ما سه سال با آقای یانی همکاری می‌کردیم و در این مدت تورهای فشرده ای داشتیم و به کشورهای مختلف سفر می‌کردیم و برنامه اجرا می‌کردیم. اما...

 با یانی تلفنی حرف می‎زنم!
 مردی که روبروی هزاران نفر جمعیت تماشاگر در فضای باز معبد پارتنون آکروپلیس آتن ایستاده و ویولونی می‌نوازد که خیلی رنگ و بوی بداهه نوازی‌ها‌ی ایرانی را دارد. بعد از یک کنسرت پر هیجان در کنار یکی از بزرگترین آهنگسازان دنیا یعنی یانی. این اولین تصویری از شهداد روحانی است که در ذهن از ایرانی نقش می‌بندد. تصویری که باعث شد تا چهره او به یکی از محبوب‌ترین چهره‌ها‌ی موسیقی کلاسیک ایرانی تبدیل شود. هر چند او با وجود اینکه بیش از سی آلبوم در سراسر دنیا منتشر کرده است، اما کارهای او در بین ایرانی‌ها‌ کمتر شناخته شده اند. حالا او بعد از چندین سال دوری از وطن به ایران برگشته تا به عنوان رهبر مهمان با ارکستر سمفونیک ایران کنسرت اجرا کند. گفتوگویی که می‌خوانید حاصل گپ و گفت‌ها‌یی است که در سر تمرین ارکستر سمفونیک با وی انجام دادیم.
 
به نظرتان چرا موسیقی کلاسیک ایرانی کمتر از موسیقی‌ها‌ی دیگر رشد کرده و چندان در دنیا مطرح نیست؟
خب. یک عامل نیست. طبیعتا عامل‌ها‌ی زیادی هستند که دست به دست هم می‌دهند و باعث می‌شوند این موضوع به وجود بیاید. اولین علتش که البته به نظر من مهم ترین آنها هم هست این است که دولت باید از این نوع موسیقی‌ها‌ حمایت کند. باید یک مراکزی باشد که این نوع موسیقی را ترویج کند. استادهایی ماحری باید باشند که در آن مراکز درس بدهند. من فکر نمی‌کنم علاقه مند به موسیقی کلاسیک کم شده باشد. اما مسئله این است که مراکزی که برای این کار وجود دارد، مثل آموزشگاه‌ها‌، کنسرواتورها، دانشگاه‌ها‌ و هنرستان‌ها‌ باید توسط دولت حمایت شوند. مخصوصا در ایران که بیشتر از نصف جمعیت آن جوان هستند، خیلی استعداد وجود دارد که خیلی زود جوان‌ها‌ در هر زمینه این از جمله موسیقی پیشرفت کنند. به شرطی که از آنها حمایت شود. وقتی مراکز متعددی مثل آموزشگاه‌ها‌ یا کنسرواتورها باشند که موسیقی کلاسیک را ارائه کنند و گروه‌ها‌ی متعدد حرفه ای در این زمینه وجود داشته باشند، فضایی برای رقابت به وجود می‌آید و در این فضا موسیقی کلاسیک هم رشد می‌کند. البته من اعتقاد ندارم موسیقی کلاسیک ما رشد نداشته. این که بی انصافی است. اما رشد آن خیلی کندتر از آن چیزی بوده که می‌بایست می‌بوده. خب از طرفی تا حمایت هم وجود نداشته باشد نباید انتظار داشت که پیشرفتی وجود داشته باشد. این یک مقدار پیشرفتی هم که وجود داشته مدیون اشخاص و خانواده‌ها‌یی است که به خاطر علاقه و عشق شان به موسیقی کلاسیک هزینه کردند وگرنه حمایت جدی از آنها نمی‌شود.
 
