اعتياد؛ آموزش و نقش رسانه ها
از طرف دیگر وقتی بدانیم که نزدیک به یک چهارم جمعیت کشور مستقیما با مساله اعتیاد درگیر هستند و این بلای خانمان سوز گریبان گیر آنان است به واقع دیگر نمی‌توان...

اعتیاد و رسانه ها

مساله اعتیاد به مواد مخدر و در دام افتادن جوانان ایران در این معضل بزرگ دیگر به یک مساله تکراری و  دستمالی شده تبدیل شده است. آن قدر در مورد این فاجعه سیاه  خوانده ایم و شنیده ایم که دیگر برای مان عادی شده است. آن قدر در خیابانها و کوچههای شهر شاهد خرید و فروش و مصرف مواد مخدر بوده ایم که دیگر این صحنهها عادی تر از هر صحنه دیگری برای ما شده است. اما فاجعه در آن جایی نمود بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم دست رسی به مواد مخدر در ایران بسیار راحت تر و در زمان کوتاه تری از دسترسی به خیلی از مواد خوارکی یا داروها صورت می‌گیرد. شاید بارها شده است که برای یافتن یک دارو  که برای درمان یک بیمار عزیز بسیار واجب است ساعتها داروخانه های مختلف شهر را بگردید حال اگر بدانید که  متوسط زمان دسترسی به مواد مخدر در ایران 30 تا 40 دقیقه است چه حسی پیدا می‌کنید؟ 

از طرف دیگر وقتی بدانیم که نزدیک به یک چهارم جمعیت کشور مستقیما با مساله اعتیاد درگیر هستند و این بلای خانمان سوز گریبان گیر آنان است به واقع دیگر نمی‌توان به راحتی از کنار این معضل بزرگ گذشت.  براساس آمارهای رسمی‌حدود سه میلیون معتاد در کشور وجود دارد که با در نظر گرفتن اعضای چهار نفره برای هر خانواده و به صورت نسبی می‌توان گفت حدود 12 میلیون نفر از مردم ایران همه روزه به گونه ای در گیر بحران خانمان سوز اعتیاد هستند.

در کنار این آمارها باید در نظر داشت که  آمار دقیقی از شمار معتادان تفننی کشور وجود ندارد، اما می‌توان تعداد این افراد را بر اساس تخمین 600 تا 700 هزار نفر خواند. در نتیجه  بر تعداد افرادی که  اعتیاد به زندگی آنان ضربات جبران نا پذیری وارد کرده است افزوده می‌شود. 

در این بین خلا» برنامه های آموزشی و اطلاع رسانی کافی و نقش ضعیف رسانهها و موانع و تابوهای فرهنگی و اجتماعی که بازگو کردن ابعاد فاجعه را محدود می‌کند، مقابله با تهدید را دشوار و ناکارآمد می‌سازد. در واقع اگر عزمی‌جدی برای مقابله با اعتیاد داریم می‌بایست این  سنگهای بزرگ را از سر راه خودمان برداریم.

از طرف دیگر باید به این نکته هم توجه کرد که اکنون مدل مصرف مواد مخدر در حال تغییر است و در زمان حاضر دغدغه اصلی در عرصه مبارزه با مواد مخدر مصرف مواد مخدر جدیدی از جمله کراک است.  باید به این موضوع با دقت نظر بیشتری نگریسته شود.  از طرف دیگر با رشد روز افزون آمار اعتیاد در میان جوانان که متاسفانه حتی در محیطهای علمی‌و آموزشی نظیر مدارس و دانشگاهها این بیم وجود دارد  که اقشار و افراد تحصیلکرده که سرمایههای آینده جامعه هستند بیشتر در دامان این بلای خانمانسور گرفتار  می‌شوند. براساس آمارهای جسته و گریخته ای که از وضعیت اعتیاد در میان جوانان خصوصا در دانشگاههای بزرگ کشور منتشر می‌شود این بیم می‌رود که اگر بیش از این به این موضوع مهم بی توجهی  صورت بگیرد این امر تبدیل به یک فاجعه جبران ناپذیر شود و ابعاد این فاجعه چنان گسترده شود که دیگر نتوان جلوی آن را گرفت. 

در این جا باید یک عزم جدی و ملی برای رفع این معضلات  در میان تمام مسوولان به وجود بیاید که در ابتدای امر باید این مسوولان سعی کنند که واقعیتها را بپذیرند و بپذیرند که  اعتیاد دیگر آن چنان تبدیل به معضل روزمره ای شده است که نمی‌توان با انکار و نادیده گرفتن آن از وظیفه حل این معضل شانه خالی کنند.

البته  خوشبختانه در چند سال گذشته برخی تشکلها و گروه های مردم نهاد توانسته اند  برای حل این معضل تلاش های قابل تقدیری انجام داده اند که بر مسوولان امر واجب است که از این تلاشها حمایت کنند. در واقع در این چند این گروهها و نهادهای خودجوش و مردمی‌بوده اند که بار سنگین درمان اعتیاد را در جامعه بر دوش کشیده اند که به نظر می‌رسد اگر از حمایتها و همراهیهای لازم دولت و نهادهای مسوول برخوردار شوند بتوانند آمارهای اعتیاد را بسیار کاهش دهند.

 

گردآوری : گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
seemorgh.com/culture
منبع : مردم سالاری