تجربه آرامش خانوادگی در سایه صبر
قدرتالله صلح میرزایی پنجره را در ژانری خانوادگی و در بستری از درام كارگردانی كرده است. در این مجموعه موقعیتهای پیش روی كاراكترها، گاه چنان به تلخی میگراید كه كمتر تصور میشود این كارگردان پیش از این در خلق آثار طنز یكی از پركارترین كارگردانان سینما بوده است. فیلمهای شاخه گلی برای عروس، دلداده و... از جمله همین آثار هستند كه با مایههایی از كمدی غلیظ، مخاطبان خاصی را با خود همراه كردهاند. صلح میرزایی اما حوزه كاری سینما و تلویزیون را بسیار متفاوت میداند حتی به لحاظ بار موضوعی آثار تولید شده.
او میگوید: در سینما هر سال یك فیلم را روانه اكران كردهام، ولی جنس حرفهایی كه در سینما میزنم نسبت به پیامی كه در این سریال تلویزیونی نهفته، بسیار متفاوت است. به هر حال برگشت سرمایه در سینما اولویت اصلی است، اما رسانه ملی با انتخاب داستانهای جذاب به جلب رضایت مردم توجه میكند. در این خصوص، پژوهش مبنای اصلی ساخت این سریال تلویزیونی قرار گرفت.
وی ادامه میدهد: از طریق رسانه ملی میتوان در جامعه تحول به وجود آورد و آثار نمایشی دارای زبان و بیانی است كه به طور غیرمستقیم مفاهیم و محتوا را انتقال میدهد و به نظرم سریالهای تلویزیونی در این چند سال بخوبی ظاهر شدهاند و حال پس از گذشت 3 دهه از انقلاب اسلامی كارگردانهای ما میدانند چه چیزی بسازند كه تاثیر منفی نداشته باشد.
كارگردان مجموعه پنجره عقیده دارد سریالی كه در حوزه موضوعات تربیتی حرفی برای گفتن داشته باشد و پیام داستانش نشات گرفته از فرهنگ و ارزشهای اصیل ما باشد موردپسند مردم ایران قرار خواهد گرفت و در این ارتباط به مهمترین ویژگی یك اثر موفق تلویزیونی اشاره میكند: برای ساخت یك سریال موفق باید به لحاظ روانشناسی و جامعهشناختی مبنا را بر پژوهش گذاشت و فیلمنامه را با این نگاه كه چه تاثیری در جامعه خواهد داشت، به رشته تحریر درآورد. در سریال پنجره، اصلی ترین دغدغه ما این بود كه سوژه انتخابی تا چه میزان مورد نیاز مخاطبان امروز است.
زندگی مهم تر از بازی است
روایت درست داستان باعث میشود تا مخاطب بتواند ادامه آن را حدس بزند. دیالوگهای مجموعه نیز از این قاعده خارج نیستند و كمتر به سمت و سوی نمایش گونه كشیده شدهاند.
صلح میرزایی این ویژگی را از نقاط قوت فیلمنامه پنجره میداند و میگوید: شعله شریعتی هنگام نوشتن فیلمنامه، دیالوگها را در اختیارمان میگذاشت و ما روی آنها كار میكردیم.
ساخت سریال پنجره با حساسیتهای زیادی همراه بود. پیش از ساخت تلاش كردم یك زندگی واقعی را به تصویر بكشم. یعنی داستان و كاراكترها برای مخاطبی كه پای این مجموعه مینشیند، قابل لمس باشند. در مراحل فیلمبرداری و تبدیل دیالوگها و ریاكشنهای موجود در فیلمنامه و بروز لحظات احساسی در بازی بازیگران سعی كردیم به یك زندگی سیال و حقیقی نزدیك شویم؛ مثلا ایفاكننده نقش مادر احساس كند واقعا میان خانواده خود زندگی میكند و چرخ یك زندگی را میچرخاند. تلاش میكردم بازیها طبیعی و عادی باشد و بازیگران بیشتر زندگی كنند تا بازی.