در بیشتر کشورهایی که در موسیقی حرفی برای گفتن دارند، موسیقی کلاسیک جزء موسیقی‌ها‌ی اصلی شان است و طرفداران زیادی دارد. اما در ایران افراد کمی‌هستند که به دنبال این نوع موسیقی می‌روند و آن را دنبال می‌کنند. به نظرتان دلیلش چیست؟
البته ایران را نمی‌شود با اروپا یا آمریکا مقایسه کرد. چون آنها از بچگی موسیقی کلاسیک را به بچه‌ها‌یشان یاد می‌دهند و همیشه در مراسم‌ها‌س مذهبی شان در کلیسا موسیقی جزء بخش‌ها‌ی اصلی مراسم محسوب می‌شود. خب در ایران به خاطر محدودیت‌ها‌ی مذهبی و علت‌ها‌یی که خودتان می‌دانید این اتفاق نمی‌افتد و فقط کسانی که خودشان به موسیقی علاقه دارند به طرف آن می‌روند. اما اگر بخواهید کشور ما را با یک کشور هم سطح خودمان مقایسه کنید می‌توانیم ونزوئلا را مثال بزنیم. ونزوئلا از خیلی جهات شبیه ایران است. هم از لحاظ اقتصادی، در بعضی مواقع از لحاظ فرهنگ، در حال توسعه بودن و البته کشور دوست ایران هم محسوب می‌شود. آنها از حدود بیست سال قبل یک سیستمی‌را به وجود آوردند که به «elsystema» معروف شده است. در این طرح دولت ونزوئلا یک بودجه کلانی را از درآمد نفتی شان اختصاص داده است به جمع آوری کودک‌ها‌ی خیابانی که تعدادشان در آنجا کم هم نیست و آنها را جمع آوری کردند و در مراکز شبانه روزی نگه داری می‌کردند. در این مراکز صبح‌ها‌ به آنها درس‌ها‌ی عمومی ‌و عصر را موسیقی یاد می‌دادند. هر کدام از بچه‌ها‌ یک سازی را که بیشتر دوست داشتند انتخاب می‌کردند و یاد می‌گرفتند. این سیستم آنقدر موفق بوده در ونزوئلا و آنقدر موسیقیدان‌ها‌ی بزرگی تربیت شده از میان این بچه‌ها‌ که آمریکا که مهد همه چیز معرفی شده از این سیستم الگو گرفته و دو سه سال است که دارند این طرح را در کشورشان پیاده می‌کنند. الان از میان همان بچه‌ها‌ی خیابانی در ونزوئلا یک ارکستر سمفونیک بزرگ با صد و پنجاه نوازنده تشکیل شده است که همه شان جوان هستند که اسم ارکستر هست Simon bolivar و رهبر این ارکستر هم اتفاقا یک جوانی هست که از شانزده سالگی با این ارکستر کار کرده و این آدم الان با بیست و شش سال سن شده است رهبر ارکستر لس آنجلس. من خودم با یکی از این بچه‌ها‌ که در این ارکستر کلارینت می‌زد صحبت می‌کردم، می‌گفت اگر دولت از ما حمایت نکرده بود و به ما کمک نکرده بود تا موسیقی یاد بگیریم، الان به جای سازی که دستم هست یا تفنگ دستم بود یا چاقو!
 
پس این جمله معروف که می‌گوید: «موسیقی انسان ساز است» در اینجا کاملا واقعیت پیدا کرده است؟
بله واقعا عملی شده است. شما ببینید بچه‌ها‌یی که به قول ایرانی‌ها‌ جزء اراذل اوباش بوده اند و بچه‌ها‌ی خیابانی محسوب می‌شدند حالا هر کدام تبدیل شدند به یک موسیقیدان آتیه دار.
 
به نظرتان چنین طرحی در ایران هم امکان عملی شدن را دارد؟
بله. صد در صد. مگر ما چه چیزی از ونزوئلا کمتر داریم. ما که متاسفانه بچه‌ها‌ی خیابانی کم نداریم. خوشبختانه پول نفت هم که کم نیست در ایران و ما یک کشور ثروتمند هستیم.
 
شما خیلی سال است که از ایران دور بوده اید.
بله 35سال. اندازه یک عمر.
 
در این سالها اخبار موسیقی ایران را دنبال می‌کردید؟
بله. همیشه. من این سالها فیزیکی از ایران دور بودم ولی همیشه اخبار را دنبال می‌کردم و قلبم برای ایران می‌تپید.
 
