خواب بهتر است یا طنز بی مزه
مخاطبان سینما در کشور ما به جز عدهیی که فیلم دیدن برایشان مثل کتاب خواندن است و جزء واجبات زندگی، بیشتر کسانی هستند که میخواهند سرگرم شوند و در این وقت گذراندن آنقدر همه چیز ساده و رو و بدون پیچیدگی باشد که احتیاجی به فکر کردن نداشته باشد، سرگرم شان کند و دو ساعت وقتی که میگذارند بیشتر مفرح باشد. فیلم دیدن برای این عده موضوعی نیست که بخواهد درگیرشان کند. هرچه ساده تر بهتر. مردم دوست دارند در فیلمها زندگی خودشان را ببینند، حرفهای خودشان را بشنوند و حوصله جهان تازهیی را که هیچ نمیشناسندش، ندارند. در این بین دیدن فیلمهای طنز یا کمدی ساده بهترین گزینه است.
اما درباره دلیل این موضوع با هر کس که صحبت میکنی یا بحثی که پیش میآید همه میگویند «زندگی آنقدر سخت میگیرد که جای خندیدن برای کسی باقی نمیگذارد و وقتی فیلمهای طنز با این سبک ساخته میشود سینما جایی میشود برای خندیدن تا شاید تلخیهای زندگی را برای همان مدت کوتاه از یاد مردم ببرد.»
اما به نظر نمیرسد قضیه همین باشد. مردم ما در طول جنگ با تمام سختیهایش به سینما میرفتند و در کنار «اجاره نشینها»، «بایکوت» و «بایسیکل ران» میدیدند.
اگر برای خنده باشد که تلویزیون به جز سریالهای طنز ایام نوروز، راه به راه 90 قسمتیهای طنز میسازد و مردم را هر شب میخنداند. یعنی واقعاً آدمها اینقدر خنده لازم شدهاند که حتی سینما رفتنشان هم باید به این دلیل باشد؟ البته ناگفته نماند خندیدن و دیدن فیلمهای طنز به هیچ وجه بد نیست اما اینکه به جایی برسیم که سینما با سیرک یکی بشود و بلیت بخریم که فیلمهای سطحی ببینیم و بخندیم، زیاد خوب نیست.
هیچ کس نمیتواند منکر این باشد که سلیقه مردم و مخاطبان سینما تغییر کرده؛ سلیقهیی که به مرور با خوراک فرهنگی تامین شده از سوی تلویزیون و خود سینما عوض شده است. اینکه فیلمی مثل اخراجیها پرفروشترین فیلم میشود چیزی نیست که خود به خود یا شانسی اتفاق افتاده باشد. مردم این طور میپسندند چون سلیقهشان این طور پرورش داده شده است. اصلاً تمام اینها به کنار، مردم فیلم طنز دوست دارند و تقصیر هیچ کس نیست. اما طنز و کمدی قبلاً هم ساخته میشد. قبلاً مخاطب سینما «اجاره نشینها»، «مارمولک» و «لیلی با من است» را به عنوان فیلم طنز میدید و در کنار همه خندهها چیزی در ذهنش باقی میماند و خوراکی میگرفت شاید مهمتر و بهتر از یک فیلم جدی اما الان عصاره امثال چارچنگولی و... را هم بگیریم قرار است با ذهن آدمها چه کارکند؟ جز یکسری تکیه کلامهای روزمره کوچه و خیابان که مردم هم اتفاقاً برای همانها به سینما میروند، چه چیز دیگری دارد؟
زمانی میگفتند فیلم خوب روی پرده نیست و مردم هم بالاخره دوست دارند سینما بروند پس مجبورند همان کمدیها را تماشا کنند. اما حالا ملغمهیی است که شاید هیچ کس نتواند جوابی برای آن پیدا کند. جایزه برده برلین «درباره الی...» و فیلم سنگینی مثل «پستچی سه بار در نمیزند» در کنار «چشمک» و «کیش و مات» روی پرده است و با وجود فروش خوب اولیها، دوتای آخر همچنان پرفروشاند. آنها که درباره الی میبینند، کیش و مات هم میبینند. مخاطبان «چشمک» برای دیدن «پستچی» هم میروند و تا آخر مینشینند و صدا هم از کسی در نمیآید و اعتراضی شنیده نمیشود. (از این نظر میگویم که مخاطبان فیلمهای کمدی اصولاً نباید از فیلمی مثل پستچی خوششان بیاید و معمولاً بعد از پایان فیلم اعتراض میکنند.) واقعاً چه توضیحی برای این سلیقه درهم میتوان داد؟
سیدجمال ساداتیان تهیه کننده «دایره زنگی» در اینباره میگوید؛ «فیلمهای کمدی عوام پسندتر است و کلاً فیلمهایی که خندهیی به لب مردم بیاورد طرفدار بیشتری دارد. مردم را که به زور نمیتوان برد فیلم فرهنگی ببینند.»