تاثیرگذاری در قسمتهای نهایی
كارگردان پنجره، شخصیتپردازیهای این سریال را مبتنی بر پژوهش میداند و میافزاید: شاید بسیاری از خانوادهها با باشگاه دانشپژوهان آشنا نباشند و جایگاه دانشآموزان نخبه را نشناسند. ما با ورود به چنین حوزههایی تلاش كردیم از پرداخت به یك درام خانوادگی پا را فراتر بگذاریم و سوژههای متعددی در قصه جای دهیم. سالها معلم و دبیر تربیتی بودهام و زندگی جوانان را در این سن و سال از نزدیك لمس كردهام. همچنین رمان و داستانهای تربیتی بسیاری در حوزه كودك و نوجوان نوشتهام. در آن آثار هم قصهها روان و ساده بود و نزدیك به زندگی خود نوجوانان. از اینرو سوژههای تربیتی بسیاری برای نگاشتن فیلمنامه پنجره در ذهن داشتم و بر اساس همین طرح اصلی سریال را در ذهن پروراندم و قصد داشتم یك سوژه تربیتی و انسانی ارائه كنم.
حامد صلح میرزایی، دستیار كارگردان است و در رشته تدوین تحصیل كرده است و به دعوت پدرش در كارهایی چون شاخه گلی برای عروس، زندگی شیرین، منطق عفونی، دختری به نام آهو (كه بتازگی توسط قدرتالله صلح میرزایی كارگردانی میشود) به عنوان دستیار فعال بوده است.
حامد صلح میرزایی در مجموعه پنجره ایفاگر نقش حمید است. وی در این خصوص میگوید: كاراكتر حمید را به دلیل كوتاهی نقش انتخاب كردم؛ چون باید تمام توجه و تمركزم را به برنامهریزی این كار معطوف میكردم و علاقهمند بودم نقشی هرچند كوچك و به عنوان یادگار در این مجموعه ایفا كنم. حمید با اینكه در سكانسهای معدودی حضور دارد، اما در روند زندگی افشین تاثیرگذار است.
تلاشی برای انسجام خانواده
عبدالرضا اكبری طی سالهای اخیر در قالب كاراكتر پدرهایی با روحیات گوناگون ظاهر شده است.
در مجموعه پنجره نیز او را در قالب شخصیتی میبینیم كه پیش از هر چیز سعی دارد در برقراری تعادل میان كار و خانواده موفق باشد. او ایفاگر نقش مهندس هدایت بوده و میگوید: نویسنده تلاش كرده است پیام داستان را در قالب روایت قصه جای دهد و هر یك از كاراكترها بخصوص مهندس هدایت در این مسیر نقشی پیش برنده دارند.
این شخصیت با وجود گرفتاریهای متعدد، دور و اطراف خود را بشدت شلوغ كرده است و یك حادثه منجر میشود خود و خانوادهاش دچار این مصیبت شوند و در ادامه قصه، شاهد هستیم او آدم صبوری است و با شكیبایی، حوصله، مهربانی و دلسوزی برای انسجام كانون خانواده خود تلاش میكند.
از اكبری میپرسم آیا حضور كارگردانی با سابقه طولانی در ژانر طنز توانسته بازی او در مجموعه پنجره را به المانهای یك داستان خانوادگی نزدیك كند كه در جواب میگوید: از همان ابتدا مشخص بود قصه دارای وجهی درام است و با این كه میدانستم ایشان بیشتر در حوزه طنز فعالیت داشتهاند و در كارگردانی این ژانر تبحر دارند، اما میدانستم با درامی قوی مواجه هستیم. با این حال در بعضی نقاط داستان میبینیم رگههای طنزی كه در آثار سینماییشان نمود دارد، در برخی سكانسهای مجموعه پنجره به چشم میخورد و احساس میشود.
اكبری در توضیح شرایط قصه و ماجراهایی كه قرار است برای این خانواده اتفاق افتد، میگوید: یك حادثه ممكن است كانون خانواده را تحت تاثیر قرار دهد، با خطر روبهرو كند، اما این مجموعه در ادامه شاهد اوج و فرودهای بسیاری خواهد بود و خانواده هدایت با مشكلات فراوانی مواجه میشوند كه در زندگی طبیعی هر یك از ما نیز اتفاق میافتد.
