طهران تهران
مهرجویی در فیلم جدیدش مخاطب را همراه با شخصیت‌های داستان به شاد زیستن و گشت و گذار در گوشه و كنار شهر تهران دعوت می‌كند. تماشاگر می‌تواند همچون آدم‌های آن خانه مخروبه...

عادت كرده‌ایم كه تكلیف اكران عید و بهار در آخرین لحظات مشخص شود. تازه تجربه نشان داده كه به اخبار رسمی و قطعی هم نمی‌توان اعتماد كرد. به عنوان مثال سال گذشته اعلام شد كه «درباره الی» در تعطیلات عید اكران می‌شود. اما در دقیقه 09 فیلم دیگری جایگزینش شد و «درباره الی» در فهرست اكران تابستان قرار گرفت. این روزها خبرنگاران سینمایی با هر تهیه‌كننده‌ای كه تماس می‌گیرند، آنها از نمایش فیلمشان در فصل بهار سخن می‌گویند. یعنی اگر قرار باشد خواسته تهیه‌كننده‌ها اجرایی شود باید در فصل بهار شاهد اكران 09 درصد تولیدات سال باشیم. این نكته نشان می‌دهد كه بهار‌ به درستی فصل طلایی اكران نامیده شده است.با این حال تجربه می‌گوید تا وقتی فیلم را روی پرده سینما ندیده‌ای قول دیدن آن را به خودت نده. به همین خاطر وقتی قبل از عید می‌گفتند طهران ـ تهران‌ در فصل بهار اكران می‌شود، چشم‌هایمان را می‌بستیم و زیر لب «ان شاء‌الله‌» می‌گفتیم. این اتفاق هم بالاخره رخ داد.
دوستداران مهرجویی كه نتوانستند فیلم «سنتوری‌» را روی پرده ببینند حالا برای تماشای اثر جدیدترین فیلمساز محبوبشان در سالن تاریك سینما لحظه‌شماری می‌كنند. این نكته را هم در نظر بگیرید كه فیلم از حمایت «شهرداری تهران‌» برخوردار است و این حمایت می‌تواند در زمان تبلیغات شهری و تلویزیونی‌اش به كمك فیلم بیاید.فضای فیلم «تهران روزهای آشنایی»‌ با حال و هوای عید و نوروز خیلی سازگاری دارد. در سفر 2 روزه اعضای خانواده خیلی از عناصر بومی ملی‌مان را می‌بینیم. از حاجی‌فیروز كه در خیابان در حال آواز خواندن است گرفته تا سفره هفت‌سین و ماهی پلوی شب عید.
خلاصه داستان تهران روزهای آشنایی: گروهی گردشگر همراه یك خانواده معمولی تهرانی تصمیم می‌گیرند در ایام نوروز برای تجدید خاطرات خود به دیدن آثار تاریخی و جاذبه‌های گردشگری تهران بروند.
بازیگران: كتایون امیرابراهیمی، پانته‌آ بهرام، رحمان حسینی، فریده سپاه‌منصور، مینو صابری، اردشیر كاظمی
خلاصه داستان سیم آخر: یك گروه موسیقی، پس از مدت‌ها موفق می‌شوند برای كنسرت‌شان مجوز اجرا دریافت كنند.
بازیگران: رضا یزدانی ـ رعنا آزادی‌ور ـ برزو ارجمند ـ طناز طباطبایی ـ سروش صحت‌ـ فرهاد قائمیان

4 عادت مردمان موثر

مهرجویی از طرفداران پر و پا قرص سینمای قصه‌گوست. اما همواره تلاش می‌كند در لایه‌های زیرین داستانش حرف‌ها و آموزه‌های فلسفی و پیچیده‌اش را هم مطرح كند. با كمی دقت به نماها و دیالوگ‌های اثر می‌توان این حرف‌های مهم را از دل فیلم بیرون كشید. می‌خواهیم ببینیم از فیلم جدید مهرجویی چه درس‌هایی می‌توانیم فرا بگیریم. در این مطلب به چند نكته كوتاه اشاره می‌كنیم. شما می‌توانید با عمیق شدن بر فیلم «تهران روزهای آشنایی» این فهرست را كامل‌تر كنید.

