم» از سال 78 با تیتر گل درشت دانشگاه به خاک و خون کشیده شد فکت می آورد و پوستر خاتمی را مدام توی چشم مخاطب فرومی کند.
ما می گوییم: در واقعه نگاری زندگی «نوید» و امروزی که او با آن روبروست علایق گذشته وی و به خصوص درگیری اش در فعالیتهای سیاسی در دوران دانشجویی نقش اساسی بازی می کنند. «نوید» جوانی بوده که در کوران فعالیتهای سیاسی دانشگاهی فقط سطحی از اتفاقات را درک کرده و همین سطحیت هم باعث شده که او همه چیزش را فدای جریاناتی کند که کمترین اطلاعی از عمق آنها ندارد. نتیجه اینکه به عنوان دانشجویی ستاره دار از دانشگاه اخراج شده و مدتها بعد از آن اخراج است که آرام آرام درمی یاید چه اشتباهاتی را که مرتکب نشده.
اینکه بر روی دیوار اتاق «نوید» هم تعدادی از روزنامه های دوم خردادی است بیش و پیش از هر چیز ریشه دارد در تلاش کارگردان برای شناساندن آنچه زمانی آرمان این جوان بوده اما امروز به کار او نمی آید. او زمانی دانشجوی ممتازی بوده که لیدر فعالیتهای سیاسی می شده ولی حالا به نقطه ای رسیده که فهمیده همه او را به عنوان لیدر و جاده صاف کن برنامه های خود می خواسته اند و در موقع بیکاری که امروز باشد هیچ کدام از آنها که برایش کف و هورا می زدند کنارش نیستند! این بزرگترین درس زندگی «نوید» است که شور جوانی را پشت سر گذاشته و آرام آرام در حال درک شعور اجتماعی است. پس مدام فرو کردن فلان پوستر و روزنامه در چشم می تواند یک سخن نادرست باشد؛ احتمالا یک نادرستی مصلحت آمیز!

رضا درمیشیان در حال هدایت نوید محمدزاده و باران کوثری در پشت صحنه «عصبانی نیستم»
حواست باشد با ما طرف هستی
اینها مشتی بود نمونه خروار از ناراستی مصلحت آمیز آنها که با برچسب خودی و غیرخودی زدن بر روی آدمها آنها را دسته بندی کرده و بعد با بسته های پیش رویشان هر کاری دلشان بخواهد می کنند. پس تعجبی هم ندارد که دوستان وقتی هر اتهامی را به فیلم می بندند و باز هم دلشان خنک نمی شود به زبان تهدید روی آورده و مستقیم مدیران سینمایی کشور را خطاب کرده و می گویند:«باید صبر کرد و دید این دهن کجی سازمان سینمایی به نظام به ضرر چه کسی تمام می شود اما نقدا می توان گفت چند روز آینده روزهای سختی برای ایوبی، احسانی و رضاداد خواهد بود.»
روز سخت که می دانید یعنی چه؟ یعنی آقایی که مدیر هستی حواست باشد اگر «عصبانی نیستم» از جشنواره جایزه بگیرد و بعد هم بدون سانسور به آن پروانه نمایش بدهی با ما طرف هستی!
چرا می خواهیم جوانان این مملکت را غیرخودی کنیم
باری! دوستان با ناراستی تمام تهمت می زنند و تهدید می کنند بدون توجه به این واقعیت که در پس غیرخودی کردن نامنصفانه جوانان این مملکت فقط و فقط تیشه به ریشه خودمان که ایران است می زنیم. کافی است نگاهی کنید به اظهارنظرات اغراق آمیزی که درباره «یک خانواده محترم» داشتید و بلایی که بر سر مسعود بخشی آوردید.
«آشغالهای دوست داشتنی» هم بعد از بیانیه تئوریسین نزدیک به شما وضعیتی نامعلوم پیدا کرد. آیا می خواهید از رضا درمیشیان هم یک مسعود بخشی ثانی بسازید؟ هر چه می کنید بکنید اما قبلش این چند خط را که از امام حسن عسکری(ع) نقل شده است را بخوانید. در «نزهة الناظر و تنبیه الخواطر» به روایت از امام یازدهم شیعیان آمده است:«تمام پلیدیها و زشتیها در خانه ای نهاده شده که کلید آن دروغگویی است.» به بیان ساده تر با دروغگویی است که درب همه پلیدیها به روی انسان باز و زمینه انجام آنها فراهم میشود.
این دروغگویی یا به بیان محترمانه ناراستی مصلحت آمیز در میان رسانه های ما نیز وجود دارد و به ویژه در رسانه هایی که افکار و مشی افراطی دارند. افراط که می توان آن را بزرگترین سد راه پیشرفت معرفی کرد سبب ساز آن می شود که از هر محصولی جز آنچه چهارچوب بسته ات به تو ارائه می کند، چیز دیگر نبینی و همین ندیدن تمامی مختصات است که اگر به قضاوت بکشد بد وضعیتی را تجربه می کنیم.
