شب گذشته ( جمعه 27 شهریور) رقابت تنگاتنگی بین امیرمهدی ژوله و امین حیایی در مسابقه خندانند برتر صورت گرفت.

استندآپ کمدی امیرمهدی ژوله و امین حیایی

در ابتدای خنداونه شب گذشته ، رامبد جوان از طرح "همسفره" صحبت کرد . این طرح برای کمک به 400 هزار کودکی است که سوء تغذیه‌ دارند و خانواده‌ هایشان توان تامین غذای مورد نیاز آنها را ندارند.سپس امیر مهدی ژوله و امین حیایی به روی سن آمدند و قرعه کشی انجام شد و قرار شد ابتدا امیر مهدی ژوله استندآپ خود را اجرا کند.

ژوله در آغاز ورودش گفت: اگر هر کسی جای من بود و اینطور به مرحله دوم صعود می‌ کرد، این دو هفته را جشن و مهمانی می‌ گرفت، اما من از وقتی به خانه رفتم، فقط آروغ بچه ام را می‌ گرفتم و ساعت‌ های زندگیم با این اتفاق تنظیم شده بود و آنقدر در ذهنم ملکه شده بود که چند وقت پیش مدیر ساختمان را که برای گرفتن شارژ بی‌ تابی می‌کرد و دم در آمده بود، بغل کردم و آروغش را گرفتم، ولی نمی‌ دانم چرا ناراحت شد!

او در ادامه گفت: تصمیم گرفتم همان لباس سفیدی که در برنامه قبل پوشیده بودم را تنم کنم و برای چشیدن طعم شهرت که خیلی به آن را دوست دارم، به دل مردم بزند، برای همین تصمیم گرفتم به داروخانه بروم، باخودم گفتم همه اقشار در آن حضور دارند و من را روی دست خواهند برد. به آنجا که رسیدم با خودم گفتم الان همه فکر می‌ کنند لابد باید سیکلوفلوکساسینی یا یک همچین اسم باکلاسی را بخواهم ولی من که جز پوشک بچه چیزی نمی‌ خواستم، ولی تا داخل شدم دیدم هیچ‌ک س جز یک نفر که همه کارهای آنجا را انجام می داد بیشتر نبود، کلا منصرف شدم و آمدم برگردم که از من پرسید چه می‌ خواهم؟ من هم گفتم حالا برای شروع یک پوشک بیاور تا بیشتر آشنا شویم! پوشکی را آورد و گفت 50 هزار تومن! و من همان جا فکر کردم ما وقتی بچه بودیم همه وظایفمان را روی یک کهنه انجام می‌دادیم نه تراول.


عکس امیرمهدی ژوله و امین حیایی

عکس امیرمهدی ژوله و امین حیایی

وی در ادامه تعریف کرد: آمدم باز از شهرتم استفاده کنم، گفتم شما شبکه نسیم را نمی‌ بینید؟ و با شنیدن پاسخ منفی دیدم تلویزیون  اش روشن است و دارد عمو قناد را نگاه می‌کند. من با توجه به سابقه کاری که این مجری دارد تحقیق کردم و فهمیدم که اصلا اول عمو قناد را بالای پارک ملت گذاشتند و بعد دورش جام جم را ساختند. صحبت های او مدام خنده های حاضرین را در برداشت.

ژوله گفت: در ادامه تازه متوجه شدم مسیر خوبی را برای شهرت انتخاب نکرده و بعد راه‌ های دیگر شهرت را که می‌ تواند برود را بیان کرد و ابتدا گفت: مثلا فکر کنید من فوتبالیست می‌ شدم،البته نه از آن حسابی‌ ها و آموزش دیده‌ ها، بلکه از آنهایی که پول می‌دهند تیم می‌ خرند، پول می‌دهند داور می خرند .چون فوتبالیست‌ شدن در اینجا خداراشکر کاری ندارد، برعکس همه جای دنیا که اگر حتی مسی هم باشی باید ساعت 9 شب توپت را برداری و ببرویخوابی، اما اینجا طرف تازه ساعت 2 شب در یکی از باغچه‌ های اطراف تهران،کنار همدمش دیده می شود! حالا همدم او کیست؟

در اینجا بود که ژوله از جیبش شلنگ قلیانی را در معرفی همان همدم درآورد و ادامه داد: ولی واقعا اینطور نیست که فوتبالیست در باغچه خانودگی اش بنشیند و  قلیون پرتقالی سفارش بدهد و شروع به کشیدن کند، نه فقط دو سیب نعناع!

