حیرانی سنت در روزمرگی زندگی
روی تراس خانه بزرگ جنب و جوشی برپا بود. اما خانم كمالی نبود. پیرزن شاید خسته از سفری دراز، رفته بود كمی چشم روی هم بگذارد. شب داشت میآمد و از جنب و جوشها پیدا بود كه باید تا خاموشی آخرین فانوسهای چلچراغ خورشید صبر كنند.
در نیمه تاریك تراس بزرگ، پیرمرد انگار كه بیخوابی به سرش زده باشد قدم میزند و نگاهش را كه حالا افتاده به چهره خاموش فریدون برمی دارد. سر به زیر، پیش میآید.
بیدار شدین؟
نه. خوابم نبرد.
جاتون عوض شده؟ نه؟
روی تراس خانه بزرگ جنب و جوشی برپا بود. اما خانم كمالی نبود. پیرزن شاید خسته از سفری دراز، رفته بود كمی چشم روی هم بگذارد. شب داشت میآمد و از جنب و جوشها پیدا بود كه باید تا خاموشی آخرین فانوسهای چلچراغ خورشید صبر كنند.
در نیمه تاریك تراس بزرگ، پیرمرد انگار كه بیخوابی به سرش زده باشد قدم میزند و نگاهش را كه حالا افتاده به چهره خاموش فریدون برمی دارد. سر به زیر، پیش میآید.
بیدار شدین؟
نه. خوابم نبرد.
جاتون عوض شده؟ نه؟
شاید جایش عوض شده بود. شاید هم از این همه چیزهایی كه نبود و در راه كه میآمد به انتظار دیدارشان لحظه شماری میكرد بیخواب شده است. گیتی دیر كرده. فریدون خسته است و آقای كمالی روی تراس، نفسی بلند میكشد و مینشیند.
صدای ماشینی كه وارد كادر میشود پدر را نیمخیز میكند برای رفتن:
پدر میرود. پسر، بدرقهاش میكند تا نزدیكیهای آخر نردهها و بعد چشم میگرداند تا آمدن گیتی را ببیند.
صدای ماشینی كه وارد كادر میشود پدر را نیمخیز میكند برای رفتن:
پدر میرود. پسر، بدرقهاش میكند تا نزدیكیهای آخر نردهها و بعد چشم میگرداند تا آمدن گیتی را ببیند.
اینجا پشت صحنه ارتباط خانوادگی است. فیلمی به كوشش سیما فیلم برای نمایش در سینما و بعد برای پخش در تلویزیون. به كارگردانی نادر مقدس و نویسندگی افسانه منادی.
در اینجا همه چیز تحت كنترل است. شاید به دلیل حضور بازیگری بزرگ مانند نصیریان. با این همه نمیتوان نوع مدیریت نادر مقدس را نادیده گرفت. گروه، دقیقا كاری را كه باید انجام دهد پیگیری میكند. باید برای تصویربرداری این سكانس از فیلم تا شبهنگام صبر كنند و همین فاصله فرصتی است برای گفت و گو درباره فیلم، نویسنده و كارگردانش.
داستان توكیو. اثر اوزو كه نویسنده «ارتباط خانوادگی» متنی را الهام گرفته از آن نوشته است. زن و مردی سالخورده از شهرشان سفر میكنند و به دیدار فرزندانشان میآیند. از همان ابتدای ورود درمییایند كه با تصاویر و مفاهیمی متفاوت روبهرو خواهند بود. درگیر برخوردهایی با فرزندانشان میشوند و خلأ چیزهایی كه انتظار داشتند كه باشد و نیست. انگار این دو مرد و زن قدیمی تا به امروز تا این اندازه با بحرانهای زندگی روزمره شهرنشینان امروز درگیر نبودهاند. میكوشند بچهها را به یاد روزهایی از گذشته بیندازند و مفاهیم و ارزشهایی را به آنان یادآوری كنند. تا چه اندازه در این كوشش موفق خواهند بود؟ بااین همه آنچه نویسنده متن میگوید این است كه ایندو وقتی به شهرشان بازمیگردند دیگر همان آدمهایی نیستند كه بودند. شاید از این سفر چیزهایی با خود بردهاند.
