جیرفت، شهر دیو و پری نیست
سینما و تلویزیون جهان همیشه به آثار باستانی روی خوش نشان داده است. فیلمهای زیادی در سینما ساخته شده كه به وسیله قوه تخیل نویسنده و كارگردان راز و رمز شهرهای باستانی و اشیایی كه در این شهرها مدفون هستند را برای مخاطب رمزگشایی كردهاند.
شهرهای مدفون شده در زیر خاك همیشه برای فیلمسازان پر از رازهای غالبا ترسناك هستند. همین ترس پنهان باعث شده تا كارگردانان بتوانند آثاری مهیج و پرماجرا بر اساس شهرهای باستانی بسازند و مردم هم از چنین آثاری همواره استقبال كردهاند چون با دیدن آنها هم سرگرم شدهاند و هم در ذهن خود از موجوداتی كه حتی شاید وجود خارجی نداشته باشند، ترسیدهاند و همین ترس باعث شده تا آنها همیشه به مكانهایی كه در آنجا آثار باستانی مدفون است به عنوان مكانی پررمز و راز نگاه كنند كه موجودات عجیب و غریب در آنجا زندگی میكنند و همواره مراقب هستند تا اشیاء باستانی و عتیقه از مكان اصلی خود به سرقت نروند.
تاكنون بیشترین فیلمها در این باره با محور قرار دادن هرمهای مصر باستان ساخته شدهاند كه از میان آنها میتوان به سری فیلمهای ایندیانا جونز و مومیایی اشاره كرد.
در این فیلمها گروهی كاشف به سرزمین مصر و داخل هرمها وارد میشوند تارمز این بناها را كشف كنند، اما موجودات عجیب و قدرتمندی كه در آنجا زندگی میكنند، نمیگذارند كاشفان به اسرار داخل هرمها دست یابند.
اسرار هرمهای باستانی مصر آنقدر برای فیلمسازان جذابیت دارند كه سازندگان انیمیشنهایی مانند سندباد و كارآگاه گجت هم در بخشهایی از داستان خود سری به این مكانها زدهاند و بچهها را هم با راز و رمزهای ترسناك این آثار باستانی آشنا كردهاند.
آثاری كه در سینمای دنیا با محوریت آثار باستانی و شهرها و روستاهایی كه موطن اصلی این آثار هستند، ساخته شدهاند و عموما معمایی، جنایی، پلیسی و دلهرهآور هستند، اما كشور ما هرچند آثار باستانی زیادی دارد و ایران به عنوان مهد تمدن باستانی در جهان شهرت دارد، كمتر كارگردانی تاكنون به این موضوع روی خوش نشان داده است.
نگاه كارگردانان سینما به آثار باستانی ایرانی بیشتر توریستی است و مثلا در بخشی از داستان، شخصیت اصلی به شیراز و تخت جمشید سفر میكند یا گذرش به بم میافتد، اما هیچوقت این شهرها و آنچه در دل خود دارند، موضوع اصلی داستان فیلم نبوده است.
این روزها سریالی از شبكه یك سیما در حال پخش است كه شهری قدیمی و میراث پنهان آن را محور داستان خود قرار داده است. سریال شهر دقیانوس به كارگردانی مهرداد خوشبخت درباره شهر باستانی جیرفت است. شهری كه آثار بیش از 5000 سال را در دل خود پنهان كرده است.
اما نگاه خوشبخت به این آثار قدیمی و باستانی با نگاه كارگردانان خارجی كه به این موضوعات دارند، تفاوت بنیادی و ساختاری دارد. خوشبخت در شهر دقیانوس نخواسته كه این شهر و آثار باستانی آن را در لفافهای از خیال بپیچد و به مخاطب ارائه كند.
به همین دلیل در این سریال از موجودات عجیب و غریب كه از آثار باستانی جیرفت محافظت میكنند، خبری نیست اما آدمهای سودجویی هستند كه تصمیم میگیرند این میراث كهن را به سرقت ببرند و با فروش آنها ثروت زیادی به دست آورند.
در مقابل، نیرویهای پلیس هم حضور دارند كه با قاچاقچیان مبارزه میكنند و در كنار پلیسها، كارشناسان میراث فرهنگی هم هستند كه چون میدانند این آثار چقدر ارزشمند هستند به پلیسها كمك میكنند تا اشیای به سرقت رفته را زودتر به مكان اصلیشان برگردانند.