وی تاكید میكند: این مجموعه سعی دارد مخاطب را متوجه این مساله كند كه در سختیها و پیشامدهای ناگوار باید با وساطت بزرگان خانواده، شكیبایی، صبر و حوصله مشكلات را برطرف كرد.
پیمان در حد ایدهآلهایم نبود
ازجمله ویژگیهای مثبت فیلمنامه پنجره، شوخیها و ارتباط نزدیك و صمیمی 2 برادر داستان است كه خیلی زود با مرگ پیمان، جای خود را به سكانسهایی سرشار از غم و اندوه میدهد.
محسن افشانی و شهنام شهابی در تقابلی نزدیك، این ارتباط را به نحو احسن به نمایش گذاشتهاند.
شهابی پیش از این و زمانی كه سالهای آغازین فعالیت خود را در عرصه بازیگری پشت سر میگذاشت، در فیلم سینمایی «بیتو تنهایم» به عنوان نقش اول، كنار صلح میرزایی و بازیگرانی چون علی قربانزاده، علی طالبلو، زهرا سعیدی و مجید مشیری حضور داشته است. وی از علاقهاش به صلح میرزایی و سبك كارگردانی او میگوید؛ اما از شرایط غیرمنتظره و نامساعد تولید این مجموعه گلهمند است و اظهار میكند: این كار به لحاظ تولیدی، شرایط بسیار بدی برایم پدید آورد و استرس زیادی به كل گروه وارد كرد. آقای صلح میرزایی نیز با دغدغههای زیادی مجموعه را كارگردانی كردند.
وی ادامه میدهد: برای بازی در این پروژه كاراكترهای مختلفی به بنده پیشنهاد شد، اما به دلیل زمان كمی كه در اختیار داشتم بازی در نقش پیمان را پذیرفتم. این نقش در حد بازیام نبود و فقط به خاطر آقای صلح میرزایی در این كار بازی كردم. از طرفی قرار بود فیلمبرداری ما خیلی زودتر تمام و كار آماده پخش شود، ولی به دلیل شرایط نامساعد این اتفاق نیفتاد و فشار زیادی را متحمل بازی بنده كرد.
شهابی این نقطه ضعف را متوجه دیالوگهای این مجموعه نیز میداند و میافزاید: با تغییر پیدرپی برخی عوامل پشت صحنه، تمركز بنده به عنوان بازیگر نیز به هم خورد و چندان نتوانستم برای قالببندی دیالوگها تمركز كنم و طبیعی است دقت كمی روی متن و تصحیح دیالوگها وجود داشت.
وی با اشاره به این كه تا انتهای مجموعه باز هم اسم، رویا و خاطرات پیمان همراه خانواده هست، میگوید: فیلمنامه همزمان با تصویربرداری نوشته میشد و به دلیل ادامهدار بودن این نقش پس از مرگ و نیز خاطرات، خواب و كابوس و فلاشبكهایی كه در قصه اتفاق میافتاد، خواهش كردم این نقش به مرور كمرنگتر شود و ضمن احترام و علاقه بسیاری كه برای آقای صلح میرزایی قائل هستم، باید بگویم این نقش در حد ایدهآلها و نگرش من نبود.
شیطنتهای یك نابغه!
محسن افشانی در چند درام خانوادگی نقشهای به یاد ماندنی ایفا كرده است. در ادامه این روند، شاهد تفاوتهایی جزئی در قالب نقش پویا در سریال پنجره هستیم. كاراكتری كه بیش از هر چیز شیطنتهای یك نوجوان نابغه را به تصویر میكشد.