1ـ
مهرجویی در فیلم جدیدش مخاطب را همراه با شخصیت‌های داستان به شاد زیستن و گشت و گذار در گوشه و كنار شهر تهران دعوت می‌كند. تماشاگر می‌تواند همچون آدم‌های آن خانه مخروبه ماجرای آوار شدن سقف را بی‌خیال شود و سعی كند از این سفر 2روزه نهایت لذت را ببرد.
گره اصلی داستان (خراب شدن سقف خانه) همان لحظات اولیه شكل می‌گیرد و تا دقیقه 90 این جدال، اعضای خانه برای حل مشكلشان هیچ تلاشی نمی‌كنند و دست به سیاه و سفید نمی‌زنند. آنها در روزهای آغازین سال وظیفه مهم‌تری دارند و آن شادی كردن و جشن گرفتن عید باستانی نوروز است. این خانواده شاد و سرخوش گل طلایی‌شان را در وقت اضافه می‌زنند. آن هم با كمك همان كسانی كه در شادی‌شان سهیم شده بودند.
خانه مخروبه و به هم ریخته داستان، در پایان فیلم بازسازی و نونوار شده و خودش را در قاب دوربین به رخ می‌كشد. سكانس پایانی اپیزود «طهران، روزهای آشنایی» یادآور نمای ‌سفره انداخته شده عفت خانم ‌است. آنجا هم پهن شدن سفره برای دوستداران مهرجویی یك اتفاق امیدبخش و پرهیجان محسوب می‌شود.

2ـ
مهرجویی در فیلمش به یادمان می‌آورد كه برای گردشگری نیازی نیست بار سفر ببندیم و به راه‌های دور و دراز برویم. می‌توانیم از شهر خودمان شروع كنیم. از همان شهری كه در آن زندگی می‌كنیم.
شهر تهران برای ساكنانش با دود و بزرگراه و برج و شلوغی معنا می‌شود. فیلم به یادمان می‌آورد كه در دل این شهر گنجینه‌هایی خوابیده كه ما خودمان را از دیدنش محروم كرده‌ایم. كارگردان دعوتمان می‌كند به بازبینی این گنج‌های نهان. به یادمان می‌آورد كه اگر هویت این شهر را نشناسیم خودمان را از چشیدن چه لذت‌هایی محروم كرده‌ایم. به ما هشدار می‌دهد كه تهران بدون هویت چقدر خطرناك است. مثل همان ساختمانی می‌ماند كه سقفش فروریخته و امكان زندگی را از ساكنانش گرفته. برای آن كه ساختمان ساخته شود باید اول به یك مرحله‌ از شناخت رسید. باید یاد گرفت و آموخت و بعد دست به كار شد.
 
3ـ درس سوم این است كه در هیاهوی دیدنی‌های پر زرق و برق، چشم‌هایمان نباید به دیدن هیچ چیزی عادت كند. در گردشگری یك ساعته مهرجویی به بناهایی برمی‌خوریم كه از كنارشان هر روز به سرعت می‌گذریم و به آنها دقت نمی‌كنیم.
ورزشگاه شهید شیرودی را می‌بینیم و یادمان می‌آید این ورزشگاه بیش از 80 سال عمر دارد. یكی از شخصیت‌ها به ما یادآوری می‌كند اینجا همان ورزشگاهی است كه در باغ اهدایی امجدالسلطنه برپا شده و محل برگزاری بسیاری از رویدادهای تاریخی و به‌یادماندنی فوتبال ایران بوده‌ است.
پیرمرد سرحال و قبراق فیلم برایمان توضیح می‌دهد كه نخستین قهرمانی جام ملت‌های آسیا با پیروزی بر تیم رژیم صهیونیستی و نخستین قهرمانی در جام باشگاه‌های آسیا در امجدیه (شهید شیرودی)‌ به دست آمده است.
بیان این همه اطلاعات در یك فیلم یك ساعته آن هم به شكل غیرمستقیم و تصویری، ماموریتی است كه فقط داریوش مهرجویی از عهده آن برمی‌آید.