البته او معتقد است در بین فیلمهای فرهنگی «درباره الی...» فیلمی است که با وجود فروش خوبی که داشته باید نسبت به ظرفیت و ساختار خوبش خیلی بیشتر از اینها میفروخت و در واقع انتظار این بوده که بیشتر از اینها مورد توجه واقع شود.
این تهیه کننده میگوید؛ «بعضی بازیگرها در حوزه طنز شناخته شده هستند و با فضایی که ایجاد میکنند در کنار قصه، خنده به لبها میآورند. اما دلیل اینکه همین مخاطبها درباره الی... و بقیه فیلمهای مثل آن را میبینند واقعاً نمیدانم. این موضوع احتیاج به یک بحث تخصصی دارد. شاید مردم به دلیل فضای خاصی که در کشور وجود دارد برای رهایی از غم و غصه و ناراحتی به دیدن کمدیها میروند تا شاید در دو ساعتی که در سینما نشسته اند ناراحتیها را فراموش کنند. بالاخره این موضوع نمیتواند بیتاثیر باشد.»
او اضافه میکند؛ «البته اینکه مردم به دیدن این گونه فیلمهای طنز سطح پایین عادت کرده باشند هم مطرح است. بالاخره استمرار یک کار و اکران مدام فیلمهایی از این دست از چند سال پیش تا حالا تاثیر خود را گذاشته است. اما در حال حاضر فضای عمومی کشور هم به این امر کمک کرده است.»
علی سرتیپی یکی از پخش کنندههای سینما نظرش این است؛ «فیلم طنز با روحیات مردم ظاهراً سازگار است. در حال حاضر مردم از طنز بیشتر حس همگرایی و همذات پنداری میکنند. شرایطی است که دوست دارند بخندند.»
و ادامه میدهد؛ «دوران مختلفی در سینما داشته ایم؛ زمانی ملودرام جواب میداد، زمانی فیلمهای جنگی و اکشن با بازی جمشید هاشم پور و... الان هم فیلم کمدی با روحیات و شرایط مردم جور درمیآید و جواب میدهد. البته مجموعاً همیشه از فیلمهای طنز استقبال شده اما در سالهای اخیر بازیگران طنز شناخته شدهتر هستند و آنها هم در کنار ساده هضم بودن فیلمها در کشاندن مخاطبان به سینما عامل مهمی بودهاند.»
او با اشاره به اینکه مخاطبان فیلمها و سلایقشان در شرایط فعلی باید روانشناسی شود، میگوید؛ «موفقیت درباره الی... که بالای یک میلیارد فروخته است را نباید نادیده گرفت. یا اینکه میبینیم حتی فیلم پستچی که برای تماشاگر عام بسیار سنگین است، 400 میلیون میفروشد. اینها موفقیت است.»