وی درباره این نقش چنین توضیح میدهد: این پروژه دارای قصهای متفاوت نسبت به كارهای دیگر است و هر كارگردانی نیز به شیوه خود به طرح داستان میپردازد. در این پروژه نیز از نظر نامگذاری كاراكتر، نقشم تا حدودی یادآور پویای ترانه مادری است. قصه پنجره، روایتگر زندگی یك خانواده متمول است كه دارای 2 پسر المپیادی هستند و برخلاف داستانهای معمول تلویزیون كه چنین شخصیتهایی را با روحیهای آرام، ساكت و سر به زیر نشان میدهند، پویا و پیمان پنجره شر و شور و شیطان هستند.
افشانی ضمن اشاره به این كه كارگردان در كار طنز قدرت خود را نشان داده و در این سریال نیز درامی متمایز را به تصویر كشیده است، میگوید: با ایشان درخصوص نقش پویا بسیار صحبت كردیم؛ پس از آن نیز پویا را بارها در ذهن آنالیز كردم و به نتیجهای در شخصیتپردازی او رسیدم كه در حال حاضر شاهد آن هستیم.
وی ادامه میدهد: بخش دوم این داستان، ماجراهایی دارد كه باید منتظر بود و دید كه هر یك از شخصیتها بعد از مرگ پیمان به چه سمت و سویی كشیده میشوند. فكر میكنم ماجراهایی كه در ادامه داستان اتفاق میافتد، آنقدر جذابیت دارد كه بیننده را پای تلویزیون نگه دارد.
شرایط سخت چهرهپردازی
مهری شیرازی ازجمله طراحان شناخته شده گریم در سینما و تلویزیون معتقد است با ارتقای سطح كیفی آثار تلویزیونی در حوزه گریم دیگر شاهد تفاوتهای هنری و ساختاری میان فیلمهای سینمایی و سریالها نیستیم و اضافه میكند: حساسیت بالای دوربینهای ویدئویی دست كمی از دوربینهای 35 میلیمتری سینما ندارد. از طرفی به دلیل نوع نگاه سینمایی آقای صلح میرزایی دكوپاژها نیز به سمت آثار 35میلیمتری كشیده میشد و همان دقت همیشگی را در این سریال داشتند و گریم بازیگران با همین حساسیت طراحی شد.
در بسیاری از آثار تلویزیونی لحظات حسی و عاطفی سكانسهای مختلف فقط از طریق بیان احساسی دیالوگها و ری اكشن قابل دریافت است.
گاه یك كاراكتر با وجود بیماری، ضعف شدید و حتی خوابیدن در بخشهای ویژه بیمارستانی، كمتر تغییری در گریم چهرهاش به وجود میآید.
شیرازی این مساله را به عنوان نقطه ضعف چنین آثاری میداند و میگوید: بخصوص در سكانسهای عزاداری سعی كردیم با نشان دادن غم و اندوه در چهره بازیگران، كاراكترها را به یك جریان واقعی و ملموس نزدیك كنیم، چون قبلا هم در سینما با این كارگردان همكاری داشتم و با حساسیتها و سلیقه ایشان آشنا بودم.
وی ادامه میدهد: به لحاظ رنگ بندی هیچ نوع غلظتی در گریم این كار احساس نمیشود چون گریم به طور كامل در خدمت فیلمنامه بود و با پیشروی داستان تلاش شد این اتفاق بیشتر نمود یابد.
شیرازی كه در حال حاضر به عنوان طراح گریم سریالی به كارگردانی سعیدآقاخانی و تهیه كنندگی مهام و محمدی فعالیت دارد، در پایان تاكید میكند: در این كار به دلیل مشكلات خاص با شرایط سختی رو به رو بودیم و چنین مسائلی قطعا صدماتی به كار وارد میآورد؛ اما خوشبختانه با تلاشهای آقای صلح میرزایی، پنجره موردپسند مردم و مخاطب قرار گرفته و با دیدن نتیجه نهایی خستگی را از تن ما بیرون آورده است.