اگر به وضعیت پیش آمده توسط تعدادی رسانه افراطی برای یکی از بهترین فیملهای جشنواره فیلم فجر امسال یعنی «عصبانی نیستم» نگاهی بیندازیم هم بیش از هر چیز دیگر همین رفتار افراطی و به دنبال آن ناراستی در برخورد با این محصول سینمایی است که به چشم می خورد. جالب اینجاست رسانه ای مجازی که پیشروی جریانات افراطی است در روزگار نسبیت به صدور حکمی قطعی برای این فیلم پرداخته و آن را دهن کجی به نظام توصیف می کند و به دنبال وی نیز رسانه های کوچکتری که در حکم سربازانی را دارند که بدون چون و چرا فقط دنباله روی می کنند نیز شروع می نمایند به حمله به فیلم و در صورت امکان از ریشه زدن خالق آن.
برای آن که ناراستی آنها که چنین بازی بی دلیلی را علیه «عصبانی نیستم» راه انداخته اند روشنتر شود سه مورد از مصداقهای دروغ منتشر شده در مطالب این رسانه ها را مرور کرده و دلیل دروغ بودن آنها را ارائه میکنیم.
ناراستی اول
می گویند: در «عصبانی نیستم» و در یک سکانس بی ربط و ضعیف یک ریشوی مذهبی تسبیح به دست را طالبان می خوانند.
ما می گوییم: در سکانسی از فیلم جوان اول که «نوید» نام دارد دربدر در جستجوی کار به عنوان کارشناس از یک آژانس املاک سردرمی آورد. اولین موردی که تا عقد قرارداد پیش می برد اجاره خانه به زنی است که به همراه برادرش زندگی می کند اما در جلسه عقد قرارداد مالک آپارتمان از این می گوید که خانه را به زن تنها اجاره نمی دهد و حتی در لحنی توهین آمیز به زن می گوید اسم جدید دوست پسر، برادر است؟ این رفتار دور از ادب مالک آپارتمان باعث می شود که زن نیز او را با صفت طالبان قلمداد کند که بیش از هر چیز استعاره ای است از آدمهایی که از دین، فقط ظاهر خشکش را می بینند. پس اینکه می گویند آدمی مذهبی را طالبان خطاب کرده صددرصد دروغ است؛ شاید یک دروغ مصلحت آمیز!
ناراستی دوم
می گویند: کارگردان فیلم از احمدی نژاد متنفر است پس بی ربط و باربط سخنرانیهای او را به صورت کاملا گل درشت در فیلمش جاسازی می کند.
ما می گوییم: مضمون اصلی «عصبانی نیستم» درباره بیکاری بخش عمده ای از جوانان مملکت ما و دردسرهایشان برای پیدا کردن کار است. شکی وجود ندارد که وقتی می خواهی درباره دلایل بیکاری یک جوان حرف بزنی باید به اندازه اسباب شخصی از علل بیرونی هم بگویی. کاراکتر اول فیلم «نوید» هم مستثنی از این قاعده نیست.
همان قدر که تصمیمات خودش در بروز شکست یا موفقیتش نقش دارد تصمیمات مدیران اجرایی هم این جوان و بسیاری مانند او را متاثر می سازد. پس اینکه در فیلم می بینیم «نوید» دربدر به دنبال کار از جایی به جای دیگر رفته و هر بار هم بیش از دفعه قبل تحقیر می شود و از آن سو رییس جمهور سابق مرتب آمارهای خودش را درباره کاهش نرخ بیکاری می دهد یک واقعه نگاری آشکار است از یک دوره زمانی خاص و هیچ ربطی نمی تواند داشته باشد به میزان احساس درونی فیلمساز نسبت به احمدی نژاد. اینکه از یک سو رییس جمهور یک کشور مرتب آمار کاهش تورم و بیکاری را بدهد و از آن سو یک جوان باانرژی و اتفاقا پای کار نتواند شغلی معمولی برای خود دست و پا کند چه ربطی دارد به تنفر از احمدی نژاد. پس اینکه کارگردان فیلم از احمدی نژاد متنفر است سخنی صددرصد ناراست است؛ شاید یک ناراستی مصلحت آمیز.
ناراستی سوم
می گویند: «عصبانی نیستم» از سال 78 با تیتر گل درشت دانشگاه به خاک و خون کشیده شد فکت می آورد و پوستر خاتمی را مدام توی چشم مخاطب فرومی کند.
