درباره «آل»
به نظر میرسد كه همه با این دیدگاه موافق باشید كه همان اندازه كه هدف از ساخت یك فیلم كمدی خنداندن تماشاگر است، هدف از ساخت فیلمی ترسناك نیز قاعدتا باید ترساندن تماشاگر باشد. بنابراین اگر یك كمدی نتواند تماشاگرش را بخنداند، همانقدر شكستخورده تلقی میشود كه یك فیلم ترسناك. نتواند تماشاگرش را بترساند. قضاوت درباره «آل» و این كه آیا قادر به ترساندن تماشاگرش هست یا نه، را میگذاریم تا بنا به دلایلی كه در ادامه خواهیم آورد، ذكر كنیم. از ابتدای شكلگیری این ژانر و ساخته شدن فیلمهای مطرح و هنری ساخته بزرگانی چون كارل تئودور درایر، فردریش ویلهم مورنا، روبر وینه، فریتس لانگ، آلفرد هیچكاك، ژرژ فرانژو، رابرت وایز، ماساكی كوبایاشی و... اصل قضیه بر ترساندن بود. اگر سكانس مشهور قتل در حمام در فیلم «بیمار روانی» هیچكاك ترس و دلهره به تماشاگر ندهد، پس چه ارزشی دارد؟ بنابراین خوب بودن یا بد بودن یك فیلم ترسناك ارتباط مستقیمی دارد با میزان تاثیرش در انتقال حس ترس.
ترسناكها در ایران
نخستین فیلم ترسناك مهم تاریخ سینمای ایران «شب بیستونهم» ساخته مرحوم حمید رخشانی بود. البته پیش از آن در دهه چهل هم ساموئل خاچیكیان با ساخت فیلمهایی مثل «دلهره» و «ضربت» تلاشهایی در شكل دادن به این ژانر در سینمای ایران كرد، اما امروز زمانی كه صحبت از این ژانر به میان میآید، همه متفقالقول میگویند كه نخستین فیلم ترسناك مهم «شب بیستونهم» است. این فیلم حمید رخشانی در زمان خودش جدی گرفته نشد. منظور این نیست كه ارزشهای آن نادیده گرفته شد، چون اساسا فیلم چندان برجستهای نیست، بلكه سخن از این است كه با توجه به عدم پیشینه و هر نوع الگویی در سینمای ایران، كار رخشانی شایسته توجه است.
پس از آن، در دهه 67 هیچ فیلمسازی به سمت ساخت فیلمی ترسناك گرایش پیدا نكرد، اما رفتهرفته با علاقهمند شدن مخاطبان به این ژانر قدیمی، كارگردانان سینمای ایران هم برای ساخت چنین فیلمهایی دست به كار شدند.
«خوابگاه دختران» یكی از فیلمهای آغازگر دوره جدید بود. پس از آن نیز فیلمهایی مشابه ساخته شد كه از میانشان میتوان به «پاركوی»، «كلبه»، «حریم»، «خواب لیلا»، «پستچی سه بار در نمیزند» و... «آل» اشاره كرد كه این آخری درواقع آخرین محصول سینمای ایران در این ژانر است و هماكنون روی پرده است.
كارگردانی با سابقه این كار
بهرام بهرامیان را پیش از این به عنوان كارگردان سریالهای تلویزیونی میشناختیم. مشهورترین سریال او با نام «ساعت شنی» یكی از پرحاشیهترین سریالهای چند سال اخیر است كه به خاطر صحنههای ترسناكش توصیه شده بود، كودكان و یا افراد سالخورده آن را تماشا نكنند. بهرامیان در «ساعت شنی» مهارت خود را در كار با عناصر و نشانههای تصویری سینمای وحشت نشان داد و سریالش از هر نظر كار قابلقبولی بود. پس از موفقیت این سریال، علی معلم از او برای كارگردانی فیلمی ترسناك با نام «آل» دعوت به عمل آورد. كار بهرامیان در كارگردانی «آل» شایسته توجهی جدی است چون چه فیلم را دوست داشته باشیم و چه نداشته باشیم نمیتوانیم منكر توانایی بهرامیان در اجرای صحنههای دشوار این فیلم بشویم.
فیلمنامه اثری ترسناك...
بهرام عظیمی كه یك انیماتور باسابقه و خوشذوق است، فیلمنامه اولیه «آل» را مینویسد. سپس تعدادی فیلمنامهنویس دیگر روی آن كار میكنند از جمله بهرامیان كه خودش قرار بوده فیلم را بسازد. در نهایت هم امیر پوریا منتقد مشهور آن را بازنویسی میكند و فیلم با نسخه نهایی او ساخته میشود. به شهادت تیتراژ میتوان از اهمیت فیلمنامه نزد سازندگان اثر پی برد. آنان به خوبی دریافته بودند كه اولین شرط موفقیت یك فیلم ترسناك، داشتن فیلمنامهای دقیق و حسابشده است. اما این ظاهر ماجراست. باید ببینیم كه حضور این تعداد آدم كه روی فیلمنامه كار كردهاند، چه تاثیری در كیفیت كار داشته. پاسخ ساده و صریح به این پرسش این است كه این دست به دست شدن فیلمنامه، نه تنها سودی برای كار نداشته، كه عملاً منجر به آشفتگی آن شده است. اگر یك فرد آشنا با سینمای ترسناك روی این فیلمنامه كار میكرد، ممكن بود تأثیر به مراتب بیشتری نسبت به این افراد داشته باشد كه سابقهای در این زمینه نداشتهاند. حتی بهرامیان هم كه كارگردان سریال «ساعت شنی» است، آن را بر اساس فیلمنامهای از احمد رفیعزاده ساخت. پس نتیجه میگیریم كه یكی از دلایل ترسناك نبودن «آل» به این برمیگردد كه نویسندگانش قادر به خلق موقعیتهای خوبی نبودهاند كه زمینهساز ترس برای تماشاگر باشد.