قدرتالله صلح میرزایی پنجره را در ژانری خانوادگی و در بستری از درام كارگردانی كرده است. در این مجموعه موقعیتهای پیش روی كاراكترها، گاه چنان به تلخی میگراید كه كمتر تصور میشود این كارگردان پیش از این در خلق آثار طنز یكی از پركارترین كارگردانان سینما بوده است. فیلمهای شاخه گلی برای عروس، دلداده و... از جمله همین آثار هستند كه با مایههایی از كمدی غلیظ، مخاطبان خاصی را با خود همراه كردهاند. صلح میرزایی اما حوزه كاری سینما و تلویزیون را بسیار متفاوت میداند حتی به لحاظ بار موضوعی آثار تولید شده.
او میگوید: در سینما هر سال یك فیلم را روانه اكران كردهام، ولی جنس حرفهایی كه در سینما میزنم نسبت به پیامی كه در این سریال تلویزیونی نهفته، بسیار متفاوت است. به هر حال برگشت سرمایه در سینما اولویت اصلی است، اما رسانه ملی با انتخاب داستانهای جذاب به جلب رضایت مردم توجه میكند. در این خصوص، پژوهش مبنای اصلی ساخت این سریال تلویزیونی قرار گرفت.
وی ادامه میدهد: از طریق رسانه ملی میتوان در جامعه تحول به وجود آورد و آثار نمایشی دارای زبان و بیانی است كه به طور غیرمستقیم مفاهیم و محتوا را انتقال میدهد و به نظرم سریالهای تلویزیونی در این چند سال بخوبی ظاهر شدهاند و حال پس از گذشت 3 دهه از انقلاب اسلامی كارگردانهای ما میدانند چه چیزی بسازند كه تاثیر منفی نداشته باشد.
كارگردان مجموعه پنجره عقیده دارد سریالی كه در حوزه موضوعات تربیتی حرفی برای گفتن داشته باشد و پیام داستانش نشات گرفته از فرهنگ و ارزشهای اصیل ما باشد موردپسند مردم ایران قرار خواهد گرفت و در این ارتباط به مهمترین ویژگی یك اثر موفق تلویزیونی اشاره میكند: برای ساخت یك سریال موفق باید به لحاظ روانشناسی و جامعهشناختی مبنا را بر پژوهش گذاشت و فیلمنامه را با این نگاه كه چه تاثیری در جامعه خواهد داشت، به رشته تحریر درآورد. در سریال پنجره، اصلی ترین دغدغه ما این بود كه سوژه انتخابی تا چه میزان مورد نیاز مخاطبان امروز است.
زندگی مهم تر از بازی است
روایت درست داستان باعث میشود تا مخاطب بتواند ادامه آن را حدس بزند. دیالوگهای مجموعه نیز از این قاعده خارج نیستند و كمتر به سمت و سوی نمایش گونه كشیده شدهاند.
صلح میرزایی این ویژگی را از نقاط قوت فیلمنامه پنجره میداند و میگوید: شعله شریعتی هنگام نوشتن فیلمنامه، دیالوگها را در اختیارمان میگذاشت و ما روی آنها كار میكردیم.
ساخت سریال پنجره با حساسیتهای زیادی همراه بود. پیش از ساخت تلاش كردم یك زندگی واقعی را به تصویر بكشم. یعنی داستان و كاراكترها برای مخاطبی كه پای این مجموعه مینشیند، قابل لمس باشند. در مراحل فیلمبرداری و تبدیل دیالوگها و ریاكشنهای موجود در فیلمنامه و بروز لحظات احساسی در بازی بازیگران سعی كردیم به یك زندگی سیال و حقیقی نزدیك شویم؛ مثلا ایفاكننده نقش مادر احساس كند واقعا میان خانواده خود زندگی میكند و چرخ یك زندگی را میچرخاند. تلاش میكردم بازیها طبیعی و عادی باشد و بازیگران بیشتر زندگی كنند تا بازی.