در اینجا همه چیز تحت كنترل است. شاید به دلیل حضور بازیگری بزرگ مانند نصیریان. با این همه نمیتوان نوع مدیریت نادر مقدس را نادیده گرفت. گروه، دقیقا كاری را كه باید انجام دهد پیگیری میكند. باید برای تصویربرداری این سكانس از فیلم تا شبهنگام صبر كنند و همین فاصله فرصتی است برای گفت و گو درباره فیلم، نویسنده و كارگردانش.
داستان توكیو. اثر اوزو كه نویسنده «ارتباط خانوادگی» متنی را الهام گرفته از آن نوشته است. زن و مردی سالخورده از شهرشان سفر میكنند و به دیدار فرزندانشان میآیند. از همان ابتدای ورود درمییایند كه با تصاویر و مفاهیمی متفاوت روبهرو خواهند بود. درگیر برخوردهایی با فرزندانشان میشوند و خلأ چیزهایی كه انتظار داشتند كه باشد و نیست. انگار این دو مرد و زن قدیمی تا به امروز تا این اندازه با بحرانهای زندگی روزمره شهرنشینان امروز درگیر نبودهاند. میكوشند بچهها را به یاد روزهایی از گذشته بیندازند و مفاهیم و ارزشهایی را به آنان یادآوری كنند. تا چه اندازه در این كوشش موفق خواهند بود؟ بااین همه آنچه نویسنده متن میگوید این است كه ایندو وقتی به شهرشان بازمیگردند دیگر همان آدمهایی نیستند كه بودند. شاید از این سفر چیزهایی با خود بردهاند.
علی نصیریان بازیگر اول فیلم است. بازیگری كه وقتی چهره او را به یاد میآوریم از او دیالوگی هم در نخستین فیلمهایش در ذهن حك میشود: «سفر، چیز خیلی خوبی است. آدم را پخته میكند.» دیالوگی از فیلم «آقای هالو» به كارگردانی داریوش مهرجویی. آیا نصیریان امروز هم در هیات آقای كمالی همچنان در سفر است؟ هنوز هم در انتهای سفر تبدیل میشود به فردی كه وقتی پای در جاده میگذاشت این چنین نبود؟
او در این باره حرفهایی دارد. او نقش را ساده میداند. میگوید كه این نوع نقشها را دوست میدارد كه ساده است اما دارای عمق. او در این باره میگوید:«من فیلمنامه را كه خواندم در مجموع با همه احساس كم و كسریهایی كه میتواند در هركاری باشد از آن خوشم آمد. فیلمنامه موضوع انسانی و به روزی دارد. مسالهای انسانی از ارتباط آدمها و خانوادهها. این برای من جذاب بود.»
قصه با بازگشت این دو تمام میشود و در راه بازگشت، مادر میمیرد. نویسنده متن، افسانه منادی است. او با همسرش نادر مقدس در این پروژه همكاری دارد.
افسانه منادی درباره قصه و اینكه فلسفه این الهام چه بوده و چرا به این نوع قصه گرایش یافته میگوید: «جزو موتیوهای دوست داشتنی بود. نادر مقدس طرح آن را داد. من میكوشم همواره كهن الگوها را پیدا كنم. براساس یك نمونه منحصربهفرد از ارتباط آدمهای معاصر در كار اوزو سعی كردیم داستان را ایرانی كنیم. این دقیقا همان قصه اوزو نیست. ما آن را تبدیل به داستانی ایرانی كردیم با روابط امروزین خودمان. اوزو استاد بیبدیل قصه سرایی در سینماست. ما با احترام به اوزو این كار را كردیم. برخی دوستان پرهیز میكنند از این كه منابع الهام را در ابتدای فیلم بنویسند. اما ما ابتدای كار نوشتهایم: «با احترام به اثر بیبدیل اوزو». داستان ما ایرانی است و دوستان هم شهادت میدهند كه بشدت شبیه به زندگی امروزین ماست.»
