سیمرغسیمرغ

در بررسي چگونگي استفاده از لوكشين‌ها در كارهاي تلويزيوني، به واقعيتي به نام فقر لوكيشن يا بي‌توجهي به اين مقوله مهم برسيم


لوكیشن بحث مهمی در ساختار روایی یك سریال تلویزیونی است و نقش مهمی در باورپذیری فضای روایت یك قصه دارد و هر چه انتخاب لوكیشن با هوشمندی و سلیقه بهتری صورت گیرد، مخاطب بهتر می‌تواند با اثر ارتباط حسی درست برقرار كند.

با وجود این اگر در بررسی چگونگی استفاده از لوكشین‌ها در كارهای تلویزیونی، به واقعیتی به نام فقر لوكیشن یا بی‌توجهی به این مقوله مهم برسیم، نمی‌توانیم حكم صادر كنیم كه صاحب یا خالق یك پروژه تلویزیونی آگاهانه یا عامدانه به سمت بهترین انتخاب یا انتخاب درست نرفته، چون قطعا عوامل مختلف ـ كه مهم‌ترین‌شان درجه پروژه تولیدی و میزان بودجه تعیین شده برای آن است ـ در كیفیت این بخش از كار دخیل بوده‌ است.

اما جدای از این، باید توجه داشت سریال تلویزیونی برحسب ژانر خود باید بتواند در این زمینه ایده‌هایی برای دوری از تكرار و بی‌مایگی ارائه كند و البته باید این واقعیت را برای مسوولان و مخاطبان جا انداخت كه طراحی هنری برعكس آنچه به نظر می‌رسد، لازمه یك پروژه تاریخی نیست و شاید بتوان گفت یك قصه امروزی،برای باورپذیری بهتر، نیاز بیشتری به دقت و وسواس در جزئیات بصری و فضاسازی داشته باشد.

گاه آشنا بودن مخاطب با فضا و انتخاب درست لوكیشن، یك لازمه است (به عنوان مثال تلاش برای بازسازی فضاهای دهه 60 در سریال «وضعیت سفید») و گاه تلاش خالقان اثر برای آشنایی‌زدایی و ارائه لوكیشن‌های متنوع و ناشناخته برای همراه‌سازی مخاطب با روایت نتیجه‌بخش خواهد بود (مثل استفاده از لوكیشن‌های خاص و دكورهای متفاوت در سریال «مختارنامه»).

در رقم خوردن اتمسفر دقیق و منطقی یك سریال تلویزیونی، عوامل مختلفی دخالت دارند.

نویسنده، یكی از مهم‌ترین این عوامل است. وقتی متن یك سریال، چیزی بیشتر از كلیشه‌ها در اختیار كارگردان، تهیه كننده و مدیرهنری قرار نمی‌دهد، هرچقدر خلاقیت در اینها وجود داشته باشد، راه به جایی نخواهد برد.

اینجا هم می‌توان بخش مهمی از كم‌داشت‌ها یا نقاط قوت فضاسازی را به نویسنده یا نویسندگان سریال‌های تلویزیونی مربوط دانست؛ این كه قصه‌ها در فضاهای به اصطلاح آپارتمانی می‌گذرند و نشانی از خلاقیت در روایتی كه می‌تواند دست تصویرگران یك اثر را باز بگذارد، دیده نمی‌شود.

یك طراح صحنه نمی‌تواند در بستر قصه‌ای كه مجالی برای مانور ایجاد نكرده، كار خارق‌العاده‌ای انجام دهد و عكس این قضیه نیز صادق است.

یكی از نمونه‌های كامل این ماجرا را شاید بتوان طراحی صحنه و انتخاب لوكیشن در مجموعه تلویزیونی وضعیت سفید دانست كه نشانه‌گذاری‌های فیلمنامه‌نویس آن در ارائه بهترین ایده‌ها در فضاسازی تاثیر مستقیم داشت یا انتخاب لوكیشن در كارهای تلویزیونی رضا عطاران و مهران مدیری كه از ظرافت‌های نویسندگی بهره زیادی برده‌اند.

معضلاتی چون خارج نشدن از پایتخت نیز كه البته در سال‌های اخیر كمتر شده یا دوری كارها از واقعیت‌های اجتماعی را نیز می‌توان به بخش نویسندگی مربوط دانست كه این معضل البته در تلویزیون و سینما مشترك است!

كارگردانی، عامل مهم دیگر در نشان دادن طراحی هنری یك اثر تلویزیونی است. بخش عمده‌ای از كیفیت خلق یك اثر متوجه كارگردان است. شما نمی‌توانید آثار تلویزیونی زنده‌یاد علی حاتمی، بهروز افخمی، سیدضیاالدین دری، امرالله احمدجو و... را بدون این كه سلیقه آنها در صحنه‌آرایی و انتخاب درست لوكیشن را درنظر بگیرید، ارزیابی كنید.