تاثیرگذاری در قسمتهای نهایی
كارگردان پنجره، شخصیتپردازیهای این سریال را مبتنی بر پژوهش میداند و میافزاید: شاید بسیاری از خانوادهها با باشگاه دانشپژوهان آشنا نباشند و جایگاه دانشآموزان نخبه را نشناسند. ما با ورود به چنین حوزههایی تلاش كردیم از پرداخت به یك درام خانوادگی پا را فراتر بگذاریم و سوژههای متعددی در قصه جای دهیم. سالها معلم و دبیر تربیتی بودهام و زندگی جوانان را در این سن و سال از نزدیك لمس كردهام. همچنین رمان و داستانهای تربیتی بسیاری در حوزه كودك و نوجوان نوشتهام. در آن آثار هم قصهها روان و ساده بود و نزدیك به زندگی خود نوجوانان. از اینرو سوژههای تربیتی بسیاری برای نگاشتن فیلمنامه پنجره در ذهن داشتم و بر اساس همین طرح اصلی سریال را در ذهن پروراندم و قصد داشتم یك سوژه تربیتی و انسانی ارائه كنم.
حامد صلح میرزایی، دستیار كارگردان است و در رشته تدوین تحصیل كرده است و به دعوت پدرش در كارهایی چون شاخه گلی برای عروس، زندگی شیرین، منطق عفونی، دختری به نام آهو (كه بتازگی توسط قدرتالله صلح میرزایی كارگردانی میشود) به عنوان دستیار فعال بوده است.
حامد صلح میرزایی در مجموعه پنجره ایفاگر نقش حمید است. وی در این خصوص میگوید: كاراكتر حمید را به دلیل كوتاهی نقش انتخاب كردم؛ چون باید تمام توجه و تمركزم را به برنامهریزی این كار معطوف میكردم و علاقهمند بودم نقشی هرچند كوچك و به عنوان یادگار در این مجموعه ایفا كنم. حمید با اینكه در سكانسهای معدودی حضور دارد، اما در روند زندگی افشین تاثیرگذار است.
تلاشی برای انسجام خانواده
عبدالرضا اكبری طی سالهای اخیر در قالب كاراكتر پدرهایی با روحیات گوناگون ظاهر شده است.
در مجموعه پنجره نیز او را در قالب شخصیتی میبینیم كه پیش از هر چیز سعی دارد در برقراری تعادل میان كار و خانواده موفق باشد. او ایفاگر نقش مهندس هدایت بوده و میگوید: نویسنده تلاش كرده است پیام داستان را در قالب روایت قصه جای دهد و هر یك از كاراكترها بخصوص مهندس هدایت در این مسیر نقشی پیش برنده دارند.
این شخصیت با وجود گرفتاریهای متعدد، دور و اطراف خود را بشدت شلوغ كرده است و یك حادثه منجر میشود خود و خانوادهاش دچار این مصیبت شوند و در ادامه قصه، شاهد هستیم او آدم صبوری است و با شكیبایی، حوصله، مهربانی و دلسوزی برای انسجام كانون خانواده خود تلاش میكند.
از اكبری میپرسم آیا حضور كارگردانی با سابقه طولانی در ژانر طنز توانسته بازی او در مجموعه پنجره را به المانهای یك داستان خانوادگی نزدیك كند كه در جواب میگوید: از همان ابتدا مشخص بود قصه دارای وجهی درام است و با این كه میدانستم ایشان بیشتر در حوزه طنز فعالیت داشتهاند و در كارگردانی این ژانر تبحر دارند، اما میدانستم با درامی قوی مواجه هستیم. با این حال در بعضی نقاط داستان میبینیم رگههای طنزی كه در آثار سینماییشان نمود دارد، در برخی سكانسهای مجموعه پنجره به چشم میخورد و احساس میشود.
اكبری در توضیح شرایط قصه و ماجراهایی كه قرار است برای این خانواده اتفاق افتد، میگوید: یك حادثه ممكن است كانون خانواده را تحت تاثیر قرار دهد، با خطر روبهرو كند، اما این مجموعه در ادامه شاهد اوج و فرودهای بسیاری خواهد بود و خانواده هدایت با مشكلات فراوانی مواجه میشوند كه در زندگی طبیعی هر یك از ما نیز اتفاق میافتد.
وی تاكید میكند: این مجموعه سعی دارد مخاطب را متوجه این مساله كند كه در سختیها و پیشامدهای ناگوار باید با وساطت بزرگان خانواده، شكیبایی، صبر و حوصله مشكلات را برطرف كرد.
