تابستانی كه گذراندیم
یك خبر خوب برای كسانی كه عاشق آمار و ارقام فروش فیلمها در هالیوود هستند: به گزارش آسوشیتدپرس درآمد حاصل از فروش بلیتهای سینما از ماه می تا آگوست امسال به نسبت سال گذشته چیزی حدود صد میلیون دلار افزایش داشته است. اما خبر بد: این افزایش بیشتر ناشی از بالا رفتن قیمت بلیتها، بهخصوص بلیتهای سینماهای 3D و آیمكس است تا اینكه به دلیل حضور تماشاگران در سینماها باشد. چون در حقیقت تماشاگران سینما چیزی حدود 2درصد هم كاهش داشته است. آمار و ارقام نشان میدهد كه این تابستان 2. 11 میلیون بلیت كمتر از 5 سال پیش كه تازه دوران ركود اقتصادی هم بود، فروخته شده است. برای سینماروها این بدترین تابستانی است كه به یاد میآورند. بسیاری از آنها برای اینكه اعتراض خودشان را نشان بدهند، خیلی از فیلمهایی كه پیشنهاد شده بود را هم نادیده گرفتند و به دیدن آنها نرفتند. با این حال در همین اكران هم چند برنده برجسته به چشم میخورند، همانطور كه چند بازنده قابلتوجه هم داشتیم. این مطلب نگاهی دارد به این برندهها و بازندهها.
برندهها:
پارامونت و دیزنی
براساس گزارش هالیوود ریپورتر، پارامونت بیشترین سهم را از سود اكران تابستان داشته است. از هر 5 دلار گیشه، یك دلار به كمپانی پارامونت رسیده است. دیزنی هم فقط 4. 0 دلار از پارامونت عقبتر است. البته این اعداد همه داستان را بیان نمیكند. بزرگترین موفقیت پارامونت مربوط به «مرد آهنی»(با فروش 312 میلیون دلار تا به امروز بوده است) كه یكی از محصولات مارول است در نتیجه بخشی زیادی از سود آن به دیزنی، مالك جدید مارول، برمی گردد. با این حال پارامونت هنوز هم «شرك جاودان» (محصول دریم وركز) را دارد كه به خودش افتخار كند. از آن طرف دیزنی هم پرفروشترین و بهترین فیلم تابستان «داستان اسباببازی3» (با فروش 406 میلیون دلار) را در كارنامهاش دارد كه علاوه بر فروش فوقالعاده جهانیاش، پرفروشترین انیمیشن كل تاریخ سینما هم شده است. فیلمی كه ادعا میكند امسال دومین فیلمی میشود كه فروش جهانیاش به 2 میلیارد دلار میرسد. (اولی «آلیس در سرزمین عجایب» بود.)
سونی
درست پشت سر دیزنی، سونی با اختلاف یك امتیاز حركت میكند كه این تابستان فیلمهای موفقی چون «بچه كاراتهباز» و «بزرگسالان»، «سالت» و «آدمهای دیگر» را به بازار عرضه كرد.
سامیت
فقط یك فیلم: «افسانه مهتاب: كسوف». سومین فیلم موفق تابستان امسال(با فروش 298 میلیون دلار). البته سامیت یك فیلم رمانتیك دیگر هم پخش كرد كه خیلی موفق بود: نامههایی به ژولیت. (با فروشی معادل 53 میلیون دلار.)
استیو كارل
اگر «قرار شب» را هم حساب كنید، كه افتتاحیهاش اواخر بهار برگزار شد اما فروشاش در تابستان اوج گرفت، این بازیگر بامزه این تابستان سه فیلم خوب موفق داشت كه بیش از 400 میلیون تومان فروش كردند. علاوه بر اینكه او با انیمیشن «من نفرت انگیز» نشان داد که همانطور که قسم خورده به کودکان هم وفادار خواهد بود و برای آنها هم کار خواهد کرد. «من نفرت انگیز» با فروشی معادل 236 میلیون دلار ششمین فیلم پرفروش و موفق تابستان امسال بود.
لئوناردو دیکاپریو
ستاره «تایتانیک» بار دیگر پادشاه گیشهها شد و موفقیتی را که در «تایتانیک» نصیبش شده بود، تکرار کرد. این بار مردمی که برای دیدن «آغاز خلقت» به سینما میروند
(و باز هم میروند و میروند)، فقط با دیدن چهره دیکاپریو نیست که شیفته فیلم میشوند.
آنها به دیدن فیلم میروند تا از پازل داستان شگفتانگیز و معمای فلسفی آن سر دربیاورند. (باید از کریستوفر نولان نویسنده/کارگردان فیلم تجلیل کرد که یک بار دیگر درست مانند «شوالیه تاریکی» اثبات کرد که فیلمهای اکشن پرفروش تابستان، میتوانند در عین حال تفکر برانگیز و سیاه و تلخ هم باشند. نه اینکه هر فیلم پرفروش اکران تابستانی لزوما شاد و سرخوش باشد و فکر را هم مشغول نکند.)