سرتیپی همچنین توضیح میدهد؛ «زمانی فیلم کودک خوب کار میکرد چون تلویزیون به فیلمهای کودک و نوجوان و کلاً برنامههای کودک اهمیت میداد، در نتیجه فیلمهایی که در این حوزه وارد سینما میشدند، هم با استقبال خوبی مواجه میشدند و هم از سطح خوبی در سینما برخوردار بودند. «شهر موشها» یا «کلاه قرمزی» دو فیلم پر مخاطب این حوزه اند که جزء پرفروشهای سینما هستند. کاراکترهای این فیلمها از تلویزیون بیرون آمدند و مردم پیش از اینکه آنها را بر پرده سینما ببینند، در تلویزیون با آنها ارتباط برقرار کرده بودند. حالا هم به نوعی این قضیه در حال تکرار است اما در ژانر طنز و کمدی. مردم وقتی همان کاراکترهای طنز تلویزیون را که چند سالی در سریالها و نود قسمتیهای طنز دیدند، بر پرده سینما میبینند با اشتیاق از فیلمهایشان استقبال میکنند. در واقع تلویزیون طی سالهای متمادی به صورت نامحسوس به نوعی بر سینما و نوع سلیقه مخاطبان سینما اثرگذار است.»
«کیش و مات» فیلمی از جمشید حیدری داستان جوانی جنوبی به نام بهروز است که دست به هر کاری میزند شکست میخورد تا اینکه خودکشی میکند اما ناکام میماند و در دور بعدی خودکشی یک رزیدنت جوان اعصاب و روان به نام پریسا او را نجات میدهد و برای اینکه مانع خودکشی دوباره او شود قول میدهد دیگر بدشانسی نیاورد و حتی یک شانس خیلی بزرگ هم در انتظارش باشد. بهروز باور میکند و این سرآغاز ماجرایی است که برای بهروز شکل میگیرد.
در این فیلم حمید گودرزی، الناز شاکردوست، نیما شاهرخ شاهی، بهنوش بختیاری، علی صادقی، محمدرضا هدایتی، احمد پورمخبر، اکبر عبدی، شهره لرستانی و مجید مشیری ایفای نقش کرده اند.
«چشمک» فیلم دیگری که هم اکنون بر پرده سینماهاست؛ داستان زنی مرفه را بیان میکند که به دلیل مشکلات خانوادگی از همسرش جدا میشود و سرپرستی دخترش به پدر سپرده میشود. او برای جبران این ناکامی تصمیم میگیرد سرپرستی یک بچه را از پرورشگاه بر عهده بگیرد... در این فیلم هنرپیشههایی همچون اکبر عبدی، رضا رویگری، افسانه بایگان، حدیث فولادوند، یوسف تیموری، ارژنگ امیرفضلی، رابعه اسکویی، آتش تقی پور و... ایفای نقش میکنند.
میزان فروش «کیش و مات» بعد از 40 روز نمایش 460 میلیون و فروش «چشمک» بعد از 33 روز نمایش 271 میلیون تومان بوده است.
اما سیروس تسلیمی درباره فروش دو فیلم کمدی روی پرده نظر دیگری دارد. این پخش کننده پخش تیزرهای رایگان یا با تخفیف بسیار از این نوع فیلمها در تلویزیون در ماه رمضان را دلیلی مهم برای فروش این فیلمها میداند.
او میگوید؛ «در واقع تلویزیون به دلیل آغاز ماه رمضان و افت فروش فیلمها با این کار میخواست کمکی به گیشه سینماها کرده باشد و مردم را از خانهها بیرون بیاورد که البته موفق هم شدند. اما اینکه مخاطبان فیلمهای کمدی بدون در نظر گفتن محتوا برای تماشای آنها میروند یک معضل است. اما از طرفی این فیلمها در حقیقت ویترین یک فیلم کمدی را در تیزرها و در تبلیغات شان دارند. ویترین شان پر از بازیگرهای سینمای طنز است و مردم انگار در یک هماهنگی اعلام نشده اغلب فیلمهای کمدی را این روزها میبینند، بدون اینکه به محتوای آنها کاری داشته باشند. آنها به علل مختلف حوصله دیدن فیلمهای جدی را ندارند. در حال حاضر شرایط به گونهیی است که هر فیلمی که المانهایی از فیلم کمدی را داشته باشد به فروش نسبتاً بهتری از فیلمهای درام یا اجتماعی دست پیدا میکند.»