بعدهم به سراغ بازیگری رفت و باز هم گفت نه از آن درست و حسابی ها، بلکه از همان‌ هایی که پول می‌دهند نقش می‌ خرند، بازیگر مقابل و همه چیز را می‌ خرند، بعد هم می‌ رفتم همه جایم را عمل می کردم، دماغ و گونه و .. و مدام از کارگردان می‌ خواستم از من کلوزآپ بگیرد، بعد یک عینک آفتابی  با قابی بزرگ می زدم. از همان ها که پشتشان معلوم نیست، از همان‌هایی که تو وقتی می‌ بینی نمی‌ فهمی آن پشت مهناز افشار است یا احمد پورمخبر. بعد در شبکه‌ های اجتماعی هم صفحه باز می‌کردم ولی اعلام می‌ کردم که هیچ صفحه‌ ای ندارم، بعد هم با 20 تا صفحه قلابی می‌رفتم پای پست‌ های این و آن می نوشتم فقط ژوله!


کاریکاتور امین حیایی و امیرمهدی ژوله

کاریکاتور امین حیایی و امیرمهدی ژوله

این نویسنده پس از این خواننده شدنش را تصور کرد و گفت: باز هم از همان خواننده‌ هایی که پول می‌ داد ،کلیپ، ترانه، آهنگ و ... می‌ خرید میشدم، ولی چون پول نداشتم زیرزمینی می‌ شدم، که البته همه چیزم برای چنین اتفاقی مهیاست جز اسمم، مثلاا  آن را می گذاشتم "ژوله یا"، و این خودش باعث ترغیب همه برای آمدن به کنسرتم می‌شد تا ببینند یا چی؟ ژوله یا چی؟ و بعد شصت تومان می‌ دادند و می‌ فهمیدند ، یا هیچ چی! همینطور می‌ توانستم اسمم را بگذارم "امیر ژوژولو" و به طرفدارانم هم می‌ گفتم ژوژولی‌ ها! بعد پست می‌ گذاشتم من آبریزش بینی دارم، آن وقت 2 هزارتا لایک می‌ خورد،50 هزار نفر به اشتراک می‌گذاشتند .

ژوله در انتهای این تصورات، بیان کرد: اگر یک سیاستمدار می‌شدم ...  بگم؟به خدا اگر جرات داشته باشم بگم!  ولی برای اینکه مشهور بشویم حتما لازم نیست خیلی تلاش کنیم، همین‌ که به بغل دستیمان بگوییم فلانی،والله تو مسلمون نیستی کافی است. اما قربون خودم و خودتون برم که نه فوتبالیست شدم، نه بازیگر، نه خواننده و نه بغل دست کسی نشستم، ولی مشهور شدم. شما من را با این مشهور کردید. در همین جا باز هم دست به جیب شد و صابون زرد مراغه و یا همان صابون برگردون را درآورد و نشان داد.صابونی که در پشت صحنه از آن به عنوان امضای خود یاد کرد. بعد هم در آخر صحبت‌ ها برای همه خانواده‌ هایی که فرزندشان مریض هستند، آرزوی صبر و سلامتی کرد.

بعد از رفتن او تشویق تماشاگران، امین حیایی وارد شد و بیان کرد که سعی کرده اینبار برای اجرایش فکر کند، بعد هم شروع به صحبت درباره اولین ورزشی که ما انسان ها انجام داده‌ ایم و انواع راه رفتن‌ ها کرد.

او ابتدا چهار دست و پا راه رفت و گفت: این همان ورزشی است که همه در ابتدا انجام می‌دهیم. بعد هم به تاتی‌ تاتی‌ های آغازین اشاره کرد، و سپس به سراغ راه رفتن انسان‌ های نخستین قبل و بعد از کشف اسلحه سرد و گرم رفت. تا به دو ماراتون و آدمی که بعد از کشف مهم "زکریای رازی" تلو‌تلو‌خوران راه می‌ رود، رسید.حیایی همه این راه‌رفتن‌ ها را به صورت نمایشی انجام داد.

وی همچنین در قسمتی از این اجرا به نقش بیژن مرتضوی اخراجی‌ ها رسید و در آخر اظهار کرد: من حدود دو روز برای فکر به این مساله وقت گذاشتم و در مرحله بعد ترکیب این حرکات با ورزش و موضوعات دیگر را نشان می‌ دهم. اجرای او 8 دقیقه بیشتر نبود و در همین جا برنامه خندوانه به پایان رسید و باید دید کدام کمدین رای بیشتری را خواهد آورد.


تهیه و تدوین : گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
seemorgh.com/culture
اختصاصی سیمرغ / فریبا بیات


 
 
 

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

پربیننده های این بخش

 
X