الان موسیقی ما دو قطبی شده است. یک طرف که اتفاقا بیشتر بازار را دارند موسیقی پاپ قرار دارد و طرف دیگر موسیقی سنتی که بین جوان‌ها‌ هم کمتر طرفدار دارد. سهم موسیقی کلاسیک هم در این وسط از همه اینها پایین تر است. به نظرتان چرا این اتفاق در موسیقی ما افتاده است؟
این چیزی که شما می‌گویید فقط مختص ایران نیست. شما مثلا اگر کشور اتریش و پایتختش وین را نگاه کنید، که به شهر هنر و موسیقی معروف است، شما از جوان‌ها‌ بپرسید چند درصد موسیقی کلاسیک گوش می‌کنند، چند درصد موسیقی پاپ و راک و ... را گوش می‌کنند. طبیعتا یک چیزی شبیه همین جا خواهد بود. اما چیزی که فرق دارد این است که آنجا همه نوع موسیقی به غیر از موسیقی پاپ و امثال آن که نیاز به حمایت ندارد و همه جای دنیا بازارش داغ است، بقیه موسیقی‌ها‌ مانند موسیقی کلاسیک و موسیقی فولکورشان از طرف دولت حمایت می‌شوند. خب اینجا کمتر حمایت می‌شوند و در نتیجه در برابر موسیقی مانند موسیقی پاپ که از طرف شرکت‌ها‌ی خصوصی حمایت می‌شود و نیاز به حمایت دولتی ندارد، ضعیف تر خواهد بود و نمی‌تواند رقابت کند. البته شما هم این را به عنوان یک چیز منفی نگاه نکنید که درصد زیادی در جامعه ما موسیقی پاپ گوش می‌کنند. در آمریکا هم همینطور است. در کشورهای اروپایی هم همینطور. اما نکته مهم این است که موسیقی علمی ‌باید حمایت و حفظ شود. چون موسیقی پاپ موسیقی علمی ‌نیست و چندان پشتوانه علمی ‌نیاز ندارد. ولی موسیقی کلاسیک و سنتی باید علمی ‌کار شود.
 
شما در این سالها کارهای بزرگی انجام دادید و آلبوم‌ها‌ی زیادی را منتشر کردید. هر چند هیچ کدام از آنها در ایران به صورت رسمی‌ منتشر نشدند. تنها کار با کلامی‌ که داشتید آلبوم «نهان مکن» با صدای علیرضا عصار بود. قصد ندارید کارهای بیشتری را در ایران منتشر کنید؟
چرا. اتفاقا خیلی دوست دارم که کارهایی را در اینجا منتشر کنم. اما این سالها من از ایران دور بودم و بسیار هم سرم شلوغ بود و مشغول کارهای خودم بودم. اما خب به زودی قصد دارم چند کار را در ایران منتشر کنم که اتفاقا یکی از آنها یک کار تلفیقی است که با گروه تنبور نوازان شمس که سرپرستی‌اش را کیخسرو پورناظری برعهده دارد انجام داده ایم و احتمال زیاد خوانندگی آن را هم سهراب پورناظری بر عهده خواهد داشت. من این آلبوم را یک سال پیش ظبط کردم. در واقع کاری هست که برای ارکستر و تنبور تنظیم شده و تلفیق بسیار زیبایی را به وجود آورده است. یک آلبوم دیگر هم هست که قرار است در آن چند قطعه کلاسیک که آهنگسازی شان را من انجام داده ام منتشر شود.
 
با دیگر خواننده‌ها‌ی ایرانی چطور؟ دوست دارید کارهای دیگری را تولید کنید؟
بستگی دارد. من در کارم خیلی آدم سخت گیر و حساسی هستم. خوشبختانه این موقعیت را دارم که از بین فرصت‌ها‌ی مختلف بهترین را انتخاب کنم و وقتی ببینم کاری را عالی می‌شود درست کرد و ارزش کار کردن را دارد حتما آن را انجام می‌دهم. اما اگر احساس کنم فقط صرفاً برای انجام کار است و ارزشی ندارد انجام نمی‌دهم.
 
کار با آقای عصار هم این ویژگی را داشت؟ یعنی به این نتیجه رسیدید که کار عالی از آب در می‌آید؟
بله. آن کاری هم که با آقای عصار کردیم من واقعاً راضی هستم. چون ایشان یک هنرمند واقعاً خوبی هستند برای اینکه هم سواد موسیقی دارند و هم با انواع موسیقی آشنا هستند و هم آهنگساز هستند، نوازنده ی خوبی هستند و آواز هم می‌خوانند و در کل یک هنرمند باید شرایط خوبی داشته باشد و علت این هم که من این همه سال موقعیت‌ها‌ی بسیاری بود تا با خیلی‌ها‌ کار بکنم نکردم صرفاً به خاطر این بود که چند تا نکته برای من خیلی مهم است که باید همه آنها باشد تا کاری را شروع کنم. یکی از آنها شخصیت هنرمند است و یکی هم کار هنرمند و اینکه چقدر حرفه ایست و جدی کار می‌کند. اگر اینها در یک خواننده باشد حتما با آن همکاری خواهم کرد، با کمال میل.
 
در ایران بیشتر شما را به خاطر کنسرت معروفی که با یانی در آکروپلیس اجرا کردید می‌شناسند.
بله. خیلی‌ها‌ اینجا مرا به خاطر کارهایم با یانی و قطعاتی مثل «رقص بهار» می‌شناسند. ولی خب آنها برای یک دوره ای از کارهای من بود و بالاخره هر هنرمندی در دوران فعالیت خودش کارهای متفاوتی را انجام می‌دهد.
 