پیمان در حد ایدهآلهایم نبود
ازجمله ویژگیهای مثبت فیلمنامه پنجره، شوخیها و ارتباط نزدیك و صمیمی 2 برادر داستان است كه خیلی زود با مرگ پیمان، جای خود را به سكانسهایی سرشار از غم و اندوه میدهد.
محسن افشانی و شهنام شهابی در تقابلی نزدیك، این ارتباط را به نحو احسن به نمایش گذاشتهاند.
شهابی پیش از این و زمانی كه سالهای آغازین فعالیت خود را در عرصه بازیگری پشت سر میگذاشت، در فیلم سینمایی «بیتو تنهایم» به عنوان نقش اول، كنار صلح میرزایی و بازیگرانی چون علی قربانزاده، علی طالبلو، زهرا سعیدی و مجید مشیری حضور داشته است. وی از علاقهاش به صلح میرزایی و سبك كارگردانی او میگوید؛ اما از شرایط غیرمنتظره و نامساعد تولید این مجموعه گلهمند است و اظهار میكند: این كار به لحاظ تولیدی، شرایط بسیار بدی برایم پدید آورد و استرس زیادی به كل گروه وارد كرد. آقای صلح میرزایی نیز با دغدغههای زیادی مجموعه را كارگردانی كردند.
وی ادامه میدهد: برای بازی در این پروژه كاراكترهای مختلفی به بنده پیشنهاد شد، اما به دلیل زمان كمی كه در اختیار داشتم بازی در نقش پیمان را پذیرفتم. این نقش در حد بازیام نبود و فقط به خاطر آقای صلح میرزایی در این كار بازی كردم. از طرفی قرار بود فیلمبرداری ما خیلی زودتر تمام و كار آماده پخش شود، ولی به دلیل شرایط نامساعد این اتفاق نیفتاد و فشار زیادی را متحمل بازی بنده كرد.
شهابی این نقطه ضعف را متوجه دیالوگهای این مجموعه نیز میداند و میافزاید: با تغییر پیدرپی برخی عوامل پشت صحنه، تمركز بنده به عنوان بازیگر نیز به هم خورد و چندان نتوانستم برای قالببندی دیالوگها تمركز كنم و طبیعی است دقت كمی روی متن و تصحیح دیالوگها وجود داشت.
وی با اشاره به این كه تا انتهای مجموعه باز هم اسم، رویا و خاطرات پیمان همراه خانواده هست، میگوید: فیلمنامه همزمان با تصویربرداری نوشته میشد و به دلیل ادامهدار بودن این نقش پس از مرگ و نیز خاطرات، خواب و كابوس و فلاشبكهایی كه در قصه اتفاق میافتاد، خواهش كردم این نقش به مرور كمرنگتر شود و ضمن احترام و علاقه بسیاری كه برای آقای صلح میرزایی قائل هستم، باید بگویم این نقش در حد ایدهآلها و نگرش من نبود.
شیطنتهای یك نابغه!
محسن افشانی در چند درام خانوادگی نقشهای به یاد ماندنی ایفا كرده است. در ادامه این روند، شاهد تفاوتهایی جزئی در قالب نقش پویا در سریال پنجره هستیم. كاراكتری كه بیش از هر چیز شیطنتهای یك نوجوان نابغه را به تصویر میكشد.
وی درباره این نقش چنین توضیح میدهد: این پروژه دارای قصهای متفاوت نسبت به كارهای دیگر است و هر كارگردانی نیز به شیوه خود به طرح داستان میپردازد. در این پروژه نیز از نظر نامگذاری كاراكتر، نقشم تا حدودی یادآور پویای ترانه مادری است. قصه پنجره، روایتگر زندگی یك خانواده متمول است كه دارای 2 پسر المپیادی هستند و برخلاف داستانهای معمول تلویزیون كه چنین شخصیتهایی را با روحیهای آرام، ساكت و سر به زیر نشان میدهند، پویا و پیمان پنجره شر و شور و شیطان هستند.