آیا میتوان درباره آنچه به صورتی خزنده در زندگی روزمره ما و در واقع آدمهای داستان جریان دارد نام بحران گذاشت؟ منادی چندان با این لفظ موافق نیست. با این همه میگوید كه هركسی میتواند نام این وضعیت را هر چیزی از جمله بحران بگذارد. خود او اما در این باره اینگونه فكر میكند: «من اینها را به عنوان بحران نمیشناسم. اینها واكنش است. من میگویم واقعیت زندگی این دوره است. ما وقتی دچار مشكلات اقتصادی به شكل شدید هستیم پدر و مادر را فراموش میكنیم. یا وقتی بحرانی در روابط زناشویی وجود دارد از یاد میبریم كه برادرمان در چه وضعیتی زندگی میكند. من گمان میكنم خیلیها دچار این وضعیت هستند.»
نادر مقدس اما برای آنها كه تلویزیون را به طور مدام تماشا میكنند باید نام آشنایی باشد. او پیش از این برای تلویزیون سریالهایی چون «راز ققنوس»، «دومین انفجار»، «تنگنا» و «دوباره زندگی» را كار كرده است.
مقدس همچنین كارگردان فیلمهایی است مانند «دست عشق»، «رویای جوانی»، «ایستگاه بهشت» و حالا «ارتباط خانوادگی».
مقدس همچنین كارگردان فیلمهایی است مانند «دست عشق»، «رویای جوانی»، «ایستگاه بهشت» و حالا «ارتباط خانوادگی».
از او درباره «اوزو» و چرایی این الهام میپرسم و اینكه چرا به سراغ این سوژه رفته است. او میگوید: «من سالهاست دلم میخواست از روی آثار اوزو قصهای الهام گرفته بسازم. داستان توكیو را سالها پیش در جشنواره فجر دوباره دیدیم. دیدن كار او، باعث ایجاد حس خوبی در من شد و كلیت آن به نگاههای من نزدیك بود. دنبال فرصتی برای برگردان داستان توكیو به زندگی خودمان بودم. ممكن است به لحاظ فرهنگی ما با دوران و جغرافیایی كه اوزو در آن نوشته است متفاوت باشیم. اما بحرانهایی كه اوزو درباره آن صحبت میكند در امروز جامعه ما و حتی در بسیاری از جاهای جهان وجود دارد. بحث مهمتر مسائلی بود كه من همواره به آن علاقه داشتهام. ارتباط خانواده و پرداختن به خود آدمها. در سینما فرصت پرداختن به این كار كم بود. من طرحی ابتدایی را با الهام از اوزو با در نظر گرفتن شرایط فرهنگی و اقلیمی نوشتم و با انوشه منادی در میان گذاشتم. من همواره با همسرم خانم منادی كار كردهام و از او خواستم فیلمنامه را بنویسد. من فیلمنامه «پایان راه» را كه نوشته اوست خیلی دوست داشتم.»
علی نصیریان درباره نقشاش میگوید: «نقش سادهای است. این نقش دبیر بازنشستهای است كه بهدیدن بچههایش میرود. در این مسیر، برخوردهایی با بچههایش دارد. پیچیدگیهای این نقش بیشتر درونی است. در گفتارها و دیالوگها و سیر قصهای كه پیش میرود تحول و اكت خاصی از او نمیبینیم. بلكه در واكنشها و عكسالعملهای او در برابر وقایع است كه اگر عمقی هست آشكار میشود. اگر در دل این شخصیتها چیزی هست به صورت دیالوگ بازگو نمیشود.»
روند ساخت این فیلم از نگاه كارگردان و فراز و فرودهایی كه فیلمش در این مدت طی كرده است: «من پروانه ساخت را سال گذشته گرفتم و منتظر بودم شرایط مالی مهیا شود و نشد، بنیاد فارابی هم متن را خوانده بود و ادعا میكرد ویژگی جذب مخاطب را ندارد و سرمایهگذاری نكرد. من از آنها انتظار حمایت داشتم كه این اتفاق نیفتاد. با این همه من در چند ساله اخیر برای تلویزیون تله فیلمهایی ساختهام و سالهاست كه با «سیما فیلم» كار میكنم. با آقای «اسلامی مهر»، مساله را در میان گذاشتم و ایشان اظهار تمایل برای ساخت فیلم كردند و ما كار را شروع كردیم. برای یك تله فیلم و فیلم سینمایی بودجه بسیار محدودی بود. من خیلی روی كاراكترها و بازیگران فكر كرده بودم.»