هزار دستان، كوچك جنگلی، كیف انگلیسی و روزی روزگاری نمونه‌های موفقی از انتخاب لوكیشن در كارهای تلویزیونی هستند كه سلیقه كارگردان‌ در آن بیشترین نقش را داشته است. در كارهایی كه به شهر و اجتماع نیز پرداخته، میزانسن كارهای اخیر سیروس مقدم از جمله «زیر هشت» و «پایتخت» نشان از شناخت او از شهر، آدم‌ها و روابط انسانی و نیز وسواس او درانتخاب لوكیشن (در كنار توجه به جزئیات طراحی لباس و صحنه، تصویربرداری و...) داشت.

تهیه‌كننده، عامل مهم دیگری در رقم‌خوردن نتیجه اثر است كه در ابعاد زیبایی‌شناسانه پس از نویسنده و كارگردان قرار می‌گیرد. جز در مواردی كه با تهیه‌كننده‌های مولف سروكار داریم.

تهیه‌كننده وقتی شناخت درستی از رسانه دارد، باید خود را در خدمت ایده‌پردازان اثر قرار دهد. تهیه‌كنندگانی كه به خاطر كاستن از هزینه‌ها، جلوی خواسته‌های كارگردان ـ مثلا در زمینه انتخاب لوكیشن ـ را می‌گیرند، بیشتر از آن كه به بی‌سلیقگی محكوم شوند، باید به دلیل نشناختن كاركردهای رسانه‌ای مدیوم تلویزیون، مورد انتقاد قرار گیرند چون مخاطب، اگر یك كار تلویزیونی را باور نكند و خود و جامعه پیرامونش را در آن نبیند، ارتباط درستی با كار برقرار نخواهد كرد كه بخشی از این ارتباط، از طریق انتخاب درست لوكیشن تامین خواهد شد.

طراح صحنه و لباس یا مدیر هنری، در بخش كیفی انتخاب لوكیشن نقش مهمی دارد. امروزه با وجود نیروهای خلاق، مجرب و متخصص در بخش فنی سینما و تلویزیون با كمترین مشكل روبه‌رو هستیم و در این حوزه نیز معمولا با كمترین امكانات به بهترین نتایج رسیده‌ایم.

اینجا هم البته دو مساله قابل تأمل وجود دارد. یك، این كه در پروژه‌هایی كه از ابتدای تولید یك سریال حتی در بخش نگارش فیلمنامه هم مدیر هنری همراه كار بوده، معمولا نتایج بهتری عاید كار شده و این موضوع در سریال‌های تاریخی نمود بیشتری دارد.

مساله دیگر، همان جمله‌ای است كه ابتدای این‌بخش به آن اشاره شد؛ این كه معمولا با كمترین امكانات، به بهترین نتایج رسیده‌ایم! خب طبیعی است یك مدیر هنری با امكانات و بودجه بهتر می‌تواند انرژی بیشتری روی كار بگذارد و خلاقیت‌های بیشتری در زمینه انتخاب لوكیشن بروز دهد.

از سوی دیگر، بخشی از مشكلات لوكیشن در كارهای تلویزیونی نیز به محدود بودن امكانات دكور و آكسسوار برمی‌گردد و پلاتوها در كارهایی كه با ساختار تلویزیونی ساخته می‌شوند و بی‌روح بودن‌شان برای مخاطب عادی هم مسجل شده است. كارهای تلویزیونی زیادی در این سال‌ها داشته‌ایم كه به واسطه انتخاب نادرست لوكیشن و بی‌سلیقگی یا بی‌توجهی یا مشكلات مالی و... ضربه‌های زیادی خورده‌اند.

از این دیدگاه باید باور داشت كاركرد انتخاب لوكیشن در یك كار تلویزیونی، چیزی بیش از آرایش یا رنگ و لعاب ظاهری و بیشتر شبیه آزمایشگاه سلیقه بصری است و باید اهمیت پررنگ‌تری به آن داده شود. شاید ایجاد بانك لوكیشن به منظور استفاده بهتر خالقان آثار تلویزیونی از فضاهای متنوع سراسر كشور برای ارتقای این بخش در تولید مجموعه‌های داستانی یك نیاز باشد. چه بسا در برخی موارد، این لوكیشن‌ها بوده‌اند كه به نویسنده، كارگردان و تهیه‌كننده، ایده داده‌اند و آغازگر یك ایده داستانی بوده‌اند.


علی افشار

  
  
گردآوری : گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com /culture

منبع : jamejamonline.ir




مطالب پیشنهادی: 
رمان سیاه یا رمان پلیسی واقع گرا
ضرر و زیان حدود یک میلیارد تومانی " شرکت"
انتخاب لیلا حاتمی برای فیلم "سر به مهر "
تایپو گرافی یا خط نگاری, انتقال پیام به کمک حروف
وضعیت نا مطلوب پوستر فیلم

 
loading...


نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

ارسال
تازه ترین اخبار فرهنگ و هنر
دی کاپریو و برد پیت روی پوسترهای فیلم جدیدشان به سبک قدیمیدی کاپریو و برد پیت روی پوسترهای فیلم جدیدشان به سبک قدیمی

نهمین فیلم بلند کوئنتین تارانتینو یک کمدی-درام سیاه با بازی لئوناردو دی‌کاپریو و برد پیت در نقش‌های اصلی است که داستان یک ستاره تلویزیونی رو به فراموشی و بدلکار او را در اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی روایت می‌کند

ads-culture-left-2
 
X