تسلیمی اضافه میکند؛ «این طور نیست که طرفداران فیلمهای اجتماعی و جدی وجود نداشته باشند بلکه این سینما در این چندساله یا اجازه ساخت نداشته یا در مرحله تولید متوقف شده یا بعد از تولید اجازه نمایش نداشته است در نتیجه جامعه آماری فیلمهای جدی کم شده است. این طور شد که گروه مخاطبان فیلمهای جدی و اجتماعی از رفتن به سینما دوری کرد و قشری برای سینما ماند که فقط دوست دارند بخندند و خوش باشند تا اینکه چیزی یاد بگیرند. البته این قشر همه مردم نیستند؛ طبقه عام هستند که از این فیلمها استقبال میکنند. از طرفی تیراژ بالای مطبوعات اجتماعی و جدی نشان میدهد مردم فرهیخته در جامعه ما نسبتی بیشتر از عام دارند اما فیلمی برای آنها نیست که برای دیدنش به سینما بروند و از آن لذت ببرند. خب البته گاهی لابه لای فیلمها تعدادی هستند که نظر مخاطبان جدی را جلب میکند اما از آنجا که تداوم ندارد با شکست مواجه میشود.»
تسلیمیعقیده ندارد که مخاطبان «درباره الی...» برای دیدن چشمک و کیش و مات هم در صف میایستند. او میگوید؛ «اما اگر هم این طور باشد یک استثنا است. درباره الی... به جز اینکه فیلمی بود که موفقیتهای جهانی و جشنوارهیی داشت، بخشی از موفقیتش به دلیل چاپ و نصب بیلبوردهای رایگانی بود که شهرداری تقبل کرده بود. «درباره الی...» فیلمی بود که جدا از جذب همه جور مخاطب، به اندازه کافی دیده شد. اما مگر هرچند سال یک بار چنین چیزی اتفاق میافتد؟ در کنار همه این مسائل در حال حاضر فضای بعد از انتخابات جوی به وجود آورده که مردم برای رهایی از این فضای سنگین به فیلمهای کمدی رو میآورند چنان که سانسهای دو نیمه شب هم شلوغ میشد. برنامههای تلویزیون هم که چندان نمیتوانند مخاطبان را راضی کنند در نتیجه کمدیها فعلاً میفروشند.»
اما با تمام معادلات و تحلیلهایی که برای این نوع از سلیقه مردم وجود دارد، فروش تقریباً برابر دو فیلم «پستچی» و «کیش و مات» نشان میدهد مخاطبان سینما چندان هم سلیقه بدی ندارند به شرطی که فیلمی که برای عرضه به آنها انتخاب میشود، بجا و در شأن فهم و شعور یک مخاطب سطح بالاتر باشد. این نشان میدهد سلیقه مخاطب را واقعاً و حتی زودتر از زمانی که تصور میشود، میتوان تغییر داد. نه به راحتی اما به مرور و در صورتی که اکران فیلمهای سطح بالا تداوم داشته باشد سینمابروها بالاخره با این نوع از فیلمها کنار میآیند و یاد میگیرند که سینما رفتن فقط و فقط برای خندیدن نیست و بعد کم کم متوجه میشوند از بین فیلمهای کمدی آنها که بهترند و حرفی دارند را انتخاب کنند و اینکه وقتشان را برای هر فیلمی که اکران یا از تلویزیون پخش میشود، تلف نکنند و اگر آن زمان را به حرف زدن یا خوابیدن بگذرانند دست کم ضرری برایشان نخواهد داشت.
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: etemaad.ir
مطالب پیشنهادی:
گزارش تصويرى فيلم سينمايى «كيش و مات»
درباره فیلم «پستچی سه بار در نمیزند»
نگاهی به فیلم سینمایی «كیش و مات»
تاخت و تاز بازیگران جوان بر پرده سینما
همه دروغگوهای فیلم «درباره الی»