روند ساخت این فیلم از نگاه كارگردان و فراز و فرودهایی كه فیلمش در این مدت طی كرده است: «من پروانه ساخت را سال گذشته گرفتم و منتظر بودم شرایط مالی مهیا شود و نشد، بنیاد فارابی هم متن را خوانده بود و ادعا میكرد ویژگی جذب مخاطب را ندارد و سرمایهگذاری نكرد. من از آنها انتظار حمایت داشتم كه این اتفاق نیفتاد. با این همه من در چند ساله اخیر برای تلویزیون تله فیلمهایی ساختهام و سالهاست كه با «سیما فیلم» كار میكنم. با آقای «اسلامی مهر»، مساله را در میان گذاشتم و ایشان اظهار تمایل برای ساخت فیلم كردند و ما كار را شروع كردیم. برای یك تله فیلم و فیلم سینمایی بودجه بسیار محدودی بود. من خیلی روی كاراكترها و بازیگران فكر كرده بودم.»
از نادر مقدس درباره چگونگی دعوت نصیریان به این كار میپرسم او در این باره میگوید: «من از نوجوانی كار آقای نصیریان را دیده بودم و دوست داشتم. فیلمهایی مثل آقای هالو و گاو و... فكر میكردم با این سرمایه اندك چطور باید بازیگران حرفهای را وارد كنم؟ اما دل را به دریا زدم و سراغ آقای نصیریان رفتم. ایشان هم لطف كردند و سناریو را خواندند و كار را پذیرفتند. حضور ایشان در جلسه اول، حس خوبی به من داد. كمك فكری خیلی خوبی برای من بودند. با حضورآقای نصیریان به دنبال بازیگران مناسب دیگری میگشتم. خانم امیرابراهیمی را انتخاب كردیم. از قدیم ایشان را میشناختم و ایشان هم وقتی كار را خواندند از كار استقبال كردند.»
فرزند آقای كمالی در این فیلم، فریدون نام دارد و نقش او را «طوفان مهردادیان» بازی میكند. او بازیگر تئاتر است و تا به حال او را در تلویزیون در سریالهایی مانند «آسمان همیشه ابری نیست» و «پنجمین خورشید» دیدهایم.
فرزند آقای كمالی در این فیلم، فریدون نام دارد و نقش او را «طوفان مهردادیان» بازی میكند. او بازیگر تئاتر است و تا به حال او را در تلویزیون در سریالهایی مانند «آسمان همیشه ابری نیست» و «پنجمین خورشید» دیدهایم.
او درباره این نقش و متن میگوید: «فریدون فرزند یك پدر فرهنگی است. پدر و مادر بعد از چندسالی به دیدن بچههایشان آمدهاند و خیلی زود درگیر مسائلی میشوند كه در زندگی بچهها وجود دارد. این نقش، تظاهرات بیرونی كمی دارد. آنچه من دیدم تلاش آدمهایی است كه سعی میكنند محیط را گرم كنند ولی بازهم این كارها باعث وخیم تر شدن اوضاع و بدترشدن شرایط میشود. چرا كه در درون فضا، گرمایی نیست. یكی از علل اصلی سرمای روابط، شكافی است كه در درون زندگی مشترك آدمها وجود دارد.»
مهردادیان ادامه میدهد: «یكی از نقاط قوت قصه و فیلم این است كه زیاد به علل نپرداخته و گذاشته هركسی از ظن خود یار داستان شود و برداشتهای متناسب خود را داشته باشد. به نظر میرسد این سردی ذاتی روابط زناشویی این شخصیتهاست. رابطه این دو نفر(فریدون و گیتی) در واقع روبه زوال است. این روندی است كه دارد اتفاق میافتد.»
