از فرزانه تا سامان چه گذشت...
تو فکر یک سقفم
این قسمت دوم گفتگو با سامان ارسطو است، که هفته قبل برایتان در سایت نظام آباد قرار دادیم، مشکلات مردی که سالها در قاب زنانه فرو رفته بود و حالا از مصایب مردانه سخن میگوید. باهم به صحبتهای این بازیگر تئاتر گوش میدهیم.
این قسمت دوم گفتگو با سامان ارسطو است، که هفته قبل برایتان در سایت نظام آباد قرار دادیم، مشکلات مردی که سالها در قاب زنانه فرو رفته بود و حالا از مصایب مردانه سخن میگوید. باهم به صحبتهای این بازیگر تئاتر گوش میدهیم.
در این مدت با کسی گلاویز شده ای؟
گلاویز.. آره. من قبلا هم گلاویز شده ام، مخصوصا ناموسی باشد که اصلا نمیتوانم جلوی خودم را بگیرم. اصلا مغزم تعطیل میشوn. همین چند وقت پیش میخواستم بروم گرگان، ساعت 6 صبح بود و اتوبوس تقریبا خالی، من رفتم پشت رانند نشستم، راننده گفت برو عقب بشین. من گفتم چه اشکالی داره اینجا بنشینم؟ گفت من باید بگویم تو کجا بنشینی. بعد آمد و از گذر رد شد و من گفتم پیاده میشوم و ما با هم گلاویز شدیم ساعت 6 صبح...
مرد شدن یعنی چه؟
من جنسی نگاه نمیکنم. من آن موقع هم جنسیتی نگاه نمیکردم، اصلا مهم نیست، انسان بودن مهم است. معرفت داشتن مهم است، من به قضیه جنسیتی نگاه نمیکنم و میگویم خودم شدم، اگر یک روزی دکتر میگفت تو با خوردن دارو یک زن کامل میشوی و مشکلت حل میشود، مطمئنا من همان راه را میرفتم، مطمئئنا من انسان بودن و خود بودنم برایم مهم است.
از مشکلات ترنسکچوالها بگو؟
خیلی زیاد است که بعضی وقتها خودم گریه ام میگیرد. یکی از بچهها به یک وضعیتی افتاد که من تا یک ساعت به حال و روزش اشک میریختم، به خاطر اینکه نمیدانستم چه کار باید میکردم برای پسری که میخواست دختر شود و کمیته امداد خرج خانواده اش را میداد در شمال کشور زندگی میکرد. او آمده تهران در کارگاه لباس دوزی مردانه کار میکند و هورمونهایش را که میزند بالطبع فرم بدنش تغییر میکند. خلاصه اینکه نیمه شب به من زنگ زد که صاحبخانه او را از منزلش بیرون کرده است. من او را به خانه ام دعوت کردم 12 شب به خانه من با چه وضعیتی آمد و شب خوابید، و صبح به بهزیستی رفت و به او گفتند ما به شما جا نداریم بدهیم، دخترهای فراری، بیسرپرست را جا میدهیم. ای بابا! این آدم در ظاهر مردانه، زنانه تعارف که نداریم، پل کریمخان پارک دانشجو، پارک آزادی، پل کالج، خب چرا؟ آقای بهزیستی چرا؟ ما جزو آسیبهای اجتماعی حساب میشویم. من با دختر فراری و ایدزی یکی هستم، در صورتی که بهداشت به ما بیمار ویژه میگوید، پول درمان ما را باید بهداشت بدهد، پول مددکار را بهزیستی بدهد، حالا همه بودجه را بهزیستی گرفته و معلوم چه کار دارد میکند. کار و اشتغال زایی ندارد، مددکار هم پشت میز نشسته. کجای دنیا مددکار پشت میز مینشیند؟ مددکار ماشین دارد، پول و امکانات دراختیارش میگذارند تا با خانواده صحبت کند. حالا من یک اتاق برایش گرفته ام در میدان جمهوری خودم هم قراردادش را به عنوان ضامن بسته ام. یک اتاق و کل آدمهایش مرد بودند ولی خدا را شکر آدمهای خوبی بودند. خب این یکی از صد هزاران مشکل ماست.
تو الان چه مشکلاتی داری؟
مشکلاتم زیاد است، یکی اینکه حقوق بخور نمیر است و روزانه مان را همین جمعه بازار بگذراند، گه بریم و طی کنیم، اجاره خانه ششصد هزار تومان اصلا شوخی نیست، باور کنید چیزی ارزان نشده، اگر ثابت مانده ولی ارزان نشده، یک معضل اصلی ما خانه است، ما این همه به بهزیستی میگوییم شما حداقل یک خانه 30-40 متری برای ما تهیه کنید، همه ارگانها بالاخره یک سقف میدهند برای کسی که خانواده تشکیل داده، اما بهزیستی نه ، 40 متر نه بیشتر، یک پول بگیرید، بقیه را قسطی بگیرید، جایش هم مهم نیست.
تو هنوز هم هورمون تراپی میکنی؟
بله تا آخر عمر هورمون تراپی داریم ولی زمانش فرق میکند. مثلا اگر هفته ای یکبار میزدم الان سه هفته یکبار میزنم و یک آمپولم را سه ماه یکبار میزنم ولی هر ماه باید آزمایش بدهم.
بله تا آخر عمر هورمون تراپی داریم ولی زمانش فرق میکند. مثلا اگر هفته ای یکبار میزدم الان سه هفته یکبار میزنم و یک آمپولم را سه ماه یکبار میزنم ولی هر ماه باید آزمایش بدهم.