شهر دقیانوس با استفاده از این ظرفیتها به اثری پلیسی تبدیل شده است.این ساختار كمك كرده تا مخاطبان بیشتر با این سریال ارتباط برقرار كنند.
شخصیتهای شهر دقیانوس دو گروه هستند؛ یك گروه آدمهای خوبی هستند كه تلاش میكنند میراث كهن جیرفت را حفظ كنند و گروهی شخصیتهای منفی كه فكر میكنند با فروش این آثار ارزش آنها كم نمیشود؛ آنها فقط جابهجا میشوند و این جابهجایی باعث میشود آنها به پول زیادی دست پیدا كنند.
مهرداد خوشبخت برای جذاب كردن بیشتر اثر خود دو برادر را مقابل هم قرار داده است: سهیل و سامان.سهیل با قاچاقچیان همراه اما سامان بر خلاف مسیر او حركت میكند و میخواهد جلوی قاچاق اشیاء را بگیرد. به همین دلیل آنها هم سامان را به اصطلاح گم و گور میكنند تا آبها از آسیاب بیفتد.
ساختار پلیسی شهر دقیانوس به خوشبخت این امكان را داده تا او نمابندی (دكوپاژ) مناسبی برای سریال خود طراحی كند. دكوپاژ بخشهایی از سریال به مستند نزدیك میشود.
بخصوص جاهایی كه دوربین میان مردم میرود و شلوغیها را به تصویر میكشد. بازیهای خوب بازیگران هم باعث شده تا سریال قوت بیشتری پیدا كند و مخاطب را ترغیب كند كه شهر دقیانوس را ببیند. سیاوش طهمورث و كامران تفتی بازیهای حسابشده و خوبی را از خود به نمایش گذاشتهاند.
كامران تفتی كه نقش منفی دارد از پس لهجه جیرفتی و با نقش بخوبی كنار آمده به همین دلیل نقش خود را باورپذیر بازی كرده است. خوشبخت در شهر دقیانوس به دور از هر تمهیدی كه باعث جذابیت كذایی در قصه شود، از میراث فرهنگی جیرفت دفاع میكند.
او فیلمنامه را به شیوه كلاسیك نوشته و اوج و فرودهای آن را در نقاط مناسب داستان گنجانده است. با تماشای شهر دقیانوس میتوان به این نتیجه رسید كه سازندگان این سریال به سبك ایرانیان خواستهاند میراث كهن كشور خود را بهتر به مردم بشناسانند و توجه مدیران مملكت و مردم را به این نكته جلب كنند كه باید از اشیای باستانی كه هویت هر ملتی است، محافظت كرد.
خوشبخت به جای دیو، پری و مومیاییهایی كه زاییده تخیل هستند از آدمهای واقعی استفاده كرده است. آدمهایی كه در اطراف ما زندگی میكنند، ترسناك نیستند اما زیادهخواهی آنها میتواند ترسناك باشد و به تمدن كهن ایرانی لطمه وارد كند.
خوشبخت برای داستان خود شهر جیرفت را انتخاب كرده كه آثار باستانی آن بسیار مهم هستند اما برای مردم كمتر شناخته شدهاند. آدمهایی كه به این آثار لطمه وارد میكنند، میتوانند هر كجای ایران باستانی باشند. جیرفت، مشتی از خروار است كه باید دیده شود تا بتوان از آن محافظت كرد.
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: jamejamonline.ir
مطالب پیشنهادی:
با مهرداد خوشبخت، كارگردان سریال شهر دقیانوس
منبع: jamejamonline.ir
مطالب پیشنهادی:
با مهرداد خوشبخت، كارگردان سریال شهر دقیانوس
با عوامل سریال «امروز، فردا»
«ستایش» پایانی خوش ندارد
گزارش تصویری: سریال تلویزیونی شوق پرواز
بفرمایید شام ما، بفرمایید شام آنها / بیرنگ: هیچ ادعایی نداریم
«ستایش» پایانی خوش ندارد
گزارش تصویری: سریال تلویزیونی شوق پرواز
بفرمایید شام ما، بفرمایید شام آنها / بیرنگ: هیچ ادعایی نداریم