قصد دارید دیگر با یانی کار کنید؟
ما سه سال با آقای یانی همکاری می‌کردیم و در این مدت تورهای فشرده ای داشتیم و به کشورهای مختلف سفر می‌کردیم و برنامه اجرا می‌کردیم. اما بعد از یک مدت من به این نتیجه رسیدم در کنار یانی بودن و کارهای او را تنظیم کردن باعث می‌شود که من به کارهای حرفه ای خودم که آهنگسازی و کارهای دیگرم نمی‌رسم. خب ما هر بار که با یانی کنسرت داشتیم چند ماه وقتم صرف می‌شد برای تنظیم آهنگ‌ها‌ و کار کردن با ارکستر‌ها‌ی مختلف. برای همین بعد از سه سال به این نتیجه رسیدم که وقتم را روی کارهای خودم متمرکز کنم. اما هنوز با ایشان ارتباط دارم و گاهی تلفنی با هم صحبت می‌کنیم. اما همکاری مثل کنسرت کنسرت آکروپلیس بعید است با هم داشته باشیم.
 
به نظر می‌آید شما در کارهایتان مخصوصا در همان کنسرت آکروپلیس که قطعه ای تکنوازی با ویولون داشتید، یک گرایش‌ها‌یی به موسیقی اصیل ایرانی دارید؟
بله من سالهایی که در ایران، در هنرستان موسیقی ملی بودم موسیقی ایرانی را کامل یاد گرفتم و حتی چند تا ساز ایرانی را هم می‌زدم. خودم به سنتور علاقه داشتم و یک سال سنتور زدم. ولی چون در کلاس ما همه موسیقی سنتی را جدی دنبال می‌کردند من چندان نتوانستم با آنها رقابت کنم و اگر همیشه آنها نمره بیست می‌گرفتند، من نمره ده می‌گرفتم. برای همین سنتور را رها کردم و سراغ نی رفتم و بعد هم سازهای دیگر. برای همین چندسالی که در هنرستان موسیقی ملی بودم کاملا با موسیقی ایرانی آشنا شدم و در کنارش موسیقی کلاسیک که علاقه اولم بود دنبال می‌کردم. بعدها این موسیقی اصیل ایرانی در کارهای من تاثیر زیادی داشت. مخصوصا بداهه نوازی که من به آن علاقه زیادی داشتم و همان تکنوازی ویولون که شما به آن اشاره کردید هم بیشترتش بداهه نوازی بود.
 
غیر از کنسرت آکروپلیس به نظر جای دیگری کار نوازندگی نکردید. چطور شد در آن کنسرت دست به ساز شدید؟
بله. من نوازندگی چند ساز را از جمله ویولون را به صورت حرفه ای تر از بقیه کار کردم. اما برای همان کنسرت هم چند سالی بود که دست به ساز نشده بودم، به جز پیانو که برای آهنگسازی از آن استفاده می‌کردم. اما دیدم در طول کنسرت من به عنوان رهبر همیشه پشتم به مردم است و دوست داشتم کاری را هم از خودم برای مردم انجام دهم. برای همین گفتم که یک قطعه بداهه نوازی اجرا می‌کنم که اتفاقا مورد استقبال هم واقع شد.
 
بچه‌ها‌ی ارکستر سمفونیک تهران را چطور می‌بینید؟ به نظرتان از پس این قطعات سختی که شما برای کنسرت انتخاب کردید بر می‌آیند؟
بله حتما. اگر برنمی‌آمدند که اصلا این قطعات را انتخاب نمی‌کردم. البته قبول دارم قطعات دشوار هستند و کمتر ارکستری از پس آن بر می‌آید. ولی در همین چند جلسه تمرین کاملا مشخص شد با اینکه بیشتر ارکستر جوان هستند اما به خوبی از پس قطعه‌ها‌ بر می‌آیند. هر چند خب تمرین زیادی را لازم دارد. اما من خیلی امیدوارم که اجرای خوبی داشته باشیم. می‌توانید خودتان سر تمرین بیایید و ببینید که بچه‌ها‌ چقدر خوب کار می‌کنند!
 
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: musicema.com
 
مطالب پیشنهادی:
تهمورس پورناظری از برنامه‌های جدید گروه شمس می‌گوید‌
با حسام‌الدین سراج آهنگساز، مدرس موسیقی و خواننده
 گفت و گوی ویژه نوروزی با مهدی مقدم
گفت وگو با فرشید اعرابی نوازنده و آهنگساز
پرسش‌های بازیگران ایران از شجریان و پاسخ‌های او
 
 
 

پربیننده های این بخش

 
X