مهردادیان ادامه میدهد: «یكی از نقاط قوت قصه و فیلم این است كه زیاد به علل نپرداخته و گذاشته هركسی از ظن خود یار داستان شود و برداشتهای متناسب خود را داشته باشد. به نظر میرسد این سردی ذاتی روابط زناشویی این شخصیتهاست. رابطه این دو نفر(فریدون و گیتی) در واقع روبه زوال است. این روندی است كه دارد اتفاق میافتد.»
نادر مقدس در ادامه درد دلهایی درباره سینما هم دارد. او میگوید:«سینمای ما شرایط بدی در این سالها پیدا كرده با تولید این فیلمهای كمدینما و اینكه بازیگران كمدی جای بازیگران خوب را گرفتهاند وضعیت ناگواری پدید آمده است. اینها آسیبهای جدی است. برخی از فیلمها، امكان اكران نمییابند. اما من بسیار دلم میخواست این كار را بسازم. خدا را شكر كه اگرچه با بودجه و حمایت اندك اما موفق شدم این كار را انجام دهم.»
و از امیدواریهایش هم سخن میگوید: «من امیدوارم وزارت ارشاد و نهادهای حمایتی فیلمسازی، بیشتر از این فیلمها حمایت كنند. همه سینما كه نمیتواند یك ژانر باشد. آن هم ژانری كه دیگر این روزها موفق نیست. این اتفاق، آسیبهای جدی به پیكره سینما و هنرهای نمایشی ما وارد میكند. اینكه مخاطب از سینما و فیلم حتی در تلویزیون گریزان شده یكی از این تبعات است. من سالهاست كه سریال نساختهام. كار «دوباره زندگی» را یادم میآید كه مخاطب خوبی داشت. اما با این همه باید ممیزیها را كم كرد و اجازه داد در این حوزه، فیلمسازها و دستاندركاران با دست بازتری وارد شوند. ما میتوانیم ارتباط بیشتر و بهتری با مخاطب داشته باشیم.»
و از امیدواریهایش هم سخن میگوید: «من امیدوارم وزارت ارشاد و نهادهای حمایتی فیلمسازی، بیشتر از این فیلمها حمایت كنند. همه سینما كه نمیتواند یك ژانر باشد. آن هم ژانری كه دیگر این روزها موفق نیست. این اتفاق، آسیبهای جدی به پیكره سینما و هنرهای نمایشی ما وارد میكند. اینكه مخاطب از سینما و فیلم حتی در تلویزیون گریزان شده یكی از این تبعات است. من سالهاست كه سریال نساختهام. كار «دوباره زندگی» را یادم میآید كه مخاطب خوبی داشت. اما با این همه باید ممیزیها را كم كرد و اجازه داد در این حوزه، فیلمسازها و دستاندركاران با دست بازتری وارد شوند. ما میتوانیم ارتباط بیشتر و بهتری با مخاطب داشته باشیم.»
ارتباط خانوادگی فیلمی است درباره بحران؛ بحران در روابط زناشویی و روابط میان افراد یك خانواده. شاید این بحران آنقدر خزنده و آرام وارد زندگی ما شده باشد كه دیگر آن را غریبه نمیدانیم. انگار كه دیگر جزئی از ما شده است. به قول طوفانیان نوعی سردی كه ذات این روابط است. شاید به سردی نواحی مرتفع تهران در كوچه باغهای دركه. سرمایی كه برای من دیگر قابل تحمل نبود و باید بر میگشتم. آیا آدمهای ارتباط خانوادگی هم میتوانند از سرمای استخوان سوز جاری میان خودشان فرار كنند. نمیدانم. من اما دیگر باید بروم!
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: jamejamonline.ir/ مهدی نیاكی
مطالب پیشنهادی:
گزارشی از جدیدترین تولیدات سینمای ایران
داستان مردمی که هیچگاه آنها را ندیدهایم + عکس
یادداشتی بر فیلم «آناهیتا» به كارگردانی عزیزالله حمیدنژاد
عکس های جدید از فیلم «جدایی نادر از سیمین»
نگاهی به فیلم نامه و دست اندرکاران 4 فیلم سینمایی جدید