بین «آغاز خلقت» در تابستان امسال و «جزیره شاتر» که زمستان گذشته اکران شد، دیکاپریو فصل بسیار خوبی را پشت سر گذاشته و یک تابستان خوب 500 میلیون دلاری هم داشته است.
3D و آیمکس
منتقدان همچنان منتظر (و البته امیدوارند) که نسبت به سیستم 3D واکنش نشان داده شود. چیزی که البته هنوز اتفاق نیفتاده است. این تابستان حداقل نیم دوجین فیلم به شیوه 3D به بازار عرضه و در سینماها اکران شده که با وجود اجارهها و هزینههای بالا برای نمایش فیلمها به شیوه آیمکس، چیزی در حدود 3. 4 میلیارد دلار برای صنعت سینما نفع داشته است.
عملیات قدیمی
از عقبگرد ستارهها و قهرمانان به فیلمهای دهه 80 گرفته در فیلم «بیمصرفها» تا بازگشت به دوران ملتهب فیلمهای جاسوسی و جاسوسبازیهای جنگ سرد در فیلم «سالت»، از رویارویی مجدد انسانها با موجودات بیگانه در «غارتگران» تا بازآفرینی ورزشهای رزمی در «بچه كاراتهباز»، تماشاگران ثابت كردند كه نیازی نیست حتما قهرمانانشان زره و كلاهخود داشته باشند و یا در مقابل پرده سبز حركات محیرالعقول انجام دهند. (پرده سبز برای فیلمهای سه بعدی مورد استفاده قرار میگیرد.) حتی فیلمی مثل «دسته اولیها» هم كه از نسخه دهه هشتادش فاصله زیادی داشت و به نسبت عملیات نوظهور و جلوههای ویژه كامپیوتری زیادی به آن اضافه شده بود، بیش از 77 میلیون دلار نتوانست بفروشد.
بچهها
پنج فیلم از 10 فیلم پرفروش و موفق این تابستان، فیلمهای خانوادگی و فیلمهای مربوط به بچهها بودهاند. در حقیقت همیشه اواخر ماه جولای، ترافیک فیلمهای خانوادگی افزایش پیدا میکنند. امسال هم «داستان اسباببازی»، «من نفرت انگیز»، «شاگرد جادوگر»، «رامونا و بیزوس» و «آخرین هواخواه» با سرعت میتازند تا در میان 10 فیلم صدر جدول اکران قرار بگیرند. اگر اتفاقی نیفتد، بنظر میرسد که اشباع این فیلمها در اواخر تابستان باعث شود «رامونا»، «گربهها و سگها: انتقام کیتی گالور» و «بازگشت نانی مکفی» از رسیدن به صدر جدول پرفروشها باز بمانند و شاید شکست بخورند.
نتیجه میگیریم که زمانه خوبی است برای اینکه یک سینماروی نوجوان باشید و از آن بهتر این است که استودیویی باشید که خوراک سینمایی نوجوانان را فراهم میکند.
مستقلها
این طوری هم نیست که هیچ فیلمی برای بزرگترها وجود نداشته باشد. فقط باید به مجموعه این اکشنهای نوستالژیک نگاه کنید یا به تولیدات گاه به گاه هوشمندانه استودیوها مانند فیلم نولان؛ «آغاز خلقت». این بدان معناست که باید سری هم به خانه هنر بزنیم. جایی که فیلمهایی چون «راز درون چشمان آنها»، «استخوانهای زمستانی» و «دختری که با آتش بازی کرد» فیلمهای موفق فروتن و بی سروصدایی هستند.
بازندهها:
ستارهها
عقل جمعی میگوید در زمانهای كه فیلمها یا برمبنای اسمهای قدیمی و یا با جلوههای تكنولوژی سه بعدی ساخته میشوند و فروش میكنند، وجود ستارهها نه تنها زاید و بیمورد است كه به هیچ عنوان هم ضمانتی برای فروش فیلمها نیست. بخصوص در اكران این تابستان این قضیه با بازی ضعیف ستارگان به مسئلهای جدی تبدیل شد. مثلا نیكلاس كیج در «شاگرد جادوگر»، جیك گیلنهال در «شاهزاده پارسی: شنهای زمان»، جنیفر انیستون در «سوئیچ» و تام كروز و كامرون دیاز در «شوالیه و روز» نمونههای بارز این مشكل بودند. البته هیات داوران هنوز در مورد راسل كرو و جولیا رابرتز تصمیم گیری نكردهاند. «رابین هود» با بازی راسل كرو به زحمت 100 میلیون دلار فروخت.(هرچند فروشاش خارج از آمریكا تقریبا دو برابر بود.) و جولیا رابرتز هم با فیلم (eat pray love) كه یك فیلم موفق جمع و جور بود توانسته فعلا و در سه هفته اول اكرانش 61 میلیون دلار فروش كند.