ما می گوییم: در واقعه نگاری زندگی «نوید» و امروزی که او با آن روبروست علایق گذشته وی و به خصوص درگیری اش در فعالیتهای سیاسی در دوران دانشجویی نقش اساسی بازی می کنند. «نوید» جوانی بوده که در کوران فعالیتهای سیاسی دانشگاهی فقط سطحی از اتفاقات را درک کرده و همین سطحیت هم باعث شده که او همه چیزش را فدای جریاناتی کند که کمترین اطلاعی از عمق آنها ندارد. نتیجه اینکه به عنوان دانشجویی ستاره دار از دانشگاه اخراج شده و مدتها بعد از آن اخراج است که آرام آرام درمی یاید چه اشتباهاتی را که مرتکب نشده.
اینکه بر روی دیوار اتاق «نوید» هم تعدادی از روزنامه های دوم خردادی است بیش و پیش از هر چیز ریشه دارد در تلاش کارگردان برای شناساندن آنچه زمانی آرمان این جوان بوده اما امروز به کار او نمی آید. او زمانی دانشجوی ممتازی بوده که لیدر فعالیتهای سیاسی می شده ولی حالا به نقطه ای رسیده که فهمیده همه او را به عنوان لیدر و جاده صاف کن برنامه های خود می خواسته اند و در موقع بیکاری که امروز باشد هیچ کدام از آنها که برایش کف و هورا می زدند کنارش نیستند! این بزرگترین درس زندگی «نوید» است که شور جوانی را پشت سر گذاشته و آرام آرام در حال درک شعور اجتماعی است. پس مدام فرو کردن فلان پوستر و روزنامه در چشم می تواند یک سخن نادرست باشد؛ احتمالا یک نادرستی مصلحت آمیز!

حواست باشد با ما طرف هستی
اینها مشتی بود نمونه خروار از ناراستی مصلحت آمیز آنها که با برچسب خودی و غیرخودی زدن بر روی آدمها آنها را دسته بندی کرده و بعد با بسته های پیش رویشان هر کاری دلشان بخواهد می کنند. پس تعجبی هم ندارد که دوستان وقتی هر اتهامی را به فیلم می بندند و باز هم دلشان خنک نمی شود به زبان تهدید روی آورده و مستقیم مدیران سینمایی کشور را خطاب کرده و می گویند:«باید صبر کرد و دید این دهن کجی سازمان سینمایی به نظام به ضرر چه کسی تمام می شود اما نقدا می توان گفت چند روز آینده روزهای سختی برای ایوبی، احسانی و رضاداد خواهد بود.»
روز سخت که می دانید یعنی چه؟ یعنی آقایی که مدیر هستی حواست باشد اگر «عصبانی نیستم» از جشنواره جایزه بگیرد و بعد هم بدون سانسور به آن پروانه نمایش بدهی با ما طرف هستی!
چرا می خواهیم جوانان این مملکت را غیرخودی کنیم
باری! دوستان با ناراستی تمام تهمت می زنند و تهدید می کنند بدون توجه به این واقعیت که در پس غیرخودی کردن نامنصفانه جوانان این مملکت فقط و فقط تیشه به ریشه خودمان که ایران است می زنیم. کافی است نگاهی کنید به اظهارنظرات اغراق آمیزی که درباره «یک خانواده محترم» داشتید و بلایی که بر سر مسعود بخشی آوردید.
«آشغالهای دوست داشتنی» هم بعد از بیانیه تئوریسین نزدیک به شما وضعیتی نامعلوم پیدا کرد. آیا می خواهید از رضا درمیشیان هم یک مسعود بخشی ثانی بسازید؟ هر چه می کنید بکنید اما قبلش این چند خط را که از امام حسن عسکری(ع) نقل شده است را بخوانید. در «نزهة الناظر و تنبیه الخواطر» به روایت از امام یازدهم شیعیان آمده است:«تمام پلیدیها و زشتیها در خانه ای نهاده شده که کلید آن دروغگویی است.» به بیان ساده تر با دروغگویی است که درب همه پلیدیها به روی انسان باز و زمینه انجام آنها فراهم میشود.
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: inn.ir
مطالب پیشنهادی:
www.seemorgh.com/culture
منبع: inn.ir
مطالب پیشنهادی:
احمدی نژاد چطور به مجری تلویزیون خط میداد؟ + ویدئو پشت صحنه
حاشیههای دیشب جشنواره فیلم فجر در پردیس سینمایی ملت
رضا عطاران، علی پروین و دخترش در نشست خبری «کلاشینکف» + تصاویر
اصغر فرهادی و دخترش در کاخ جشنواره فیلم فجر + تصاویر
تذکرات گشت ارشاد به پوشش خانمها در کاخ جشنواره!!