افشانی ضمن اشاره به این كه كارگردان در كار طنز قدرت خود را نشان داده و در این سریال نیز درامی متمایز را به تصویر كشیده است، میگوید: با ایشان درخصوص نقش پویا بسیار صحبت كردیم؛ پس از آن نیز پویا را بارها در ذهن آنالیز كردم و به نتیجهای در شخصیتپردازی او رسیدم كه در حال حاضر شاهد آن هستیم.
وی ادامه میدهد: بخش دوم این داستان، ماجراهایی دارد كه باید منتظر بود و دید كه هر یك از شخصیتها بعد از مرگ پیمان به چه سمت و سویی كشیده میشوند. فكر میكنم ماجراهایی كه در ادامه داستان اتفاق میافتد، آنقدر جذابیت دارد كه بیننده را پای تلویزیون نگه دارد.
شرایط سخت چهرهپردازی
مهری شیرازی ازجمله طراحان شناخته شده گریم در سینما و تلویزیون معتقد است با ارتقای سطح كیفی آثار تلویزیونی در حوزه گریم دیگر شاهد تفاوتهای هنری و ساختاری میان فیلمهای سینمایی و سریالها نیستیم و اضافه میكند: حساسیت بالای دوربینهای ویدئویی دست كمی از دوربینهای 35 میلیمتری سینما ندارد. از طرفی به دلیل نوع نگاه سینمایی آقای صلح میرزایی دكوپاژها نیز به سمت آثار 35میلیمتری كشیده میشد و همان دقت همیشگی را در این سریال داشتند و گریم بازیگران با همین حساسیت طراحی شد.
در بسیاری از آثار تلویزیونی لحظات حسی و عاطفی سكانسهای مختلف فقط از طریق بیان احساسی دیالوگها و ری اكشن قابل دریافت است.
گاه یك كاراكتر با وجود بیماری، ضعف شدید و حتی خوابیدن در بخشهای ویژه بیمارستانی، كمتر تغییری در گریم چهرهاش به وجود میآید.
شیرازی این مساله را به عنوان نقطه ضعف چنین آثاری میداند و میگوید: بخصوص در سكانسهای عزاداری سعی كردیم با نشان دادن غم و اندوه در چهره بازیگران، كاراكترها را به یك جریان واقعی و ملموس نزدیك كنیم، چون قبلا هم در سینما با این كارگردان همكاری داشتم و با حساسیتها و سلیقه ایشان آشنا بودم.
وی ادامه میدهد: به لحاظ رنگ بندی هیچ نوع غلظتی در گریم این كار احساس نمیشود چون گریم به طور كامل در خدمت فیلمنامه بود و با پیشروی داستان تلاش شد این اتفاق بیشتر نمود یابد.
شیرازی كه در حال حاضر به عنوان طراح گریم سریالی به كارگردانی سعیدآقاخانی و تهیه كنندگی مهام و محمدی فعالیت دارد، در پایان تاكید میكند: در این كار به دلیل مشكلات خاص با شرایط سختی رو به رو بودیم و چنین مسائلی قطعا صدماتی به كار وارد میآورد؛ اما خوشبختانه با تلاشهای آقای صلح میرزایی، پنجره موردپسند مردم و مخاطب قرار گرفته و با دیدن نتیجه نهایی خستگی را از تن ما بیرون آورده است.
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: jamejamonline.ir
مطالب پیشنهادی:
منبع: jamejamonline.ir
مطالب پیشنهادی:
گزارش پشت صحنه سریال «مثل شیشه»
مهدی امینیخواه: تا اطلاع ثانوی نقش منفی بازی نمیكنم!
مهدی امینیخواه: تا اطلاع ثانوی نقش منفی بازی نمیكنم!
گفتوگو با مهدی سلطانی، بازیگر سریال «عكاسخانه»
گزارش پشت صحنه سریال «تا ثریا»ی سیروس مقدم
گفتوگو با بازیگر سریال «تا ثریا» و «پنجره»
گفتوگو با بازیگر سریال «تا ثریا» و «پنجره»