جری بروكهایمر
اسراف و ولخرجیهای تهیهكننده، جلوههای ویژهای كه تماشاگران را تكان میدهد (كه بارزترین و مشهورترین نمونه آن «دزدان دریایی كارائیب» است) همیشه برای او میلیاردها دلار به ارمغان آورده است اما این تابستان فرمول همیشگی او شكست خورد، آن هم نه یكبار بلكه دو بار. هم «شاهزاده پارسی» و هم «شاگرد جادوگر» شكستهای سختی خوردند. آیا معنی این شكستها نمیتواند این باشد كه تماشاگران در كنار حركات اكشن مقادیری داستان و شخصیت هم میخواهند، نه فقط هر بازی ویدئویی و كارتونی كه با بودجههای سر به فلك كشیده تبدیل به فیلم شده باشد.
دنبالههای بیمقصد و وصلهپینه شده
آن دنبالههایی كه از روی قسمت های قبلی ایده و الهام گرفتهاند و خودشان دوباره دست به تعریف یك داستان جدید زدهاند (مانند «داستان اسباببازی3»، «مرد آهنی2»، «كسوف») خوب عمل كردهاند اما بهنظر میرسد تعداد فیلمهای ناموفق و بیمزه این سری بیشتر است و تماشاگران هم نشان دادند كه قدر خانه نشستن و دوری از فیلمهای آبكی با نامهایی مثل «رابین هود»، «شهر و جنسیت2»، «گربهها و سگها: انتقام كتی گالور»، «شاگرد جادوگر» را میدانند. همانطور كه از بازسازیهای مسخرهای مانند «او را به یونان ببر»، «دسته اولیها» و «شرك جاودان» (بله درست است كه این قسمت «شرك» 238 میلیون دلار فروش كرده است اما در مقایسه با «شرك»های اولیه یك شكست كامل است) خوششان نمیآید. درواقع باید گفت كه یك نام پرفروش قدیمی تضمینی برای اینكه دوباره فیلمی با همان نام فروش كند، نیست و لزوما ایدهها و نامهای جدید هم در اكران محكوم به شكست نیستند. كافیست به «آغاز خلقت» نگاه كنید.
حیوانات سخنگو
معذرت میخواهیم ولی «گربهها و سگها: انتقام كتی گالور» و «مارمادوك» نشان میدهد كه دوره این حقه دیگر به پایان رسیده است.
كمدی
به جز كمدیهای «بزرگسالان» و «آدم های دیگر» امسال هالیوود فیلم خندهدار پرمنفعت خاصی نداشت. آدم های زیادی به «او را به یونان ببر» نخندیدند. (خندههایشان هم بیشتر پوزخند بود.) و هیچكس هم به فیلم «مك گروبر» نخندید كه تنها 5. 8 میلیون دلار فروش كرد و بعد از سه هفته هم از اكران سینماها كنار رفت.
وحشت
این تابستان درواقع اصلا فیلم وحشتی نداشتیم مگر اینكه شما بخواهید آن گرگنماهای فیلم «كسوف» را هم به حساب بیاورید یا آن هیولاهای فیلم «غارتگران» را. اما اگر اینها را كنار بگذارید فقط شما میمانید و فیلم وحشت (splice) كه البته فقط به اندازه 17 میلیون دلار مردم را ترساند. و البته «آخرین جنگیر» كه هنوز باید چندهفته بگذرد تا دربارهاش قضاوت كنیم.
زنان
رسم است كه اصولا اكران تابستان مترادف با فیلمهای اكشن باشد كه میتواند به این معنی هم باشد كه مخاطب فیلمها بیشتر مردان هستند. معمولا تعدادی فیلم هم این وسط میگذارند تا مخاطبان زن هم بهرهای ببرند اما این تابستان از این خبرها نبود. «كسوف» كه فیلم بچگانهای بود و مخاطبان زن بزرگسال شاید هیچ انتخابی به جز «سالت» و آنجلینا جولیاش نداشتند. (كه تازه «سالت» هم فیلم سادهانگارانهای بود.) شاید فقط «نامههایی به ژولیت» بود كه واقعا انتظارها را در این مورد برآورده كرد.
كتابهای كمیك
بنظر میرسد كه هالیوود تمایل دارد همه كتابهای كمیك را به فیلم تبدیل كند. اما در حالی كه اسامی آشنایی چون «مرد آهنی» موفق میشوند، فیلمهای دیگری چون «اسكات پیلگریم در برابر دنیا» شكست میخورند. البته «اسكات پیلگریم در برابر دنیا» با تشویق و تعریف منتقدان اكران شد اما گویا نتوانست انتظار پسربچههایی كه پیش از این كتابش را خوانده بودند، برآورده كند.
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: tehrooz.com
مطالب پیشنهادی:
عکسهای فیلم «سالت» با بازی آنجلینا جولی
چرا «سرآغاز» فیلم خوبی است؟!
درباره 6 فیلم مطرح روی پرده هالیوود!
درباره «گرگ و میش» و مصاحبه کوتاه با بازیگران اصلی
گزارش تصویری: قسمت سوم فیلم هالیوودی گرگ و میش