البته باید انصاف را رعایت كرد و به این واقعیت اشاره كرد كه مثلا در سینمای جهان، اغلب فیلمهای ترسناك براساس داستانها و رمانهای مشهور ساخته میشود. وجود نویسنده بزرگی مانند ادگار آلن پو و یا هنری جیمز و مهمتر از همه استیون كینگ پشتوانه بسیار مهمی است برای ساخت آثار سینمایی. از سوی دیگر وجود فیلمهای مهمی كه از دهههای اولیه اختراع سینما در این ژانر تولید شدهاند، خود گواه بر رونق این ژانر در سینمای غرب است. اما در ایران چنین سابقهای وجود ندارد و در نقد آثاری از جنس «آل» باید با احتیاط صحبت كرد.
شخصیتپردازی و موقعیتسازی
اگر بخواهیم در نقاط ضعف فیلم دقیقتر بشویم و آنها را بكاویم، باید ابتدا از شخصیتپردازی و موقعیتسازی «آل» بگوییم. در شخصیتپردازی 3 چهره اصلی خیلی از موارد بدیهی رعایت نشده است. مثلا فیلم از روی دلایل گرایش مرد (مصطفی زمانی) به زن (آنا نعمتی) به سرعت میگذرد و خیلی زود شخصیتها را به ارمنستان میبرد تا مثلا مرد در جریان ماموریت حرفهایاش قرار بگیرد. از سوی دیگر معلوم نیست كه چرا همسر این مرد اینقدر نسبت به این زن و البته گرایش شوهرش به او بیتفاوت است و دائما میخندد. از جایی به بعد، مشخص میشود كه زنی كه در زندگی مرد قرار گرفته، هویت انسانیاش را از دست میدهد و پرخاشگری و درندهخوییاش غیرعادی میشود. فیلم به چرایی و چگونگی این استحاله اشارهای نمیكند و زمانی كه 3 شخصیت اصلی چنین شخصیتپردازی نصفه و نیمهای دارند دیگر نباید از شخصیتهای فرعیتر انتظاری بیش از این داشت.
مهمترین اشكال در موقعیتسازیهای فیلم «آل» به این برمیگردد كه یك ایده به ظاهر جذاب آنقدر تكرار میشود كه كاملا كاركردش را از دست میدهد. مثلا ایده روایت قصهای كه به نظر رئال میرسد، اما درواقع در كابوس شخصیتها جریان دارد، میتواند برای یك یا دو بار تماشاگر را غافلگیر كند اما زمانی كه این ایده تكرار میشود، تماشاگر در ادامه واقعا نمیتواند اطمینان كند به این كه آیا صحنهای كه دارد میبیند واقعی است یا غیرواقعی.
نحوه دیالوگنویسی فیلم نیز جزو اشكالات آن است. درست است كه در موقعیتهای خاص یك فیلم ترسناك، دیالوگهای میان شخصیتها باید مرموز و پیچیده باشند، اما این میزان ابهامی كه در گفتگوهای «آل» وجود دارد، عملا تماشاگر را دچار انفعال میكند. درك این كه هدف از گفتن این دیالوگها چیست و چه كاركردی در پیشبرد قصه دارند، اتفاقی است كه ممكن است در بارهای بعد كه تماشاگر به دیدن فیلم میرود تحقق یابد كه این خود حتی اگر تعمدی باشد بر ضعف و ناكارآمدی فیلم دلالت دارد.
اصولا هر فیلمی چه ساخته اینگمار برگمن باشد و چه ساخته یك فیلمساز معمولی، برای یك بار دیده شدن هدفگذاری میشود و این منطقی نیست كه پایههای اساسی یك درام دارای چنان ابهامی باشند كه دركشان برای تماشاگر عادی سخت باشد. اگر در نقدها و تفسیرها بر لایههای پنهان فیلمها اشاره میشود كه در تماشای مجدد آنها محقق میشود، این ابهامها ربطی به ساختمان اصلی اثر ندارند، اما «آل» به بیان ساده و سلیس، فیلم آشفتهای است كه تماشاگرش را دچار عذاب میكند.
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: jamejamonline.ir
مطالب پیشنهادی:
آل: وحشت یا حسرت؟!
وحشتآفرینی به سبک «آل»!
گزارش تصویری از مراسم فرش قرمز بازیگران فیلم «آل»
با بهرام بهرامیان، كارگردان فیلم سینمایی «آل»
10 فیلم ترسناک تاریخ سینما با موضوع روح! (+عکس)