4ـ
فیلمساز در نماهای گردشگری فیلم به تركیبی از نماهای سنتی و مدرن می‌رسد. در تصاویر هم شمس‌العماره، كاخ گلستان و تالار آینه و دروازه دولت را می‌بینیم و هم برج میلاد و بزرگراه‌های ساخته شده در تهران را.
برج میلاد همان‌قدر اهمیت دارد كه كاخ گلستان. باید هم گذشته تاریخی‌مان را بشناسیم و هم زمانی را كه در آن زندگی می‌كنیم. باید سرمان را بالا بگیریم از این كه چهارمین برج بلند دنیا در كشور ما بنا شده است.
نكته: فكر كرده‌اید چرا مهرجویی پس از 20 سال از اكبر مشكات، بازیگر شخصیت علی عابدینی در هامون با شمایلی جدید استفاده كرده است؟

سیم آخر، اعتراض و طغیان نسل‌سومی‌ها

ساخت فیلم به صورت اپیزودیك (آن هم توسط چند كارگردان مختلف) در سینمای ما امر متعارفی نیست. داوران جشنواره در مواجهه با این گونه آثار و در تشخیص این كه چگونه می‌توانند 2 بخش فیلم را از هم تفكیك كنند، دچار مشكل می‌شوند. شاید به همین خاطر بود كه فیلم «طهران تهران»‌ در جشنواره بیست و هشتم در هیچ بخشی حتی نامزد دریافت جایزه هم نشد.گفتنی است چند سال پیش فیلم «فرش ایرانی» هم چنین سرنوشتی پیدا كرد. البته این فیلم اصلا در بخش مسابقه حضور نداشت. فیلم «طهران تهران»‌ شامل دو اپیزود «تهران روزهای آشنایی» و «سیم آخر» است. ایده اولیه این كار از سوی سیف‌الله داد مطرح شد و قرار بود فیلمی 3 اپیزودی و با حضور 3 كارگردان از نسل‌های مختلف در مورد تهران ساخته شود. داریوش مهرجویی، سیف‌الله داد و مهدی كرم‌پور به ترتیب نمایندگان سه نسل قدیمی،‌ میانسال و جوان بوده‌اند. در این فیلم جای خالی زنده‌یاد سیف‌الله داد به وضوح احساس می‌شود؛ چرا كه با درگذشت او، تولید اپیزود میانی منتفی شد و پرونده ساخت فیلم با همین دو اپیزود بسته شد.
هر عنصری را كه در اپیزود اول می‌بینید، می‌توانید قرینه‌اش را هم در اپیزود دوم پیدا كنید. دو اپیزود حتی در رسم‌الخط عنوان فیلم (طهران تهران)‌ هم با هم متفاوتند. اولی زیبایی‌های تهران را نشان و می‌دهد دومی ناهنجاری‌هایش را. در اولی آوازهای شاد نسل كهنسال را می‌شنویم و در دومی فریاد‌های اعتراض‌آمیز نسل سومی‌ها را.در اپیزود «سیم آخر» فیلمساز بی‌توجه به قالب تعیین شده، سراغ دغدغه‌های مورد علاقه خود رفته و به موضوع موسیقی زیرزمینی و پاپ و مسائل و مفاهیم مرتبط با آن مثل اعتراض و طغیان پرداخته است. در این اپیزود شهر تهران حضور ملموسی ندارد و در مركز درام قرار نمی‌گیرد. در واقع محور اساسی فیلمنامه «سیم آخر» شهر نیست. بلكه جوانانی هستند كه هوس مهاجرت به سرشان زده و بهره‌شان از شهر تهران فقط در حد خیابان گردی و كورس گذاشتن در بزرگراه‌هاست. این جوانان كه نماد آشفتگی شهر هستند، برای یافتن یك گریزگاه مطمئن تلاش می‌كنند.
ممكن است هنگام دیدن «سیم آخر»‌ برایتان این سوال پیش بیاید كه داستان این اپیزود چه ربطی به پروژه طهران تهران‌ دارد؟
ظاهرا قرار بوده كرم‌پور پس از ساخت فیلم «چه كسی امیر را كشت»‌ پروژه‌ای را با موضوع «موسیقی»‌ جلوی دوربین ببرد. او پس از مواجهه با پیشنهاد شهرداری تصمیم گرفته داستان فیلمنامه‌اش را هر چه بیشتر با «شهر تهران»‌ مرتبط سازد و با یك تیر دو نشان بزند.
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: jamejamonline.ir
 
مطالب پیشنهادی:
نگاهی به فیلم «صد سال به این سال‌ها»
به بهانه اكران فیلم عیار 14 ساخته پرویز شهبازی
ستاره‌های هالیوود اسکارهای خود را کجا می‌گذارند؟!
نگاهی به فیلم شیرین «کیارستمی» و حواشی آن
امین زندگانی بعد از سه سال سکوت از ملک سلیمان می‌گوید