سئوالهایی که تا به حال از شما شده راجع به مسیر تغییر جنسیت بوده، خواستم یک مقدار در مورد تئاتر با هم حرف بزنیم، نظرتان را در مورد تئاتر «هدی گابلر» بدانم، ما مخالف این جریانات هستیم؛ نظر شما چیست؟
من متاسفانه کار «هدی گابلر» را ندیدم ولی وحید رهبانی را سالهاست که میشناسم، با او کار کردم،بسیار خوش فکر است و دانش تئاتر دارد و دقیقا همان روزی که میخواستم کار را ببینم کار توقیف شد. من شایعات زیاد شنیدم و زیاد به آن پابند نیستم، من فکر میکنم غرض ورزی شخصی پشت این قضیه است، حالا یک خبرنگار این کار را کرده، و یا کس دیگر نمیدانم چه جریانی بوده، وحید رهبانی بعد از مدتها آمده کاری کرده و جلویش را گرفتند. ولی میگفتند کار کلاسیک ایبسن را به خوبی در آورده. بحث من میدانم کار وحید با غرض ورزی شخصی کنار گذاشته شده، ولی بحث سر این است: وقتی که ما سلیقه ای به یک چیز فرهنگی نگاه کنیم، ماجرا همین میشود. بحث فرهنگی سلیقه نمیپذیرد، اما میبینیم کاملا سلیقه ای است. 5 نفر آدم انگار میخواهند یک دست لیوان بخرند، کافی است در این پنج نفر دو نفر قبول نکنند. یعنی همه این آدمها در حد لیوان یا صندلی هستند. و حالا اگر یک نفر از این لیوان خوشش نیامد پشت این کار نمیایستد، تو اگر خوشت نیامد دلیل بیاور، چون من پشت این کار ایستادم. من فرهنگسرای بهمن سال گذشته اجرا رفتم و 6 بار بازبینی دادم.
من متاسفانه کار «هدی گابلر» را ندیدم ولی وحید رهبانی را سالهاست که میشناسم، با او کار کردم،بسیار خوش فکر است و دانش تئاتر دارد و دقیقا همان روزی که میخواستم کار را ببینم کار توقیف شد. من شایعات زیاد شنیدم و زیاد به آن پابند نیستم، من فکر میکنم غرض ورزی شخصی پشت این قضیه است، حالا یک خبرنگار این کار را کرده، و یا کس دیگر نمیدانم چه جریانی بوده، وحید رهبانی بعد از مدتها آمده کاری کرده و جلویش را گرفتند. ولی میگفتند کار کلاسیک ایبسن را به خوبی در آورده. بحث من میدانم کار وحید با غرض ورزی شخصی کنار گذاشته شده، ولی بحث سر این است: وقتی که ما سلیقه ای به یک چیز فرهنگی نگاه کنیم، ماجرا همین میشود. بحث فرهنگی سلیقه نمیپذیرد، اما میبینیم کاملا سلیقه ای است. 5 نفر آدم انگار میخواهند یک دست لیوان بخرند، کافی است در این پنج نفر دو نفر قبول نکنند. یعنی همه این آدمها در حد لیوان یا صندلی هستند. و حالا اگر یک نفر از این لیوان خوشش نیامد پشت این کار نمیایستد، تو اگر خوشت نیامد دلیل بیاور، چون من پشت این کار ایستادم. من فرهنگسرای بهمن سال گذشته اجرا رفتم و 6 بار بازبینی دادم.
اسم کار چه بود؟
«عروسی حاکم ملایر بادختر شاه پریون» من این ورژن را کاملا زنانه کار کردم، همه زن بودند و نقش مرد بازی میکردند، کار سنتی سیا بازی، در کار سنتی سیابازی حق داری زن پوش و مرد پوش داشته باشی، آنجا هم کلی مکافات کشیدم، ولی اجرا رفتم. من تنها راه نجاتم مطبوعات بود، دوباره با ورژن جدید کار کردم و خلاصه مصایب بسیاری این کار را روی صحنه بردم. آقای محمدرضا الوند چرا بازنشسته نمیشود. این آدم پدر من را در آورد. کی پشت موسیقی پاپ ایستاد وقتی گفتند در جشنواره فجر نباشد؟ این نگاه واقعا بی عدالتی است. من بچههایی را در تئاتر میشناسم که واقعا افسردگی گرفتهاند واقعا چرا؟
«عروسی حاکم ملایر بادختر شاه پریون» من این ورژن را کاملا زنانه کار کردم، همه زن بودند و نقش مرد بازی میکردند، کار سنتی سیا بازی، در کار سنتی سیابازی حق داری زن پوش و مرد پوش داشته باشی، آنجا هم کلی مکافات کشیدم، ولی اجرا رفتم. من تنها راه نجاتم مطبوعات بود، دوباره با ورژن جدید کار کردم و خلاصه مصایب بسیاری این کار را روی صحنه بردم. آقای محمدرضا الوند چرا بازنشسته نمیشود. این آدم پدر من را در آورد. کی پشت موسیقی پاپ ایستاد وقتی گفتند در جشنواره فجر نباشد؟ این نگاه واقعا بی عدالتی است. من بچههایی را در تئاتر میشناسم که واقعا افسردگی گرفتهاند واقعا چرا؟
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: nezamabad.ir
مطالب پیشنهادی:
از فرزانه تا سامان چه گذشت؟ (مصاحبه با سامان ارسطو)
متفاوتترین گفتگوی شبنم قلیخانی!
پگاه آهنگرانی از كار در فیلم «طبقه سوم» میگوید
یک گفتگو با رضا عطاران: دوست دارم تا آخر عمر مثل یک کودک بازی کنم!
مهتاب کرامتی: با اجازه شما من آدمکش هستم!
